|
عبادت در روایات (2)
22ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : من قام بشرائط العبودیّه اهّل للعتق[1].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : هر كه شرایط بندگی را به جای آورد، سزاوار آزادی شود.
نقش شناخت در عبادت
23ـ قال الامام الرّضا ـ علیه السّلام ـ : أوّل عباده اللّه معرفته[2].
امام رضا ـ علیه السّلام ـ : آغاز بندگی خدا، شناخت اوست.
24ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : سكّنوا فی أنفسكم معرفه ما تعبدون; حتّی ینفعكم ما تحرّكون من الجوارح بعباده من تعرفون[3]
امام علی ـ علیه السّلام ـ : شناخت خدایی را كه میپرستید در جانهای خود جای دهید تا خم و راست شدن هایتان برای عبادت كسی كه میشناسیدش، شما را سود دهد.
25ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : لا خیر فی عباده لیس فیها تفقّه[4].
در عبادتی كه با شناخت توأم نباشد، خیری نهفته نیست.
26ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : لا خیر فی عباده لا علم فیها[5]
عبادتی كه همراه با آگاهی نباشد، ارزشی ندارد.
27ـ قال الامام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ : لا عباده الاّ بالتفقّه[6].
امام سجاد ـ علیه السّلام ـ : هیچ عبادتی جز با شناخت ارزش ندراد.
نقش یقین در عبادت
28ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : لا عباده الاّ بیقین[7].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : هیچ عبادتی جز با یقین ارزش ندارد.
29ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ (لمّا سمع رجلاً من الحروریَّه یتهجّد و یقرأ): نومٌ عَلی یقینٍ خیرٌ مِن صلاهٍ فی شكٍَ.[8]
امام علی ـ علیه السّلام ـ چون صدای عبادت شبانه و تلاوت قرآن مردی از حروریه (خوارج نهروان) را شنید، فرمود: خوابی كه با یقین همراه باشد، بهتر از نمازی است كه با شكّ توأم باشد.
آداب عبادت
30ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أُعبُد اللّه كأنّك تراه، فان لم تكن تراه، فانّه یراك[9].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : خدا را چنان عبادت كن كه گویی او را میبینی; زیرا اگر تو او را نمیبینی او تو را میبیند.
31ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أُعبُد اللّه و لا تشرك به شیئا، و اعمَلُ للّه كأنّك تراه[10].
خدا را بندگی كن و هیچ چیزی را شریك او مگردان و برای خدا چنان كار كن كه گویی او را میبینی.
32ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : الاحسان أن تعبد اللّه كأنّك تراه، فان لم تكن تراه فانّه یراك[11]
احسان این است كه خدا را چنان عبادت كنی كه گویی او را میبینی; زیرا اگر تو او را نمیبینی او كه تو را میبیند.
33ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : (فی قصّه یوسف و زلیخا): لمّا همّت به و همّ بها، قالت: كما أنت! قال: و لِم؟ قالت: حتّی أُغَطِیَ وجه الصّنم لا یرانا، فذكر اللّه عند ذلك و قد علم أنّ اللّه یراه، فَفَرَّ منها[12].
امام صادق ـ علیه السّلام ـ (دربارهی داستان یوست و زلیخا): چون زلیخا آهنگ یوسف كرد و یوسف آهنگ زلیخا، زلیخا گفت: اندكی درنگ كن. یوسف گفت: چرا؟ زلیخا گفت: تا صورت بت را بپوشانم كه ما را نبیند. در این هنگام یوسف به یاد خدا افتاد و دانست كه خداوند او را میبیند، لذا از زلیخا گریخت.
34ـ قال الامام الباقر ـ علیه السّلام ـ (أیضا): فقال لها یوسف: ما صَنَعتِ؟ طرحت علیه ثوبا أستحی أن یرانا! قال: فقال یوسف: فأنتِ تستحین من صنمك و هو لا یسمع و لا یبصر، و لا أستحی أنا من ربّی؟![13]
در خبری دیگر، امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمود: یوسف به زلیخا گفت: چه كردی؟ زلیخا گفت: روی بت پارچهای انداختم؛ زیرا خجالت میكشم كه ما را ببیند. یوسف گفت: تو از بت خود كه نه میشنود و نه میبیند شرم میكنی و من از پروردگارم شرم نكنم؟
35ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ فی قوله تعالی: (و لا تعملون من عمل الاّ كنّا علیكم شهودا) كان رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ اذا قرأ هذه الآیه بكی بكاءا شدیدا[14]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ دربارهی آیهی «هیچ عملی نمیكنید جز این كه وقتی دست به آن میزنید ما بر شما گواه و ناظریم»، فرمود: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ هر گاه این آیه را میخواند به شدّت میگریست.
انواع عبادت
36ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : التّفكّر فی ملكوت السّماوات و الأرض عباده المخلصین[15].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : اندیشیدن در ملكوت آسمانها و زمین، عبادت مخلصان است.
37ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : التفكّر فی آلاء اللّه نعم العباده.[16]
اندیشیدن در نعمتهای خداوند، نیكو عبادتی است.
38ـ فی حدیث المعراج: یا أحمد، انّ العباده عشره أجزاء تسعه منها طلب الحلال، فان أطیب مطعمك و مشربك فأنت فی حفظی و كنفی[17]
در حدیث معراج آمده است: ای احمد! عبادت ده قسمت است كه نه قسمت آن طلب روزی حلال میباشد; پس، اگر خوراك و نوشید نیت پاك و حلال باشد در پناه و حمایت من هستی.
39ـ قال رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ العباده عشره أجزاءٍ، تسعه أجزاءٍ فی طلب الحلال.[18]
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : عبادت ده بخش است كه نه بخش آن طلب روزی حلال میباشد.
40ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : العباده سبعون جزءا، و أفضلها جزءاً طَلَبُ الحلال.[19]
عبادت هفتاد جزء است و برترین جزء آن طلب روزی حلال است.
41ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : انّ من العباده لین الكلام و افشاء السّلام[20].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : به نرمی سخن گفتن و سلام كردن به مردم عبادت است.
44ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : نظر الولد الی والدیه حبّا لهما عباده[21].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : نگاه مهرآمیز فرزند به پدر و مادر عبادت است.
43ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : انّ فوق كلّ عباده عباده، و حبّنا أهل البیت أفضل عباده[22]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : برتر از هر عبادت، عبادتی است و دوست داشتن ما اهلبیت برترین عبادت میباشد.
44ـ قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : النّظر الی العالم عباده، و النّظر الی الامام المقسط عباده، و النّظر الی الوالدین برأفه و رحمه عباده، و النّظر الی أخ تَوَدُه فی اللّه عزّوجّل عباده[23].
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : نگریستن به دانشمند عبادت است، نگریستن به پیشوای دادگر عبادت است، نگاه دلسوزانه و مهرآمیز به پدر و مادر عبادت است و نگریستن به برادری كه برای خدای عزوجل دوستش داری عبادت است.
45ـ عنه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : حسن الظّنّ باللّه من عباده اللّه تعالی[24].
خوش گمانی به خداوند، از عبادت خدای تعالی است.
46ـ قال الجبرئیل ـ علیه السّلام ـ : یا محمّد، لو كانت عبادتنا علی وجه الأرض لعملنا ثلاث خصال: سقی الماء للمسلمین، و اغاثه أصحاب العیال. و ستر الذّنوب[25].
جبرئیل ـ علیه السّلام ـ : ای محمد!! اگر قرار بود ما در روی زمین عبادت كنیم، سه كار میكردیم، آب دادن به مسلمانان، كمك كردن به مردان عیالوار و پوشاندن گناهان (عیب پوشی).
47ـ قال المسیح ـ علیه السّلام ـ ـ لرجل: ما تصنع؟ قال: أتعبّد، قال: فمن یعود علیك؟ قال: أخی، قال: أخوك أعبد منك[26].
مسیح ـ علیه السّلام ـ به مردی فرمود: چه كار میكنی؟ عرض كرد: عبادت پیشه كرده ام. فرمود: پس چه كسی مخارج تو را تأمین میكند؟ عرض كرد: برادرم. فرمود: برادرت از تو عابدتر است.
انواع عابدان
48ـ قال الامام علی ـ علیه السّلام ـ : انّ قوما عبدوا اللّه رغبه فتلك عباده التجّار، و انّ قوما عبدو اللّه رهبهً قتلك عباده العبید، و انّ قوما عبدو اللّه شكرا فتلك عباده الأحرار[27].
امام علی ـ علیه السّلام ـ : گروهی به هوای پاداش خدا را عبادت كردند، و این عبادتِ سوداگران است; دستهای از روی ترس، خدا را عبادت كردند، و این عبادت بردگان است; و گروهی برای سپاسگذاری خدا را عبادت كردند، و این عبادت آزادگان است.
49ـ قال الامام الصادق ـ علیه السّلام ـ : (انّ) العبّاد ثلاثه، قوم عبدوا اللّه عزّوجّل خوفا فتلك عباده العبید، و قوم عبدوا اللّه تبارك و تعالی طلب الثّواب فتلك عباده الأُجَراءِ، و قوم عبدوا اللّه عزّوجّل حبّا له فتلك عباده الأحرار، و هی أفضل العباده[28]
امام صادق ـ علیه السّلام ـ : عبادت كنندگان سه دسته اند: گروهی خدای عزوجل را از ترس عبادت میكنند، كه این عبادت بردگان است; گروهی خدای تبارك و تعالی را به طمع ثواب عبادت میكنند، كه این عبادت مزدوران است; و گروهی خدای عزوجل را از سر عشق و محبت به او عبادت میكنند كه این عبادت آزادگان است و این برترین عبادت است.
50ـ عنه ـ علیه السّلام ـ : انّ النّاس یعبدون اللّه عزّوجّل علی ثلاثه أوجه: فطبقه یعبدونه رغبهً فی ثوابه فتلك عباده الحُرَصاءِ و هو الطّمع، و آخرون یعبدونه فَرَقاً من النّار فتلك عباده العبید و هی الرّهبه. و لكنّی أعبده حبّاً له عزّوجّل فتلك عباده الكرام و هو الأمن؛ لقوله عزّوجّل: (و هم من فزع یومئذ آمنون) و لقوله عزّوجّل: (قل ان كنتم تحبّون اللّه...) فمن أحبّ اللّه أحبّه اللّه عزّوجّل، و من أحبّه الله عزوجل كان من الآمنین.[29]
[1]. غرر الحكم: 8529.
[2]. التوحید: 34 / 2.
[3]. تحف العقول: 223 و 204.
[4]. همان.
[5]. تذكره الخوّاص: 140.
[6]. تحف العقول: 280.
[7]. كنز الفوائد: 1 / 55.
[8] . نهج البلاغه، الحكمه 97.
[9]. كنز العمال: 5250، 5252، 5254.
[10]. كنز العمال: همان.
[11]. كنر العمال: همان.
[12]. البحار: 12 / 300 / 95 و ص 301 / 97.
[13]. البحار: همان.
[14]. مجمع البیان: 5 / 180.
[15]. غرر الحكم: 1792، 1147.
[16]. همان.
[17]. ارشاد القلوب: 203.
[18] . البحار: 103/18/81.
[19] . معانی الأخبار: 367/1.
[20]. غرر الحكم: 3421.
[21]. تحف العقول: 46.
[22]. المحاسن: 1 / 247 / 462.
[23]. أمالی الطوسّی: 454 / 1015.
[24]. الدرّه الباهره: 18.
[25]. تنبیه الخواطر: 1 / 39 و ص 65.
[26]. همان.
[27]. نهج البلاغه: الحكمه 237.
[28]. الكافی: 2 / 84 / 5.
[29] . الخصال: 188/259.
محمد محمدي ري شهري ـ ميزان الحكمة ـ ص 3410
|