اجلاس نماز

 
منو
 
تصاویر منتخب
25.jpg
 
check web page
website monitoring service
 
امتياز جستجوگرها
Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net
Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

Powered by  MyPagerank.Net

 
اتصال به خبرخوان
 

صاحب امتیاز

مدیریت دارالقرآن و امور نماز

معاونت آموزش و تبليغ

سازمان عقیدتی سیاسی

وزارت دفاع و پشتیبانی

نیروهای مسلح

جمهوری اسلامی ایران

 

شماره تماس

22959093 - 021

نشانی

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 

انتشار مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

 
 
 
 
حدیث روز

 

 
آموزش تصویری نماز

 
آموزش احکام . . .

 

 
سایت های نماز

 

 
جستجوی پایگاه
 
گالري تصاوير

 
محبوبترین ها
 
جدیدترین مطالب
 
 
صفحه اصلی arrow آموزش  
چاپ ارسال به دوست

یکی از سجایای اصلی و عمومی هر انسانی از هر قوم و نژاد اعتقاد عمیق فطری و باطنی به نیروی غیبی (خدا) و پیوند به ‏دیانت و عبادت است. همان کسانی که به تصور شما لاابالی و بی اعتقاد می نمایند ناخودآگاه باطناً به آفریدگاری توانا و مهربان معتقدند! دلیل این گفته زمانی آشکار می شود که همان فرد (بی اعتقاد به نظر شما) وقتی گرفتار واماندگی ها و سختیهای زندگی شود و کسی را پناه و پشتیبان خود پیدا نکند آنوقت است که ذاتاً متوسل به نیروی مافوق همه قدرتها می شود و از او (خدا) چاره و نجات می خواهد.

ادامه مطلب...
 
چاپ ارسال به دوست

تهيه كننده : حجه الاسلام سيد محسن حسن زاده طباطبايي

طراحي و تنظيم : جواد نديمي نژاد

ادامه مطلب...
 
اصول آموزش نماز به كودكان و نوجوانان 4 چاپ ارسال به دوست

 

اصول آموزش نماز به كودكان و نوجوانان 4

 

..) است.
برای رسیدن به اهداف تربیت دینی و ترویج فرهنگ نماز، همكاری همه ارگان‌ها و نهادها بویژه نهادهای فرهنگی و تربیتی ضرورت نام دارد.
خانه، مدرسه و جامعه (مسجد، رسانه‌ها و...) در انجام دادن وظایف تربیتی و پرورش مسائل دینی، مكمل یكدیگرند.
پیوند و ارتباط نزدیك خانه، مدرسه و جامعه (مسجد و رسانه‌ها و...) با یكدیگر، در واقع پیوند استوانه‌های تربیت صحیح و منطقی است. امروزه، لازم است مدارس یك علاقه واقعی و باطنی، برای حضور مستمر و ارتباط نزدیك دانش آموزان با مساجد، در آنان ایجاد كنند. در این راستا، مدارس نباید فقط به ساختن نمازخانه‌ها اكتفا كنند. هر چند ساخت و توسعه نمازخانه‌ها اقدامی مثبت و ارزنده برای رسیدن به ارزش‌ها و مقدسات والای دینی است، اما هیچگاه جای مساجد و اثرات سازنده‌ی آنها را نمی‌گیرد.
لازم است، همه‌ی تلاش دست اندركاران تعلیم و تربیت، بر این باشد كه پیوندی واقعی ـ نه ظاهری و صوری ـ بین خانه، مدرسه و جامعه ایجاد كنند. با این گونه پیوند، هم خانه به فضایی اسلامی و آكنده از ارزش‌های معنوی تبدیل می‌شود و هم، مدرسه نقش سازنده و هدایتگری در زمینه‌ی ارزش‌های دینی می‌یابد. از این رو، با هماهنگی و یكسانی فضای حاكم و ارزش‌های معنوی و دینی در خانه و مدرسه، بسیاری از تعارضات و مشكلاتی كه ممكن است برای كودكان در نتیجه‌ی ناهماهنگی بین خانه، مدرسه و جامعه ایجاد شود، بر طرف می‌گردد.
البته، این پیوند باید مستمر باشد; نه مقطعی و وابسته به شرایط خاص. چنین پیوندی، كاری گروهی و حركتی اجتماعی را می‌طلبد. این گونه كارها، بس پیچیده است و با چند بار بردن دانش آموزان به مسجد و حضور فیزیكی آنان، نمی‌توان به نتایج مطلوب و رضایتبخش رسید.
فرهنگ انس گرفتن با مسجد و در رأس آن نماز به عنوان یك حركت ارادی، آگاهانه و مستمر، باید از آغاز دوران كودكی در نظام تربیتی خانه، مدرسه و جامعه به عنوان یك اصل مهم تربیتی مدّنظر قرار بگیرد تا فطرت خداجوی كودك به گونه‌ای رشد و پرورش یابد، كه هیچ عامل و شرایطی نتواند موجبات انحراف او را فراهم سازد.
در آموزش و پرورش قدیم، همه‌ی مسئولیت‌های تربیتی را مدرسه بر عهده می‌گرفت. در تربیت جدید، این حقیقت پذیرفته شده است كه آموزش و پرورش مدرسه بدون همكاری آگاهانه و فعالانه‌ی خانواده، نتیجه‌ی مطلوبی نخواهد داد. دلیل چنین نگرشی آن است كه كودك بیشتر اوقات فراغت خود را در خارج از مدرسه و اغلب در خانه و جامعه می‌گذراند. از آنجا كه كودك از والدین و جامعه متأثر می‌شود، خنثی كردن اثرات محیط خارج از مدرسه در مدت محدود درسی، بسیار سخت و گاهی غیر ممكن است. در واقع، امروزه اگر خانواده، مدرسه و جامعه (مسجد و...) نسل جدید را به سوی یك هدف و روش واحدی سوق ندهند، نمی‌توان امیدی به پیشرفت دینی جامعه داشت. اگر این مثلث تربیتی (خانه، مدرسه و جامعه) در برنامه‌ها و روش‌ها هماهنگی لازم را نداشته باشند، در روند رشد دینی كودك و نوجوان اختلال به وجود خواهد آمد; كه اولین عارضه‌ی آن، تعارض است. متأسفانه، باید اذعان كرد كه فعالیت‌ها در این راستا، هماهنگ، همجهت و همخوان نیست. حتی در مواردی، ممكن است با فعالیت‌های موازی و گاهی مغایر، انرژی و توان یكدیگر را خنثی و كاهش دهند.
به طور مثال، بعضی خانواده‌ها اطلاعات چندانی از دین ندارند. از طرفی، مدرسه تكالیف سختی بر بچه‌های این گونه خانواده‌ها تحمیل می‌كند. این تعارض باعث می‌شود كه نوعی دو گانگی در كودكان و نوجوانان به وجود آید.
نمونه‌ی دیگر اینكه، برخی خانواده‌ها كه به مذهب توجه دقیق و لازم ندارند، در محافل و میهمانی‌ها ـ بدون توجه به مسائل شرعی ـ برای بچه‌هایشان لباس هایی انتخاب می‌كنند كه با آن مجالس تناسب داشته باشند از سویی، اصرار مدارس بر این است كه دانش آموزان پوشش و لباس مناسب با شرع بپوشند. در اینجا نیز اختلاف میان خانه و مدرسه، برای بچه‌ها تعارض به وجود می‌آورد.

 

محمدرضا مطهري ـ مجله مسجد، ش50، ص21

 
اصول آموزش نماز به كودكان و نوجوانان 3 چاپ ارسال به دوست

 

اصول آموزش نماز به كودكان و نوجوانان 3

 

 

باید كودك را به مظاهر عمل و تكرار در این ظاهر انس دهیم تا باطن او شكل گیرد. تجارب و تعالیم علمی نشان داده اند، كه حتی عمل ریایی در صورت تكرار در فردی تثبیت می‌شود. پس از تثبیت، می‌توان یك عمل ریایی را به صورت واقعی و بی ریا درآورد; به شرط اینكه نیت عمل را عوض كند.
این روش، بویژه درباره كودك مؤثر است. مثلاً، ممكن است كودك یا نوجوانی از طرف امام جماعت تشویق شود و خاطره‌ی خوشی در ذهنش شكل بگیرد. لذا، وی مدتی به خاطر همین تشویق، به مسجد می‌رود. پس از مدتی، جاذبه‌های معنوی مسجد و حالات نماز گزاران به هنگام نماز، این فرد را مجذوب خود می‌كند و او را فردی مذهبی بار می‌آورد.
این گونه، ما كودك را به تكرار ظاهر در عبادت سوق می‌دهیم، تا زمینه برای انس به عبادت، تثبیت عمل و ایجاد عادت، در او فراهم آید[1].
پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ، بزرگ مربی مكتب اسلام، در زمینه‌ی آموزش نماز و تكرار آن برای نوه‌ی گرامی شان، حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ چنین رفتاری داشتند: «روزی حضرت محمد ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ قصد خواندن نماز را داشتند. امام حسین ـ علیه السلام ـ در كنار جد بزرگوارشان بودند و قصد همراهی با پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ را داشتند. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ تكبیر گفتند، ولی امام حسین ـ علیه السلام ـ نتوانستند آن را تكرار كنند. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ تكبیر دوم، سوم، چهارم، پنجم و ششم را گفتند. بالاخره، در هفتمین بار، تكبیر امام حسین ـ علیه السلام ـ صحیح ادا شد و نماز آغاز گردید»[2]. این شیوه رفتار نبی مكرم اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ، می‌تواند الگو و روش خوبی برای والدین و مربیان باشد. آنان باید همانند پیامبر عظیم الشأن اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ، مراحل رشد كودك را در نظر بگیرند و سعی كنند با صبر و حوصله، به نیاز فطری كودكان پاسخ مناسب بدهند.
هنر بزرگ والدین و مربیان این است كه دنیای كودك را درك نمایند و بدانند كه برخی از مسائل كه ممكن است برای بزرگسالان خسته كننده باشد، برای كودكان لذت بخش است.
كودك از تكرار مكررات همچون خواندن و ذكر مكرر قصه‌ها و داستان‌ها اصلاً خسته نمی‌شود. اگر بیان این داستان‌ها با صوت خوش و ریتم و آهنگ مطلوب باشد، كودك كاملاً مجذوب و علاقمند می‌شود. در این باره، مادران بخوبی می‌دانند كه بعضی قصه‌ها را صدها بار تكرار كرده اند، ولی باز هم كودك به آن علاقه نشان داده است.
لذا، توصیه می‌شود كه والدین نماز را با حال مناسب و صوت و آهنگ موزون قرائت كنند، تا كودكان بیشتر به كلام الهی جذب شوند.در این باره، والدین می‌توانند به قرائت نمازهای علمای ربانی گوش دهند و آنها را ضبط كنند تا هم خودشان و هم كوكانشان، بهره مند شوند.
6ـ اصل آسان گیری در آموزش مسائل دینی
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ در مناسبت‌های مختلف، تأكید كردند: «دین اسلام آسان است و دینداری مشكل نیست. مبادا، افراد نادان بر خود سخت بگیرند. مبادا متولیان امور دینی، كاری انجام دهند كه مردم تصور كنند دینداری مشكل است و با سخت گیری‌های بیجا، مردم را از دین فراری دهند»[3].
«روزی پس از نماز، مردم اطراف پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ را گرفتند و از ایشان مسئله‌ای پرسیدند. چندین بار سؤال كردند: آیا فلان كار اشكال دارد؟
آن حضرت فرمودند: اشكال ندارد. ای مردم! دین خدا در آسانی است[4]. پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ این سخن را سه بار تكرار كردند.
پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمودند: «خداوند اسلام را تشریع كرد، آن را آسان و گشاده قرار داد، و سخت و تنگ نگرفت»[5].
وقتی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ افرادی را برای تبلیغ و ارشاد مردم و آشنا كردن آنان با مبانی اسلام اعزام می‌كردند، یكی از مهمترین رهنمودهایشان این بود: «مژده بدهید، نترسانید، آسان بگیرید و سخت نگیرید»[6].
در برنامه‌های جمعی و عبادات اجتماعی اسلام، روی موضوع خودداری از تندروی و سخت‌گیری و خسته نكردن افراد، عنایت خاصی شده است. اولیای گرامی اسلام، توصیه‌های فراوانی كرده‌اند كه مبادا از رعایت حال و حفظ نشاط افراد غفلت شود، و از عبادات و مراسم اسلامی به جای جاذبه، علاقه و سازندگی تنفر، دافعه و فرار اشخاص حاصل آید.
به همین دلیل در احادیث متعددی، توصیه فراوان شده است كه نمازهای جمعه و جماعات، نباید به گونه‌ای باشد كه به خاطر طولانی شدن آنها حقوق ضعیفان، سالمندان و كودكان از بین برود.
در این باب، از سوی اولیای عظیم الشأن اسلام توصیه‌های فراوانی رسیده است كه برای الگو قرار دادن عمل آن بزرگواران، مواردی را بررسی می‌كنیم[7].
انس بن مالك روایت كرده است: «نماز پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ از همه كاملتر و كوتاهتر بود»[8].
معاذ پسر جبل كه در یكی از مساجد مدینه پیشنماز بود، روزی در نماز جماعت سوره‌ی بزرگی را خواند. وی نماز را آنقدر طول داد، كه مردی (پیرمردی) كه در آن نماز جماعت شركت كرده بود، در اثر خستگی و ناتوانی طاقت نیاورد، و نتوانست نماز خود را به جماعت و همراه معاذ به پایان برساند. از این رو، وی وسط نماز قصد فرادا نمود، نماز خود را تمام كرد، سوار مركب شد و به سراغ كار خود رفت. وقتی خبر این گونه نماز جماعت خواندن به اطلاع پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ رسید، آن حضرت ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ بسیار ناراحت شدند و دستور دادند معاذ را حاضر كنند. آن‌گاه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ با ناراحتی به او فرمودند: «یا معاذ، ایاك ان تكون قتانا» (ای معاذ! دیگر این طور نباشد كه مردم را از نماز جماعت فراری بدهی، بلكه در نماز جماعت سوره‌های كوتاه را بخوان»[9].
آسان‌گیری در مسائل دینی كودكان، از اهمیت مضاعف و بسزایی برخوردار است. در دوران خردسالی، در نماز به گونه‌ای عمل كنیم كه كودك احساس جبر و خستگی نداشته باشد. نماز نباید برای او امری سنگین و كسل كننده شود. به مصلحت او است كه نمازها، با ذكرها، ركوع و سجود خسته كننده و طولانی نباشد. حتی سفارش شده است كه به خاطر چند كودكی كه با شما به نماز ایستاده اند، آن را سریعتر بخوانید، و از برخی كارهای مستحبی صرف نظر كنید. هوشیار باشید كه او كودك است و حال و روحیه‌ی شما را ندارد; بویژه كه از بسیاری حالات و رفتار شما سر در نمی‌آورد و معنای عبارات شما را نمی‌فهمند.[10]
میرزای نوری در مستدرك الوسائل می‌نویسد: «امام سجاد ـ علیه السلام ـ كودكانی را كه نزد او بودند، وا می‌داشتند كه نماز ظهر و عصر، و مغرب و عشا را با هم بخوانند. به آن حضرت اعتراض شد. فرمود: این عمل برای آنان سبكتر و بهتر است و سبب می‌شود كه به خواندن نماز پیشی بجویند و برای خوابیدن و یا سر گرمی به كار دیگر، نماز را ضایع نسازند. و امام ـ علیه السلام ـ، كودكان را به چیز دیگری غیر از نماز واجب دستورشان نمی‌دادند و می‌فرمود: اگر قدرت و طاقت بر خواندن نمازهای واجب داشتند، آنان را محروم نسازید»[11].
ابن قداح روایت كرده است كه امام صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: «ما به فرزندان خود دستور می‌دهیم مادامی كه در حال وضو هستند و مشغول كار دیگری نشده اند، نماز ظهر را با نماز عصر، و نماز مغرب را با نماز عشا بخوانند»[12].
بعضی والدین و مربیان كه اصرار دارند از روی جبر و اكراه و بدون توجه به حال و روحیه‌ی كودك او را نماز خوان بار آورند، آنان ناخودآگاه لامذهب‌های آینده و افرادی عقده‌ای می‌پرورانند. چنین افرادی، در نخستین فرصتی كه به قدرت و استقلالی دست یابند، دین و عبادت را ترك خواهندكرد. طبیعی است، مسئولیت چنین وضعی بر عهده‌ی كسانی است، كه چنین زمینه‌ای را فراهم كرده‌اند [13].
دكتر احمدی در این باره نقل می‌‌كند: «شخصی را می‌شناسم كه پزشك متخصص تغذیه است. او فردی است كه عِرق ملی خوبی هم دارد و در آلمان زندگی می‌كند. وی می‌گفت: پدر من از متدینین سر شناس یكی از شهرهاست، و همه چیز او سر جای خودش است; نماز خواندنش، اعمال عبادی اش و... با وجود آن كه در شهر سرد سیری بودیم، صبح‌ها ما را از خواب بیدار می‌كرد تا نماز بخوانیم. بعد، خودش در اتاق دیگری مشغول نماز خواندن می‌شد. ما تدبیری اندیشیدیم تا از وضو گرفتن در آن هوای سرد خلاص شویم. بنابراین، بدون آن كه وضو بگیریم، در اتاقمان با صدای بلند در حالی كه خوابیده بودیم نماز می‌خواندیم.
بعد از چند بار، پدرمان فهمید و با كتك ما را وادار كرد كه وضو بگیریم و نماز بخوانیم. بعد از مدتی، ما یاد گرفتیم كه این كار را بكنیم: برای وضو گرفتن می‌رفتیم، ولی وضو نمی‌گرفتیم. سپس، ما می‌ایستادیم و بلند بلند نماز می‌خواندیم تا نشان بدهیم كه داریم نماز می‌خوانیم. بدین گونه، پدرم من، خواهران و برادرانم را وادار به نماز خواندن می‌كرد. و الان، هیچ یك از ما نماز نمی‌خوانیم [14].
7ـ اصل هماهنگی خانه، مدرسه و جامعه (مسجد، رسانه‌ها و...) در آموزش مسائل دینی.
یكی از عوامل مؤثر در تكوین شخصیت علمی، معنوی و جسمی كودك و نوجوان، ایجاد هماهنگی و همكاری مثبت و سازنده بین خانه، مدرسه و جامعه (مسجد، رسانه‌ها و.


[1] . قائمی، اقامه‌ی نماز در دوران كودكی، 36 ـ 37.
[2] . مجلسی، بحار الانوار، ج 43، 307.
[3] . محمدی ری شهری، جشن تكلیف، 86.
[4] . ابن حنبل، مسند، ج 5، 69.
[5] . ابویعلی، مسند، ج 3، 50، حدیث 2452.
[6] . ابن هشام، السیره النبویه، ج 4، 237.
[7] . صادقی اردستانی، پیوند، 57 ـ 58.
[8] . ابن حنبل، مسند، ج 3، 100.
[9] . حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 5، 47.
[10] . قائمی، اقامه نماز در دوران كودكی و نوجوانی، 35
[11] . نوری، مستدرك الوسائل، ج 15، 160، و ج 3، 19; كلینی، كافی، ج 2، 409; حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 3، 14 و 16.
[12] . حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 15، 183.
[13] . قائمی، اقامه نماز در دوران كودكی، 36.
[14] . احمدی، مجموعه مقالات دومین كنگره سراسری انجمن‌های اولیا و مربیان كشور، 194.

 

محمدرضا مطهري ـ مجله مسجد، ش50، ص21

 
اصول آموزش نماز به كودكان و نوجوانان 1 چاپ ارسال به دوست

 

اصول آموزش نماز به كودكان و نوجوانان 1

 

روش‌ها و شیوه‌های آموزش نماز در كودكان و نوجوانان بر اصولی استوار است، كه به ذكر مهمترین آنها در این نوشتار پرداخته شده است:
1ـ اصل فطری بودن مسائل دینی.
2ـ اصل اختیاری بودن مسائل دینی.
3ـ اصل تدریجی بودن آموزش مسائل دینی.
4ـ اصل اعتدال و میانه روی در آموزش مسائل دینی
5ـ اصل تكرار و مداومت در آموزش مسائل دینی
6ـ اصل آسانگیری در آموزش مسائل دینی.
7ـ اصل هماهنگی خانه، مدرسه و جامعه (مسجد، رسانه‌ها و...) در آموزش مسائل دینی
اكنون به شرح و بررسی این روش‌ها و شیوه‌ها می پردازیم:


1ـ اصل فطری بودن مسائل دینی
نیاز به پرستش و نیایش، یكی از نیازهای اساسی و عمیق در عمق روان بشر است.
در بررسی تاریخی، این موضوع ثابت شده كه پرستش، جزئی از وجود و كشش فطری انسان است. گاهی كه میل و روح پرستش از سوی انبیا در مسیر صحیحی قرار گرفته، به خدا پرستی ختم شده است. و گاهی بر اثر جهل، انحراف و لجاجت، موجودات و اشیای گوناگون پرستش شده اند.
طبق نص صریح دین اسلام، برای ما مسلّم و متقن است كه میل به پرستش، نیایش، كمال طلبی، حقیقت جویی و... در كودك امری فطری و درونی است. این موضوع را شواهد تاریخی ـ همچون: پرستش بت، خورشید و گاو و ساختن بهترین مكان‌ها برای معابد ـ و آیات و روایات تأیید می‌كند.
خداوند ـ تبارك و تعالی ـ در قرآن مجید می‌فرماید: «فأقم و جهك للدین حنیفاً فطرهَ الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلك الدین القیم ولكن اكثر الناس لایعلمون» (روم / 30) (پس روی خود را با گرایش تمام به حق، به سوی این دین كن، با همان سرشتی كه خدا مردم را بر آن سرشته است. در آفرینش خدا تغییری نیست. این است همان دین پایدار ولی بیشتر مردم نمی‌دانند).
اگر ملاحظه می‌شود كه گروهی از كودكان و نوجوانان نسبت به مسائل دینی رغبت و تمایلی از خود نشان نمی‌دهند، مربوط به عوامل محیطی است كه فطرت كودك را از مسیر خودش تحریف كرده است.
متأسفانه، بعضی از والدین به دلیل حساسیت نداشتن و اهمیت ندادن به مسائل دینی، و بعضی به دلیل سخت گیری ها، آموزش‌های غلط و نا آشنایی با سیره و روش معصومان (علیهم السلام) و روش‌های تربیتی، به گونه‌ای با كودك رفتار می‌كنند كه آنان نسبت به مسائل دینی بی تفاوت، كم رغبت و حتی متنفر می‌شوند.
با كمال تأسف، باید گفت كه بعضی از والدین حساسیت و دقتی را كه درباره‌ی امور دنیوی ـ همچون: تغذیه، لباس، مسائل درسی، كلاس كنكور، معلم خصوصی و... ـ فرزندانشان از خود نشان می‌دهند، نسبت به مسائل معنوی و دینی اظهار نمی‌كنند. براستی، این گروه از والدین مصداق كلام نورانی رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ می‌باشند كه فرمودند: وای بر فرزندان آخر الزمان از دست پدرانشان. گفته شد: یا رسول الله! منظور شما پدران مشركند؟
فرمودند: خیر، بلكه پدران مؤمنی كه واجبات دینی را به فرزندان خود آموزش نمی‌دهند. و اگر آنان خود بخواهند احكام دین را فرا گیرند، ایشان جلوگیری می‌كنند، (و حال آنكه) اگر كالایی به دست بیاورند، از آنان راضی و خوشحال خواهند شد. من از ایشان بیزارم و آنان نیز از من بیزارند» [1]
با توجه به این اصل كه خدا جویی امری فطری و درونی است، باید علمای اسلامی و دانشمندان تعلیم و تربیت، به فكر تهیه و تدوین كتاب هایی باشند كه شیوه‌های صحیح رشد و پرورش این حس را بر مبنای اصل فطری بودن به والدین آموزش دهند تا آنان متوسل به شیوه‌ها و روش‌های نادرست نشوند.


2ـ اصل اختیاری بودن مسائل دینی
انسان به اقتضای داشتن فطرت الهی، وجود چند بعدی و كرامت وجودی، موجودی مختار است كه كرامتش را با اختیار خود می‌تواند كسب كند. در واقع از دیدگاه اسلام، انسان میل‌ها و جاذبه‌های معنوی دارد، كه دیگر موجودات آن را ندارند. انسان قادر است كه در برابر میل‌های درونی خود ایستادگی كند و فرمان آنها را اجرا نكند، یا به بعضی از آنها پاسخ گوید و بعضی دیگر را كنترل نماید، یا از آنها در جهتی خاص استفاده كند.
این توانایی انسان، به حكم نیروی اراده است كه به فرمان عقل عمل می‌كند. این توانایی بزرگ، از مختصات انسان است. اساس این توانایی، آن است كه انسان موجودی آزاد، انتخابگر و صاحب اختیار می‌باشد (مطهری، راهنمایی و مشاوره از دیدگاه اسلام، 42).
در دعوت كودكان و نوجوانان به دین، باید به گونه‌ای عمل نماییم كه احساس آزادی كنند. با توجه به این موضوع كه انسان فطرتاً خداجو است، لازم است كه با تذكر روش‌های صحیح، این فطرت را در وجود آنان بیدار كنیم و به طرف پذیرش دین سوق دهیم. پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ نیز با نرمخویی و با زبان نرم، افراد را به دین اسلام دعوت می‌كردند. به تجربه هم ثابت شده است كه با زور و اكراه، نمی‌توان كسی را به راه راست هدایت كرد.
خداوند ـ تبارك و تعالی ـ می‌فرماید: «افانت تكره الناس حتی یكونوا مؤمنین»[2] (پس آیا تو مردم را به اجبار وا می‌داری كه ایمان بیاورند).
اگر به مفاد آیه‌ی: «لا اكراه فی الدین، قد تبیین الرشد من الغی...»[3] توجه نماییم، معلوم می‌شود كه پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ وظیفه تبیین دارند. لذا پس از تببین، دیگر جای اكراه و جای انتخاب كردن به جای مردم وجود ندارد. همچنین خداوند می‌فرماید: «فانما علیك البلاغ» [4](پس بر تو تبلیغ است و بس). كار پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ بیان، توضیح، تشبیه، ابلاغ، انذار و بشارت است. كار پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ اجبار نیست، كه به جای مردم بخواهد انتخاب كند و آنها را مجبور نماید.
بهتر است كه هیچگاه، كودكان یا نوجوانان را به دینداری مجبور نكنیم. همچنین، به خاطر اینكه آنان دیندار شوند، بهتر است به آنان پاداش خیلی زیاد ندهیم. اگر بدون استفاده از این دو حربه تهدید و تطمیع بتوانیم آنان را به عقیده‌ای معتقد كنیم، آن اعتقاد درونی خواهد بود; یعنی اعتقادی كه نه به خاطر جلب منفعت، و نه ترس از قدر دانی به وجود می‌آید[5].
وقتی نوجوان مجبور به دینداری نشود ـ و در دوره كودكی سالم و عاری از انحراف پرورش یافته باشد ـ و دین به نحو منطقی و در شرایط مناسب به او عرضه گردد، با توجه به اینكه به تفكر انتزاعی رسیده است، دین یا مذهب محكم و قابل دفاع را خواهد پذیرفت. این دینداری او وراثتی، ریا كارانه و همراه با ناخالصی نخواهد بود، بلكه «دین خالص» خواهد داشت و سپس به دستورهای دینی عمل خواهد كرد.
در دین اسلام تأكید فراوان می‌شود كه اصول دین تقلیدی نیست، بلكه فرد باید با آگاهی و آزادی آن را بپذیرد. بنابراین، باید تلاش كرد كه كودك و نوجوان را به طریقی مثبت و ترغیب كننده، به دین دعوت كرد و از افرادی كه مبناهای اعتقادی و فكری قوی دارند، كمك گرفت. باید توجه داشت كه كودك و بویژه نوجوان، در مقابل برخوردهای آمرانه مقاومت می‌كند[6].
خانم زهرا مصطفوی، فرزند امام خمینی (ره) نقل می‌كند: «همسرم به جهت عادت خانوادگی، دخترم را از خواب صبحگاهی بیدار می‌كرد و به نماز وا می‌داشت. امام (ره) وقتی از این ماجرا خبردار شدند، برایش پیغام فرستادند: چهره شیرین اسلام را به مذاق بچه تلخ نكن. این كلام آنچنان مؤثر افتاد و اثر عمیقی بر روح و جان دخترم به جای گذاشت كه بعد از آن خودش سفارش كرد كه برای نماز صبح بموقع بیدارش كنم»[7].
والدین اگر می‌خواهند فرزندان‌شان نماز خوان و معتقد بار آیند، موارد ذیل را در نظر بگیرند:
اولاً، خودشان معتقد به دستورها و تعالیم دینی باشند، و به دور از ریا و با خلوص نماز را به پا دارند.
ثانیاً: در دوران كودكی، فرزندانشان را با نماز و مجالس و محافل مذهبی مأنوس كنند. از این رو، لازم است خاطرات خوشی را در ذهن آنان ایجاد نمایند و بشدت از سختگیری، اجبار و اكراه خودداری كنند. پدری كه برای بیدار كردن دختر تازه بالغ خود برای ادای نماز صبح، دستی به گیسوان او می‌كشد و با نوازش و محبت او را از خواب شیرین صبحگاهی بیدار می‌كند، انجام دادن این تكلیف دینی را با شیرینی محبت پدرانه خویش می‌آمیزد و عبادت را در كام فرزندش شیرین می‌سازد.
ثالثاً: والدین نسبت به مسئله نماز و مسائل اعتقادی همچون دیگر مسائل، حساسیت نشان دهند. اگر والدین و مربیان به سفارش‌ها و سیره‌ی معصومان ـ علیهم السلام ـ و بزرگان دین عمل كنند، قطعاً فرزندانی معتقد و نماز خوان خواهند داشت.


3ـ اصل تدریجی بودن آموزش مسائل دینی
آموزش معارف و مسائل دینی، مراتب و درجاتی دارد، كه اصول و مقتضیات آن باید مراعات شود. این مراتب و درجات، به دلیل تفاوت‌های فردی در رشد استعدادهای ذهنی و روحی، تفاوت در معلومات و تجربیات، و شرایط گوناگون اجتماعی و فرهنگی در متعلمان است[8]. لذا، باید مطالب و مفاهیم آموزشی و دینی، متناسب با سطح درك و قوای ذهنی و روانی متعلمان باشد.
والدین و بزرگسالان نباید توقع و انتظار داشته باشند، كه كودكشان خیلی سریع اهل عبادت و نماز شود. برنامه عادت دادن او به نماز و آموزش او، باید بر اصل تدریج مبتنی باشد. كودك نباید یكباره بار سنگینی از وظایف بار دینی را بر دوش خود احساس كند، و خود را به انجام دادن آن موظف بداند.


[1] . نوری، مستدرك الوسائل، ج 2، 625
[2] . یونس / 99
[3] . بقره / 256.
[4] . آل عمران / 20.
[5] . ارونسون، روان شناسی اجتماعی، 34.
[6] . كاظمی، آموزش و پرورش از خردسالی تا نوجوانی، 87.
[7] . ستوده، پا به پای آفتاب، ج 1، 123.
[8] . سادات، راهنمای آموزش تعلیمات دینی در مدارس، 27.

 

 

محمدرضا مطهري ـ مجله مسجد، ش50، ص21

 
اصول آموزش نماز به كودكان و نوجوانان 2 چاپ ارسال به دوست

 

اصول آموزش نماز به كودكان و نوجوانان 2

 

 

تكالیف سنگین، زود هنگام و خارج از طاقت و توان كودك، ممكن است صدمه‌ای جبران ناپذیر بر اعتقادات دینی و مذهبی كودكان وارد آورد.
در تعالیم اسلامی، توصیه‌های فراوانی در زمینه آموزش تدریجی مسائل دینی آمده است. امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: وقتی كودك به سن سه سالگی رسید، از او بخواهید كه هفت بار عبارت «لا اله الا الله» را بگوید. سپس، او را به حال خود وا گذارید تا به سن سه سال و هفت ماه و 20 روز برسد. در این هنگام، به او آموزش دهید كه هفت بار بگوید: «محمد رسول الله». سپس، تا چهار سالگی او را آزاد بگذارید. در آن هنگام، از وی بخواهید كه هفت مرتبه عبارت: صلی الله علیه و آله» را تكرار نماید. سپس تا پنج سالگی او را آزاد بگذارید. در این وقت، اگر كودك دست راست و چپ خود را تشخیص داد، او را در برابر قبله قرار دهید و سجده را به او بیاموزید، در سن شش سالگی، ركوع، سجده و دیگر اجزای نماز را به او آموزش دهید. وقتی هفت سال او تمام شد، به او بگویید كه دست و صورت خود را بشوید (در مورد وضو نیز بتدریج وضو گرفتن را بیاموزید). سپس، به او بگویید كه نماز بخواند. آنگاه كودك را به حال خود وا گذارید تا نه سال او تمام شود... در این هنگام، وضو گرفتن صحیح را به او بیاموزید و او را به نماز خواندن وادارید[1].
درباره روزه گرفتن نیز وضع به همین ترتیب است. امام صادق ـ علیه السلام ـ می‌فرمایند: «ما اهل بیت هنگامی كه كودكانمان به پنج سالگی رسیدند، دستور می‌دهیم كه نماز بخوانند. پس شما كودكان خود را از هفت سالگی به نماز دستور دهید. و در هفت سالگی، ما امر می‌كنیم تا به اندازه توانایی شان، نصف روز یا بیشتر یا كمتر روزه بگیرند، هنگامی كه تشنگی و گرسنگی بر آنان غالب آمد، دستور می‌دهیم كه افطار كنند. این عمل، برای آن است كه به روزه گرفتن عادت نمایند، پس، شما كودكان (پسران) خود را در نه سالگی به اندازه توانایی شان به روزه گرفتن امر كنید و چون تشنگی و گرسنگی بر آنان غالب شد، افطار كنند»[2].
تعالیم اسلام به صورت تدریجی به مردم عرضه شده، و قرآن هم تدریجاً بر مردم خوانده شده است. متأسفانه، بعضی از والدین و مربیان قصد دارند در فرصتی كوتاه و خیلی سریع، فراگیران خود را به سر منزل مقصودی كه در ذهن خود دارند برسانند; بدون اینكه فرصت دست یابی خود بخودی آن را فراهم كنند.
صاحبنظران تعلیم و تربیت در این باره چنین اظهار نظر كرده اند: «اگر پیام تربیتی با سرعت و تعجیل و بدون در نظر گرفتن فرصت درون سازی از جانب كودك صورت گیرد ـ هر چند مظاهر یك انتقال صوری انجام گرفته است ـ ، اثر آن پایدار و ماندنی نخواهد بود».
لذا، بهتر است كودك هر چیزی را اندك ـ ولی آن اندك را خوب ـ یاد بگیرد و هضم و جذب نماید; و گرنه، دیگران و خود را با دانش سطحی و قشری خویش گول خواهد زد.
آنچه تاكنون مشخص شده، نشان دهنده آن است كه سرعت بیش از اندازه و به دور از توانمندی و جذب ظرفیت طبیعی كودك، فرآیند درون سازی مفاهیم تربیتی را مختل می‌سازد. در واقع، هماهنگی مشترك بین توانایی و قابلیت تربیت شونده از یك سو و امكانات مناسب تربیتی از سوی دیگر، سرعت متناسبی را می‌طلبد كه تشدید یا تخفیف بیش از حد آن، به اختلال در فرایند تربیت و حتی اختلال در تعادل شخصیت تربیت شونده منجر می‌گردد.
4ـ اصل اعتدال و میانه روی در آموزش مسائل دینی
اعتدال و میانه روی، زیر بنای تعالیم اسلام است; به طوری كه در همه دستورها و مقررات آن، از هر گونه افراط و تفریط جلوگیری شده است.
اصل تعادل، از اصولی است كه در قرآن كریم بدان عنایت شده است. خداوند متعال در قرآن كریم می‌فرماید: «و كذالك جعلناكم امه وسطاً»[3] (و شما را امت میانه و معتدل قرار دادیم).همچنین، در حیات سراسر نورانی پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ و ائمه هدی ـ علیهم السلام ـ، این اصل را در همه اعمال و رفتارشان مشاهده می‌كنیم. امام علی ـ علیه السلام ـ درباره پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمودند: «سیرته القصد» (سیره اش تعادل و میانه روی بود).
انسان موجودی چند بعدی و چند كانونی است. اسلام نیز كه دین جامع و كاملی است، به تمام نیازهای انسان توجه دارد. برای رشد، تعالی و كمال بشر لازم است همه ابعاد انسان به صورت هماهنگ و متعادل رشد و تكامل یابند.
بی‌توجهی به همه ابعاد وجودی انسان یا توجه بیش از حد به یك بعد و نادیده گرفتن ابعاد دیگر، جامعیت و وحدانیت وجود آدمی را نادیده می‌گیرد و انسانی یك بعدی و تك ساختی می‌سازد[4]. اگر انسان را فقط در یك بعد ببینیم و او را در همان بعد تربیت كنیم. در حقیقت موجبات نابودی شخصیت انسانی او را فراهم كرده ایم. متأسفانه، بیشتر انسان‌ها و بسیاری جوامع، فاقد این اصل در زندگی‌اند، و در دام افراط یا تفریط غلطیده‌اند. ریشه‌ی بسیاری از انحرافات: فردی، اجتماعی، اخلاقی و روانی را می‌توان در رعایت نكردن اصل تعادل جستجو كرد.
میانه روی در عبادت هم باید مراعات شود. درست است كه توصیه‌ها و تشویق‌های پیشوایان دین، هر انسان محب پروردگار را به انجام دادن عبادات راغب می‌گرداند، اما توانایی‌ها و آمادگی‌های روحی او نیز شرط است. اگر او با تحمیل عبادت بر خود، لذت عبادت را از خویش سلب كند و خود را در آن امر به تكلف اندازد، نه عبادت او عبادتی سالم محسوب می‌شود، و نه خود او از عبادتش بهره‌ی معنوی می‌برد»[5].
ظرفیت انسان برای عبادت، یك ظرفیت محدود است. لذا باید سعی شود عبادت با نشاط باشد. اگر نشاط از بین برود، عبادت تحمیلی می‌شود. پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ فرمودند:
«ان هذا الدین متین فأوغلوا فیه برفق و لا تكرهوا عباده الله الی عباد الله فتكونوا كالداكب المنبت الذی لاسفراً قطع ولاظهراً ابقی» [6]
دین اسلام، دینی متین، محكم، منطقی و مبتنی بر ملاحظات دقیق روانی و اجتماعی است. لذا، پیامبر ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ سفارش می‌كند كه با مدارا و متانت حركت كنید و عبادت خود را مغبوض و منفور نفس خویش قرار ندهید. یعنی، طوری عمل نكنید كه نفس شما عبادت را دشمن بدارد، بلكه طوری عمل كنید كه نفس، عبادت را دوست بدارد و مجذوب آن شود.
مانند اسب سواری نباشید كه در اثر تندی و شتاب زیاد ـ كه میزان توانایی مركوب را در نظر نمی‌گیرد و فقط تازیانه را می‌شناسد ـ، نه خود به مقصد می‌رسد و نه برای مركب او كمر و توانایی می‌ماند.
پیامبر گرامی اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلّم ـ همان طور كه با غرق شدن در مسائل مادی و شهوانی مخالف بودند، با رهبانیت و عبادت‌های صوفیانه نیز مخالفت می‌كردند. ایشان در برخورد با كسانی كه نسبت به مسائل زندگی بی اعتنا شده و به عبادت پرداخته بودند، فرمودند: «بدن شما و زن، فرزند و یاران‌تان حقوقی بر شما دارند و باید آنها را رعایت كنید».
امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ فرمودند: در جوانی، سخت مشغول عبادت بودم، پدرم به من فرمودند: فرزندم! (زیاد خود را خسته مساز) كمتر از این مقدار هم می‌توانی انجام دهی. بدرستی كه خداوند اگر بنده‌ای را دوست داشته باشد، به عبادت اندك او راضی خواهد شد»[7].
فجیع عقیلی گوید: «امام حسن ـ علیه السلام ـ به من فرمودند: هنگامی كه پدرم در حال احتضار بودند، شروع به وصیت كردند و فرمودند: در عبادت میانه رو باش، و آن چه را كه همیشه می‌توانی انجام دهی و در توان تو است، انجام ده»[8]. متأسفانه عده‌ای از والدین، مبلغان و مربیان به دلیل نا آگاهی از مراحل رشد و تحول روانی كودكان و نوجوانان و همچنین بی اطلاعی از شیوه و روش‌های برخورد ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ در این زمینه، با اتكا به دانسته‌ها و تجربیات غیر علمی و غلط خویش، اعمالی را مرتكب می‌شوند، كه بعضاً مضر به حال كودكان و نوجوانان است.
علاقه مفرط برخی والدین به مذهبی شدن فرزندانشان و اصرار بیش از حد آنان در این زمینه، بی توجهی به توان، استعداد و نیازهای روحی و روانی كودكانشان و خارج شدن از مرز اعتدال، عواقب ناگوار و نامطلوبی ـ همچون بدبینی به مذهب ـ را در پی خواهد داشت.
5ـ اصل تكرار و مداومت در آموزش مسائل دینی
تكرار و استمرار، خود بخود سبب یادگیری درست، سرعت عمل و كسب مهارت در هر زمینه‌ای می‌شود. همه، مَثَل معروف: «كار نیكو كردن از پر كردن است» را شنیده اند. و همه نیز واقفند كه بازی یا رانندگی روی یخ، فقط در نتیجه‌ی تمرین و تكرار ممكن است.
هیچ كس نمی‌تواند منكر باشد كه اگر مفاهیم و لغات آموخته شده از زبان بیگانه تمرین و تكرار نشوند، دیر یا زود به دست فراموشی سپرده می‌شود.[9]
دكتر قائمی در این باره می‌نویسد: «برای تقویت و ایجاد رفتاری ثابت و عادتی استوار در كودك و نوجوان، باید از مجرای تكرار وارد شد. بسیار از افكار و اعمال، در سایه‌ی تمرین و عمل مكرر در انسان تثبیت می‌شوند. حتی ایمان آدمی هم، نوعی تثبیت در سایه‌ی عمل است، «لا یثبت الایمان إلاّ بالعمل» [10]هر قدر عمل مكرر باشد، امكان تثبیت آن بیشتر خواهد بود.
همچنین در تربیت دینی این اصل وجود دارد كه از راه ظاهر و عمل ظاهری، می‌توان در باطن نفوذ داشت; و بر عكس.


[1] . سادات، راهنمای پدران و مادران، ج 2، 159; یكصد و چهارده نكته درباره نماز، 66.
[2] . طباطبائی، سنن النبی، 157.
[3] . بقره / 143.
[4] . مطهری، مقدمه‌ای بر مفاهیم و كاربردهای راهنمایی و مشاوره از دیدگاه اسلام، 68 ـ 69.
[5] . مظلومی، با تربیت مكتبی آشنا شویم، 142.
[6] . كلینی، اصول كافی، ج 2، 86 ـ 87.
[7] . كلینی، اصول كافی، ج 2، 87.
[8] . نوری، مستدرك الوسائل، ج 1، 130; مسلم، صحیح، ج 3، 144.
[9] . شعبانی، مهارت‌های آموزشی و پرورشی، 23.
[10] . كلینی، اصول كافی، ج 1، كتاب الفكر و الایمان.

 

محمدرضا مطهري ـ مجله مسجد، ش50، ص21

 
آداب نماز چاپ ارسال به دوست

 

آداب نماز

 

 

بطور كلی می توان شرایط آداب نماز, را به دو بخش اصلی تقسیم كرد:

 1. صفات و ویژگی های نمازگزار قبل از ورود به نماز.

 2. آداب و شرائطی كه می بایست یك نماز گزار واقعی آنها را درحال نماز رعایت كند.


الف: در بخش اول از باب نمونه می توان به این امور اشاره كرد:
1. تقوی و ترك گناه: از امور مهمی كه بیش از هر چیز رعایتش برای نمازگزار واقعی ضروری است محافظت بر نفس و اعمال و رفتار خویش است یعنی دوری گزیدن از هر آنچه را كه خداوند متعال از انجام آن ناخشنود است و گناه و معصیت الهی بشمار می رود، چرا كه حقیقت گناه و معصیت چیزی جز آلودگی و نجاست و تیرگی نفس و جان آدمی نیست و برای نمازگزاری كه مدعی است می خواهد به معراج و ملكوت پرواز كند و هم آوا و هم سخن خداوند و فرشتگان شود.و با این كدورتها و آلودگی روحی و سنگینی گناه به ملكوت اعلی راه نمی یابد و با قلبی كه شیطان آن را تصرف كرده متوجه خدا نمی شود و با زبانی كه در اثر گناه لال شده با حضرت دوست سخن نمی گوید. از این روی در قرآن بر پرهیز از گناه و معصیت تأكید شده و می فرماید: « بگو ای اهل کتاب! بیایید به یک کلمه (ایمان)که مشترک بین ما و شماست ایمان آورید و جز خدا را نپرستیم و برخی دیگر را تحت سلطه قرار ندهیم.» [1]
و از صبر و نماز یاری جوئید و این كار سنگین و گران است مگر بر خاشعون. در اینجا صبر را به معنای عام از ما خواسته شده هم صبر بر سختی ها و ناگواری ها و هم صبر بر عبادت و هم صبر بر معصیت و پرهیز از شهوت ها و لذتهای نامشروع كه مبغوض خداوند هستند.
از طرفی در آیات و برخی روایات همین تقوی و پرهیز از معاصی را از یك نمازگزار واقعی، متوقع است و خواستار نتیجه واقعی و عینی نماز است یعنی نمازی می خواهد كه«تنهی عن الفحشاء و المنكر»[2] باشد رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:«هر كس نمازش او را از فحشاء و منكر باز ندارد هیچ بهره ای جز دوری از خدا نبرده است»[3]


2. انفاق و اعطاء زكات و صدقه به مستمندان:
قرآن می فرماید:«به بندگان مؤمنم بگو: نماز را بپای دارند و در نهان و آشكار از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می كنند.»[4] و در جایی دیگر در وصف نمازگزاران می فرماید:«آنها در اموالشان برای تقاضا كنندگان و محرومان حق معلومی را پرداخت می كنند»[5] پس معلوم می شود كه یك نماز گزار واقعی كسی است كه در حالی كه مواظبت بر اعمال و رفتار شخصی خود و عبادات خود دارد از مردم و محرومان جامعه فاصله نگرفته و از كمك و دستگیری افراد نیازمند و ناتوان غافل نیست و همواره با اعطاء صدقات واجب(زكات و خمس) و صدقات مستحبی و هر كمكی كه از دستش برآید برای نیازمندان كوتاهی نمی ورزد.


3. اطاعت از رسول و خاندانش: بی شك هر عبادت وكار خیری كه از آدمی سر می زند اگر رضایت و امضاءِ و تأیید پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ در آن نباشد و آدمی نتواند عملاً مطیع و پیرو اصیل آن ذوات مقدس در همه ابعاد و رفتار وكردار نباشد آن عبادت اصلاً به سرانجام نمی رسد و هیچ ارزش و بهائی ندارد. از این رو پایبندی به اصل امامت و ولایت و رهبری ضروری است چرا كه نماز را جهت دار می كند و آنرا مقبول حق می گرداند.
قرآن كریم می فرماید:«و اقیموا الصلوه و آتوا الزكوه و اطیعوا الرسول ...»[6] نماز را بر پا دارید و زكات را بدهید و رسول خدا را اطاعت كنید تا مشمول رحمت او شوید.


4. امر به معروف و نهی از منكر:
یكی دیگر از اموری كه رعایت آن بر نمازگزار واقعی ضروری است، آن است كه علاوه بر مواظبت بر اعمال و رفتار خویش می بایست نسبت به افعال و كردار خانواده و نزدیكان خود و دیگر افراد جامعه خویش غافل و بی تفاوت نباشد و آنها را از منكرات بر حذر دارد و به سوی اعمال شایسته ترغیب سازد لذا می فرماید:«یا بنی اقم الصلوه و أمر بالمعروف و انه عن المنكر»[7] پسرم نماز را بر پا دار، و امر به معروف و نهی از منكر كن.
در روایتی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ شرایط نمازگزار واقعی را اینگونه برمی شمارد:«خداوند تبارك و تعالی می فرماید: همانا نماز كسی را قبول می كنم كه:

1. در برابر عظمتم تواضع كند و برایم خاكسار باشد

 2. برای رضای من از شهوات دوری جوید

 3. روزهایش را با ذكر من به شب رساند

 4. بر بندگانم فخر نفروشد

 5. گرسنگان را سیر كند

 6. برهنگان را بپوشاند

 7. بر مصیبت دیدگان رحم كند

 8. بی پناهان را پناه دهد.[8]


ب) اما شرایط و آداب نمازگزار واقعی در خود نماز:
قبل از بیان این صفات باید دانسته شود كه برای نماز غیر از این صورت ظاهری، حقیقت و باطنی است كه دارای آدابی مخصوص به خود است و چنانچه ظاهر آن را آدابی است كه مراعات آنها ضروری است بطوری كه اگر آنها را رعایت نكند موجب بطلان و نقصان نماز صوری است؛(مانند رعایت نكردن آداب و احكام شرعی و فقهی نماز همچون طهارت ظاهری بدن و لباس و مكان از نجاسات ظاهری و صحت وضو و افعال و اذكار نماز) همینطور برای نماز آدابی است به نام آداب قلبیه و باطنیه كه با مراعات ننمودن آنها نماز معنوی باطل و ناقص می شود.[9]
بدین جهت مراعات و محافظت بر تمام آداب ظاهری و باطنی نماز امری است ضروری، چرا كه نمازی كه مقبول حق واقع شود همین نماز است. امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: كسی كه نماز واجب خود را در اول وقت ادا كند و حدود آنها را حفظ نماید، فرشته ‌آنرا سپید و پاكیزه به آسمان می برد و نماز به نمازگزار می گوید خدا تو را نگاه دارد همان گونه كه مرا نگاه داشتی ... و كسی كه نمازهایش را بی سبب به تأخیر بیندازد و حدود آنها را حفظ نكند، فرشته نماز او را سیاه و تاریك به آسمان برد در حالی كه نماز با صدای بلند به نمازگزار گوید مرا ضایع كردی خدای تو را ضایع كند آنچنانكه مرا ضایع كردی و خدا تو را رعایت نكند آنچنان كه تو مرا رعایت نكردی»[10]
اما برخی از آداب باطنیه این سلوك روحانی و معجون الهی كه یك نمازگزار واقعی باید بر آنها مواظبت كند عبارتند از: 1. خشوع: یعنی خضوع و فروتنی كامل در برابر هیبت و عظمت جمال و جلال محبوب. «قد افلح المؤمنون الذین هم فی صلاتهم خاشعون»[11] همانا رستگار شدند مؤمنانی كه در نمازشان خاشع اند.
2. طمأنینه: به این معنا كه نمازگزار عبادت و نماز خود را از روی سكونت قلب و اطمینان خاطر بجا آورد زیرا اگر عبادت را با حال اضطراب قلب و تزلزل بجا آورد آن عبادت هیچ اثر و فایده ای بر روح و قلب انسان نمی گذارد.
3. محافظت نماز از تصرف و سرقت شیطان: قرآن در وصف مؤمنین می فرماید: الذین هم علی صَلَواتِهم یحافظون»[12] مؤمنین كسانی هستند كه بر نمازهایشان محافظت و مراقبت دارند و این محافظت در تمامی حالات و مسائل و مراتب نماز است كه یكی از مهمترین مراتب، حفظ آن از تصرف غاصبانه شیطان است چنانكه می دانیم شیطان دشمن قسم خورده انسان است«فبعزتك لاُغوینكم اجمعین»[13] پس به عزت تو قسم همه آنها را گمراه می كنم مگر بندگان مخلَص .... . از این روی همواره در همه جا و همه اوقات این سارق و ره زن، در كمین مؤمنین و كالاهای ناب آنان است لذا می بایست تلاش و مواظبت كامل بر نماز و عبادات داشت.
4. نشاط و بهجت: می بایست نمازگزار وقتی و ساعتی را به نماز اختصاص بدهد كه فارغ از همه چیز باشد به گونه ای كه دارای نشاط و شادابی و تازگی باشد و هرگز در زمان خستگی و كسالت و بی حالی نماز و عبادت را بر خود تكلیف نكن در قرآن آمده«در حال مستی به نماز نزدیك نشوید»[14] كه در برخی روایات مستی را به كسالت تفسیر كرده اند.[15] امام حسن عسكری ـ علیه السّلام ـ می فرماید: هنگامی كه قلوب نشاط و بهجت دارند به آنها امانت بسپارید و وقتی كه گریزان اند آنها را واگذارید»[16]
5. حضور قلب: یكی از مهمترین آداب قلبیه كه خود مفتاح قفل كمالات و باب الابواب سعادت است حضور قلب است سخن در این باب بسیار است اما اجمالاً یكی از مراتب حضور قلب این است كه قلب نمازگزار در وقت عبادت از همه جا و همه چیز غیر از جمال حق تعالی فارغ و منصرف شود، باجان و قلب خویش خود را فقط در محضر محبوب ببیند و جز او چیزی را مشاهده نكند رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:«خدا را عبادت كن چنانچه گویا او را می بینی و اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند»[17]
در اهمیت حضور قلب همین بس كه روایات فراوان داریم كه نمازی و یا مقداری از نماز مقبول حق واقع می شود كه حضور قلب در آن باشد. از امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت شده كه «همانا بالا رود از نماز بنده از برای او نصف یا ثلث یا ربع یا خمس نماز پس بالا نمی رود برای او مگر آنچه را اقبال به قلب نموده است به آن و ما مأمور شده ایم به نافله ها و نمازهای مستحبی تا نقص نمازهای واجب كامل و تمام شود»[18]
6. اخلاقی در عبادات: به این معنا كه عبادت و نماز را فقط و فقط برای رضای او انجام دهد و از هر آنچه كه شائبه غیر خدائی دارد عملش را تصفیه و پاك نماید تا آنجا كه برای ترس از جهنم و یا ثواب و پاداش هم نخواند.[19]


[1] . آل عمران، آیه 64.
[2] . سوره عنكبوت، آیه 45.
[3] . محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 82، ص 198.
[4] . سوره ابراهیم، آیه 31.
[5] . معارج آیات 24 و 25.
[6] . سوره نور، آیه 56.
[7] . سوره لقمان، آیه 17.
[8] . بحار الانوار، ج 69، ص391.
[9] . ر.ك، روح الله خمینی(قدس)، آداب نماز، ص 2 ـ 5، مؤسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی ـ رحمه الله علیه ـ چاپ اول 1370.
[10] . شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 3، ص 90، كتاب الصلوه، ابواب المواقیت باب 3، حدیث 17.
[11] . سوره مؤمنون، آیات 1 و 2.
[12] . سوره معارج، آیه 44. همچنین سوره مؤمنون آیه 9.
[13] . سوره ص، آیات 82 و 83.
[14] . سوره نساء، آیه 43.
[15] . آداب الصلوه، ص 24.
[16] . بحارالانوار، ج75، ص 377، كتاب االروضه, باب 29، حدیث 3.
[17] . بحارالانوار، ج 74، ص 74، كتاب الروضه، باب 4، حدیث 3.
[18] . شیخ صدوق، علل الشرایع، ج 2، ص 327، باب 24، حدیث 2.
[19] . ر.ك، آداب الصلوه، ص 160 ـ 179.

 

مركز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه

 
سلام چاپ ارسال به دوست

سلام

 

اگـــر نماز دو ركعتــي باشد ، با ذكر سلام نماز را به پايان مي رسانيم ، اما اگر نماز سه ركـــعتي برمي خيزيم و سه مـــرتبه تسبيحات اربعه را مي خوانيم ، به ركوع مي رويم ، بــر مي خيزيم و دو سجده را به جاي مي آوريم و با تشهد و سلام نماز را به پايان مي رسانيم – اگر نـماز چهار ركعتي باشد بـــدون خواندن تشهد و سلام يك ركعت همانند ركعت سوم مي خوانيم و با تشهد و سلام نماز را به پايان مي رسانيم .

 

 
تشهد چاپ ارسال به دوست

 

تشهد

پس از ركوع و دو سجده تشهد مي خوانيم

 بعد

 
قنوت چاپ ارسال به دوست

 

قنوت

پس از سجده برمي خيزيم و ركعت دوم را آغاز مي كنيم
پس از حمد و سوره قنوت مي خوانيم

 

 

 بعد

 

 

 
<< شروع < قبل 1 2 3 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 10 از 28