اجلاس نماز

 
منو
 
تصاویر منتخب
image45.JPG
 
check web page
website monitoring service
 
امتياز جستجوگرها
Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net
Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

Powered by  MyPagerank.Net

 
اتصال به خبرخوان
 

صاحب امتیاز

مدیریت دارالقرآن و امور نماز

معاونت آموزش و تبليغ

سازمان عقیدتی سیاسی

وزارت دفاع و پشتیبانی

نیروهای مسلح

جمهوری اسلامی ایران

 

شماره تماس

22959093 - 021

نشانی

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 

انتشار مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

 
 
 
 
حدیث روز

 

 
آموزش تصویری نماز

 
آموزش احکام . . .

 

 
سایت های نماز

 

 
جستجوی پایگاه
 
گالري تصاوير

 
محبوبترین ها
 
جدیدترین مطالب
 
 
صفحه اصلی arrow نماز  
چاپ ارسال به دوست

اي عزيز – دامن همت به كمر زن و با تفكر و تدبر به نفس بفهمان كه اين مناسك ، و خصوصاً نماز ، و بالاخص فرايض ، مايه سعادت و حيات عالم آخرت و سرچشمه كمالات و رأس المال زندگاني آن نشئه است.

اسرار الصلوه امام خميني صفحه 25

 
عبادت در روایات (5) چاپ ارسال به دوست

عبادت در روایات (5)

 

پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : از عبادت به اندازه‌ای كه توان دارید، برگیرید; زیرا خداوند خسته نمی‌شود مگر آن گاه كه شما خسته شوید.
107ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : لا تُكَرِّهوا الی أنفسكم العباده[1].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : عبادت را به نفس‌های خود تحمیل نكنید.
كوتاهی در عبادت
108ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ (فی صفه الملائكه): و انّهم علی مكانهم منك، و منزلتهم عندك، و استجماع أهوائهم فیك، و كثره طاعتهم لك، و قلّه غفلتهم عن أمرك، لو عاینوا كنه ما خفی علیهم منك لحقّروا أعمالهم، و لزرفا أنفسهم، و لعرفوا أنّهم لم یعبدوك حقّ عبادتك، و لم یطیعوك حقّ طاعتك[2].
امام علی ـ علیه السّلام ـ در توصیف فرشتگان می‌فرماید: آنان با همه مقام و منزلتی كه نزد تو دارند و با این كه همه‌ی دلخواهشان منحصر در توست و با وجود كثرت طاعتشان از تو و اندك بودن غفلتشان از امر تو، اگر حقیقت آنچه از تو را كه بر آنان پوشیده است مشاهده كنند، بی گمان اعمال خود را ناچیز شمارند و خویشتن را سرزنش كنند و پی برند كه تو را چنان كه شایسته‌ی عبادت توست عبادت نكرده‌اند و آن سان كه سزاوار فرمانبری از توست فرمان نبرده اند.
109ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : قال اللّه عزّوجّل: لا یتّكل العاملون علی أعمالهم الّتی یعملون بها لثوابی؛ فانّهم لو اجتهدوا و أتعبوا أنفسهم أعمارهم فی عبادتی كانوا مقصّرین، غیر بالغین فی عبادتهم كنه عبادتی فیما یطلبون من كرامتی[3].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : خدای عزوجل فرموده است: آنها كه برای ثواب من عمل می‌كنند، نباید به اعمالی كه انجام می‌دهند تكیه كنند; زیرا اگر همه‌ی عمر در عبادت من بكوشند و خود را به رنج و زحمت اندازند، باز حقّ آن را ادا نكنند و به كنه عبادت من كه در طلب بخشش و كرامت من انجام می‌دهند نرسند.
110ـ قال الامام الكاظم ـ علیه السّلام ـ : علیك بالجدّ، لا تخرجنّ نفسك من حدّ التّقصیر فی عباده اللّه عزّوجّل و طاعته; فانّ اللّه لا یعبد حقّ عبادته[4].
امام كاظم ـ علیه السّلام ـ : همواره بكوش و هرگز خود را در عبادت و طاعت خدای عزّوجلّ بی‌تقصیر مدان; زیرا خداوند آن گونه كه شایسته‌ی پرستش است، پرستش نمی‌شود.
111ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : أكثر من أن تقول: اللّهم لا تجعلنی من المعارین و لا تخرجنی من التّقصیر. قال: قلت: أمّا المعارون فقد عرفت أنّ الرّجل یعار الدّین ثمّ یخرج منه، فما معنی لا تخرجنی من التّقصیر؟ فقال: كلّ عمل ترید به اللّه عزّوّجل فكن فیه مقصّرا عند نفسك; فانّ النّاس كلّهم فی أعمالهم فیما بینهم و بین اللّه مقصّرون الاّ من عَصَمَهُ اللّه عزّوجّل[5].
بسیار بگو: خدایا! مرا از عاریه داران قرار مده و از حد تقصیر بیرونم مبر. راوی می‌گوید: عرض كردم: معنای عاریه داران را می‌دانم كه مردی دین را به طور عاریه می‌گیرد و سپس از آن خارج می‌شود. اما معنای «مرا از حد تقصیر بیرونم مبر» چیست؟ حضرت فرمود: هر كاری كه برای خدا انجام می‌دهی خود را در آن مقصر بدان; زیرا همه‌ی مردم در كارهایی كه برای خدا می‌كنند، مقصر هستند مگر كسی كه خدای عزوجل نگهش دارد.
112ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ (لجابر): یا جابر! لا أخرجك اللّه مِن النّقص و (لا) التّقصیر[6].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ به جابر فرمود: ای جابر! خداوند تو را از كاستی و تقصیر بیرون نبرد.[7]
113ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ (فی خلقه الملائكه): أما انّهم علی مكانتهم منك، و طاعتهم ایّاك، و منزلتهم عندك، و قلّه غفلتهم عن أمرك، لو عاینوا ما خفی عنهم منك لاحتقروا أعمالهم، و لأزروا علی أنفسهم، و لعلموا أنّهم لم یعبدوك حقّ عبادتك، سبحانك خالقا و معبودا![8].
امام علی ـ علیه السّلام ـ درباره آفرینش فرشتگان می‌فرماید: آنان با همه‌ی منزلتی كه نزد تو دارند و طاعتی كه می‌كنند و جایگاهی كه نزدت دارند و كمتر از كار تو غافل و بی خبرند، اگر آن چه را از (عظمت) تو بر آنها پوشیده است مشاهده كنند، هر آینه اعمال خود را ناچیز شمارند و خویشتن را سر زنش نمایند و در یابند كه تو را چنان كه حق توست بندگی نكرده اند. پاكی تو ای آفریدگار و ای معبود!
114ـ عنه ـ علیه السّلام ـ (فی المناجاه): الهی! ان كنت لا ترحم الاّ المجدّین فی طاعتك فإلی من یفزع المقصّرون؟! و ان كنت لا تقبل الاّ من المجتهدین فإلی من یلتجئُ المفرّطون؟![9].
امام علی ـ علیه السّلام ـ (در مناجات): الهی! اگر تو تنها به كسانی رحم كنی كه در طاعت تو می‌كوشند، پس تقصیر كاران به سوی چه كسی بگریزند و اگر تنها از كسانی می‌پذیری كه سختكوشند پس كوتاهی كنندگان به چه كسی پناه برند؟
پاداش اخلاص در عبادت
115ـ قال الامام الحسین ـ علیه السّلام ـ : من عبداللّه حقّ عبادته آتاه فوق أمانیه و كفایته[10].
امام حسین ـ علیه السّلام ـ : هر كه خدا را چنان كه حق عبادت اوست عبادت كند، خداوند برتر از آرزوها و بیشتر از حد كفایتش به او عطا فرماید.
116ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : اذا قال (أی العبد): ایّاك نعبد، قال اللّه عزّوجّل: صدق عبدی ایّای یعبد، اشهدكم لاثیبنّه علی عبادته ثوابا یغبطه كلّ من خالفه فی عبادته لی[11].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : هر گاه (بنده) بگوید: تنها تو را بندگی می‌كنیم. خدای عزّوجلّ فرماید: بنده ام راست می‌گوید. او فقط مرا بندگی می‌كند; شما را گواه می‌گیرم كه به او برای عبادتش چنان پاداشی دهم كه هر كس بر خلاف عبادت او رفته بر وی رشك برد.
117ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ : لا یكون العبد عابداً لله حقّ عبادته حتّی ینقطع عن الخلق كلّه الیه، فحینئذ یقول: هذا خالص لی فیتقبّله بكرمه[12].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ : بنده، خدا را چنان كه سزاوار است عبادت نكند مگر آن گاه كه از همه‌ی خلایق ببرد و به او روی آورد; در این هنگام است كه خداوند می‌فرماید: این بنده‌ی خالص من است; پس با كَرَم خود او را می‌پذیرد.
موانع لذت بردن از عبادت
118ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : كیف یجد لذّه العباده من لا یصوم عن الهوی؟![13].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : چگونه لذت عبادت را بچشد، كسی كه از هوی و هوس باز نمی‌ایستد؟
119ـ قال المسیح ـ علیه السّلام ـ : بحقّ أقول لكم: انّه كما ینظر المریض الی طیّب الطّعام فلا یلتذه مع ما یجده من شدّه الوجع، كذلك صاحب الدّنیا لا یلتذّ بالعباده و لا یجد حلاوتها مع ما یجد من حبّ المال[14].
مسیح ـ علیه السّلام ـ : حقیقتی را به شما بگویم:همان گونه كه شخص بیمار به خوراك خوب و خوشمزه می‌نگرد اما به سبب درد شدیدی كه دارد از آن لذتی نمی‌برد، دنیا دار نیز با وجود مال دوستی از عبادت لذت نمی‌برد و طعم شیرین آن را نمی‌چشد.
120ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : بحقّ أقول لكم: من لا ینقّی من زرعه الحشیش یَكثُر فیه حتّی یغمره فیفسده، و كذلك من لا یخرج من قلبه حبّ الدّنیا یغمره حتّی لا یجد لحبّ الآخره طعما[15].
حقیقتی را به شما بگویم: كسی كه علف‌های هرز زراعت خود را وجین نكند، آن علف‌ها زیاد می‌شود تا جایی كه تمام مزرعه را فرا می‌گیرد و زراعت را از بین می‌برد; همچنین كسی كه دوستی دنیا را از دلش بیرون نكند، دنیا دوستی دلش را فرا گیرد تا جایی كه طعم آخرت دوستی را نچشد.
121ـ فی أخبار داود ـ علیه السّلام ـ : ما لأولیائی و الهمّ بالدّنیا؟ انّ الهمّ یذهب حلاوه مناجاتی من قلوبهم. یا داود! انّ محبّتی من أولیائی ان یكونوا روحانیّین لایغتمّون[16].
در خبرهای داود ـ علیه السّلام ـ آمده است: دوستان مرا چه به غم دنیا خوردن؟ غم دنیا شیرنی مناجات را از دل‌هایشان می‌برد. ای داود! من دوست دارم كه دوستان من روحانی باشند و غم دنیا را به خود راه ندهند.
رها كردن عبادت
122ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : ما أقبح الفقر بعد الغنی، و أقبح الخطیئه بعد المسكنه! و أقبح من ذلك العابد للّه ثمّ یدع عبادته[17].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : چه زشت است نیازمندی پس از توانگری و چه زشت است گناه با وجود درویشی و ضعف و زشت‌تر از اینها كار كسی است كه عبادت خدا را پیشه كند و سپس آن را رها سازد.
123ـ قال الامام الكاظم ـ علیه السّلام ـ : ما أقبح الفقر بعد الغنی، و أقبح الخطیئه بعد النّسك! و أقبح من ذلك العابد للّه ثمّ یترك عبادته[18].
امام كاظم ـ علیه السّلام ـ : چه زشت است نیازمندی بعد از توانگری و چه زشت است گناه به دنبال عبادت و زشت تر از اینها كار كسی است كه عبادت خدا را پیشه كند و سپس از عبادتش دست شوید.
همه‌ مردم بندگان خدایند
124ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : لا یقولنّ أحدكم: عبدی و لا أَمَتی، كلّكم عبید اللّه و كلّ نسائكم إِماءُ اللّه، و لكن لیقل: غلامی و جاریتی و خادمی و فِتیانی[19].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : مبادا كسی از شما بگوید: بنده‌ی من، كنیز من. همه‌ی شما بندگان خدایید و زنانتان همگی كنیزان اویند. بلكه باید بگوید: غلام من، كلفت من، خدمتكار من و نوكر من.
.


[1]. الكافیف: 2 / 86 / 2.
[2]. نهج البلاغه: الخطبه 109.
[3]. أمالی الطوسّی: 212 / 368، التمحیص: 57 / 115.
[4]. الكافی: 2 / 72 / 1 و ص 72 / 4 و ح 2.
[5]. همان.
[6]. همان.
[7] . یعنی خداوند توفیقت دهد كه همیشه عبادتت را ناقص و خودت را در طاعت و بندگی خدا مقصّر بدانی. یا خودت را ناقص و مقصر بدانی؛ زیرا با احساس نقص و كمبود آدمی از تكبّر بیرون می‌آید و با احساس تقصیر از خودپسندی و غرور و تنبلی در عبادت، دست می‌شوید.
[8]. نور الثقلین: 4 / 350 / 22.
[9]. البلد الأمین: 314.
[10]. التفسیر المنسوب الی الامام العسكری ـ علیه السّلام ـ : 327/179.
[11]. أمالی الصدوق: 147 / 1.
[12]. مستدرك الوسائل: 1 / 101 / 91.
[13]. غرر الحكم: 6985.
[14]. تحف العقول: 507، 509.
[15]. همان.
[16]. مسكّن الفؤاد: 80.
[17]. الكافی: 2 / 84 / 6.
[18]. تحف العقول: 397.
[19]. تنبیه الخواطر: 1 / 9.

 

محمد محمدي ري شهري ـ ميزان الحكمة ـ ص 3410

 
عبادت در روایات (4) چاپ ارسال به دوست

 

عبادت در روایات (4)

 

پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بزرگترین ثواب را آن عبادتی دارد كه پنهانی تر انجام گیرد.
79ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده اخلاص العمل[1].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : برترین عبادت، خالص گردانیدن عمل (برای خدا) است.
80ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أنسك النّاس نسكا أنصحهم جیبا، و أسلمهم قلباً لجمیع المسلمین[2].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : عابدترین مردم، كسی است كه نسبت به همه‌ی مسلمانان یكرنگ تر و پاك دل تر باشد.
81ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : لا عباده كالخضوع[3].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : عبادتی چون فروتنی نیست.
عابدترین مردم
82ـ قال الامام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ : یقول اللّه: ابن آدم، اعمل بما افترضت علیك تكن من أعبد النّاس[4].
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ : خدا می‌فرماید: فرزند آدم! آنچه بر تو فرض كرده ام عمل كن، تا از عابدترین مردمان باشی.
83ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : من أتی اللّه بما افترض اللّه علیه فهو من عبد النّاس[5].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : هر كس آنچه را كه خداوند بر او واجب ساخته است به جای آورد، در شمار عابدترین مردمان است.
84ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : أعبد النّاس من أقام الفرائض[6].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : عابدترین مردم، كسی است كه واجبات را به پا دارد.
85ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : اعمل بفرائض اللّه تكن من أتقی النّاس[7].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : به فرایض خدا عمل كن، تا از پرهیزگارترین مردمان باشی.
86ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : لا عباده كأداء الفرائض[8].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : هیچ عبادتی، چون گزاردن واجبات نیست.
87ـ قال الامام الرّضا ـ علیه السّلام ـ : لیست العباده كثره الصّیام و الصّلاه، و انّما العباده كثره التّفكّر فی أمر اللّه[9].
امام رضا ـ علیه السّلام ـ : عبادت به فراوانی روزه و نماز نیست بلكه عبادت به بسیار اندیشیدن در كار خداست.
88ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : فاعلم أنّ أفضل عباد اللّه عند اللّه امام عادل هُدِیَ وَ هَدَی[10].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : بدان، كه برترین بندگان خدا نزد او، پیشوای دادگری است كه خود رهیافته باشد و دیگران را به راه راست رهنمون شود.
بندگان بد
89ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبدُ عبدٌ له وجهان، یُقبِلُ بِوَجهٍ و یُدبِرُ بِوَجهٍ، إِن أُوتِیَ أخوه المسلم خیراً حَسَدَهُ، و إِن ابتُلِیَ خَذَلَهُ[11].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بد بنده‌ای است، آن بنده‌ای كه دو چهره دارد: با چهره‌ای رو می‌كند و با چهره‌ای پشت می‌كند، اگر به برادر مسلمانش نعمتی داده شود، بر او حسد می‌ورزد و اگر گرفتار شود، تنهایش می‌گذارد.
90ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ ، بئس العبدُ عَبدٌ أَوَّلُهُ نطفهٌ، ثُمَّ یَعُودُ جِیفَهً، ثمّ لایدرِی ما یُفعَلُ به فیما بین ذلك[12].
بد بنده‌ای است، آن بنده‌ای كه آغازش نطفه‌ای است و فرجامش مرداری و در این میان نمی‌داند با او چه می‌شود.
91ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبدُ عَبدٌ خُلِقَ لِلعبادهِ فَأَلهَتهُ العاجِلَهِ عن الآجِلَهِ، فازَ بالرّغبهِ العاجِلَهِ و شَقِیَ بالعاقِبَهِ[13].
بد بنده‌ای است، آن بنده‌ای كه برای عبادت آفریده شده، اما دنیا او را از آخرت غافل كرده است، به خواهش‌های زود گذر دنیوی دست یافته و در عاقبت بدبخت شده است.
92ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد تجبّر و اختال، و نسی الكبیر المتعال[14].
بد بنده‌ای است، آن بنده كه تكبر و غرور ورزد و خدای بزرگ بلند مرتبه را از یاد برد.
93ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد عتا و بغی، و نسی الجبّار الأعلی[15].
بد بنده‌ای است، آن بنده كه سر كشی و طغیان نماید و خدای جبّار بَرین را فراموش كند.
94ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد له هوی یضلّه، و نفس تذلّه[16].
بد بنده‌ای است، آن بنده كه او را هوسی گمراه كننده باشد و نفسی خوار كننده.
95ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : بئس العبد عبد له طمع یقوده الی طبع[17]/[18].
بد بنده‌ای است، آن بنده كه او را طمعی باشد كه به ننگ و پستیش كشاند.
عبادت ناپذیرفتنی
96ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : العباده مع أكل الحرام كالبناء علی الرّمل، و قیل: علی الماء[19].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : عبادتِ توأم با حرام خواری، چون ساختمانی است بر روی شن و به قولی: بر روی آب.
97ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : انّ لِلّهِ ملكا ًینادی علی بیت المقدس كلّ لیله: من أكل حراما لم یقبل اللّه منه صرفا و لا عدلا. و الصّرف النّافله، و العدل الفریضه[20].
خدا را فرشته‌ای است كه هر شب بر فراز بیت المقدس بانگ می‌زند: هر كس مال حرامی بخورد، خداوند از او نه مستحبی می‌پذیرد و نه واجبی.
98ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ : انّ الرّجل اذا أصاب مالا من حرام لم یقبل منه حجّ و لا عمره و لا صِلَهُ رَحِمٍ; حتّی انّه یفسد فیه الفرج[21].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ : هر گاه مرد مالی از حرام به دست آورد، نه حجی از او پذیرفته می‌شود نه عمره‌ای و نه صله‌ی رحمی، حتی در نطفه اش اثر سوء می‌گذارد.
99ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : لا یكتسب العبد مالا حراما فیتصدّق منه فیوجر علیه، و لا ینفق منه فیبارك (اللّه) له فیه، و لا یتركه خلف ظهره الاّ كان رادّه (زاده) الی النّار[22].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : اگر بنده مال حرامی به دست آورد و از آن صدقه بدهد، اجری به او داده نمی‌شود و اگر از آن انفاق كند، خداوند برای او در آن بركت قرار نمی‌دهد و بعد از خود باقی نگذارد مگر این كه سوق دهنده‌ی (ره توشه‌ی) او به سوی آتش باشد.
100ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : درهم یرّده العبد الی الخصماء خیر له من عباده ألف سنه، و خیر له من عتق ألف رقبه، و خیر له من ألف حجّه و عمره[23].
درهمی كه بنده به طلبكاران بر می‌گرداند، برای او بهتر از هزار سال عبادت و بهتر از آزاد كردن هزاز بنده و بهتر از گزاردن هزار حج و عمره است.
101ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : من اكتسب مالا حراما لم یقبل اللّه منه صدقه و لا عتقا و لا حجا و لا اعتمارا، و كتب اللّه جلّ و عزّ بعدد أجر ذلك أوزارا، و ما بقی منه بعد موته كان زاده الی النّار، و من قدر علیها فتركها مخافه اللّه عزّوجّل دخل فی محبّه اللّه عزّوجّل و رحمته، و یؤمر به الی الجنّه[24].
هر كه مال حرامی را كسب كند، خداوند از او نه صدقه و زكاتی می‌پذیرد و نه آزاد كردن بنده‌ای و نه حجّی و نه عمره‌ای و خداوند عزّوجلّ به اندازه‌ی ثواب این كارها برای او گناه بنویسد و آنچه از آن مال پس از مرگ او باقی ماند، ره توشه‌اش به سوی دوزخ باشد. اما اگر كسی مال حرامی را به دست آورد و از ترس خدای عزوجل آن را رها كند، مشمول محبّت و رحمت خداوند عزّوجلّ گردد و دستور داده شود كه او را به بهشت برند.
102ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ : من أصاب مالا من أربع لم یقبل منه فی أربع: من أصاب مالا من غلول أو ربا أو خیانه أو سرقه، لم یقبل منه فی زكاه و لا فی صدقه و لا فی حجّ و لا فی عمره[25].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ : هر كه از چهار راه مالی به دست آورد، چهار چیز از او پذیرفته نشود: كسی كه از راه دزدیدن غنایم یا ربا یا خیانت (در امانت) یا سرقت مالی به دست آورد نه زكاتی از او پذیرفته می‌شود، نه صدقه‌ای، نه حجّی و نه عمره ای.
نشاط در عبادت
103ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ مِن كِتابِهِ إلَی الحارِثِ الهمدانی ـ : خادع نفسك فی العباده و ارفق بها و لا تقهرها، و خذ عفوها و نشاطها، الاّ ما كان مكتوبا علیك من الفریضه، فانّه لا بدّ من قضائها و تعاهدها عند محلّها[26].
امام علی ـ علیه السّلام ـ در نامه خود به حارث همدانی می‌فرماید: نفس خود را برای عبادت كردن بفریب و با آن مدارا كن و به زور به عبادت وادارش مساز و از اوقات فراغت و سر خوشی آن (برای عبادات مستحبی) بهره بر گیر، مگر فرایضی كه بر تو واجب گشته است كه در این موارد باید آنها را به موقع انجام دهی و بر آنها مواظبت نمایی.
104ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : آفه العباده الفتره[27].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : آفت عبادت سستی است.
105ـ قال الامام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ (فی الدّعاء): أسالك من الشّهاده أقسطها، و من العباده أنشطها[28].
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ (در دعا): خدایا! از شهادت دادن، عادلانه ترین آن را و از عبادت با نشاط ترینش را از تو مسألت دارم.
106ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : خذوا من العباده ما تطیقون: فانّ اللّه لا یسأم حتّی تَسأمُوا[29].


[1]. غرر الحكم: 3315.
[2]. الكافی: 2 / 163 / 2.
[3]. غرر الحكم: 10506.
[4]. تحف العقول: 281.
[5]. الخصال: 125 / 122 و 16 / 56.
[6]. همان.
[7]. أمالی الطوسی: 120 / 187.
[8]. نهج البلاغه: الحكمه 113.
[9]. تحف العقول: 442.
[10]. نهج البلاغه: الخطبه 164.
[11]. نوادر الراوندّی: 22.
[12]. نوادر الراوندّی: 22.
[13]. همان.
[14]. همان.
[15]. همان.
[16]. همان.
[17]. أی الدنس (النهایه: 3 / 112).
[18]. نوادر الراوندّی: 23.
[19]. عدّه الداعی: 141 و 140.
[20]. همان.
[21]. أمالی الطوسی: 680 / 1447.
[22]. عدّه الداعی: 93.
[23]. جامع الأخبار: 441 / 1243.
[24]. أعلام الدین: 414.
[25]. أمالی الصدوق: 358 / 4.
[26]. نهج البلاغه: الكتاب 69.
[27]. تحف العقول: 6.
[28]. البحار: 94 / 155 / 22.
[29]. كنز العمّال: 5301.

 

 

محمد محمدي ري شهري ـ ميزان الحكمة ـ ص 3410

 
عبادت در روایات (3) چاپ ارسال به دوست

 

 

عبادت در روایات (3)

 

مردم در عبادت خدای عزوجل بر سه گروهند: یك گروه او را به هوای پاداشش عبادت می‌كند كه این عبادت آزمندان است و آن طمع باشد; گروهی دیگر او را از ترس دوزخ عبادت می‌كنند كه این عبادت بردگان است و آن ترس باشد; اما من، خدای عزوجل را به خاطر عشق و محبت به او عبادت می‌كنم و این عبادت كریمان است و آن مایه‌ی امن و امان باشد; به دلیلِ این سخن خدای عزوجل كه: «و آنان از ترس و هراس آن روز در امانند» و نیز به دلیل این سخن او عزوجل كه: «بگو اگر خدا را دوست دارید...» بنابراین، هر كه خدا را دوست بدارد خدای عزوجل نیز او را دوست دارد و هر كه خداوند عز و جل دوستش بدارد از وحشت وز قیامت در امان است.
51ـ قال الامام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ : انّی أكره أن اعبد اللّه و لا غرض لی الاّ ثوابه. فأكون كالعبد الطّمع المطمّع، ان طمع عمل و الاّ لم یعمل، و أكره أن (لا) أعبده الاّ لخوف عقابه، فأكون كالعبد السّوء، ان لم یخف لم یعمل. قیل: فلم تعبده؟ قال: لما هو أهله بأیادیه علی و انعامه[1].
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ : من خوش ندارم كه خدا را عبادت كنم در حالی كه از این كار غرضی جز پاداش او نداشته باشم; زیرا در این صورت مانند برده‌ی طمعكار هستم كه اگر به چیزی چشم داشته باشد كار می‌كند و گر نه كار نمی‌كند; همچنین خوش ندارم كه خدا را جز به سبب ترس از كیفر او عبادت نكنم، چه در این حال همچون بنده‌ی نابكاری خواهم بود كه اگر نترسد كار نمی‌كند. عرض شد: پس، برای چه خدا را عبادت می‌كنی؟ فرمود: زیرا او به سبب الطاف و نعمت‌هایش به من، سزاوار عبادت است.
52ـ قال الامام الرّضا ـ علیه السّلام ـ : لو لم یخوّف اللّه النّاس بجنّه و نار لكان الواجب أن یطیعوه و لا یعصوه; لتفضّله علیهم و احسانه الیهم و ما بدأهم به من انعامه الّذی ما استحقّوه[2].
امام رضا ـ علیه السّلام ـ : اگر خداوند مردم را به بهشت و دوزخی هم وعده و وعید نمی‌داد، باز لازم بود كه از او اطاعت كنند و نافرمانیش نكنند; زیرا به آنان تفضل و نیكی فرموده و نعمت هایش را در اختیارشان گذاشته است، بی آن كه (به سبب انجام عملی) استحقاق آن را داشته باشند.


عبادت غیر خدا
53ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : العبید ثلاثه، عَبدٌ رِقٍّ، و عَبدُ شَهوَهٍ، وَ عَبدُ طَمَعٍ[3].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : بندگان سه گونه اند: بنده‌ی زر خرید، بنده‌ی شهوت و بنده‌ی طمع.
54ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : لیس العباده هی السّجود و لا الرّكوع، انّما هی طاعه الرّجال، من أطاع المخلوق فی معصیه الخالق فقد عبده[4].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : عبادت به سجود و ركوع نیست بلكه فرمانبری از رجال است; هر كه فرمان آفریده‌ای را كه مخالف فرمان آفریدگار است اطاعت كند بی‌گمان او را عبادت كرده است.
55ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ : من أصغی الی ناطق فقد عبده، فان كان النّاطق یؤدّی عن اللّه عزّوجّل فقد عبداللّه، و ان كان النّاطق یؤدّی عن الشیّطان فقد عبد الشّیطان[5].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ : هر كه به گوینده‌ای گوش سپارد، او را بندگی كرده است; اگر آن گوینده از طرف خدای عزوجل بگوید، شنونده خدا را عبادت كرده و اگر از طرف شیطان بگوید، شیطان را عبادت كرده است.
56ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : من عبد الدّنیا و آثرها علی الآخره استوخم العاقبه[6].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : هر كه بندگی دنیا كند و آن را بر آخرت بر گزیند، فرجامش ناگوار باشد.
57ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : ملعون ملعون من عبد الدّینار و الدّرهم[7].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : از رحمت خدا به دور است، كسی كه بندگی دینار و درهم كند.
58ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : من أطاع رجلاً فی معصیه فقد عبده[8].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : هر كه از مردی در معصیت خدا فرمان برد، هر آینه او را بندگی كرده است.
59ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : من قضی حقّ من لا یقضی حقّه فقد عبده[9].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : هر كه حق كسی را به جا آورد كه حق او را به جا نمی‌آورد، هر آینه او را بندگی كرده است[10].
60ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ (و قد سأله أبو بصیر عن قوله تعالی: (اتّخذوا أحبارهم و رهبانهم أرباباً من دون اللّه) أما و اللّه ما دعوهم الی عباده أنفسهم، و لو دعوهم الی عباده أنفسهم لما أجابوهم، و لكن أحلّوا لهم حراماً و حرّموا علیهم حلالاً، فعبدوهم من حیث لا یشعرون[11].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ در پاسخ به سؤال ابو بصیر درباره‌ی از آیه‌ی «یهود علما و راهبان خود را، به جای خدا، خدایان خود گرفتند»، فرمود: به خدا سوگند علما و راهبان یهود آنان را به عبادت خود فرا نخواندند. اگر ایشان را به عبادت خود دعوت می‌كردند قطعاً دعوتشان را نمی‌پذیرفتند! بلكه حرامی را برای آنان حلال كردند و حلالی را حرام و بدین ترتیب، ناخود آگاه علما و راهبان خود را عبادت و بندگی كردند.
61ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : تدبّروا أحوال الماضین من المؤمنین قبلكم. كیف كانوا فی حالِ التّمحیصِ و البلاءِ... اتّخذتهُم الفراعنه عبیداً فساموهم سوءَ العذابِ، وَجَرَّعوهم المِرار[12].

امام علی ـ علیه السّلام ـ : در احوال مؤمنانی كه پیش از شما بوده‌اند، بیندیشید كه در حال آزمایش و بلا چگونه بودند؟!... فرعونیان آنان را به بندگی گرفتند و بدترین شكنجه‌ها را به آنها چشاندند و انواع تلخی‌ها را جرعه جرعه در كامشان ریختند.


برترین عبادت
62ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده العلم باللّه و التّواضع له[13].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : برترین عبادت، شناخت خدا و فروتنی برای اوست.
63ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده إِدمانُ التّفكر فی اللّه و فی قدرته[14].
برترین عبادت، اندیشیدن مداوم درباره‌ی خدا و قدرت اوست.
64ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أفضل العباده قول «لا اله الاّ اللّه و لا حول و لا قوّه الاّ باللّه»، و خیر الدّعاء الاستغفار، ثمّ تلا النّبیُّ ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : (فاعلم أنّه لا اله الاّ اللّه و استَغفِر لذَنبِك)[15].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : برترین عبادت گفتن جمله‌ی «لا اله الاّ اللّه و لا حول و لا قوّه الا باللّه» است و بهترین دعا استغفار است. سپس پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ این آیه را تلاوت كرد: «بدان كه خدایی جز اللّه نیست و از گناهت آمرزش بخواه».
65ـ قال الامام الجواد ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده الاخلاص[16].
امام جواد ـ علیه السّلام ـ : برترین عبادت، اخلاص است.
66ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده العفاف[17].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : برترین عبادت، پاكدامنی است.
67ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده غلبه العاده[18].
برترین عبادت، چیره آمدن بر عادت است.
68ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده الزَّهادَه[19].
برترین عبادت، دل بر كندن از دنیاست.
69ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : أفضل العباده الفكر[20]
برترین عبادت، اندیشیدن است.
70ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أفضل العباده الفقه[21].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : برترین عبادت، فقه (فهم دین) است.
71ـ قال الامام الكاظم ـ علیه السّلام ـ : ما عبداللّه بشیء أفضل من العقل[22].
امام كاظم ـ علیه السّلام ـ : خداوند به چیزی برتر از خِرَد، عبادت نشده است.
72ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : و اللّه ما عبداللّه بشیء أفضل من أداء حقّ المؤمن[23].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : به خدا سوگند كه خداوند به چیزی برتر از ادا نمودن حق مؤمن، عبادت نشده است.
73ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ : ما عبداللّه بشیء أفضل مِن عفّهِ بطنٍ و فرجٍ[24].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ : خداوند به چیزی برتر از عفت بطن و فرج، عبادت نشده است.
74ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : ما عبداللّه بشیء أفضل من الصّمت و المشی الی بیته[25].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : خداوند به چیزی برتر از خاموشی و رفتن به خانه‌ی او (حج)، عبادت نشده است.
75ـ فی حدیث المعراج: یا أحمد، لیس شیء من العباده أحبّ الی من الصّمت و الصّوم[26].
در حدیث معراج آمده است: ای احمد! هیچ عبادتی نزد من محبوبتر از خاموشی و روزه نیست.
76ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ (لمّا سئل عن أفضل العباده): ما من شیء أحبّ الی اللّه عزّوجّل من أن یُسأَلَ و یُطلَبَ ممّا عنده[27].
امام باقر ـ علیه السّلام ـ در پاسخ به پرسش از برترین عبادت، فرمود: نزد خدای عزّوجلّ چیزی محبوبتر از این نیست كه از آن چه نزد اوست خواسته و طلبیده شود.
77ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : غضّ الطّرف عن محارم اللّه سبحانه أفضل عباده[28].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : چشم بستن از حرام‌های خداوند سبحان، برترین عبادت است.
78ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أعظم العباده أجراً أخفاها[29].


[1]. البحار: 70 / 210 / 33.
[2]. عیوم أخبار الرّضا ـ علیه السّلام ـ : 2 / 180 / 4.
[3]. تنبیه الخواطر: 1 / 49.
[4]. البحار: 72 / 94 / 6.
[5]. الكافی: 6 / 434 / 24.
[6]. الخصال: 632 / 10 و 129 / 132.
[7]. همان.
[8]. الكافی: 2 / 398 / 8.
[9]. نهج البلاغه: الحكمه 164.
[10]. كلمه «عَبَدَهُ» را برخی از شارحان نهج البلاغه به صورت ثلاثی مزید (عَبَّدَهُ) خوانده‌اند كه در این صورت معنای جمله چنین است: «هر كه... او را بنده خود كرده است».
[11]. الكافی: 2 / 398 / 7.
[12]. نهم البلاغه، الخطبه 192، أنظر تمام الكلام.
[13]. تحف العقول: 364.
[14]. الكافی: 2 / 55 / 3.
[15]. المحاسن: 1 / 453 / 1045.
[16]. تنبیه الخواطر: 2 / 109.
[17]. الكافی: 2 / 468 / 8.
[18]. غرر الحكم: 2873.
[19]. غرر الحكم: 2872، 2907.
[20]. همان.
[21]. الخصال: 30 / 104.
[22]. الكافی: 1 / 18 / 12.
[23]. الاختصاص: 28.
[24]. الكافی: 2 / 79 / 1.
[25]. الخصال: 35 / 8.
[26]. ارشاد القلوب: 205.
[27]. مكارم الاخلاق: 2 / 7 / 1976.
[28]. غرر الحكم: 6427.
[29]. قرب الاسناد: 135 / 475.

 

محمد محمدي ري شهري ـ ميزان الحكمة ـ ص 3410

 
عبادت در روایات (2) چاپ ارسال به دوست

 

عبادت در روایات (2)

 

22ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : من قام بشرائط العبودیّه اهّل للعتق[1].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : هر كه شرایط بندگی را به جای آورد، سزاوار آزادی شود.

 

نقش شناخت در عبادت
23ـ قال الامام الرّضا ـ علیه السّلام ـ : أوّل عباده اللّه معرفته[2].
امام رضا ـ علیه السّلام ـ : آغاز بندگی خدا، شناخت اوست.
24ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : سكّنوا فی أنفسكم معرفه ما تعبدون; حتّی ینفعكم ما تحرّكون من الجوارح بعباده من تعرفون[3]
امام علی ـ علیه السّلام ـ : شناخت خدایی را كه می‌پرستید در جان‌های خود جای دهید تا خم و راست شدن هایتان برای عبادت كسی كه می‌شناسیدش، شما را سود دهد.
25ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : لا خیر فی عباده لیس فیها تفقّه[4].
در عبادتی كه با شناخت توأم نباشد، خیری نهفته نیست.
26ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : لا خیر فی عباده لا علم فیها[5]
عبادتی كه همراه با آگاهی نباشد، ارزشی ندارد.
27ـ قال الامام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ : لا عباده الاّ بالتفقّه[6].
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ : هیچ عبادتی جز با شناخت ارزش ندراد.


نقش یقین در عبادت
28ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : لا عباده الاّ بیقین[7].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : هیچ عبادتی جز با یقین ارزش ندارد.
29ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ (لمّا سمع رجلاً من الحروریَّه یتهجّد و یقرأ): نومٌ عَلی یقینٍ خیرٌ مِن صلاهٍ فی شكٍَ.[8]
امام علی ـ علیه السّلام ـ چون صدای عبادت شبانه و تلاوت قرآن مردی از حروریه (خوارج نهروان) را شنید، فرمود: خوابی كه با یقین همراه باشد، بهتر از نمازی است كه با شكّ توأم باشد.


آداب عبادت
30ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أُعبُد اللّه كأنّك تراه، فان لم تكن تراه، فانّه یراك[9].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : خدا را چنان عبادت كن كه گویی او را می‌بینی; زیرا اگر تو او را نمی‌بینی او تو را می‌بیند.
31ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أُعبُد اللّه و لا تشرك به شیئا، و اعمَلُ للّه كأنّك تراه[10].
خدا را بندگی كن و هیچ چیزی را شریك او مگردان و برای خدا چنان كار كن كه گویی او را می‌بینی.
32ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : الاحسان أن تعبد اللّه كأنّك تراه، فان لم تكن تراه فانّه یراك[11]
احسان این است كه خدا را چنان عبادت كنی كه گویی او را می‌بینی; زیرا اگر تو او را نمی‌بینی او كه تو را می‌بیند.
33ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : (فی قصّه یوسف و زلیخا): لمّا همّت به و همّ بها، قالت: كما أنت! قال: و لِم؟ قالت: حتّی أُغَطِیَ وجه الصّنم لا یرانا، فذكر اللّه عند ذلك و قد علم أنّ اللّه یراه، فَفَرَّ منها[12].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ (درباره‌ی داستان یوست و زلیخا): چون زلیخا آهنگ یوسف كرد و یوسف آهنگ زلیخا، زلیخا گفت: اندكی درنگ كن. یوسف گفت: چرا؟ زلیخا گفت: تا صورت بت را بپوشانم كه ما را نبیند. در این هنگام یوسف به یاد خدا افتاد و دانست كه خداوند او را می‌بیند، لذا از زلیخا گریخت.
34ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ (أیضا): فقال لها یوسف: ما صَنَعتِ؟ طرحت علیه ثوبا أستحی أن یرانا! قال: فقال یوسف: فأنتِ تستحین من صنمك و هو لا یسمع و لا یبصر، و لا أستحی أنا من ربّی؟![13]
در خبری دیگر، امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: یوسف به زلیخا گفت: چه كردی؟ زلیخا گفت: روی بت پارچه‌ای انداختم؛ زیرا خجالت می‌كشم كه ما را ببیند. یوسف گفت: تو از بت خود كه نه می‌شنود و نه می‌بیند شرم می‌كنی و من از پروردگارم شرم نكنم؟
35ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ فی قوله تعالی: (و لا تعملون من عمل الاّ كنّا علیكم شهودا) كان رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ اذا قرأ هذه الآیه بكی بكاءا شدیدا[14]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ درباره‌ی آیه‌ی‌ «هیچ عملی نمی‌كنید جز این كه وقتی دست به آن می‌زنید ما بر شما گواه و ناظریم»، فرمود: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ هر گاه این آیه را می‌خواند به شدّت می‌گریست.


انواع عبادت
36ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : التّفكّر فی ملكوت السّماوات و الأرض عباده المخلصین[15].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : اندیشیدن در ملكوت آسمان‌ها و زمین، عبادت مخلصان است.
37ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : التفكّر فی آلاء اللّه نعم العباده.[16]
اندیشیدن در نعمت‌های خداوند، نیكو عبادتی است.
38ـ فی حدیث المعراج: یا أحمد، انّ العباده عشره أجزاء تسعه منها طلب الحلال، فان أطیب مطعمك و مشربك فأنت فی حفظی و كنفی[17]
در حدیث معراج آمده است: ای احمد! عبادت ده قسمت است كه نه قسمت آن طلب روزی حلال می‌باشد; پس، اگر خوراك و نوشید نیت پاك و حلال باشد در پناه و حمایت من هستی.
39ـ قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ العباده عشره أجزاءٍ، تسعه أجزاءٍ فی طلب الحلال.[18]
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : عبادت ده بخش است كه نه بخش آن طلب روزی حلال می‌باشد.
40ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : العباده سبعون جزءا، و أفضلها جزءاً طَلَبُ الحلال.[19]
عبادت هفتاد جزء است و برترین جزء آن طلب روزی حلال است.
41ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : انّ من العباده لین الكلام و افشاء السّلام[20].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : به نرمی سخن گفتن و سلام كردن به مردم عبادت است.
44ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : نظر الولد الی والدیه حبّا لهما عباده[21].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : نگاه مهرآمیز فرزند به پدر و مادر عبادت است.
43ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : انّ فوق كلّ عباده عباده، و حبّنا أهل البیت أفضل عباده[22]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : برتر از هر عبادت، عبادتی است و دوست داشتن ما اهلبیت برترین عبادت می‌باشد.
44ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : النّظر الی العالم عباده، و النّظر الی الامام المقسط عباده، و النّظر الی الوالدین برأفه و رحمه عباده، و النّظر الی أخ تَوَدُه فی اللّه عزّوجّل عباده[23].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : نگریستن به دانشمند عبادت است، نگریستن به پیشوای دادگر عبادت است، نگاه دلسوزانه و مهرآمیز به پدر و مادر عبادت است و نگریستن به برادری كه برای خدای عزوجل دوستش داری عبادت است.
45ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : حسن الظّنّ باللّه من عباده اللّه تعالی[24].
خوش گمانی به خداوند، از عبادت خدای تعالی است.
46ـ قال الجبرئیل ـ علیه السّلام ـ : یا محمّد، لو كانت عبادتنا علی وجه الأرض لعملنا ثلاث خصال: سقی الماء للمسلمین، و اغاثه أصحاب العیال. و ستر الذّنوب[25].
جبرئیل ـ علیه السّلام ـ : ای محمد!! اگر قرار بود ما در روی زمین عبادت كنیم، سه كار می‌كردیم، آب دادن به مسلمانان، كمك كردن به مردان عیالوار و پوشاندن گناهان (عیب پوشی).
47ـ قال المسیح ـ علیه السّلام ـ ـ لرجل: ما تصنع؟ قال: أتعبّد، قال: فمن یعود علیك؟ قال: أخی، قال: أخوك أعبد منك[26].
مسیح ـ علیه السّلام ـ به مردی فرمود: چه كار می‌كنی؟ عرض كرد: عبادت پیشه كرده ام. فرمود: پس چه كسی مخارج تو را تأمین می‌كند؟ عرض كرد: برادرم. فرمود: برادرت از تو عابدتر است.


انواع عابدان
48ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : انّ قوما عبدوا اللّه رغبه فتلك عباده التجّار، و انّ قوما عبدو اللّه رهبهً قتلك عباده العبید، و انّ قوما عبدو اللّه شكرا فتلك عباده الأحرار[27].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : گروهی به هوای پاداش خدا را عبادت كردند، و این عبادتِ سوداگران است; دسته‌ای از روی ترس، خدا را عبادت كردند، و این عبادت بردگان است; و گروهی برای سپاسگذاری خدا را عبادت كردند، و این عبادت آزادگان است.
49ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : (انّ) العبّاد ثلاثه، قوم عبدوا اللّه عزّوجّل خوفا فتلك عباده العبید، و قوم عبدوا اللّه تبارك و تعالی طلب الثّواب فتلك عباده الأُجَراءِ، و قوم عبدوا اللّه عزّوجّل حبّا له فتلك عباده الأحرار، و هی أفضل العباده[28]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : عبادت كنندگان سه دسته اند: گروهی خدای عزوجل را از ترس عبادت می‌كنند، كه این عبادت بردگان است; گروهی خدای تبارك و تعالی را به طمع ثواب عبادت می‌كنند، كه این عبادت مزدوران است; و گروهی خدای عزوجل را از سر عشق و محبت به او عبادت می‌كنند كه این عبادت آزادگان است و این برترین عبادت است.
50ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : انّ النّاس یعبدون اللّه عزّوجّل علی ثلاثه أوجه: فطبقه یعبدونه رغبهً فی ثوابه فتلك عباده الحُرَصاءِ و هو الطّمع، و آخرون یعبدونه فَرَقاً من النّار فتلك عباده العبید و هی الرّهبه. و لكنّی أعبده حبّاً له عزّوجّل فتلك عباده الكرام و هو الأمن؛ لقوله عزّوجّل: (و هم من فزع یومئذ آمنون) و لقوله عزّوجّل: (قل ان كنتم تحبّون اللّه...) فمن أحبّ اللّه أحبّه اللّه عزّوجّل، و من أحبّه الله عزوجل كان من الآمنین.[29]


[1]. غرر الحكم: 8529.
[2]. التوحید: 34 / 2.
[3]. تحف العقول: 223 و 204.
[4]. همان.
[5]. تذكره الخوّاص: 140.
[6]. تحف العقول: 280.
[7]. كنز الفوائد: 1 / 55.
[8] . نهج البلاغه، الحكمه 97.
[9]. كنز العمال: 5250، 5252، 5254.
[10]. كنز العمال: همان.
[11]. كنر العمال: همان.
[12]. البحار: 12 / 300 / 95 و ص 301 / 97.
[13]. البحار: همان.
[14]. مجمع البیان: 5 / 180.
[15]. غرر الحكم: 1792، 1147.
[16]. همان.
[17]. ارشاد القلوب: 203.
[18] . البحار: 103/18/81.
[19] . معانی الأخبار: 367/1.
[20]. غرر الحكم: 3421.
[21]. تحف العقول: 46.
[22]. المحاسن: 1 / 247 / 462.
[23]. أمالی الطوسّی: 454 / 1015.
[24]. الدرّه الباهره: 18.
[25]. تنبیه الخواطر: 1 / 39 و ص 65.
[26]. همان.
[27]. نهج البلاغه: الحكمه 237.
[28]. الكافی: 2 / 84 / 5.
[29] . الخصال: 188/259.

 

محمد محمدي ري شهري ـ ميزان الحكمة ـ ص 3410

 

 
عبادت در روایات 1 چاپ ارسال به دوست

 

عبادت در روایات 1

 

عبادت
1ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : قال اللّه تبارك و تعالی: یا عبادی الصدّیقین، تنعّموا بعبادتی فی الدّنیا، فانّكم تتنعّمون بها فی الآخره[1].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : خدای تبارك و تعالی فرموده است: ای بندگان راستین من! در دنیا به عبادت من متنعّم شوید; زیرا كه در آخرت به وسیله آن متنّعم می‌گردید.
2ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أفضل النّاس من عشق العباده فعانقها، و أحبّها بقلبه، و با شرها بجسده، و تفرّغ لها، فهو لایبالی علی ما أصبح من الدّنیا علی عسر أم علی یسر[2].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : برترین مردم كسی است كه عاشق عبادت شود; پس، دست در گردن آن آویزد و از صمیم دل دوستش بدارد و با پیكر خود با آن در آمیزد و خویشتن را وقف آن گرداند; و او را باكی نباشد كه دنیایش به سختی گذرد یا به آسانی.
3ـ قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : كفی بالعباده شغلا[3].
بهترین كار و سر گرمی عبادت است.
4ـ قال الامام علیـ علیه السّلام ـ : فاتّقوا اللّه الّذی نفعكم بموعظته، و وعظكم برسالته، و امتنّ علیكم بنعمته، فعبّدوا أنفسكم لعبادته، و اخرجوا الیه من حقّ طاعته[4]
امام علی ـ علیه السّلام ـ : پس بترسید از خدایی كه با پند خویش به شما سود رسانده و با رسالتش (كه از طریق پیامبران به شما ابلاغ كرده) شما را اندرز داده و با نعمت هایش بر شما منت نهاده است. بنابراین، جان‌های خود را برای عبادت او رام سازید و حقّ طاعتش را به جای آورید.
5ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : العباده فوز[5].
عبادت، رستگاری است.
6ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : فضیله السّاده حسن العباده[6].
برتری بزرگان (به) نیكویی عبادت است.
7ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : اذا أحبّ اللّه عبداً ألهمه حسن العباده[7].
هرگاه خداوند بنده‌ای را دوست بدارد، نیكویی عبادت را در دل او می‌افكند.
8ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : دوام العباده برهان الظّفر بالسّعاده[8].
استمرار عبادت، دلیل دستیابی به سعادت است.
9ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : فی الانفراد لعباده اللّه كنوز الأرباح[9].
در خلوتِ عبادت خدا، گنج‌های سود است.
10ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : ما تقرّب متقرّب بمثل عباده اللّه[10].
هیچ تقرّب جوینده ای، به چیزی چون عبادت خدا، به او نزدیك نشد.


حكمت عبادت
11ـ قال الامام الرضا ـ علیه السّلام ـ (فی بیان علّه العباده): لئلاّ یكونوا ناسین لذكره، و لا تاركین لأدبه، و لا لاهین عن أمره و نهیه، اذا كان فیه صلاحهم و قوامهم. فلو تركوا بغیر تعبّد لطال علیهم الأمد فقست قلوبهم[11].
امام رضا ـ علیه السّلام ـ : در توضیح علت عبادت، می‌فرماید: تا این كه مردم یاد خدا را فراموش نكنند و آداب او را وا نگذارند و از اوامر و نواهی او غافل نشوند; زیرا درستی و قوام آنان در دین است. اگر بدون تعبّد به حال خود رها می‌شدند پس از مدّتی دل هایشان سخت می‌شد.


خود را وقف عبادت كردن
12ـ قال رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله: یقول ربّكم: یا بن آدم! تفرّغ لعبادتی أملأ قلبك غِنیً و أملأ یدیك رزقا. یا بن آدم! لا تباعد منّی فأملأ قلبك فقرا و أملأ یدیك شغلا[12].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : پروردگارتان می‌فرماید: ای فرزند آدم! خود را برای عبادت من فارغ گردان تا دلت را پر از بی نیازی كنم و دستانت را آكنده از روزی سازم. ای فرزند آدم! از من دوری مكن، كه دلت را از فقر انباشته می‌كنم و دستانت را از گرفتاری می‌آكنم.
13ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : فی التّوراه مكتوب: یا بن آدم! تفرّغ لعبادتی أملأ قلبك خوفاً، و ان لا تفرّغ لعبادتی أملأ قلبك شغلا بالدّنیا ثمّ لا أَسُدُّ فاقتك. و أكلك الی طلبها[13].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : در تورات نوشته شده است: ای آدم! خود را برای عبادت من فارغ گردان تا دلت را از ترس (از خودم) پر كنم; اگر خود را برای عبادت من فارغ نسازی، دلت را از اشتغال به دنیا انباشته می‌كنم و آن گاه درِ نیاز را به رویت نبندم و تو را به آنچه در طلب آن هستی وا گذارم.
14ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : فی التّوراه مكتوب: یا بن آدم! تفرّغ لعبادتی أملأ قلبك غِنیً، و لا أكلك الی طلبك. و عَلَیَّ أن أَسُدَّ فاقتك و أملأ قلبك خوفا منّی. و ان لا تفرّغ لعبادتی أملأ قلبك شغلا بالدّنیا ثُمَّ لا أسد فاقتك، و أكِلكَ الی طلبك[14].
در تورات نوشته شده است: ای پسر آدم! خودت را وقف عبادت من كن تا دلت را از بی نیازی آكنده سازم و تو را به خواسته ات وا نگذارم; و بر من است كه درِ نیازمندی را به روی تو ببندم و دلت را از ترس پر كنم. اگر خود را وقف عبادت من نسازی، دلت را از گرفتاری به دنیا پر كنم، سپس در نیاز را به رویت نبندم و تو را به خواسته ات وا گذارم.
15ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : تفرّغوا لطاعه اللّه و عبادته قبل أن ینزل بكم من البلاء ما یشغلكم عن العباده[15].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : خود را برای طاعت خدا و عبادت او فارغ سازید، پیش از آن كه گرفتاری و بلایی به شما رسد كه از عبادت بازتان دارد.


تفسیر عبادت
16ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ ـ لمّا سئل عن العباده ـ حسن النّیه بالطاعه من الوجوه الّتی یطاع اللّه منها[16].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ در پاسخ به این پرسش كه عبادت چیست، فرمود: داشتن حسن نیّت در طاعت از چهره‌هایی كه از طریق آنها خداوند اطاعت می‌شود (مقصود امام معصوم است).
17ـ فی حدیث المعراج: یا أحمد، هل تدری متی یكون لی العبد عابدا؟ قال: لا یا ربّ، قال: اذا اجتمع فیه سبع خصال: ورع یحجزه عن المحارم. و صَمتٌ یكفّه عمّا لا یعینه، و خوف یزداد كلّ یوم من بكائه، و حیاء یستحی منّی فی الخلاء، و أكل ما لابدّ منه، و یبغض الدّنیا لبغضی لها، و یحبّ الأخیار لحبّی ایّاهم[17].
در حدیث معراج آمده است: ای احمد! آیا می‌دانی كه بنده چه وقت مرا بندگی می‌كند؟ عرض كرد: نه، ای پروردگار.
فرمود: هر گاه هفت خصلت در او فراهم آید: پارسایی و ورعی كه مانع او از حرام‌ها شود و سكوتی كه او را از سخنان بیهوده باز دارد و ترسی كه هر روز بر گریه او بیفزاید و شرمی كه در خلوت و تنهایی از من داشته باشد و به اندازه‌ی ضرورت بخورد و دنیا را ناخوش دارد چون من آن را ناخوش دارم و نیكان را دوست بدارد چون من آنان را دوست می‌دارم.
قال الامام الرضا ـ علیه السّلام ـ : أول عباده الله تعالی معرفته، و أصل معرفه الله توحیده.[18]
امام رضا ـ علیه السّلام ـ : سر آغاز عبادت خدای تعالی، شناخت اوست و ریشه‌ی شناخت خدا یگانه دانستن او.


حقیقت بندگی
18ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ لمّا سئل عن حقیقه العبودیّه: ثلاثه أشیاء: أن لا یری العبد لنفسه فیما خَوَّلَهُ الیه مٌلكاً، لأنّ العبید لا یكون لهم مُلكٌ. یرون المال مال اللّه یضعونه حیث أمرهم اللّه تعالی به، ولا یدّبر العبد لنفسه تدبیراً و جمله اشتغاله فیما أمره اللّه تعالی به ونهاه عنه... فهذا أوّل درجه المتّقین[19].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ در پاسخ به پرسش درباره‌ی حقیقت بندگی، فرمود: حقیقت بندگی سه چیز است: این كه بنده در آن چه خداوند به او عطا فرموده است برای خود مالكیتی قائل نباشد; زیرا بندگان مالك چیزی نیستند، مال را متعلّق به خدا می‌دانند و آن را هر جا كه خدای تعالی فرمان داده است به مصرف می‌رسانند. بنده برای خود تدبیر و چاره اندیشی نمی‌كند و تمام اشتغالش به چیزهایی است كه خدای تعالی او را به انجام آنها فرمان داده یا از آنها بازداشته است... این نخستین درجه‌ی پرهیزگاران است.
19ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ العبودیه خمسه اشیاء: خلاء البطن، و قرائه القرآن، و قیام اللیل، و التضرّع عند الصبح و البكاء من خشیه‌ الله.[20]
امام علی ـ علیه السّلام ـ : بندگی در پنچ چیز است: اندرون از طعام تهی داشتن، قرآن خواندن، شب را به عبادت گذراندن و زاری كردن (به درگاه خداوند) هنگام صبح و گریستن از ترس خدا.
نقش عبادت در تكامل
20ـ مصباح الشریعه: قال الصادق ـ علیه السّلام ـ : العبودیّه جوهره كنهها الرّبوبیّه، فما فقد فی العبودیه وجد فی الربوبیّه، و ما خفی عن الرّبوبیه اصیب فی العبودیه[21].
مصباح الشریعه: امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: عبودیّت گوهری است كه باطن آن ربوبیّت است; پس، آن چه در عبودیت نیست سود در ربوبیّت یافت گردد و آن چه در ربوبیت مخفی بماند در عبودیّت به دست آید.
21ـ روی أنّ اللّه تعالی یقول فی بعض كتبه: یا بن آدم! أنا حیٌّ لا أموت، أطعنی فیما أمرتك حتّی أجعلك حیّا لا تموت. یا بن آدم! أنا أقول للشّیء: كن فیكون، أطعنی فیما أمرتك أجعلك تقول للشّی‌ء: كن فیكون[22].
روایت شده كه خدای تعالی در یكی از كتاب‌های خود می‌فرماید: ای فرزند آدم! من زنده‌ای هستم كه هرگز نمی‌میرم; از فرمان‌های من اطاعت كن تا تو را زنده‌ای قرار دهم كه هرگز نمیری. ای فرزند آدم! من به هر چه بگویم هست شو، هست می‌شود. از فرمان‌های من اطاعت كن تا تو را چنان قرار دهم كه به هر چه بگویی هست شو، هست شود.


[1]. الكافی: 2 / 83 / 2 و ح 3.
[2]. الكافی: 2 / 83 / 2 و ح 3.
[3]. تحف العقول: 35.
[4]. نهج البلاغه، الخطبه 198.
[5]. غرر الحكم: 65، 6559، 4066، 5147، 6504، 9490.
[6]. همان.
[7]. همان.
[8]. همان.
[9]. همان.
[10]. همان.
[11]. عیون أخبار الرضا علیه السلام: 2 / 103 / 1، علل الشرائع: 256: 9.
[12]. كنز العمّال: 43614.
[13]. قصص الأنبیاء: 166 / 193.
[14]. الكافی 2 / 83 / 1.
[15]. تنبیه الخواطر: 2 / 120.
[16]. الكافی: 2 / 83 / 4.
[17]. ارشاد القلوب: 205.
[18] . عیون أخبار الرضا ـ علیه السّلام ـ :1/150/51.
[19]. مشكاه الأنوار: 327.
[20] . مستدرك الوسائل: 11/244/12875.
[21]. مصباح الشریعه: 536.
[22]. مستدرك الوسائل: 11 / 258 / 12928.

محمد محمدي ري شهري ـ ميزان الحكمة ـ ص 3410

 
نماز در ادیان مختلف 4 چاپ ارسال به دوست

 

 

نماز در ادیان مختلف 4

 

 

و جالب تر این كه خداوند در پایان آیه اشاره می كند كه حضرت اسماعیل با انجام این دو وظیفه و سایر كارهایش، رضایت خداوند را جلب نموده است. یعنی اینگونه برداشت می شود كه از جمله كارهایی كه جلب رضایت خداوند را می كند اقامه نماز و خانواده خود را به نماز فرا خواندن است.
و) نماز و حضرت اسحاق و یعقوب ـ علیهما السلام ـ :
خداوند در قرآن از جمله موهبت های مهمّی را كه به حضرت ابراهیم ـ علیه السلام ـ داده، داشتن فرزندان صالح و نسلی برومند و شایسته است آنجا كه می گوید: «و وهبناله اسحاق و یعقوب نافله و كلاّ جعلنا صالحین و جعلنا هم ائمّه یهدون بامرنا و اوحینا الیهم فعل الخیرات و اقام الصّلوه و ایتاء الزكاه و كانوا لنا عابدین»[1] و به او (حضرت ابراهیم) اسحاق و علاوه بر او یعقوب را بخشیدیم و همه آن ها را مردانی صالح قرار دادیم و آن ها را پیشوایانی قرار دادیم كه به فرمان ما (مردم را) هدایت می كنند و انجام كارهای نیك و بر پا داشتن نماز و ادای زكات را به آن ها وحی نمودیم و آن ها هم به عبادت ما پرداختند.
ز) نماز و حضرت داود ـ علیه السلام ـ :
برای تأیید این كه حضرت داود ـ علیه السلام ـ هم به اقامه نماز اهتمام و توجّه خاص داشته اند. روایتی را كه از حضرت صادق ـ علیه السلام ـ به دست ما رسیده نقل می كنیم: «حضرت داود ـ علیه السلام ـ گفت: خدای را بسیار عبادت می كنم و بسیار او را می خوانم به اندازه ای كه كسی مانندش را هرگز انجام نداده پس وارد محراب نمازش می شد و عبادت می كرد.»
ح) نماز و حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ :
علی بن ابراهیم قمی در تفسیر آیه 30 سوره ص «و وهبنا لداود سلیمان نعم العبدانّه اوّاب» روایتی را از امام صادق ـ علیه السلام ـ نقل می كند كه آن حضرت می فرمایند: «حضرت سلیمان ـ علیه السلام ـ اسب ها را دوست می داشت. روزی مشغول سان دیدن از اسب ها شد و به نظاره آن ها سر گرم گردید تا این كه خورشید غایب شد و نماز عصرشان فوت گردید. پس حضرت را غم و ناراحتی شدیدی فرا گرفت لذا از خداوند درخواست نمودند كه خورشید را بر او برگرداند تا این كه نماز عصر را بخواند. پس خداوند بلند مرتبه خورشید را باز گرداند تا نماز عصرشان را خواندند.»[2]
این حدیث با آیات 30 تا 33 سوره «ص» قابل تطبیق است. «یاد كن وقتی را كه بر او اسب های بسیار تند رو و نیكو را هنگام عصر ارائه دادند (و او به بازدید اسبان پرداخت برای جهاد در راه خدا و از نماز عصر غافل ماند) در آن حال گفت (افسوس) كه من از علاقه و حبّ (اسب های) نیكو از ذكر و نماز خدا غافل شدم تا آن كه آفتاب در حجاب شب رخ بر تافت. آنگاه خطاب كرد كه (به امر خدا) آفتاب را بر باز گردانید.» این آیه و روایت، بیانگر اهمیّت فوق العاده این فریضه الهی در نزد حضرت سلیمان بوده است و به اندازه ای كه یك نماز عصرش كه به دلیلی از او فوت می شود از خداوند در خواست باز گرداندن خورشید را می كند تا آن نماز فوت شده را در وقت خصوص به خود بخوانند.
ط) نماز و حضرت یونس ـ علیه السلام ـ :
خداوند در سوره صافات به جریان زندگی حضرت یونس ـ علیه السلام ـ اشاره می كند كه آن حضرت چون از تبلیغ نمودن در میان قوم خود مأیوس شد و به سوی كشتی پری فرار نمود كه طبق روایات ماهی بزرگی راه راه بر كشتی می گیرد و دهان باز كرده گویی غذایی می طلبد. سر نشینان كشتی گفتند به نظر می رسد گناهكاری در میان ماست كه باید طعمه این ماهی شود لذا چاره ای جز قرعه زدن نبود كه وقتی قرعه زدند نام یونس در آمد، سپس ماهی حضرت یونس ـ علیه السلام ـ را بلعید در حالی كه مستحقّ ملامت بود.
مراد ما از بیان این جریان، همان دنباله این آیات است كه می گوید: «فلو لا انّه كان من المسبّحین للبث فی بطنه الی یوم یبعثون»[3] اگر او از تسبیح كنندگان نبود تا روز قیامت در شكم ماهی می ماند. در ذیل این آیه مرحوم طبرسی در تفسیر شریف مجمع البیان از قول قتاده می فرمایند: «نقل شده كه منظور از تسبیح و ستایش یونس، نماز او بوده است».


[1]. سوره انبیاء / 71. 72
[2]. بحار الانوار / 98 و 92
[3]. سوره صافات / 144

 
نماز در ادیان مختلف 2 چاپ ارسال به دوست

نماز در ادیان مختلف 2

 

او در جایی دیگر خاطر نشان می سازد زرتشتیان شبانه روزی پنج بار نماز و پرستش خدای یگانه به جای آورند. نخست از سپیدی بامداد تا نیمروز (گاه هاون) دوم از نیمروز تا سه ساعت از نیمروز گذشته (گاه رپتون). سوم از سه ساعت از نیمروز گذشته تا پیش از تیرگی شام (گاه ازیرن). چهارم از تیرگی شام تا نیمه شب (گاه ایوه سزیترم). پنجم از نیمه شب تا سپیدی بامداد (گاه اشهن) و اشهن آغاز گاهان است.[1]
در آئین مزدیسنی از این نمازها سه نماز از همه مهم تر و معروف تر است. زرتشتیان قبل از هر چیز آن را به اطفال خود یاد می دهند. و در تمام قسمت های اوستا از این سه نماز، مكرر نام برده كه عبارتند از:
1ـ یتا اهوو ئیریو: یعنی به همان اندازه كه سرور جسمانی (پادشاه) نیرومند است; سرور روحانی به واسطه داشتن صفات راستی و پارسایی خود، همچنان تواناست. بخشش فرشته بهمن از آن كسی است كه فقط برای خدا كار كند و فیض قدرت الهی شامل كسی است كه پاسبان بینوایان و حامی درویشان باشد.
2ـ اشم و هو: یعنی راستی بهترین نیكی و سعادت است. سعادت از آن كسی است كه راست و خواستار بهترین راستی باشد.
3ـ نیگهه ها تام: یعنی فردا اهورا آگاه است از زنان و مردانی كه در ستایش او هستند، به این گونه مردان و زنان به سبب پارسایی و پرهیزكاریشان درود می فرستیم.[2]
اكنون بحث در این باب را با سخن یكی از همین نویسندگان زرتشتی به پایان می بریم، او در پاسخ به این سؤال اینكه چرا باید نماز بخوانیم؟ می گوید: «شبانه روزی چند بار باید نماز كرد و نامه خدا را خواند تا آنچه اهورا مزدا فرموده به یاد و به جای آوریم و منش (اندیشه) و گوشن (گفتار) و كنش (كردار) خویش را برابر فرموده اهورا مزدا پاك و راست داشته گمراه نگردیم.»[3] این سخن مشابه آنچه در قرآن در مورد نماز گفته شده، می باشد. یعنی آیه «اقم الصّلوه لذكری»[4] نماز را به خاطر یاد من بپادار «انّ تنهی عن الفحشاء و المنكر»[5] «بدرستی كه نماز انسان را از كارهای زشت و ناروا باز می دارد.»
2ـ جایگاه نماز در آئین یهود
در این باب ابتدا از قرآن به عنوان متّقن ترین منبعی كه خبر از گذشتگان داده است شواهدی را درباره نماز در شریعت حضرت موسی ـ علیه السلام ـ خواهیم آورد. سپس از مضمون چند روایت از ائمه معصومین ـ علیه السلام ـ درباره موضوع بحث خواهیم كرد و در پایان هم به مطالبی از كتاب تورات (عهد عتیق) و نویسندگان و مورّخان صاحبنظر استشهاد می كنیم.
وقتی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ در راه رسالت الهی با همسرش از وطن هجرت نمود و سر به بیابان گذاشت و در تاریكی و ظلمت شب، به طوفان و باران برخورد كرد و به خاطر سختی ها و مشكلات فراوان دستخوش اضطراب و ناراحتی گشت، پروردگار مهربان برای آرامش او به او وحی نمود كه: «اننی انّا اللّه لا اله الاّ انا فاعبدنی و اقم الصلوه لذكری»[6] یعنی همانا من اللّه هستم و معبودی جز من نیست، پس مرا عبادت كن و نماز را برای یاد من بپادار. در این آیه پس از بیان عبادت خدای یكتا به حضرت موسی مسأله نماز یاد آوری شده است. در آیه ای دیگر به موسی و برادرش هارون دستور داده شده كه: «شما و پیروانتان در مصر منزل گیرید و خانه هایتان را قبله و معبد قرار دهید و نماز به پا دارید.»[7] در این آیه هم، خطاب به موسی و هارون به پا داشتن نماز مطرح گردیده است.
همچنین قرآن در آیه 77 سوره بقره ضمن اشاره به پیمانی كه از بنی اسرائیل گرفته شده نماز را به عنوان یكی از اركان و موادّ این پیمان شمرده است». «و اذ اخذنا میثاق بنی اسرائیل لاتعبدون الاّ اللّه و بالوالدین احساناً... و اقیموا الصلوه» و هنگامی كه از بنی اسرائیل ما پیمانی گرفتیم كه جز او را نمی پرستید و به پدر و مادر نیكی كنید.. و نماز را به پا دارید. این آیه به طور آشكار از نماز به عنوان میثاق و پیمانی یاد كرده كه از بنی اسرائیل، دوشادوش مسأله عبادت خداوند یكتا و نیكی به پدر و مادر و غیره گرفته شده است، كه این خود بیانگر اهمیت مسأله نماز و شدّت اهتمام به آن در شریعت آسمانی حضرت موسی ـ علیه السلام ـ است. طبری در تفسیر خود در ذیل این آیه حدیثی را نقل می كند از قول امام باقر ـ علیه السلام ـ كه فرمودند: «احبار یهود و منافقین، مردم را به اقامه نماز و دادن زكات فرمان می دادند ولی خود انجام نمی دادند پس خداوند فرمان داد به آن ها كه با مسلمانان تصدیق كننده پیامبر باشند و اقامه نماز كنند و...»[8]
در تأیید این مطالب كه یهودیان باید نمازهایشان را در معابد شان اقامه كنند در كتاب «گنجینه تلمود»[9] آمده است كه: «علاوه بر عبادت ها و نمازهای فردی و خصوصی كه انسان به وسیله آن حاجات خود را از خدا می طلبد نمازهای جماعتی نیز هستند كه افراد موظّف هستند در آن شركت جویند. اهمیّت نماز جماعت در گفته هایی مورد تأیید قرار گرفته است. كه در اینجا برای نمونه مطلبی را به نقل از براخوت ـ 6 الف آورده: «دعا و نماز انسان فقط در صورتی مورد اجابت قرار می گیرد كه در كنیسه خوانده شود.»[10] و درباره برگزاری نماز جماعت در كنیسه گفته شده است «هر آن كس كه در شهر او كنیسه ای وجود دارد و برای خواندن نماز بدانجا نمی رود وی را همسایه بد می خوانند و با شدّت، این همسایگان بد را مورد نكوهش و مذمت قرار می دهد.»[11]
بعد از بیان آیاتی چند از كلام اللّه مجید درباره نماز در آئین یهود، در روایاتی هم كه از ائمه ـ علیهم السلام ـ به ما رسیده وجود نماز را در این شریعت آسمانی تأیید می كند كه به بیان چند مورد از آن ها اكتفا می كنیم. از جمله، روایتی است در ارشاد القلوب دیلمی كه می گوید: «خداوند سبحان به حضرت موسی بن عمران ـ علیه السلام ـ وحی فرمود: ای موسی!... اگر ببینی آن كسانی را كه نماز می خوانند در تاریكی شب و خود را به من نزدیك می نمایند به حدی كه گویی مرا می بینند و با من خطاب و تكلّم می كنند، من به آن ها جلال و عزّت می دهم.»[12] و نیز در روایتی دیگر آمده است كه خداوند به حضرت موسی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «علیك بالصلوه فانّها لی به مكان و لها عهد وثیق»[13] «بر تو باد نماز! زیرا آن جایگاهی خاصّ نزد من دارد و نزد من پیمانی محكم دارد.»
در مورد چگونگی اقامه نماز در میان بنی اسرائیل، در كتاب اشعیا فصل چهل و پنجم آیه 24 معیّن شده، در بنی اسرائیل معمول بوده است كه ركوع و سجود و تشهد و خم كردن زانویی نداشته و ندارند و جمیعاً عباداتشان قاعدا، مربّع نشسته و می نشینند و بسیار دو زانو نشستن را بد دارند و اعراض كرده و می كنند و بچّه ها را از ابتدا از نشستن دو زانو منع می كنند، زیرا كه مشتبه به صورت عبادت ما مسلمانان بوده است.[14]
در پایان این بحث به نمونه ای از دعاهایی كه دانشمندان تلمود نقل كرده اند و اكنون بخشی از نماز آنهاست اشاره می كنیم. «ای خداوند خدای ما، میل و رضای تو بر این تعلّق گیرد كه به ما عمری دراز عطا فرمایی، عمری مشحون از صلح و سلامت، پر از نیكی و رحمت، آكنده از بركت، با معیشت و روزی حلال، همراه با تندرستی و نیروی جسمانی، قرین با ترس از خطای عمری كه در آن خجالت و شرمندگی یافت نشود، عمری توأم با ثروت و عزّت و سعادت، كه در آن عشق به تورات و علم و دانش و ترس از خدا دل و جان ما را پر كند، و تو در آن، همه آرزوهای قلبی ما را به خوبی و خوشی بر آورده سازی».[15]
بالاخره در كتاب گنجینه تلمود چنین نتیجه گیری شده: «دانشمندان یهود دعا و نماز را چیزی بزرگتر و والاتر از در خواستی برای رفع احتیاجات مادّی می دانند در عین حال كه تقاضای زندگی جسمانی را از یاد نبرده اند. ایشان دعا و نماز را به عنوان واسطه ای برای ارتباط با خدا و گسترش پاك ترین و عالی ترین احساسات و انگیزه های طبیعی انسان به كار می برند. در نظر ایشان عبادت و خواندن دعا و نماز ورزشی روحانی است برای افزودن قدرت روان، بدین نیّت كه روح، نیروی فرمانده زندگی و ارباب و سرور جسم شود.[16]» از مجموع آنچه گفته شد به خوبی می توان دریافت كه نماز در آئین یهود از دستورات قطعی و واجبی بوده كه توسّط حضرت موسی ـ علیه السلام ـ به مردم ابلاغ شده است. و خود آن حضرت اهتمام زیادی بر انجام آن داشته اند.
3ـ جایگاه نماز در آئین مسیحیت
در این باب نیز همچون باب گذشته ابتدا به نمونه هایی از آیات و روایات در ارتباط با موضوع نماز در این شریعت آسمانی خواهیم پرداخت و سپس شواهدی را از كتاب انجیل مقدّس (عهد جدید) آورده و از نظر چند تن از مورّخان و نویسندگان صاحب نظر در این باب بهره خواهیم گرفت.
امّا قرآن در آیات متعدّدی چندین بار از حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ سخن به میان آورده است. آنگاه كه مریم پاكدامن طبق قدرت و به معجزه خداوندی بدون داشتن همسر حامله گردید و فرزندش حضرت عیسی را به دنیا آورد. این وضع موجب شگفتی و حتّی باعث تهمت ناروا به او گردید كه در این هنگام مریم به فرمان خدا سكوت كرد تنها كاری كه انجام داد این بود كه اشاره به نوزادش كرد و افراد ماجرا جو را به طرف گهواره عیسی ـ علیه السلام ـ ارجاع داد. امّا این كار بیشتر تعجّب آن ها را برانگیخت و برخی آن را حمل بر سخریه گرفته و خشمناك شدند ولی این حال چندان به طول نكشید، چرا كه آن نوزاد زبان به سخن گشود و گفت: «انّی عبداللّه آتانی الكتاب و جعلنی نبیّا و جعلنی مباركا این ما كنت و اوصانی بالصلاه و الزكاه ما دمت حیّاً»[17] به درستی كه من بنده خدایم به من كتاب (آسمانی) داده و مرا پیامبر قرار داده است، مرا هر كجا باشم مایه بركت گردانید و تا زنده ام به زكات و نماز سفارش كرد.


[1]. آئینه آئین مزدیسنى / 41
[2]. یكتا پرستى در ایران باستان / 353 به همین مطلب هاشم رضى در كتاب زرتشت و تعالیم او / 132 اشاره كرده است.
[3]. آئینه آئین مزدیسنى / 45
[4]. سوره طه / 14
[5]. سوره عنكبوت / 45
[6]. سوره طه / 14
[7]. سوره یونس / 87
[8]. جامع البیان فى تفسر القرآن /1/ 203
[9]. تلمود به معنى تعلیم دیانت یهود و آداب آنهاست و در تاریخ ادبى و فكرى قوم یهود كتاب تلمود بزرگترین و جامع ترى كتاب شمرده شده است كه این كتاب در قرن پنج میلادى «یوخاس» نامى از روحانیون و خاخام هاى یهود و با همكارى كاهنان یهودى دو كتاب «میشنا و گمارا» را با هم تركیت و تلفیق كردند و چند كتاب كوچك دیگر به ان افزودند و در نتیجه كتاب تركیبى را به نام تلمود خواندند. (به نقل از كتاب سیر تحوّل دین یهود و مسیحیّت صفحه 169).
[10]. گنجینه تلمود / 103
[11]. همان مدرك / 103
[12]. ارشاد القلوب دیلمى / 2 / 19
[13]. تحف العقول / 492
[14]. همان مدرك / 227
[15]. همان مدرك به نقل از (براخوت، 16 ب)
[16]. گنجینه تلمود (براخوت، 17 الف) / 106
[17]. سوره مریم / 30

 
نماز در ادیان مختلف 1 چاپ ارسال به دوست

نماز در ادیان مختلف 1

 

جایگاه نماز در ادیان غیر ابراهیمی
از آنجائی كه خداوند سرشت انسان را خداپرست آفریده و خداشناسی و خداگرایی فطری است، لذا بشر در طول تاریخ همواره به دنبال پرستش و عبادت معبودی بوده است كه مظهر و نمود عینی آن عبادت در ادیان الهی در نماز تجلّی یافته است. امّا اگر بیشتر درباره این موضوع بخواهیم كنكاش كنیم درمی یابیم كه مسأله نیایش به ویژه نماز، مخصوص ادیان وحیانی نبوده بلكه در ادیان غیر وحیانی یا غیر الهی هم مطرح بوده كه در زیر به برخی از آنها اشاره می كنیم.
به طور مثال در تاریخ ادیان جان ناس می خوانیم كه تبّتیان در مواقعی كه در دیر یا صومعه ای جشن معیّن بر پا می شد زوّار از هر طرف به آنجا روی می آوردند و هدایایی از جنش قماش و كره و غیره برای راهبان می آوردند و در آنجا چند روز اقامت كرده، به طواف و نماز و دعا و رقص مشغول می شدند و پس از یك سلسله عملیات سحرآمیز به اوطان خود مراجعت می كردند[1]. و نیز یاد آوری شده: «در اواسط قرن 14 میلادی بعد از این كه امپراطوری مغول از دیار چین محو و منقرض گردید، یكی از راهبان تبّتی به نام «شونگ ـ خا ـ پا» در صدد اصلاحاتی در دین «لاما» بر آمد و شریعتی بنیان نهاد كه به نام معبد زرد موصوف است. این اصلاح مذهبی انتظامات دیرها را شدیدتر و سخت تر گرداند و استعمال نوشابه های به كلّی حرام و عبادت و نمازها زیادتر معمول گردید.»[2] همچنین جان ناس به نقل از كتاب پنجلی كه به نام «راجه یوگه» موسوم است هشت قاعده برای جوكی سالك (یكی از مكاتب هندوان) مقرّر داشته است كه از جمله آن ها رعایت نظامات (یناما)، خودداری، نظافت، آرامش نفس، مطالعه و نماز.[3]
ویل دورانت در تاریخ تمدّن خود در مورد عبادت یونان باستان می نویسد: «مؤمنان در جریان عبادت، خود را به مذبح، كه در جلوی معبد قرار داشت می رساندند و به وسیله قربانی و نماز از خشم خدا ایمنی می یافتند و یاری او را جلب می كردند».[4] و طبق آماری كه جان ناس در كتاب تاریخ ادیان خود می آورد، معابد مذهبی شینتو (مذهب وطن پرستی ژاپن) تعدادشان در سال 1945 یكصد هزار می رسید. این معابد عموماً دارای حصار مقدّس و دروازه هایی موسوم به «توری» كه شهرت جهانی دارد و مناره ای به سبك گلدسته های مساجد اسلامی و برج زنگ و بالاخره رواِ عبادت بود. پیش از آغاز پرستش، زائر باید تطهیر می كرد و دست و دهان خود را می شست و در وضو خانه معبد وضویی می ساخت و با بر هم نهادن دو كف دست به مجازات سینه كه شیوه مخصوص پرستش ژاپنی است، تعظیم و با به صدا در آوردن زنگ و انجام نماز و نیایش و تعظیم محدود و در حالت مراقبه و تأمّل از واجبان معابد بود[5].
درباره كنفسیوس آمده است، او ادّعای این كه پیامبر بوده و به او وحی می شده اشاره ای نكرده است، و در واقع بیشتر حكیم بوده تا این كه مرد دین باشد، ولی با وجود این احساس دینی داشت كه منجر به احترام خدایان و مداومت بر اقامه شعائر دینی می شد. او نماز می خواند، در حالی كه ساكت بوده، حرفی نمی زده است بر خلاف عادت مردم در زمان خودش و زشت می دانست نماز بخواند تا این كه خداوند او را ببخشد و یا نعمتی به او بدهد، زیرا او معتقد بود نماز هدفی جز تنظیم سلوك افراد و الفت میان آن ها نمی باشد.[6]
از ادیان دیگر در زمان پارت ها و ساسانیان «صابئین و مندائیان» هستند. این قوم خود را صابی می نامیدند. صابی دین كسانی است كه در زبان عربی «مغتسله» خوانده می شدند یعنی كسانی كه در امر پاكیزگی تن و جامه و شستشوی در آب رودخانه دلبستگی كامل داشتند.[7]نماز در آئین مندایی شبیه نماز مسلمانان بود و حتّی قبل از نماز، وضو گرفتن را هم لازم می دانستند و یكی از اساسی ترین آداب و واجبات در دین مندایی ـ قبل از این كه به نماز بایستند ـ انجام رشامه (وضو) است زیرا هر فرد مندایی باید سه بار در روز، صبح، ظهر و عصر عمل رشامه (وضو) را انجام دهد و این كار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این كار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این كه بخواهد وضو بگیرد باید اوّل نیّت كند و نیز فكر خویش را پاك و از هر گونه آلودگی افكار مادّی آزاد كند، آنگاه خالصانه به كنار رودخانه بیابد و با تواضح به طرف مجرای آب بایستد و دعاهایی را بخواند و به طریق خالص وضو بگیرد.[8]
همچنین براخته (نماز)، دعایی است كه بعد از رشامه (وضو) خوانده می شود. «براخه» هر روزی سه بار یعنی صبح، ظهر و عصر بعد از رُشامه (وضو) انجام می شود. براخه در هر مكان كه مقدور باشد می توان به جا آورد و نمازشان را با بوثه ی (آیه) زیر كه بوثه ی توحید است آغاز می كردند. «به نام خدای بزرگ، خداوند را با قلبی پاك ستایش باد! پروردگار وجود دارد به شهادت تو ای خدای جاویدان كه مالك عالم انواری و از ذات خویش منبعث شده ای و كسی را در وجود آمدنت دخالتی نبوده و نیست، نام تو هیچ گاه از بین نخواهد رفت و بعد نوبت به ادای احترام به پیامبران و مقدّسین می رسد كه طولانی است.»[9]
برای تأیید این مطلب در كتاب آثار الباقیّه، ابوریحان بیرونی می گوید: صابئین سه نماز واجب دارند. نسخت هنگام طلوع خورشید كه هشت ركعت می باشد. دوم قبل از زوال خورشید از وسط آسمان كه پنج ركعت می باشد. و سوم هنگام غروب آفتاب كه پنج ركعت می باشد و در هر ركعت از نماز شان سه سجده است و در ساعت دوم روز یك نماز نافله می خواندند و یكی را در ساعت نه روز و سومی را در ساعت سوم از شب و از برای نماز طهارت و وضو به جا می آورند و غسل جنابت می كنند.[10] و شاهد دیگری كه این مطلب را تأیید می كند سخنی از مرحوم شهرستانی در ملل و نحل می باشد آنجا كه او می گوید: «صابئون همه آن ها سه نماز می خواندند و غسل جنابت و مس میّت می كنند.»[11]
بالاخره در مورد مانی و آئین او گفته شده كه در شبانه روز چهار نماز را واجب می دانستند و نماز گزار باید با آب روان یا راكد مسح كند و روبروی آفتاب بایستد و به سجده رود و بگوید: «مبارك است راهنمای ما، فاراقلیط، پیامبر ما و مبارك است فرشتگان نگهبان او و مسبّحان، لشكریان پرتو افشان او» پس از گفتن این كلمات برخیزد و راست بایستد و بعد به سجده دوم رود، بگوید: «به پاكی یاد شده ای تو ای مانی پرتو افشان و راهنمای ما، كه ریشه روشنایی و نهال زندگی و شجره بزرگی هستی كه تمامش بهبودی بخش است» باز بلند شود و بایستد و به سجده سوم رود و دعاهایی بگوید تا سجده دوازدهم.[12]
اوقات نمازهای آن ها عبارتند از: 1ـ وقت نماز اوّل در هنگام زوال است. (متمایل شدن خورشید از میانه آسمان به سوی مغرب) 2ـ وقت نماز دوّم بین زوال و غرب آفتاب است. 3ـ وقت نماز سوّم كه نماز مغرب نامیده می شود بعد از غروب آفتاب تا سه ساعت بعد از آن می باشد. 4ـ وقت نماز چهارم كه نماز عشاء (شام) است، پس از گذشتن سه ساعت از غروب است. در تمام این نمازها و سجده ها نماز گزار باید همان كارهایی را انجام دهد كه در نماز اوّل، انجام داده است.[13]
جایگاه نماز در ادیان ابراهیمی (بجز اسلام)


1ـ جایگاه نماز در آئین زرتشت
زرتشتیان نماز شان بسیار شبیه نماز مسلمانان بوده و همان طور در پنج وقت باید نماز و دعاهای مخصوص را بخوانند و نیز مقدّماتی برای انجام مراسم عبادی دارند كه بی شباهت به مقدّمات نماز در اسلام نمی باشد. در كتاب «دیانت زرتشتی» آمده است، زرتشتی ها هر 24 ساعت را به 5 دوره یا گاه تقسیم می نمایند و آداب مذهبی تابع این پنجگانه است. بر هر زرتشتی مؤمن فرض است كه در هر یك از پنج دوره، ادعیه و مناجات های خاصّ بخواند. این ادعیه و نیایش ها با ستایش و تمجید اورمزد همراه است و از اصول و واجبات ضروری زندگانی روزانه زرتشتیان محسوب می گردد. امّا این روزه فرضیات پنجگانه را معمولاً موبدان به جا می آورند و اكثر زرتشتیان به خواندن ادعیه در صبحگاه و شامگاه اكتفا می كنند. جهت نیایش زرتشتیان، به سوی منبع نور (آفتاب، ماه و چراغ) می باشد و اكثر با خم شدن و سجده بر روی زمین و نشان دادن عبودیّت و بندگی خود به اورمزد، دعای خود را پایان می دهند. فرضیات به زبان اوستایی تلاوت می شود. مؤمنین زرتشتی اغلب همراه آن، ادعیه ای نیز به فارسی یا گجراتی می خوانند. برخی از بهدینان نه تنها فرضیات را حفظ هستند بلكه بعضی از یشت ها و یا قسمتی از آنهاـ از جمله بهرام یشت ـ را حفظ می نمایند[14].
جان ناس در تاریخ جامع ادیان خود می گوید: افراد زرتشتی در هر وقت روز بخواهند می توانند منفرداً به درون آتشكده بروند قبل از ورود به معبد دست و روی خود را آب شسته، قسمتی از اوستا را تلاوت كرده دعا و مناجات بخوانند. سپس كفش ها را از پا در آورده به اطاِ معبد داخل می شوند و در برابر آتشدان مقدّس نماز برده، هدیه و نیازی با مقداری چوب صندل به موبد تقدیم می دارند و برابر، یك چمچمه از خاكستر مقدّس از او می ستانند. و آن خاكستر قدوّسی را به نیّت كسب فیض و بركت به صورت و چشم خود می مالند. پس به سوی آتش، به تعظیم خم شده و آهسته رو به قهقراء رفته، با كفش كن می رسند و سپس به خانه خود باز می گردند[15].


[1]. تاریخ جامع ادیان جان ناش / 246.
[2]. همان مدرك 147.
[3]. تاریخ جامع ادیان جان ناس / 270.
[4]. تاریخ تمدّن / 1 / 228.
[5]. تاریخ جامع ادیان جان ناس / 427
[6]. ذیل الملل و النحل شهرستانى / 21
[7]. اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان / 451
[8]. همان مدرك
[9]. همان مدرك / 453
[10]. آثار الباقیّه عن القرون الخالیه / 206
[11]. ملل و نحل شهرستانى / 2 / 57.
[12]. اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان / 263
[13]. همان مدرك
[14]. دیانت زرتشتى مقاله از دكتر مرى بویس / 155
[15]. تاریخ جامع ادیان جان ناس / 481

 
اسرار نماز در كلام امام خمینی(ره) 2 چاپ ارسال به دوست

 

اسرار نماز در كلام امام خمینی(ره) 2

 

و دوم، خودخواهی و حق‌طلبی كه آن، حقیقت معراج و قرب است.[1]
نماز حقیقی، معراج واقعی است:
از نكات دیگر در بیان و فهم دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ درباره‌ی اهمیت نماز دارد این است كه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ نماز را عین معراج واقعی می‌دانند كه دارای حالت‌ها و مراحل گوناگونی است كه برای افراد مختلف به تناسب درجه‌ی ایمان نمازگزار و حضور قلبی وی در نماز، تفاوت دارد. امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ به دلیل مسئله معراج واقعی بودن نماز، در تفسیر نماز به تطبیق دادن آن با حدیث معراج پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ پرداخته‌اند، زیرا بنا بر دستور پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ـ اذكار آن سفر هم در نماز از جمله در ركوع و سجود گنجانیده شده است (همان گونه كه در حدیث معراج آمده است).
نماز و سفرهای چهارگانه عرفانی (اسفار اربعه در نماز)
گفته شده كه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ نماز را سفر الی الله و فی الله و من الله می‌دانند، سفر مؤمن و سالك به سوی خدا، چهار مرحله دارد كه در اصطلاح «اسفار اربعه»‌ خوانده می‌شوند. سالك در این سفرها، مراتبی خاصّ را می‌پیماید و به دگرگونی‌های روحی خاصّی دست می‌یابد كه شرح مفصّل آن در كتب عرفانی آمده است.
امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ در كتاب اسرار الصلوه به طور بسیار اجمالی این اسفار را در نماز بیان می‌كنند. ایشان در كتاب اسرار نماز (معراج السالكین و صلوه العارفین) درباره‌ی نماز و طی منازل سلوك از طریق آن چنین می‌فرمایند: اگر روزگار به عارف ربانی مهلت دهد، تمام منازل سائرین و معارج عارفین را از منزلگاه یقظه تا اقصا منزل توحید از این معجون الهی و حبل متین بین خلق و خالق خارج كند. [2]
طی كردن این سفر دارای دو ركن است: اول، رسیدن به مقام طهارت. دوم، رسیدن به مقام فنا در نماز. شرط اساسی
آغاز این سفر نیز دور شدن از نجاست‌های ظاهری و باطنی و به ویژه رذایل باطنی است. ایشان در تعریف باطن نجاست ـ كه دوری از آن لازمه‌ی سفر است ـ می‌فرمایند: نجاست، دوری از محضر انس و مهجوری از مقام قدس است و منافی با نماز است كه معراج وصول مؤمنین و مقرّب ارواح متقین است.[3]
بنابراین، انسان برای اینكه سفر معنوی را آغاز كند، باید به «مقام طهارت باطن» برسد. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ در ادامه می‌فرمایند: ... و چون بدین مقام رسیدی، از تصرف شیطان خبیث مخبث خارج شدی و از رجز و رجس هجرت كردی و لایق حضور درگاه جلیل و مخلع شدن به خلعت خلیل گردیدی و مسافرت الی الله و معراج وصول حاصل شده كه آن خروج از منزلگاه و بیت نفس است و باقی می‌ماند ركن دوم كه در اصل نماز حاصل می‌شود و آن حركت الی الله و وصول به باب الله است و فنای به فناء الله.[4]
پس معلوم شد كه این سفر معنوی و معراج قرب حقیقی را دو ركن است، كه یك ركن آن در باب طهارات حاصل می‌شود كه سرّ آن، تخلیه و آنسرّ سرّ آن تجرید و سرّ مستسر آن تنزیه و سرّ مقنّع به سرّ آن، تنزیه و تقیید است و ركن اعظم آن در باب صلوه حاصل می‌شود كه سرّ آن، تنزیه از توحید و تقیید است.[5]
عبارت‌های یاد شده كه دربردارنده‌ی اصطلاحات خاص عرفانی است، به تناسب افراد نمازگزار از عوام الناس گرفته تا اهل معرفت و اخلاص، به مراتب این اركان اشاره دارد. پیش‌تر آوردیم كه حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ بر پایه‌ی حدیثی از ائمه ـ علیهم السّلام ـ اصل نماز را «یك ركعت» می‌دانند. از این رو، سفرهای چهارگانه را از آغاز تا پایان، به طور خلاصه در حدّ همان یك ركعت شرح داده‌اند.
ایشان در سرّ اجمالی نماز و اجمال سفرها می‌نویسد: آن عبارت است از حصول معراج حقیقی و قرب معنوی و وصول به مقام فنای ذاتی است كه در اوضاع به سجده‌ی ثانیه كه فنای از فناست و در اذكار به «ایاك نعبد» كه مخاطبه‌ی حضوری است حاصل شود، چنان چه برداشتن سر از سجده تا سلام كه علامت ملاقات و مراجعت از سفر است، رجوع به كثرت است، ولی با سلامت از حجب كثرات و بقای به حق، و در اذكار «اهدنا الصراط المستقیم» رجوع به خود و حصول صحو بعد المحو است و با اتمام ركعت كه حقیقت صلو‌ه است، سفر تمام می‌شود و بباید دانست كه اصل صلوه‌ یك ركعت است.[6]
در این باره باید گفت پس از فراهم آوردن مقدمات سفر كه همان مقدمات و مقارنات نماز است، سفر با نیت و گفتن تكبیر افتتاحیه در ابتدای نماز، آغاز می‌شود. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ دستور این كار را چنین بیان فرموده‌اند: پس تو ای سالك الی الله و مجاهد فی سبیل الله! چون اقامه‌ی صلب در محضر قرب نمودی، تخلیص نیت در پیشگاه عزّت، و قبل خود را صفا دادی و در زمره‌ی اهل وفا داخل شدی، خود را مهیای دخول در باب كن و اجازه‌ی فتح ابواب طلب، و از منزل طبیعت حركت كن و حجاب غلیظ آن را با تمسّك به مقام كبریایی رفع كن، و به پشت افكن و تكبیرگویان وارد حجابی دیگر شو و آن را رفع كن، و به پشت سر افكن و تكبیر بگو و حجاب سوم را نیز مرتفع كن كه به منزل باب القلب رسیدی؛ پس توقّف كن و دعای مأثور بخوان: «اللهم انت الملك الحق المبین الخ.»[7]
با ذكر جمله‌ای از آن حضرت كه اركان مهم نماز و ركعت اصلی آن را سه چیز دانسته‌اند، اسرار سفرهای عرفانی در نماز را با بیان اسرار آنها، ادامه می‌دهیم، بدان كه عمده‌ی احوال صلوه سه حال است كه سایر اعمال و افعال مقدمات و مهیئات آن است، اول، قیام و دوم ركوع و سوم سجود.[8]
در سرّ ركوع فرموده‌اند: حقیقت ركوع، تمام نمودن قوس عبودیت و افنای آن در نور عظمت ربوبیت است.[9]
و در سرّ سجود فرموده‌اند: بالجمله، سجده نزد اهل معرفت و اصحاب قلوب، چشم فرو بستن از غیر و رخت بربستن از جمیع كثرات حتّی كثرات اسماء و صفات و فنای در حضرت ذات است و در این مقام، نه از سمات عبودیت خبری است و نه از سلطان ربوبیت در قلوب اولیاء، اثری و حق تعالی خود در وجود عبد، قائم به امر است.[10]
ایشان پس از ذكر عباراتی از یك حدیث دربار‌ه‌ی تشهد می‌فرمایند: امّا اشاره به سرّ تشهد به طوری كه ذكر نمودیم، آنجا كه می‌فرماید: «تعلم ان النواصی الخلق بیده الخ» و این اشاره لطیفه است به مقام تحقق به صحو بعد المحو كه كثرات حجاب جمال محبوب نباشند و قدرت و مشیّت حق را نافذ و ظاهر در مرائی خلقیه بیند.[11]
امام ـ رحمه الله علیه ـ در واپسین مرحله می‌فرمایند: از آنچه مذكور شد از سرّ صلوه كه حقیقت آن، عبارت از سفر الی الله و فی الله و من الله است، در سرّ سلام، مطلبی دیگر معلوم می‌شود و آن، این است كه چون سالك در حال سجده، غیبت مطلقه از همه‌ی موجودات برای او دست داد و از همه‌ی موجودات غایب شد و در آخر سجده، حالت صحوی برای او رخ داد و در تشهد نیز حالت قوت گرفت، ناگاه از حال غیبت از خلق، به حضور منتقل شد و ادب حضور را به جای آورد و در آخر تشهد توجّه به مقام نبوت پیدا كرد و در محضر ولایت آن سرور، ادب حضور را كه سلام شفاهی است، به جا آورد و پس از آن به تعینات نور ولایت كه قوای ظاهره و باطنه‌ی خود عبادالله الصالحین است، توجّه نموده، ادب حضور را ملحوظ داشته و پس از آن به مطلق كثرات غیبت و شهادت توجّه پیدا نموده، ادب حضور را ملحوظ داشته، شفاهاً سلام تقدیم داشت و سفر رابع من الحق الی الخلق تمام شد و این اجمال را تفصیل بیش از این است كه من عاجزم از گفتن و خلق از شنیدنش.[12]
در پایان این گفتار یادآور می‌شویم كه حالاتی كه امام ـ رحمه الله علیه ـ در هر یك از اجزای نماز برای نمازگزار ذكر كرده‌اند، بیانگر حالات وارد بر نمازگزار در سفر خاصّی است كه به شماره‌ی سفر و آغاز و انجام آن، اشاره‌ی دقیق نداشته‌اند. همین امر، بیان اسفار را اجمالی‌تر كرده است.
ارتباط نماز با انسانیت از دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ :
یكی دیگر از نكات مهم در دیدگاه امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ درباره‌ی نماز، ارتباط انسانیت با نماز واقعی است. به گونه‌ای كه با توجّه به آن، مسأله‌ی میزان بودن نماز در ردّ یا قبولی دیگر اعمال به سادگی حل می‌شود. حضرت امام ـ رحمه الله علیه ـ معتقدند كه نماز با انسانیت، رابطه‌ای متقابل دارد. ایشان می‌فرمایند: مادامی كه انسان، صورت انسان و انسان صوری است، نماز او نیز نماز صوری و صورت نماز است و فایده‌ی آن نماز، فقط صحّت اجزای صوری فقهی است، در صورتی كه قیام به جمیع اجزا و شرایط صحّت آن كند، ولی مقبول درگاه و پسند خواطر نیست و اگر از مرتبه‌ی ظاهر به باطن و صورت به معنی پی برد، تا هر مرتبه‌ای كه متحقق شود، نماز او حقیقت پیدا می‌كند ... پس مادامی كه نماز انسان، صورت نماز است و به مرتبه‌ی باطن و سرّ آن نرسیده، انسان متحقق نشده، انسان نیز صورت انسان است و حقیقت آن متحقق نگردیده، پس میزان در كمال انسانیت و حقیقت آن، عروج به معراج حقیقت و صعود به اوج كمال و وصول به باب الله با مرقاه نماز است.[13]
نماز؛ ضرورت همیشگی:
یكی از ادعاهایی كه در بین صوفیان و عارف‌نمایان وجود داشته است، این است كه هر گاه فرد نمازگزار یا عارفی به وصال حق رسید، به عبادت و نماز نیازی ندارد. بنابراین می‌تواند عبادت و نماز را ترك كند. حضرت امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ با تحلیل واقعی نماز، نظریه‌ی یاد شده را ردّ می‌كنند.


[1] . همان، ص 350.
[2] . اسرار نماز، ص 57.
[3] . همان، ص 56.
[4] . اسرار نماز، ص 57.
[5] . همان، ص 55.
[6] . اسرار نماز، ص 15 ـ 16.
[7] . اسرار نماز، ص 79.
[8] . آداب الصلوه، ص 350.
[9] . اسرار نماز، ص 99.
[10] . اسرار نماز، ص 106.
[11] . همان، ص 116.
[12] . اسرار نماز، ص 118 ـ 119.
[13] . اسرار نماز، صص 7 ـ 8.

 

حميد گل مراد زاده- نماز و دانشگاه، ج 1، ص 349

 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 10 از 86