|
1ـ ابن ابى الحديد گويد :
او عابدترين مردم بود و بيش از همه نماز و روزه مى گزارد و مردم نماز شب و ملازمت و آداب ورد خوانى و خواندن نافله ها را از او آموختند. چه پندارى درباره مردى كه كار مراقبت از ذكر و اوراد خود به جايى رسيد كه در آن شب بسيار سرد در جنگ صفين زيراندازى برايش گستردند و در حالى كه تيرها در برابرش به زمين مى نشست و از راست و چپ بر بيخ گوش او مى گذشت به نماز مشغول شد و هراسى به خود راه نمى داد و برنخاست تا از كار عبادت آسوده گشت ؟!
|
|
ادامه مطلب...
|
|
روزى بهلول از در خانه ابوحنيفه مى گذشت . شنيد با شاگردان خود مى گويد: امام صادق عليه السلام سه مطلب مى گويد كه من آنرا نمى پسندم .
اول آنكه شيطان به آتش دوزخ عذاب خواهد شد، در حالى كه خداوند شيطان را از آتش آفريد. چگونه ممكن است آتش بوسيله آتش بسوزد و عذاب شود.
دوم اينكه خدا را نمى توان ديد. چگونه ممكن است چيزى موجود باشد و ديده نشود.
سوم : انسان فاعل فعل خويش است و حال آنكه نصوص بر خلاف آنست . |
|
ادامه مطلب...
|
|
ظهر عاشورا نزديك مي شد، سي نفر از اصحاب حسين عليه السّلام در جريان يك درگيري و تيراندازي كه بوسيله دشمن انجام گرفت به خاك و خون غلطيدند. بقيه در انتظار جانبازي لحظه شماري مي كردند و بي قراري مي نمودند. ناگهان مردي از اصحاب اباعبدالله به نام ابو ثمامه صيد اوي ؛ متوجه شد كه ظهر شده است به خدمت امام عليه السّلام شتافت و عرض كرد: |
|
ادامه مطلب...
|
|
به نماز سید كه نگاه میكردم،
ملائك را میدیدم كه در صفوف زیبای خویش او را به نظاره نشستهاند.
رو به قبله ایستادم. اما دلم هنوز در پی تعلقات بود.
گفتم: «نمیدانم, چرا من همیشه هنگام اقامه نماز حواسم پرت است.»
|
|
ادامه مطلب...
|
|
يكى از آزادهها مىگفت: روزى پس از اذان ظهر افسر اردوگاه همه را به محوطهى باز اردوگاه فراخواند و تا نزديك غروب همه را نگهداشت. چون وقت نماز مىگذشت يكى از برادرها گفت: اللَّه اكبر. او را بردند و كتك زدند. برادرى ديگر گفت: اللَّه اكبر. او را هم زدند، همين طور تعدادى از برادرها به خاطر نماز شكنجه شدند.
بالاخره دوستان تصميم گرفتند به صورت نشسته و آهسته و به طورى كه افسران عراقى متوجّه نشوند، نماز ظهر و عصر را بخوانند.
qaraati.net
|
|
سال 58 در خدمت شهيد بهشتى بوديم، عدّهاى از مهمانان خارجى هم حضور داشتند و ايشان گرم صحبت بودند. تا صداى اذان بلند شد، شهيد بهشتى از حضّار معذرتخواهى كرد و گوشهاى سجّادهاش را انداخت و مشغول نماز شد. |
|
يكى از فضائل اميرالمؤمنينعليه السلام اين است كه شبى هزار ركعت نماز مىخواند. افراد زيادى مىگويند: مگر مىشود در يك شب هزار ركعت نماز خواند؟!
علامّه امينىقدس سره صاحب كتاب شريف «الغدير»، ماه رمضانى به مشهد مشرّف شد و هر شب هزار ركعت نماز در حرم مطهر خواند تا امكان اين امر را اثبات كند.
منبع: qaraati.net |
|
تهجد و ناله
يكي از استادان قم نقل مي كرد: شبي مهمان حاج آقا مصطفي بودم ايشان خانه جداگانه اي نداشتند و در منزل امام بودند نصف شب از خواب بيدار شدم و صداي آه و ناله اي شنيدم، نگران شدم كه در خانه چه اتفاقي افتاده است؛ حاج آقا مصطفي را بيدار كردم و گفتم: ببين در خانه تان چه خبر است؟ ايشان نشست و گوش فرا داد و گفت: صداي آقا امام خميني رحمه الله عليه است كه مشغول تهجد و عبادت است.
برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی امام خمینی ره
|
|
چرا صدايم نزدي؟
حجت الاسلام علي انصاري مي گويد: امام خميني رحمه الله عليه در يكي از روزهاي آخر عمرشان مي خواستند بخوابند به من گفتند: اگر خوابيدم، اول وقت نماز بيدار كن. گفتم: چشم. ديدم اول وقت شد و امام خوابيده اند و حيفم آمد كه صدايشان بزنم، عمل جراحي، سرم به دست، گفتم صدايشان نزنم. چند دقيقه اي از اذان گذشت و امام چشمهايشان را باز كردند و گفتند. وقت نماز شده است؟ گفتم بله امام فرمودند: چرا صدايم نزدي؟ گفتم: ده دقيقه بيشتر از وقت نگذشته است فرمودند مگر به شما نگفتم؟ ايشان سپس فرزندشان را صدا زدند كه: احمد بيا و فرمودند: ناراحتم، از اول عمر تا حال، نمازم را اول وقت خواندم چرا الان كه پايم لب گور است ده دقيقه تاخير افتاد؟
برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی امام خمینی ره
|
|
شكستن يخ ها و...
مرحوم آيت الله سيد مصطفي خوانساري، از استادان حوزه علميه قم و يكي از دوستان امام خميني رحمه الله عليه مي گويند: « در اينجا صحنه اي از عبادت ايشان (امام) را كه مشهود خودم بوده است، نقل مي كنم: يك سال در قم خيلي برف آمده بود قريب پنج – شش ذرع كه سيل نصف قم را برد. در همان موقع و در همان وضعيت، ايشان نصف شب از دارالشفاء مي آمد مدرسه فيضيه و به هر زحمتي بود يخ حوض را مي شكست و وضو مي گرفت و مي رفت زير مدرس مدرسه و در تاريكي مشغول تهجد مي شد. حالا چه حالي داشت؟ نمي توانم بازگو كنم. با حالت خوشي تا اذان صبح مشغول تهجد مي شد. هنگام اذان مي آمد مسجد بالاسر آقاي حاج ميرزا جواد ملكي به نماز مي ايستاد و بعد برمي گشت و مشغول مباحثاتش مي شد. مي توانم بگويم كه ايشان در امر عبادت و تهجد، اگر در بين علما بي نظير نبود، يقينا كم نظير بود.
برگرفته از پایگاه اطلاع رسانی امام خمینی ره
|
|
<< شروع < قبل 1 2 بعد > پایان >>
|
| صفحه 1 - 10 از 18 |