اجلاس نماز

 
منو
 
تصاویر منتخب
image45.JPG
 
check web page
website monitoring service
 
امتياز جستجوگرها
Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net
Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

Powered by  MyPagerank.Net

 
اتصال به خبرخوان
 

صاحب امتیاز

مدیریت دارالقرآن و امور نماز

معاونت آموزش و تبليغ

سازمان عقیدتی سیاسی

وزارت دفاع و پشتیبانی

نیروهای مسلح

جمهوری اسلامی ایران

 

شماره تماس

22959093 - 021

نشانی

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 

انتشار مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

 
 
 
 
حدیث روز

 

 
آموزش تصویری نماز

 
آموزش احکام . . .

 

 
سایت های نماز

 

 
جستجوی پایگاه
 
گالري تصاوير

 
محبوبترین ها
 
جدیدترین مطالب
 
 
صفحه اصلی arrow دانستنی  
عوامل گرایش نوجوانان و جوانان به نماز 2 چاپ ارسال به دوست

 

 

عوامل گرایش نوجوانان و جوانان به نماز  2

 

 

مدرسه
در مدرسه هنگامی كه نوجوانان و جوانان، در موقعیت های مختلف اوقات تحصیل، هنگام شنیدن اذان، در كلاس یا در راهرو مدرسه بدون هیچ تكلفی، مشاهده كنند كه معلمان و مربیان مشتاقانه به سوی نماز می
شتابند، در اثر احساس همانند سازی به شوق و رغبت در میآیند و به اقامه نماز گرایش فزون تری پیدا میكنند.
بهتر است در مدرسه قبل از شروع نماز یا حتی قبل از رفتن به نماز هفتگی جمعه، برنامه هایی تدارك دیده شود كه زمینه ساز احساسی خوشایند برای دانش آموزان باشد، تا عزم و اراده و رغبت و انگیزه لازم برای انجام این فریضه، با طیب خاطر در آنان پدید آید.
هر قدر شخصیت الگوهای تربیتی و پرورشی برای دانش آموزان، محبوب و دوست داشتنی تر باشد، تأثیر پذیری آنها افزایش می
یابد. روشن است كه هرگز نباید به اجبار و تحمیل و فشار، دانش آموزان را به انجام فریضه نماز وادار كنیم. در عوض شایسته است بیش از هر چیز، جاذبه های رفتار خود را در بیان ارزش ها، با فراهم كردن مقدمات نماز افزایش دهیم.
اگر چنین فضایی بر مدارس حاكم باشد، روحیه معنوی دانش آموزان افزایش می
یابد و در نمازخانه مدرسه ارتباط شوق آمیز همسالان گسترش مییابد. سالن نمازخانه مدرسه كه مثلا با موكت سبز رنگی آراسته شده، تمیزی، سادگی و زیبایی در آن موج می‌زند، محیط مناسب و دلپذیری را برای اقامه نماز فراهم میسازد. استفاده از رنگ های آرامش بخش، همچون آبی و نیلی و فیروزه‌ای، بهره‌گیری از خطوط منحنی دیوارها و محراب، فضای نمازخانه را گیرا و دلنشین می‌سازد. استشمام بوی عطر و گلاب و نورپردازی جالب با رنگ های سبز و پخش ملایم نوای گوش نواز تواشیح مربوط به اسماء اللّه، قبل از شروع نماز، محیط را سرشار از حال و هوایی معنوی و روحانی میكند. بیان قصه های لطیف و خاطره‌های زیبا و اجرای نمایشنامه‌های دل‌انگیز با زبانی شیرین و دوست داشتنی، برای ارائه احكام و روش‌های اخلاقی و نماز سازی و تصویر سازی از ارزش ها و رفتار انسان های وارسته و رهبران و اسوه های مذهبی، تأثیرات بسیار مؤثری در یادگیری و گرایش و پایداری نسبت به ارزش های مذهبی و فهم درست از اقامه حقیقی نماز، در بین دانش آموزان به جای خواهد گذاشت.
برپایی نماز در مدارس، همراه با معلمان و مربیان و مدیر و همچنین اقامه نماز در پارك ها و یا برگزاری آن در میدان های ورزشی، اردوها و مجامع عمومی، می
تواند برای دانش آموزان دل انگیز و به یاد ماندنی باشد.
توجه به سرویس های بهداشتی و وضو خانه مدارس و پاكی و تمیزی آن، در ترغیب دانش آموزان برای گرفتن وضو و شركت در جمع دانش آموزان در نماز خانه مدرسه، برخورد با چهره گشاده و باز در این هنگام، همه و همه زمینه های آماده سازی و تقویت و افزایش گرایش به نماز را در دانش آموزان فراهم می
سازد. قران در این باره با صراحت تمام میفرماید: «و أمر اهلك بالصّلاه و اصطبر علیها» و تو اهلت را به برپایی نماز بخوان و در این امر پایداری و صبوری پیشه كن. به همین جهت، در خانواده بزرگ مدرسه نیز، قدرت و تحمل و صبر و حوصله مدیر، ناظم و مربی پرورشی و معلم راهنما برای برپایی نماز باید بالا باشد و از سخت گیری های بی مورد و تحقیر دانش آموزان در فراخوانی به این امر الهی، جداً باید خود داری شود، برای نماز از بهترین مكان ها و بهترین لباس ها استفاده شود و از محل تنگ و تاریك و كثیف و مخروبه پرهیز گردد. برای شركت دادن دانش آموزان كلاس اول و دوم دبستان در نماز جماعت باید توسط معلم به تدریج در كلاس زمینه سازی شود و در آنان تشنگی لازم را برای ورود در جمع سایر همكلاسی ها در نماز خانه فراهم كرد و نیز لازم است به عنوان تشویق، گاه گاهی به همراهی معلم در نماز جماعت مدرسه حضور یابند. محل نماز خانه باید به قدری جذاب و دوست داشتنی و خاطره انگیز باشد كه دانش آموزان قبل از شروع ساعت نماز، همیشه در انتظار وقت نماز لحظه شماری كنند. ناظم نباید با تند خویی و عتاب و خطاب، زمینه آزردگی روانی دانش آموزان را فراهم آورد. مراقبت باید غیر مستقیم باشد و اگر احیاناً دانش آموزی در انجام نماز كاهلی نشان میدهد، باید در مرحله اول علت آن بررسی شود و سپس زمینه شركت وی در جمع دوستان و همسالان در نماز خانه فراهم آید. برگزاری مراسم و دعوت برای ناهار و یا افطار در نماز خانه، به مناسبت های مختلف، جزء خاطرات فراموش نشدنی دانش آموزان خواهد بود. صبر و بردباری و رفتاری متین و معقول مسؤولان مدرسه، اگر همراه با عطوفت و مهربانی باشد، در دانش آموزان احساس و نگرشی مثبت نسبت به اقامه نماز پدید میآورد.


رسانه
رسانه ها تكنولوژی عظیمی هستند كه دنیای ما را به تسخیر خود در آورده اند و پس از خانه و مدرسه از دیگر عوامل تأثیر گذار بر روح كودك و نوجوان هستند.[1] رسانه ها از نخستین دوران زندگی تا پایان حیات انسان، به عنوان عامل آموزنده و تأثیر گذارنده بسیار قوی نقش دارند.بنابراین، ظهور رسانه ها، تولد دنیای نوینی است كه بدون توجه به آثار تربیتی آن، توفیق در آموزش و گرایش به نماز امكان پذیر نیست.
رسانه ها آموزشگاه میلیاردها انسان است و در اعماق دل و ذهن اعضای خانواده ها رسوخ كرده است. رسانه‌ها معلم و كلاس همگانی و همه جایی و بدون انحصاری است كه تمام لحظات خالی و غیر رسمی انسان امروز را پر كرده و در ایجاد انگیزه و پذیرش یك عمل و شكل دادن عادت های خوب یا بد، نقش بسیار مؤثری ایفا می
كند. اگر برنامه ها و زمان پیام رسانه ها با تفكر و ارزش های معنوی و مذهبی جامعه و خانه و خانواده انطباق نداشته باشد، آموزش و القای پیام های دینی و تربیتی اثری نخواهد داشت و هر پیامی از طرف پدر، مادر، معلم، همانند یخی در مقابل حرارت شدید و همه جانبه ذوب خواهد شد و از بین خواهد رفت. در این شرایط، جوانان شخصیت دو گانه ای پیدا میكنند، دچار بحران عاطفی و فكری میشوند و بعدها طی همنوایی با سیل این بحران، به هر سمت و سویی سوق پیدا میكنند و بدون اراده و اندیشه بدان سو روانه میشوند.
در تهیه و تولید پخش برنامه از طریق رسانه ها برای كودكان و نوجوانان باید بسیار دقت كرد و برای این مسأله مهم آموزش و پرورش، یعنی احساسات و گرایشات دینی به ویژه نماز، بیشترین اهمیت را قائل شد.[2]
برنامه های تلویزیونی اگر با ارزش ها و تفكر جامعه هماهنگ نباشد در اندیشه فرد بحران و تناقض ایجاد خواهد كرد و انتخاب بهتر را برایش مشكل خواهد ساخت. در لحظاتی كه پدر و مادر و مدرسه و مسجد، همه به نماز اول وقت اهتمام نشان می
دهند، پخش سریال های خارجی و داستانی جذاب و دلربا از تلویزیون به چه معناست؟
بزرگترین تأثیر ناخودآگاه مشاهده روابط بسیار نزدیك و گرم دختر و پسر در برخی از فیلم های خارجی و داخلی، عدم شوق و رغبت به نماز و ایجاد كسالت در انجام فرایض است. این نحوه نمایش روابط دختر و پسر در فرهنگ اسلامی جایی ندارد، از این رو، به طور طبیعی و تدریجی اثر تخریبی خود را در روحیه جوان باقی خواهد گذاشت و خود نوعی تهاجم فرهنگی از طریق رسانه هاست.
رسانه یكی از عوامل مؤثر مهم زندگی است و باید با خواست و ارزش های معنوی خانه و خانواده و جامعه همسو و هماهنگ باشد، تا بتواند گرایش به نماز اول وقت را در نوجوانان و جوانان زنده نگه دارد.
بنابراین، برای رسیدن به روح و پیام معنوی نماز و درك فضیلت وقت نماز، تأكید بر ضرورت ایجاد یك سیستم سه گانه (خانه، مدرسه، رسانه) به صورت عناصر هماهنگ و حركت كننده در یك جهت واحد، امری منطقی و اجتناب ناپذیر می
نماید. باید این مجموعه به هم پیوسته، برای انتقال فرهنگ نماز، هماهنگ و ـ از همه بالاتر ـ همدل باشند. اگر شیوه های تربیتی مربوط به نماز و برنامه های زمینه ساز و جانبی اوقات فراغت در خانه، مدرسه و رادیو تلویزیون با هم متناقض باشند، كودكان و نوجوانان به شكل صحیح به نماز گرایش پیدا نخواهند كرد و روح حقیقی نماز در وجود آنان تحقق نخواهد یافت.

 

 

----------------------------------

[1]. تلویزیون نباید در محل عمومی خانواده و در منظر دید همگان گذاشته شود و همیشه روشن و قابل دسترس برای همه نباشد، بلكه باید محل مناسب و متمایزی داشته باشد تا اعضای خانواده گاه گاه برای تماشای برنامه های مفید انتخابی به آن محل بروند.


[2]. به ویژه هنگام اقامه نماز در خانه و مدرسه برنامه های رادیو و تلویزیون نباید به گونه ای باشد كه قطع برنامه موجب دلخوری و بدبینی كودك یا نوجوان نسبت به نماز شود. به همین جهت، باید قبل و بعد از نماز از پخش سریال های پر بیننده خودداری گردد و این محدوده زمانی را به زمینه سازی روانی و عاطفی برای برپایی فریضه نماز اختصاص داد و حتی اگر لازم باشد، در هنگام اقامه نماز به طور موقت برنامه رسانه ها قطع شود.

 

رضا فرهاديان - عوامل آموزش و گرايش نوجوانان و جوانان به نماز، ص7

 
گرایش نوجوانان و جوانان به نماز 1 چاپ ارسال به دوست

 

 

گرایش نوجوانان و جوانان به نماز 1

 

قال الله تبارك و تعالی: «و أمر اهلك بالصّلاه و اصطبر علیها»[1]
«و تو اهلت را به برپایی نماز بخوان و در این امر پایداری و صبوری پیشه كن.»
در گرایش نوجوانان و جوانان به نماز سه عنصر اصلی خانه، مدرسه و رسانه های گروهی نقش اساسی و محوری دارند. تربیت و آموزش، انتقال اطلاعات نیست، بلكه تغییر در جهان بینی است.[2] هیچ تربیت و آموزشی بدون زمینه سازی، موفق نیست. اگر مجموعه عناصر و عوامل تأثیر گذار در ارسال یك پیام ارزشی، از وحدت و هماهنگی لازم در عمل برخوردار نباشند، نمی توانند مؤثر واقع شوند و چه بسا آثار یكدیگر را خنثی كنند.
عناصر و عوامل تأثیر گذارنده در محیط خانه و مدرسه و جامعه در القای یك ارزش معنوی و رسانیدن پیام و بیان روح نماز، اگر عملا یكدیگر را نفی كنند و یا در برنامه ها و اظهار مطالب، هر كدام راه و هدفی متفاوت و مغایر با یكدیگر بپیمایند، در ذهن فرد تناقض به وجود می
آورند و پیام منجر به ایجاد انگیزه، شوق، اراده و عمل نمی شود.
خانواده
آموزش نماز و پرورش روحیه مذهبی مناسب برای اقامه آن، ابتدا از خانه شروع می
شود و خانواده نقش مهمی در انتقال فرهنگ نماز از خود بروز میدهد. آنچه در مورد فرزند در گرایش به نماز مهم است، وجود انگیزه است، و آنچه در تربیت و آموزش نماز اهمیت دارد، رسوخ روح معنوی نماز به اعماق دل اوست، نه تحمیل فرم و قالب به او. زمانی آموزش نماز به توفیق میانجامد و قرین موفقیت میگردد كه با احساس خوشایندی همراه باشد.
بدون تردید همه انسان ها به طور فطری استعداد و گرایش به نیایش دارند، اما آنچه كه درباره كودكان و نوجوانان مهم است، چگونگی روش های آموزش و نحوه ارائه و انتقال این ارزش هاست.
آداب و عبادت های مذهبی چون پاسخی به عالیترین نیازهای معنوی انسان است، اگر به طور طبیعی و با جلب رضایت قلبی جوانان ارائه شود، احساس خوشایندی در آنان برمی انگیزد و آن را به راحتی جذب می
كنند، چرا كه احساسات و عواطف،مهمترین نقش را در تكوین و رشد و پرورش شخصیت جوان دارد. بدیهی است زمانی كه نوجوان در معرض یادگیری و آموزش احكام و عبادات قرار دارد، لازم است از قبل برای این موضوع زمینه سازی شود تا همراه با آموزش، احساس خوشایندی در او ایجاد گردد و به این ترتیب، نتیجه ای مطلوب به بار آورد. در این صورت، تقویت چنین گرایش فطری نیز بسیار آسان و طبیعی خواهد بود. كسب عادت ها و رفتارهای مذهبی پیش از آنكه متأثر از اندرزها و سخنان والدین باشد، معلول پذیرش رفتار، عواطف و احساسات مرتبط و همراه با مهر و محبت آنان است.
با بر انگیختن احساساتی خوشایند در حین انجام فرایض مذهبی در كودكان و نوجوانان، زمینه یادگیری رفتارها و احساسات مطلوب فراهم می
گردد و این نیز به نوبه خود موجب تقویت انگیزه و گرایش به نیایش و ارتباط با پروردگار متعال میشود. یادگیری بیشتر رفتارها و گفتارهای كودكان و نوجوانان، بر اساس مشاهداتی است كه نسبت به اعمال والدین دارند و احساسی كه فضای ارتباطی خانواده در آن ها پدید میآورد. در كانون خانواده است كه گرایش دینی افراد تقویت مییابد و خمیر مایه شخصیت مذهبی در آنان تكوین مییابد. در همین مكان است كه رغبت ها، احساسات خوشایند و ناخوشایند و رفتارهای متعادل و نا متعادل و نگرش ها و باورهای درست یا غلط منعقد میگردد.
امام علی (ع) می
فرماید:
«قلب الحدث كالارض الخالیه ما ألقی فیها من شیء قبلته فبادرتك بالادب قبل ان یقسو قلبك و یشتغل لبّك»[3] «قلب نوجوان، همچون زمینی خالی است. هر بذری كه در آن افكنده شود می
پذیرد. من پیش از آنكه دلت سخت گردد و فكرت مشغول شود، به ادب و تربیت تو مبادرت نمودم.»
بسیاری از رفتارها و گرایشات كودك و نوجوان، از قبیل گرایش به نماز و روزه و شركت در كارهای خیر و اهمیّت دادن به وظایف و تكالیف دینی، غالباً متأثر از تجارب خوشایند تربیتی آنان در خانه و خانواده است. كودكان به شدت نیازمند و تشنه یادگیری هستند و احتیاج به امنیت و آرامش خاطر و اتصال به یك منبع قدرت و رحمت و عطوفت دارند. آوای ملكوتی قرآن و نوای دلنشین اذكار نماز، حتی در دوران بارداری مادر موجب جنب و جوش و شكوفایی گرایش و احساسات دینی در كودك می
شود.[4]
سكوت، عصبانیت، رفتار، نگاه و سخن پدر و مادر و اطرافیان، برای كودكان سر مشق و اِعمال بجای هر كدام، سبب ارضای نیاز و اغنای گرایش فطری آنهاست. آنان پیوسته می
آموزند و نسبت به هر چیز كنجكاوند. خانواده باید تلاش كند تا آموخته های مذهبی آنان با تجارب و احساسات خوشایندی شكل بگیرد. سعه صدر، ابراز احساس خرسندی و روحیه رضایتمندی، گرایش به این احساسات مذهبی را برای كودكان گوارا میسازد. بر این اساس، زیباترین و خوشایندترین حالات و اوقات كودكان و نوجوانان در خانواده زمانی است كه پدر و مادر آماده اقامه نماز میشوند، آنگاه كه كودك همه شادی و نشاط را در چهره بر افروخته و شادمان اطرافیان خویش مشاهده میكند، یعنی به هنگام وضو گرفتن و جا نماز انداختن و معطر ساختن لباس نماز و خود را به زیباترین شكل آراستن [5] و گوش فرا دادن به آوای دلنشین قرآن و اذان [6] كه نسیم آرامش بخشی در كالبد افراد میدمد و روح چون پرنده ای كه از بند و قفس آزاد شود، در فضایی ملكوتی بال و پر میگشاید و به سوی محبوب حقیقی اوج میگیرد:
تو را ز كنگره عرش می
زنند صفیر
ندانمت كه در این دامگه چه افتاده است [7]
خانواده‌ها می
توانند بسیاری از رفتارهای مطلوب و احساسات خوشایند و دوست داشتنی خود را به طور غیر مستقیم در قالب ارزش‌ها و احكام دینی و از طریق بهره‌گیری از الگوهای رفتاری، در وجود كودكان و نوجوانان تثبیت نمایند.
مشاهده رفتار اطرافیان، انگیزه ای قوی و غنی برای یادگیری و آموزش فرزندان است، در حالی كه آموزش های خطابی و توصیه های مستقیم و آمرانه، نه تنها چندان رغبت و انگیزه ای در درون جوان و نوجوان ایجاد نمی كند، بلكه گاهی مایه آزردگی و تنفر نیز می
شود.
نماز خواندن كودكان خردسال نیز رفتاری است كه در آغاز امر از طریق مشاهده حركات پدر و مادر و اطرافیان آموخته می
شود و فرد نسبت به موقعیت و حالات رفتار آنان احساس معنوی خاصی پیدا میكند. نحوه نماز خواندن، چگونگی نگرش اطرافیان نسبت به نماز و میزان اهمیّت دادن آنان نسبت به این فریضه الهی، حالت ایستادن به نماز، تأنی و ادب و وقار در نماز، نحوه نماز خواندن، حضور قلب در نماز و توجه و خضوع و خشوع افراد خانواده، در كودكان بسیار تأثیر میگذارد. وقتی كه كودك نسبت به رفتار و نحوه حركات و حرف زدن والدین و اطرافیان كنجكاو میشود، باید توجه داشت كه كنجكاوی وی بی هدف و بی نتیجه نیست، بلكه متضمّن الگوگیری و مشاركت فعالانه او به صورت انجام تجربه ای جدید در فرازهای حساس زندگی است. زمانی كه نوجوان، الگوهای رفتاری مطلوب خویش را در موقعیت‌ها و شرایط مختلف زندگی، در رفت و آمدها، میهمانی‌ها و برخوردهای فامیل و دوستان و از جمله حضور آنان در صفوف نماز جماعت مشاهده می‌كند، احساس شادمانی و شوق و شعف سراسر وجودش را فرا می‌گیرد و عمیقاً نسبت به رفتار آنها كنجكاو می‌گردد و از آنان الگو می‌گیرد.
مهیا كردن چنین فضایی، بخصوص اگر همراه با مشاركت فعال كودكان و نوجوانان و همسالان آنان باشد، برایشان بسیار دلنشین و دلپذیر است، همین امر به تدریج گرایش به امور مذهبی و روحیه اجتماعی را در آنان تقویت می
نماید. بدیهی است هر قدر الگو محبوب تر باشد، یاد سپاری رفتار آسان تر میگردد. نگاه ها و حالات چهره فامیل و یا همسالان نسبت به یكدیگر دراین هنگام، اگر با تعظیم و تكریم و گشاده رویی همراه باشد، بر میزان تقویت گرایش معنوی كودكان و نوجوانان میافزاید. آنان از مشاهده این حالت ها و به سر بردن در این لحظات، غرق در سرور و خوشحالی میشوند و سعی دارند كه خود این قبیل رفتارها را با اشتیاق تمام باز آفرینی كنند. پدر و مادر و اطرافیان اگر در رفتارهای خود، به راست گویی، صداقت، عفاف و حجاب، صبر و بردباری و توجه و حساسیت نسبت به اوقات نماز ارج بنهند و در عملكردهای خود ثابت قدم باشند، تأثیر گذاری و درون سازی گفتار و رفتارشان به مراتب بیشتر از زمانی است كه تنها با گفتار و یا اجبار، فرزندان خویش را به كارهای مذهبی وادار سازند، در حالی كه خود در عمل سهل انگاری میكنند. لحظه های حساس و پر جاذبه رفتار پدر و مادر در ایجاد فضایی دوستانه و صمیمی و دلنشین عاطفی در مواجهه با فرزندان، سبب میگردد كه آنان بدون زحمت، رفتار مورد علاقه خود را مورد توجه و تقلید آگاهانه قرار دهند. پدر و مادر و اعضای خانواده، اگر توجه داشته باشند كه در خانه یا سفر یا گردش، در میهمانی و یا حین كار و به طور كلی در هر موقعیتی كه ندای پر طنین و دلنشین اذان را میشنوند، از هر كاری كه دارند، دست كشیده و پیش از هر چیز دیگر به اقامه نماز اهمیت دهند، در تلقی و نگرش فرزندان نسبت به این فریضه الهی تأثیر مضاعف خواهد داشت.
باید برای تعلیم و تربیت نماز زمینه سازی كرد و همه جوانب و ابعاد گوناگون قضیه را در نظر گرفت و كوشید تا همه عوامل مهم و دست اندر كار و تأثیر گذار از وحدت و هماهنگی لازم برخوردار باشند.


[1]. (طه، 20 آیه 132.)
[2]. تربیت صحیح تغییر سازنده در بینش و منش فرد است.
[3]. نهج البلاغه، نامه 31.
[4]. تحقیقات انجام شده نشان داده است كه جنین انسان در ماه های آخر بارداری نسبت به صداهای مختلف حساس است و در رشد و پرورش خود، به خصوص از كلام مادر و صداهای مختلفی كه مادر به آن گوش فرا می
دهد، متأثر است.
[5]. «یا بنی آدم خذوا زینتكم عند كل مسجد» ای فرزندان آدم در هر جایگاه نمازی خود را بیارید. (اعراف 7 آیه 31)
[6]. پیامبر (ص) دلتنگ كه می
شدند، میفرمودند:«ارحنی یا بلال.» ای بلال (با گفتن اذان) به من آرامش ببخش (و بعد نماز میخواندند).
[7]. حافظ

 

رضا فرهاديان - عوامل آموزش و گرايش نوجوانان و جوانان به نماز، ص7

 
مبانی و آثار تربیتی نماز 4 چاپ ارسال به دوست

 

مبانی و آثار تربیتی نماز 4

 

همان بندگان خاصی كه در نماز، به حقیقت یاد خدا بودند و در روابط و مناسبات اجتماعی نیز زیباترین و لطیف ترین توجه را به نیازها و دردهای مردم، مبذول داشتند. شاید حدیث زیر بیانگر چنین توجهی باشد كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند:
«وقتی كسی در نماز پیشوای مردم شد، نماز را سبك گیرد كه در میان كسان، كوچك و بزرگ و بیمار و ناتوان و حاجتمند هست و هر وقت برای خود نماز گزارد هر چه خواهد طول دهد[1]».


تلقین ارزشها
باطن و ظاهر آدمی، دو جلوه از یك حقیقت واحدند و تأثیر متقابلی بر یكدیگر دارند. به گونه ای كه نیات و انگیزه های درونی، در موردی بر رفتار ظاهری وی تجلی یافته و رفتارهای ظاهری نیز متقابلاً به دورن پررمز و راز روان انسان نفوذ می كند و به تدریج شخصیت او را متحول می نماید. در تبیین رابطه باطن و ظاهر، استناد به كلام امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ مفید و راهگشا به نظر می رسد ایشان می فرمایند:
«و بدان برای هر ظاهر و آشكاری، برابر آن، باطن و پنهانی است، پس آنچه را ظاهر نیكو باشد، باطنش هم نیكوست و آنچه را ظاهرش زشت و بد باشد، باطنش نیز زشت و ناپاك است[2]».
انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست و ارتباطی معنادار میان این دو جنبه وجودی(ظاهر و باطن) او برقرار است و كشف چنین رابطه ای، برای ایجاد تغییرات مطلوب در رفتار و شخصیتش، ضروری به نظر می رسد. از جمله این موارد می توان به«تلقین» اشاره نمود. تلقین به معنای افكندن، فهماندن، مطلبی را به كسی گفتن و كسی را وادار به گفتن كلامی كردن می باشد. اگر آدمی مطلبی را به نفس خود القا، نماید، از روش«تلقین به نفس» استفاده نموده است و این یكی از روشهای تكوین اخلاقیات می باشد. علامه طباطبایی ـ رحمه الله علیه ـ در بیان شیوه های ایجاد ملكات اخلاقی می نویسند:
«و همچنین هر صفت دیگری كه بخواهی از خود دور كنی، و یا در خود ایجاد كنی، راه اولش تلقین علمی و راه دومش تكرار عملی است[3]».
روش علمی تلقین به نفس بر این مبنا استوار است كه آدمی، صفت مطلوبی را كه منظور وی می باشد در قالب یك جمله كوتاه خبری و مثبت نظیر«من فردی شجاع هستم». قرار داده و در زمان خاصی كه از لحاظ بدنی، در وضعیت آسوده ای می باشد و از نظر روانی نیز تمركز لازم را داراست، چنین جمله ای را چندین بار، به خود تلقین می كند و در طول روز یا شب آن را تكرار می نماید، با تداوم چنین عملی در روزهای بعد به تدریج چنین ویژگی اخلاقی در روح و روان او رسوخ می كند. لازم به ذكر است كه میزان رسوخ و نفوذ این خصوصیت در روان آدمی، بستگی به میزان تكرار و انجام تلقین دارد.
حال می توان رابطه نماز و تلقین ارزشها را اینگونه تبیین نمود. نماز، خود نوعی ذكر است.
امام راحل در شرح حدیث جنود عقل و جهل، مطلبی مشتمل بر ارتباط تلقین آیات به قلب و نتایج حسنه آن ذكر می نمایند:
«پس از آن كه دل را برای ذكر خدا و قرآن شریف مهیا نمود، آیات توحید و اذكار شریفه توحید و تنزیه را با حضور قلب و حال طهارت تلقین قلب كند به این معنی كه قلب را چون طفلی فرض كند كه زبان ندارد و می خواهد او را به زبان آورد، چنانچه آن جا یك كلمه را تكرار كند و به دهان طفل گذارد تا او یاد گیرد، همین طور كلمه توحید را با طمأنینه و حضور قلب، باید انسان تلقین قلب كند و به دل بخواند تا زبان قلب باز شود و اگر وقتی چون اواخر شب یا بین الطلوعین، بعد از فریضه صبح برای این كار اختصاص دهد خیلی بهتر است[4]».


ایفای مسؤولیت الهی
از وظائف انسان در پیشگاه خداوند، انجام فرائض الهی به ویژه نماز است. نماز در میان همه اعمال عبادی، جایگاه خاصی دارد و از آن به«ستون دین» تعبیر شده است. در برخی روایات آمده است كه:
«اگر نماز قبول شد، سایر اعمال نیز قبول می شود و اگر نماز، پذیرفته نشد، سایر اعمال هم پذیرفته نخواهد شد[5]».
شناخت دقیق وظیفه و چگونگی انجام آن، زمینه موفقیت آدمی را فراهم می كند. در پاره ای از عبادات و اعمال، به لحاظ اهمیت والایی كه برای برخی از آنها ذكر شده است، حق خاصی را متوجه انسان می كند و نماز از این جمله است.
حضرت امام سجاد ـ علیه السّلام ـ در رساله حقوق خویش، دهمین حق را به نماز اختصاص داده و می فرمایند:
«در مورد حق نماز، باید بدانی كه این عمل به منزله آماده شدن برای دیدار و سخن گفتن با خدای آفریننده است و تو در آن حال در برابر خدا ایستاده ای اگر توجه به این مطلب داشته باشی رعایت كمال ادب را خواهی كرد و قلب خود را با بیم و امید و اظهار محبت در برابر كمال مطلق متوجه او خواهی كرد.
با آرامش و مراقبت و توجه كامل، با او به راز و نیاز و گفتگو می پردازی، به وسیله نماز و درخواست عفو و آمرزش و اصلاح خویش، از غبار غفلت و تقصیر و گناهانی كه ممكن است ترا به هلاكت و بدبختی بكشاند، پاكیزه خواهی شد و برای حسن انجام تكالیف، جز خدا پناهگاهی نیست[6]».
رابطه ایفای مسئولیت الهی و روان آدمی، اینگونه قابل تبیین است كه هر نوع عمل یا رفتاری كه بیانگر موفقیت در انجام وظیفه باشد، تأثیری در روح و روان او دارد و این تأثیر جنبه مثبت داشته و مجموع اینگونه تأثیرات، به مرور زمان، موجب رضایت خاطر وی می شود به ویژه اگر انجام وظیفه در قبال ذات اقدس الهی باشد.


[1] . فرید تنكابنی ـ مرتضی ـ راهنمای انسانیت ـ ترجمه موضوعی نهج الفصاحه (سخنان پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله) ـ ص631.
[2] . امیرالمؤمنین، علی ـ علیه السّلام ـ نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام ـ ج 3 ـ جمله 153 ـ ص 482.
[3] . طباطبایی ـ علامه سید محمد حسین ـ المیزان ـ ج 2 ـ ص 301.
[4] . خمینی، روح الله.
[5] . لواسانی، سید علی ـ شكوفه های سخن‌ ـ ص 89.
[6] . امام سجاد، حضرت علی بن الحسین ـ رساله حقوق ـ ترجمه علی غفوری ـ صص 67 و 69.

 

محمد رضا شرفي ـ مجلهتربيت، اسفند79

 

 
مبانی و آثار تربیتی نماز 3 چاپ ارسال به دوست

 

 

مبانی و آثار تربیتی نماز 3

 

شاید یكی از عوامل مؤثر در پیدایش این حالت روحی، فاصله گرفتن تدریجی بشر از مذهب و رویكرد عجولانه و شتابنده او به علم، پس از دوره نوزایی(تجدید حیات علم) در اروپاست. او به تصور جایگزینی علم به جای مذهب، كوشید تا پیوندهای دینی خود را بگسلد ولی زمانی كه در این راه ناكام شد و علم از عهده تأمین خواسته های آدمی برنیامد، دیگر جایگزینی برای آن وجود نداشت. لذا از درون احساس خلأ، بیهودگی و پوچی نمود.
نماز، پیوند میان آدمی و بی نهایت است. رشته های چنین ارتباطی از زمین تا آسمان، برقرار می شود و علاوه بر اتصال روح به مطلق وجود، او را از محتوی و معنا، سرشار و اقناع می كند. زیرا هر نوع ارتباطی، بر روح انسان تأثیر معینی بر جای می گذارد و به همان میزان و متناسب با آن«تصویر فرد از خویشتن» نیز، تغییر می یابد. این پدیده همچنان در جریان زندگی، دستخوش تحولات مختلفی واقع می شود. چنین تصویری از درون خود داشتن، به گونه ای بر رفتارهای فرد، آثاری بر جای می نهد كه لحظه ای از وی جدا نیست بلكه شخص در حقیقت با آنها زندگی می كند. و هر لحظه و در صورت اراده، می تواند آن تصویر را بدون واسطه در ذهن خویش حاضر نماید. این یكی از وجوه علم حضوری است یعنی علم آدمی به خویشتن خود بدون واسطه، است. علاوه بر‌ آن آدمی، بیش از سایرین به نفس خویش، بینش و بصیرت دارد.
اولیای خدا، با نماز و یاد خدا، خود را نیازمند به چیز دیگری نمی یافتند. یكی از عواملی كه زندگی را از حالت روزمرگی و پوچی، خارج نموده و به آن شادابی، تنوع و تحول خاصی می بخشد. وجود برنامه ای منسجم و منظم برای هر روز آدمی است. نماز برنامه ای منظم برای ارتباط انسان و خدا در پنج نوبت شبانه روز است. پنج وعده ای كه در حقیقت پنج میعادگاه ملاقات محب و محبوب می باشد. هر نماز تا نماز بعد، به انسان بهانه ای برای زیستن و دلیلی برای بودن می بخشد. گفتگوهای رازورانه عاشق و معشوق، در آدمی این احساس را زنده می كند كه تا زمانی كه كسی را برای گفتگو و ارتباط حاضر می بیند، زندگی قابل زیستن است به ویژه آنكه طرف گفتگو، محبوب دلها و هستی آفرین باشد. از سوی دیگر چنین ارتباطی به نمازگزار تفهیم می كند كه:
ـ عالم هستی چون مخلوق خدای تعالی است، دوست داشتنی می باشد.
ـ عالم هستی، بیهوده و بی معنا خلق نشده است، قرآن كریم نیز بر این معنا تكیه دارد:«افحسبتم انما خلقناكم عبثاً و اینكم الینا لا ترجعون[1]»
ـ انسان نیز به عنوان زیر مجموعه عالم هستی، بیهوده و بی معنا آفریده نشده است بلكه در خلقت او منظوری اساسی و مهم نفهته است.
ـ عبادت پروردگار به معنای وسیع آن كه منتج به رشد و بالندگی آدمی می شود، از منظورها و مقاصد اصلی خلقت انسان تلقی شده است به مصداق آیه شریفه«و ما خلقت الجن و الانس الا یعبدون[2]»
سپر دفاعی
این واقعیت كه آدمی، موجودی آسیب پذیر بوده و خطر آسیبهای اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی او را همچنان تهدید می
كند، مطلبی انكار ناپذیر است. به ویژه در عصر حاضر كه تقابل فرهنگها و اندیشهها در مواردی به نوعی تهاجم فرهنگی غرب علیه اسلام مبدل گردیده است. این مسأله از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. ماهیت تهاجم فرهنگی، تقریباً بر همگان روشن است اما شاید مكانیزمهای اصلی و راهكارهای مقابله با آن، به این مقدار روشن نباشد.
نماز، یكی از مؤثرترین و مطمئن ترین شیوه های مقابله با آسیبهای اخلاقی است. نماز از جهات شناختی و نیز عاطفی، همچون سپر دفاعی نیرومندی عمل می نماید. از یك سوی، نمازگزار با درك رابطه خویش با خدا از نسبت و رابطه موجودی بی نهایت كوچك با بی نهایت بزرگ آگاه شده و در محضر چنان بزرگی، به خود اجازه
ی نخطی و جسارت به ساحت را قدس او را نمی دهد و به عبارت دیگر گناه نمی كند، زیرا گناه به معنای شكستن حدود و حریم الهی است و از جهت دیگر، چون خود را از همه ابعاد نیازمند به خداوند می بیند و او را«فعال ما یشاء» می داند، سعی دارد تا رابطه خویش با خدا را با ارتكاب گناه، از بین نبرد. زیرا براساس فطرت الهی اش درك می كند، هر عمل خطا گونه ای كه بر این رابطه اثر منفی بگذارد و آن را تهدید نماید، در حقیقت، مانند آن است كه منشأ خیرات و بركات زندگیش را مواجه با خطر جدی نموده باشد.
در همین زمینه، بیان حدیث ذیل از حضرت امام حسین ـ علیه السّلام ـ مناسب به نظر می رسد:
«مردی به حضور سید شهیدان آمد و گفت:«من مردی گنهكار هستم و نیروی مقاومت در برابر گناه ندارم (نمی توانم گناهانم را ترك كنم مرا موعظه كن.)»
امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرمود: پنج كار را انجام بده و هر چه می خواهی گناه كن:
1ـ روزی خدا را نخور و هر چه خواهی گناه كن.
2ـ از قلمرو حكومت خدا بیرون برو و آنچه خواهی گناه كن.
3ـ به جایی برو كه خدا تو را نبیند و آنچه خواهی گناه كن.
4ـ هرگاه فرشته مرگ نزد تو آمد تا روحت را قبض كند، او را از خود بران و آنچه خواهی گناه كن.
5ـ هنگامی كه مالك دوزخ، تو را روانه دوزخ كرد، از رفتن به دوزخ سرپیچی كن و آنچه خواهی گناه كن[3]»
در حقیقت نماز، همچون سپری است كه نه تنها نمازگزار را از لغرشها و گناهان در دنیا حفظ می كند بلكه علاوه بر آن، او را از عذابهای اخروی، مصون می دارد. در باب چگونگی حفاظت وی از لغزشهای دنیوی، حدیث زیر ارائه می شود:
«از امام پنجم ـ علیه السلام ـ روایت شده است كه فرمودند: وقتی نمازگزار به نماز ایستاد، فرشتگان از آنجا تا دورنمای آسمان او را در برمی گیرند و او در میان صفوف فرشتگان می باشد.» این چه نمازی است كه همه فرشتگان مأمور حفظ انسان اند؟ از چه چیز؟ از وسوسه ها، تا شیطان و وهم از هیچ راهی حواس نمازگزار را به خود متوجه نكند، چون شیطان در كمین است[4].
تقویت مسئولیت اجتماعی
انسان، موجودی مدنی الطبع است و ذاتاً گرایش به ارتباطهای اجتماعی دارد. جوهره تعالیم دین نیز، ناظر به پرورش ابعاد فردی و اجتماعی انسان. هر دو می باشد. بر این اساس نماز كه علم و نشانه دین است. لزوماً باید با مسایل مهم اجتماعی نظیر مسئولیت پذیری ارتباطی معنادار داشته باشد. شاید اینگونه بتوان تعبیر و تبیین نمود كه نماز با حفظ شرائط آن، موجب لطافت روح و دقت دل و تیزی احساسات می شود. راز و نیاز با خدا در روح و روان آدمی، تأثیرات، همچون حساس شدن نسبت به عالم هستی و احساس همنوائی با دیگران ایجاد می كند و در نتیجه آمادگی لازم برای احساس وظیفه و مسئولیت نسبت به دیگران، به وجود می آورد و محركی برای رسیدگی به دردها و رنجهای مجرمین می شود.
اهمیتی كه نماز جماعت در سفارشات معصومین علیهم السلام یافته است، شاید از آن رو می باشد كه علاوه بر عبادات و انجام تكالیف الهی، مردم به دردها و رنجهای یكدیگر آگاه شده و می توانند در رفع آنها بكوشند.«در روایت آمده است كه: رسول خدا ـ صلّی الله تعالی علیه و آله ـ به نماز جماعت مشغول بود. چون صدای گریه طفلی به گوشش رسید، نماز را زودتر به پایان برد(تا مادر آن كودك كه در نماز جماعت حاضر بوده، سراغ فرزندش رود و او را آرام كند[5]».
اهمیت توجه به مردم و رنجهایشان از اینجا، آشكار می شود كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نمازی را كه ستون دین است و جان پاك ایشان، مشتاق آن بوده، كوتاه می كنند تا مادری به طفل گریان خود رسیدگی كند و مانع رنج بیشتر او شود و این امر خود نشأت گرفته ار توجه به روح و معنای نماز می باشد.
درباره«علی بن مهزیار» نقل شده است كه: چون آفتاب طلوع می كرد به سجده می رفت و سر بر نمی داشت تا برای هزار نفر از برادران خود دعا می كرد مثل آنچه برای خود دعا می كرد و پیشانی او از بسیاری سجده مانند زانوی شتر پینه بسته بود[6]».
براساس همین احساس مسئولیت است كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند:
«كسی كه صبح كند در حالی كه به(سامان یافتن) امور مسلمانان، اهتمام و كوشش نكند، از مسلمانان نیست، و كسی كه فریاد(دادخواهی) شخصی را بشنود كه مسلمانان را به یاری می طلبد. ولی به او جواب(مثبت) ندهد، مسلمان نیست[7]».
از این سخنان نیز چنین مستفاد می شود كه اگر چه نماز، پایه دین و پرچم اسلام، توصیف شده است، ولیكن اگر كسی در قبال جامعه مسلمین بی تفاوت بوده و نسبت به استغاثه دردمندان و مظلومان عكس العملی مناسب نشان ندهد(در حقیقت) مسلمان نیست.
چنین احساس مسئولیتی نه تنها نسبت به مسلمانان بلكه نسبت به سایر موجودات نیز مورد تأكید شارع مقدس اسلام می باشد.
«شیخ طوسی از حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت می كند كه پیرمردی از عابدهای بنی اسرائیل مشغول نماز بود كه مشاهده كرد دو طفل خروسی را گرفتند و پرش را می كنند و آن خروس، ناله و فریاد می كند، پس آن عابد همانطور مشغول نماز شد و آن حیوان را نجات نداد و از عمل آن كودكان جلوگیری نكرد. پس خداوند به زمین فرمود:آن عابد را فرو بَر. زمین او را فرو برد و تا آخر دنیا فرو می رود[8]».
در باب احساس مسئولیت اجتماعی و آثار معنوی آن، مطالب مفصلی در منابع اسلامی آمده است.
نكته بسیار مهم این است كه روح مسئولیت اجتماعی در اولیای الهی، خود از توجه به خدا و ارتباط با او سرچشمه می گیرد كه نماز تجلی كامل چنین رابطه ای است.


[1] . مؤمنون ـ 115.
[2] . ذاریات ـ 56.
[3] . محمدی اشتهاردی ـ محمد ـ گفتار دلنشین چهارده معصوم(علیهم السّلام) ـ ص 115ـ انتشارات انصاریان قم.
[4] . جوادی آملی ـ عبدالله.
[5] . دیلمی، حسین ـ هزار و یك نكته درباره نماز ـ ص 221.
[6] . همان ـ ص 198.
[7] . محمد اشتهاردی ـ محمد ـ گفتار دلنشین ـ پیشین ـ ص 19.
[8] . دستغیب ـ آیت الله شهید ـ گناهان كبیره ـ ج 2 ـ ص 65.

محمد رضا شرفي ـ مجلهتربيت، اسفند79

 

 
مبانی و آثار تربیتی نماز 1 چاپ ارسال به دوست

 

 

مبانی و آثار تربیتی نماز 1

 

 

شخصیت از خود فرا رونده
اگر به فرآیند رشد گیاه بنگریم و فیلمی كه از مراحل تكوین رشد آن تهیه شده است را با سرعت زیاد ملاحظه نماییم، یكی از زیباترین و شگفت انگیزترین رویدادهای خلقت را در مقابل دیدگانمان خواهیم دید. گیاه تا زمانی كه به صورت دانه یا هسته اولیه در دل خاك پنهان است، گویی هنوز سفر رشد را آغاز ننموده است ولی هنگامی كه بستر خاك و زمین را ترك گفت و جوانه ظریف و نورسته آن، از دل خاك سر برآورد و روی به آسمان لایتناهی كرد، رشد واقعی اش را آغاز می كند و به آنجا می رسد كه در پرتو اشعه حیاتبخش خورشید و قطرات زلال باران، از یك دانه آن، هفتصد دانه به اذن خدای تعالی، ثمر حاصل می شود.[1]
داستان رشد و تعالی آدمی نیز همین سان می باشد، او تا زمانی كه پایبند خویش است و دغدغه ماندن در خاك دارد، رشدش متوقف می شود ولی همین كه سر از لاك فردیت بیرون آورد و به آسمان نگریست، رشد و ترقی پیدا می كند. وی به میزانی كه از خاك، فاصله می گیرد، به افلاك نزدیك می شود و به اندازه ای كه از فرش(زمین) دور شود به عرش روی می آورد.
در مكتب«روانشناسی كمال» نظریه ای با عنوان«شخصیت از خود فرآرونده» مطرح است و "دوآن شولتس" در تبیین نظریه مذكور می گوید:«شخصیت آدمی، زمانی به كمال می رسد كه از دایره تنگ و محدود"خود" رها و آزاد شود تا بتواند به مرزهای بالندگی شخصیت دست یابد[2]
در تأیید این سخن، رویكرد"اریك فروم"، روانكار و منتقد اجتماعی معاصر قابل تعمق است، وی معتقد است:«تراژدی عصر ما این است كه آن چنان گرفتار"خود شیفتگی" هستیم كه مجالی پیدا نمی كنیم تا به چیزهایی كه فراتر از"من" و"ما" است بیندیشیم. نمونه بارز آن، انتظاری است كه غالب افراد از دیگران دارند تا بدانها محبت كنند، ولی خود حاضر نیستند، گامی برای ارائه محبت به دیگران بردارند و این، تجلی همان"خود محوری" و "خودشیفتگی" انسان عصر جدید است[3].
و نماز، این زیباترین پیوند انسان زمینی و معبود آسمانی، بركه با بركتی است كه انسان را از"خود" فراتر می برد و او را به رشدها و عظمت ها می رساند. زیرا روح نماز، زمانی حاصل می شود كه آدمی، تمام توجه و دقت خود را معطوف به پروردگار و راز سخن گفتن با وی نماید و از"خود" و"خودی" رها شود. معنای حضور قلب در نماز نیز این است كه نمازگزار، جز معبود و یاد او را در قلب خود راه ندهد، زیرا قلب مؤمن عرش خدای رحمن است و بیگانه را نباید در خانه راه داد.
در حدیث آمده است كه از نماز، آن میزان پذیرفته می شود كه با حضور قلب همراه باشد[4]. چنانچه انسان در نماز بتواند با مراقبه، قلب و فكر خود را متوجه خالق سازد، زمینه ای خواهد یافت تا در غیر نماز نیز از حصار تنگ و بسته خود خواهی، خود پرستی و خود شیفتگی آسوده و رها گردد و آنگاه شاهد رشد و بالنگی خویش باشد.
تقویت روح مردم گرا
از خصیصه های نماز،"مفهوم جایگزین ناپذیر" عباراتی است كه در سوره حمد، مورد مداقه قرار می دهیم. همانگونه كه آگاهی داریم، هیچ سوره ای را نمی توان، جایگزین سوره حمد نمود ولی به جای سوره توحید، می توان سوره دیگری را انتخاب كرد. در برخی عبارات سوره حمد، از ضمیر"جمع" به جای"مفرد" استفاده می شود، نظیر«فقط تو را می پرستیم و از تو یاری می طلبیم»، «ما را به راه راست هدایت كن»، روح حاكم بر این عبارات، روح جمعگرایی و"مردم گرایی" است، به این معنا كه نمازگزار، تنها برای خود و به نفع خود، چیزی را از خداوند درخواست نمی كند، بلكه او برای"همه" می طلبید و درباره همه از درگاه خداوند، آرمانی چون«صراط المستقیم» و توفیق گام نهادن در آن را می طلبد.
در حدیث آمده است: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ مشغول نماز بود كه شنید مردی در نماز خود می گوید: پروردگارا، تنها من و محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ‌ را مشمول رحمت خود قرار ده و جز ما دو نفر بر هیچكس رحم نكن، پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله ‌ـ پس از آن كه نماز خود را به پایان برد، رو به او كرد و فرمود:(چرا) تو یك چیز وسیع را محدود ساختی، یعنی چرا همه مسلمانان را دعا نمی كنی و رحمت خدا را به من و خودت اختصاص می دهی؟[5]
این فرازها، از دو جهت به"روح مردمگرا" متوجه است، ابتدا اینكه دقت در معانی آن، بینشی به آدمی می دهد كه شیوه زندگیش را نه بر اساس«تفرد»، بلكه بر مبنای«تجمع» و«وحدت با دیگران» تنظیم و تدوین كند و از سوی دیگر، چنین آموزش می دهد كه در دعا آیینی را رعایت كند كه برای"خود و دیگران" بخواهد و نه صرفاً برای"خود" و برای"دیگران"، "بیش" و"پیش" از"خود" بخواهد.
تنزیه وجدان اخلاقی
وجدان از ریشه لغوی«وجد» به معنای"یافتن" آمده است. به این معنا كه آدمی پاره ای از امور را در باطنش به خودی خود می یابد و نیاز به اكتساب آن از منبع دیگری ندارد، نظیر"احساس عدالتخواهی" و"ظلم ستیزی" و گرایش به"خیر اخلاقی" و امثال آنها كه در همه انسانها، عمومیت دارد. از جمله مظاهر وجدان اخلاقی احساس گناه ناشی از ارتكاب خطاست كه بلافاصله پس از عمل، وجدان را فرا راه هدف قرار می دهد تا او را به توبه و جبران خطاء وا دارد. امروزه غالب مكاتب روانشناسی با احساس گناه به مبارزه برمی خیزند و آن را منافی رشد و تعالی شخصیت می دانند. از سوی دیگر تقویت چنین احساسی نیز به مصلحت فرد نمی باشد. زیرا امكان بازگشت به شخصیت سالم و رشید را از آدمی می گیرد. ولیكن حد متعادل میان این دو، پسندیده و مطلوب است به این معنا كه احساس گناه متناسب با عمل لازم است و در خطاكار ایجاد شده تا او را برای ترك آن و جبران مافات برانگیزد. از عواملی كه موجب آمرزش گناهان و بالنتیجه رفع احساس گناه فرد می شود، نماز است، و این امر زمینه ای برای پاكسازی وجدان اخلاقی، محسوب می شود.
در كلامی گهربار از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ آمده است:«نماز گناهان را همچون برگ درختان می ریزد» [6] آمده است كه مردی خدمت پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ‌ شرفیاب شد و عرض كرد:«ای رسول خدا، گناهانم بسیار و اعمال نیك من اندك است چه كنم؟ حضرت فرمود: بسیار سجده كن، زیرا سجده گناهان را می ریزد، چنانكه باد برگ درخت را می ریزد.»[7]
حكایت زیر، مؤید تأثیر نماز در تنزیه وجدان اخلاقی است:
«جوانی از انصار نمازهای یومیه را با پیامبر اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ به جماعت می خواند و بسیاری از گناهان را نیز، مرتكب می شد. چون حال او را برای رسول خدا تعریف كردند، حضرت فرمود: به زودی نمازش او را از گناهانش باز می دارد. چیزی نگذشت كه آن جوان توفیق توبه یافت و از صحابه زاهد شد آن گاه رسول خدا فرمود: من نگفتم كه نمازش او را از گناهانش باز می دارد[8]»
تثبیت عزت نفس
ارزشمندترین گوهر وجود آدمی، احساس كرامت و عزت نفس است. زیرا اصل و اساس خلقت آدمی، بر مبنای فرموده الهی«و لقد كرمنا بنی آدم»، زیرا چنین تدبیر گردیده كه انسان ها، جایگاه واقعی خویش را بیابند و آن را به رایگان از كف ندهند.
در حدیث آمده است كه«الصلوه قربان كل تقی» یعنی نماز، مایه نزدیك شدن هر پرهیزكاری به خدا است. از یك سوی نمازگزار به وسیله نیایش به خداوند تقرب جسته و به همین جهت منزلت و رفعت مقام می یابد و از سوی دیگر لازمه قبولی نماز، بریدن از«ما سوی الله» است یعنی كوچكترین احساس نیازی به غیر خدا نداشته باشد و فقط به درگاه خداوند التجا نماید. آورده اندكه: نماز و عبادت، انسان را مستجاب الدعوه می كند، زیرا نماز پیمان خداست«الصلوه عهد الله» و هر كس به پیمان خدا وفا كند، خداوند هم به پیمان او وفادار است«اوفوا بعهدی اوف بعهدكم[9]».
آیت الله جوادی آملی در تبیین فلسفه انقلاب اسلامی، تعبیر زیبا و محكمی دارند، ایشان می گویند:
«انقلاب برای این نبود كه انسانها از بندگی حق آزاد شوند، ما انقلاب نكردیم برای این كه از عبادت خدا آزاد بشویم، ما بنده ایم. انقلاب كردیم برای این كه جز خدای سبحان كسی بر ما مسلط نشود[10]».
اگر آدمی حقیقت آیه«ایاك نعبد و ایاك نستعین» را در نماز درك كند، گردن در برابر غیر خدا خم نخواهد كرد و لو به بهای از دست دادن جان حاضر به عبودیت در مقابل غیر معبود نخواهد بود.
هر كه پیمان با هوالموجود بست
گردنش از قید هر معبود رست
تبیین راه زندگی
بی تردید به شمار آدمیان، راههای مختلف و متنوع زندگی نیز وجود دارد. زیرا هر كسی، به اقتضای فرهنگ، باورها، بینشها و برداشتهایش از هستی، راه و رسم خاصی در زندگی دارد، ولی آنچه كه می توان با قاطعیت اظهار نمود، میزان و درجه یقین افراد به درستی راهی است كه در زندگی برگزیده اند، زیرا اگر همه انسانها رضایت از زندگیشان، حاصل می شد، شاهد ظهور پدیده های متزاید و رو به رشد افسردگیها، پریشانیها، خودكشیها و نظایر آنها نمی بودیم. چنانچه علیرغم تنوع بی نظیر راههای زندگی، انسان مطمئن و معتمد به این واقعیت باشد كه در راه خدا گام برمی دارد و خدا از عمل او راضی است، تمامی تردیدها و نگرانیها برطرف شده و نوعی آرامش، حاصل می شود. نمازگزار با یقین به این مطلب كه عبادت، جوهره، دین است و نماز ستون دین می باشد و او قادر است با انجام فرضیه نماز، رضایت پروردگار را جلب نماید، نوعی اطمینان و آرامش برایش حاصل می شود.


[1] . بقره/ 261.
[2] . دوآن شولتس ـ روانشناسی كمال ـ ترجمه گیتی خوشدل ـ نشر نو ـ ص 214.
[3] . اریك فروم ـ هنر عشق ورزیدن ـ ترجمه پوری سلطانی ـ ص 74.
[4] . محور اسلامی جهرمی ـ‌ مصابیح الدجی ـ ص 782.
[5] . شیخ طبرسی ـ مجمع البیان ـ ج 4 و 3 ـ ص 601.
[6] . حضرت امیر ـ علیه السّلام ـ نهج البلاغه ـ خطبه 197 ـ ص 96.
[7] . محمد محمدی ری شهری ـ میزان الحكمه ـ ج 3 ـ ص 477.
[8] . حسین دیلمی ـ هزار و یك نكته درباره نماز ـ ص 103.
[9] . همان ـ ص 216.
[10] . (آیت الله) جوادی آملی ـ اسرار عبادت ـ ص 148.

 

محمد رضا شرفي ـ مجلهتربيت،

 
نقش نماز در آرامش روانی خانواده 3 چاپ ارسال به دوست

 

نقش نماز در آرامش روانی خانواده 3

 

شانه را خالی از فشار بار بندگی غیر می‏كند. زیرا كمترین استرس و فشاری مانند استرس ناشی از بندگی غیر خدا آدمی را می‏آزارد و لذا آنگاه كه شهادت می‏دهد كه خدایی غیر از خدای یكتا نیست «اشهد ان لا اله الاّ اللّه» احساس آرامش می‏كند.
پس در نماز اذكاری وجود دارد كه بیان آن‏ها و بازگو كردن آن كلمات ارزشمند كه آدمی بر نفس خود تلقین می‏كند به او آرامش می‏بخشد و بهداشت روانی او را تأمین می‏نماید و افراد فاقد استرس‏های روانی، در خانواده و در برخورد با دیگران فشار و دشواری كمتری را متوجه آنان می‏سازد و خانواده نیز از فضایی آرام و كم استرس برخوردار می‏گردد.
درمان و یا كاهش افسردگی
آن كس كه خوب و نیكو نماز می‏گزارد، كمتر دچار افسردگی می‏شود. فردی كه به افسردگی مبتلا شده است نیز می‏تواند با استعانت از نماز، میزان افسردگی خود را كاهش دهد. بیان چنین اثری برای نماز به معنای آن نیست كه افراد افسرده جهت درمان نیازی به روان‏شناس و یا روان پزشك ندارند، بلكه در حین بهره گرفتن از روش‏های روان درمانی از نماز و عبادت نیز می‏توانند برای كاهش و یا درمان افسردگی خود بهره بگیرند. پژوهش‏های انجام شده نیز حكایت از صحت این ادعا دارد. اریك فروم در كتاب روانكاوی و دین می‏نویسد: نیاز دینی نیاز به یك الگوی جهت‏گیری و مرجعی برای اعتقاد و ایمان است‏ و هیچ كس را نمی‏توان یافت كه فاقد این نیاز باشد و تجلی این نیاز را در حین انجام نماز به خوبی می‏توان دید. تأمین چنین نیاز راه یافتن به سلامت را زمینه سازی می‏كند و یافته‏های محققین نیز مؤید این مدعاست. چنان كه پژوهش‌گران كه در سال‏های اخیر در جوامع اسلامی مثل ایران و مالزی دست به تجربه تازه‏ای در اتخاذ شیوه روان درمانی برای بیماران مسلمان مبتلا به مشكلاتی نطیر اضطراب، افسردگی و داغدیدگی زده‏اند، مطالعات تجربی نشان داده‏اند كه با به كارگیری روان درمانی مثل استفاده از آموزش‏های قرآنی و احادیث و ترغیب به نماز و دعا و ذكر به عنوان یك نوع مراقبه و بحث درباره موضوعات مذهبی بیماران به بهبود بیشتر و درمان سریع‏تری نسبت به گروه مشابه‌شان كه درمان‏های غیر مذهبی دریافت داشته‏اند، دست می‏یابند (اظهر 1995 و ارمه و ذاراپ 1994 و ابهری 1375) 2.
آدمی به هنگام اقامه نماز در برابر خالق می‏ایستد و با خدای خویش غم دل باز می‏گوید: مثلا در حین قنوت می‏گوید اللّهم اغفر لی الذّنوب التی تحبس الدّعاء خداوندا، آن گناهانم را كه باعث حبس دعا شده‏اند ببخش و یا می‏گوید: الّلهمّ اغفر لی الذّنوب الّتی تنزل البلاء خداوندا، آن گناهانی از مرا ببخش كه موجب نزول بلا شده‏اند. بیان این خواسته‏ها و نیازها و باز گفتن رازها و طلب مغفرت همگی موجبات كاهش غم می‏شود و آدمی به هنگام بیان غم‏ها احساس می‏كند كه سبك می‏شود و امری تحقق می‏یابد كه روان شناسان به آن پالایش روانی می‏گویند و این حالت موجب كاهش افسردگی فرد می‏شود و اگر آدمی پیوسته با خدای خویش راز و نیاز كند و غم دل باز گوید، هرگز مبتلا به افسردگی نمی‏شود، چنان كه احوال اولیای الهی چنین است و خدا در وصف آنان می‏فرماید: الا انّ اولیاء اللّه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون به درستی كه اولیای الهی نه می‏ترسند و نه محزون می‏شوند. یعنی در آنان حزن و افسردگی راه ندارد و اگر كسانی افسرده و حزین هستند، راز آن را باید در فاصله‏ای بیابند كه از اولیای الهی دارند و به تعبیر دیگر فاصله‌ی بیشتری از خدا دارند و گفته‏اند:
دوست نزدیكتر از من به من است
وین عجب‏تر كه من از وی دورم
پس در خانه‏ای كه همه نمازگزار هستند و همه غم‏های خویش را با خدا باز می‏گویند، همه از افسردگی به دور هستند و از سلامت روانی برخوردارند .
در این نوشتار تلاش نمودیم كه برخی از خواص نماز در تحقق آرامش روانی را به اختصار بیان نماییم. اما خواص فراوان دیگری نیز در نماز دیده می‏شود كه در بحث تفصیلی دیگر می‏توان از آن‏ها سخن به میان آورد.

 

دكتر محسن ايماني- خانواده و نماز ،ص37

 
نقش نماز در آرامش روانی خانواده 2 چاپ ارسال به دوست

 

نقش نماز در آرامش روانی خانواده 2

 

اولیای الهی كه خوب نماز می‏خوانند نه می‏ترسند و نه محزون می‏شوند. «الا انّ اولیاء اللّه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» و آدمی كه نه می‏ترسد و نه محزون است، از آرایش روانی برخوردار است.
در محیط خانواده‏ای كه اعضای آن نماز را بر پا می‏دارند و همگی از اعتماد به نفس خوبی برخوردارند، فضای آرامی حاكم است و اعتماد به نفس یكدیگر را تقویت می‏نمایند. آنان همچون ظروف مرتبطی هستند كه به هنگام برداشتن آب از یكی از آن ظرف‏ها، ظرف‏های دیگر جای خالی آن را پر می‏كنند، با این تفاوت كه در اینجا، اعتماد به نفس خود آنان كاهش نمی‏یابد. در حالی كه وقتی ظرف‏های مرتبط، جای خالی شده آب ظرفی را پر می‏كنند، از میزان كمتری از آب برخوردار می‏شوند.
آن‏ها شكرانه بازوی توانا را به گرفتن دست ناتوان می‏دانند و دست افتادگان را به هنگام ایستادن می‏گیرند و بدین ترتیب آن‏ها كه از اعتماد به نفس بیشتری برخوردارند، در محیط خانواده، زمینه افزایش اعتماد به نفس را در دیگر اعضای خانواده فراهم می‏كنند تا آن‏ها هر چه بیشتر استعدادهای خویش را به كار گیرند و به درجه بالاتری از شناخت معبود و عبادت دست یابند و به خود شكوفایی برسند، به نحوی كه همه استعدادها و توانایی‏های خویش برای عبادت خدا را به فعلیت برسانند. نماز در این راه نقش مدد رسانی را بر عهده دارد. انسانی كه به خود شكوفایی رسیده از آرامش بیشتری برخوردار است. اولیای الهی مصداق بارز چنین حالتی هستند، زیرا توانسته‏اند همه توان خویش را در راه عبادت معبود به كار گیرند.
4ـ بالا رفتن عزت نفس
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نماز را معراج مؤمن دانسته و می‏فرماید: الصّلاه معراج المؤمن. انسانی كه عروج یافته و اوج گرفته است، از عزت نفس برخوردار است. عزت نیز با رفتن به پیشگاه معبود حاصل می‏شود و به تعبیر سعدی انسان جز با رفتن به درگاه الهی عزت نمی‏یابد.
عزیزی كه هرگز درش سر بتافت به هر در كه شد هیچ عزت نیافت
و اگر می‏گویند «عزت ‏طلب و بزرگی‏آموز» همه حكایت از آن دارد كه آدمی برای عزتمندی خویش ارزش فراوانی قائل است و آن‏ها كه نفس خویش را دارای عزت می‏دانند، كمتر تن به خطاها و امور ناپسند می‏دهند. علی (علیه السلام) می‏فرماید: «من كرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته» هر كس كه نفسش در پیشگاه او ارزشمند باشد شهوات در نزد او خوار است و بی‌مقدار.
كارل راجرز كه بنیانگذار روش مشاوره غیر مستقیم است، اظهار می‏دارد، دانش آموزی كه از عزت نفس بالاتری برخوردار است كمتر تن به تقلب می‏دهد و نظریه تعهد مكبر حكایت از آن دارد كه اگر شخص احساس بی آبرویی كند، راحت‏تر تن به ارتكاب جرم می‏سپارد. نماز كه آدمی به هنگام ادای آن سر بر آستان معبود می‏ساید. و پیشانی خویش را به رسم تواضع و بندگی به خاك می‏گذارد، باعث می‏شود تا موجبات رستگاری انسان فراهم شود. این سجده كه خضوع (تواضع بدنی) است و خشوع (تواضع قلبی)، موجبات اعتلای آدمی را فراهم می‏سازد «قد افلح المؤمنون الّذین هم فی صلاتهم خاشعون» و در اثر بندگی آدمی بد مقامی بالا و والا می‏رسد و به قول صائب تبریزی:
ذره به آفتاب رسید از فتادگی بنگر كه از كجا به كجا می‏توان شدن
و سعدی رمز برخورداری از فیض را افتادگی دانسته و می‏گوید:
افتادگی‏آموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی كه بلند است
پس تواضع در مقابل خالق رمز كمال آدمی است و انسان برخوردار از كمال در همه جا و از جمله محیط خانواده احترام دیگران را پاس می‏دارد و نیاز به داشتن عزت نفس و برخورداری از احترام، به نظر «مازلو» یكی از نیازهای اساسی روانی آدمی است كه با تأمین آن سلامت روانی انسان تأمین می‏گردد به نحوی كه او را از تعادل روانی برخوردار می‏سازد. در خانه‏ای كه پیر و جوان و كودك و خردسال همه از احترام و عزت نفس بهره گرفته‏اند همه می‏توانند از آرامش روانی برخوردار باشند. در خصوص احترام به پیران و كودكان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‏فرماید: «لیس منّا من لم یرحم صغیرنا و لم یوقّر كبیرنا» از ما نیست كسی كه به كودكان ما ترحم و لطف نكند و بزرگترهای ما را محترم نشمارد. پس در خانه‏ای كه همه در برابر معبود متواضعند و حرمت یكدیگر را نمی‏شكنند، همه از عزت نفس برخوردارند و ضمن برخورداری از آرامش روانی تن به جرائم نیز نمی‏دهند اما دور شدن از وادی بندگی و عدم انجام فرایض دینی، آدمی را به بندگی این و آن می‏كشاند و این در اثر نداشتن آگاهی و بصیرت است و اقبال در وصف آنان می‏گوید:
آدم از بی‏بصری بندگی آدم كرد گوهری داشت ولی صرف قباد و جم كرد
گویی از خوی غالمی ز سگان پست‏تر است من ندیدم كه سگی پیش سگی سر خم كرد
انسان‏های ره یافته جز بر درگاه معبود ازلی سر نسایند و پیوسته به عبادت او می‏شتابند. علی (علیه السلام) فرمود؛ لا تكن عبد غیرك لقد جعلك اللّه حرّا. بنده دیگری مباش بدرستی كه خدا تو را از آزاد آفریده است و خداوند عزت را از آن خود، رسول خود و بندگان مؤمن خویش می‏داند و می‏فرماید: و للّه العزّه و لرسوله و للمؤمنین.
5ـ معنا دادن به زندگانی
ویكتور فرانكل كه خود بنیانگذار مكتب سوم درمانی دین و مكتب معنا درمانی است، در كتاب خود كه آن را «انسان در جستجوی معنا» نامیده است، بر این باور است كه انسان آنگاه از سلامت روانی برخودار است و آنگاه آرامش را لمس می‏كند كه در زندگانی خود احساس معنا كند و او در وهله نخست عشق را عامل ایجاد چنین معنایی می‏داند كه عشق به یك آرمان و عشق به دیگری مورد نظر اوست و او خود می‏نویسد كه یكبار یك عالم یهودی كه معنای زندگانی را از دست داده بود، نزدم آمد و من با ایمانی كه در وجودش بود زندگی او را معنی دار ساختم. او به درمانگرها توصیه می‏كند كه در موقع درمان بیماران روانی تلاش كنید كه زندگی آن‏ها را معنی دار نمایید. زیرا بیمار روانی كسی است كه معنای زندگی را از دست داده است. عبادت و نماز نیز می‏تواند زندگی آدمی را معنا بخشد و برای آدمی حیاتی طیب را فراهم آورد كه مالامال از معناست. و قرآن می‏فرماید: «من عمل صالحا من ذكر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیّبه»
یعنی هر كسی اعم از زن و مرد عمل صالح انجام دهد او را به حیاتی پاك و طیب زنده می‏گردانیم.
فرانكل می‏گوید: آنان كه دارای زندگی معنی دار بودند، افراد مقاومی بودند كه خود را تسلیم مرگ و خودكشی نمی‏كردند. یعن عشق به زندگی آنان معنا داده بود و او رمز پایداری آنان را در عاشق بودن آن‏ها می‏داند و چه نیكو گفته است حافظ.
هرگز نمیرد آن كه دلش زنده شد به عشق ثبت است در جریده عالم دوام ما
برترین عشق نیز عشق به خالق است و نزدیكترین حالت آدمی هنگامی است كه سر به سجده می‏نهد. در اینجاست كه می‏توان به یكی ار رازهای طولانی بودن سجده‏های امام زین العابدین (علیه السلام) پی برد و سخنان پر حلاوت عشق را خوش و زیبا تفسیر نمود و گفت:
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری كه در این گنبد دوار بماند
پس نماز كه برترین جلوه‏های عشق را به نمایش می‏گذارد، می‏تواند در خانواده، زوجین را به یكدیگر علاقه‏مند و عطوف نماید و آنان كه عاشق خدایند، جلوه‏های دیگر خالق را نیز دوست می‏دارند و به همسر و فرزندان خویش به عنوان نشانه‏های خالق می‏نگرند و در میان آن‏ها عشق و علاقه فراوان است و به تعبیر قرآن «رحماء بینهم» را مد نظر قرار می‏دهند و چون به شكرگزاری معبود می‏پردازند، نمی‏توانند نسبت به مخلوق خدا شاكر نباشند. چرا كه «من لم یشكر المخلوق، لم یشكر الخالق» در خانه‏ای كه تشكر و سپاسگذاری از یكدیگر وجود داشته باشد دلسردی‏ها و ناپایداری‏ها ره نمی‏یابد و این ابراز عشق و علاقه و سپاس و تشكر احساس تعلق به جمع خانواده را پدید می‏آورد، كه یكی دیگر از نیازهای اساسی روانی است كه با تأمین آن تعادل و بهداشت روانی فرد تحقق می‏یابد. نماز اگر چه به معنای بندگی در برابر خالق است اما دل آدمی را رقت می‏بخشد و او را به سوی محبت به مخلوق سمت و سو می‏دهد و جمعی صمیمی را در محیط خانه پدید می‏آورد، چرا كه اگر مسلمان از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) الهام نگیرد و رقیق القلب نباشد، اعضای خانواده و دیگران از گرد او پراكنده می‏شوند و قرآن خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) می‏فرماید: كه «لو كنت فظّا غلیظ القلب لا نفضّوا من حولك» ای پیامبر هر آینه اگر تو سخت دل بودی مردم از گرد تو می‏پراكندند.
وجود دل‏های پر محبت و با صفا كانون خانواده را گرم و روابط عاطفی را در آن مستحكم می‏سازد و آدمی در برخورد با افراد صمیمی و مهربان كمتر احساس آزردگی و سرخوردگی می‏كند و خود را در محیطی آرام و سرشار از روابط گرم می‏یابد زیرا عبادت و نماز به زندگی او معنا داده و آرامش بخشیده است.
6ـ كاهش فشارهای (استرس‏های) روانی
نماز موجب كاهش استرس‏ها می‏گردد و فشارهای روحی را كم می‏كند. زیرا آنگاه كه آدمی در برابر خالق متعال می‏ایستد و لب به نماز و دعا می‏گشاید و او را رحمن و رحیم خطاب می‏كند، امید به رأفت و رحمت در دلش موج می‏زند و آن‏گاه كه اشك ندامت از چشمانش جاری می‏شود، و دردهای خویش را با خدا باز می‏گوید، پالایش روانی انجام می‏شود و انسان خود را سبك‏تر از قبل می‏یابد چون به بندگی خدا تن می‏دهد و با تأكید می‏گوید: «ایّاك نعبد و ایّاك نستعین» فقط تو را عبادت می‏كنیم و فقط از تو یاری می‏جوییم.

 

 

دكتر محسن ايماني- خانواده و نماز ،ص37

 
نقش نماز در آرامش روانی خانواده 1 چاپ ارسال به دوست

 

نقش نماز در آرامش روانی خانواده 1

 

 

آیه شریفه‌ «الا بذكر اللّه تطمئن القلوب» حكایت از آن دارد كه با یاد خدا دل‏ها آرامش می‏گیرد. دل پایگاه نفس آدمی است و آنگاه كه دل آرام گیرد، نفس انسان نیز اطمینان می‏یابد. پس برای داشتن دلی آرام و قلبی مطمئن باید به ذكر باری تعالی پرداخت. ذكر اكبر خدا نیز نماز است و قرآن می‏فرماید: »و لذكر اللّه اكبر«
نتیجه آن كه چون گویندگان ذكر الهی كه دل هایی آرام و نفوسی مطمئن دارند، گرد هم آیند و خانواده‏ای را شكل بخشند، آن خانواده از آرامش برخوردار است و در خانه آرام، صفا و صمیمیت موج می‏زند و مالامال از نور خداست.
در خانه ما رونق اگر نیست صفا هست
هر جا كه صفا هست در آن نور خدا هست
نماز خواندن و انجام عبادت، برای نمازگزار آرامش روانی پدید می‏آورد و دل مؤمن را امنیت می‏بخشد، آن هایی كه توفیق بیشتری در برگزاری نماز داشته‏اند، به آرامش بیشتری نیز دست یافته‏اند. یعنی آن‏ها كه علاوه بر انجام فرایض مبادرت به خواندن نوافل نیز نموده‏اند، در بررسی‏های موردی آرامش بیشتری را گزارش كرده‏اند و همین باعث شده تا دیگران را نیز به انجام نوافل توصیه كنند. سخن چنین كسانی این است كه:
برخیز كه عاشقان به شب راز كنند
گرد در و بام دوست پرواز كنند
هر در كه بود فراز بر خود بندند
الا در دوست را كه شب باز كنند
آنان حلاوت عبادت خالص در شب و رازگویی با خداوند عالمیان را دریافته‏اند، چرا كه شب فرصتی مناسب‏تر برای عبادت بی ریاست. قرآن می‏فرماید: «انّ ناشئه اللّیل هی اشدّ وطأً و اقوم قیلا» پس فقط صاحبان خلوص و عاشقان عبادت خدا، شیرینی راز و نیاز با او را درمی‌یابند و می‏توان گفت:
شرح این واقعه را مرغ سحر داند و بس تو چه دانی كه شب سوختگان چون گذرد
پس برگزاری نماز به طور مداوم و محافظت بر آن، رمز دست یافتن به آرامش روانی است. اینك به اختصار برخی از نقش هایی كه نماز در آرامش روانی دارد، مرور می‏كنیم:
1ـ عدم احساس گناه و یا كاهش آن
آدمی آنگاه كه به سجاده می‏نشیند تا با خدا راز گوید، باید هوشیار باشد. چرا كه قرآن می‏فرماید «لا تقربوا الصّلاه و انتم سكاری» آنگاه كه مست هستید، نزدیك نماز نشوید. پس لازمه مقبولیت و پذیرش نماز، دور بودن از ناهشیاری و مستی است.
نماز آدمی را از فحشا و منكرات باز می‏دارد. «انّ الصّلاه تنهی عن الفحشاء و المنكر» شرب خمر، مستی، غفلت و دیگر گناهان و آلودگی‏ها در پرتو نماز محو و نابود می‏شوند. با حذف گناهان فضای روح و روان انسان پاك و مصفّا می‏شود و در نتیجه آرامش و اعتماد به نفس به دست می‏آید. نماز شستشوگر روان از گناه است و قلبی كه در آن تاریكی گناه نباشد از آرامش و اطمینان و صفا لبریز می‏شود. چنان كه پیامبر فرموده انسانی كه نمازهای پنجگانه را به جای می‏آورد، مانند آن است كه در رودی پنج بار شنا كرده و از آلودگی‏ها به در آمده است. پس نماز مانع ابتلا به آلودگی و گناهان است و نیز به سبكی بار گناه آدمی می‏انجامد. زیرا قرآن می‏فرماید: «انّ الحسنات یذهبن السّیئات» به درستی نیكی‏ها، بدی‏ها و گناهان را می‏زدایند و از بین می‏برند و نماز یكی از برترین حسنات است.
پس اگر احساس گناه را عامل ایجاد اضطراب و نا امنی بدانیم و گناه نكردن و یا انجام عملی را كه گناه و احساس گناه را تخفیف بدهد وسیله ایجاد مانع انجام گناه می‏گردد و اگر فردی گناهی را مرتكب شده انجام نماز كه یكی از حسنات ممتاز است ـ گناه او را تخفیف می‏دهد و آدمی در اثر عدم انجام گناه و یا داشتن احساس تخفیف گناه آرامش پیدا می‏كند، می‏توان نتیجه گرفت كه به این دلیل نماز عامل مهمی در جهت دست یافتن به آرامش روانی است و چون این امر در خانه رخ دهد، و یكایك اعضای خانواده نمازگزار باشند، همگی با هم آرامش روانی را در خانه به ارمغان می‏آورند و در پناه آن با موفقیت زندگی می‏كنند. زیرا احساس گناه در همه آنان كاهش می‏یابد.
امروزه كه مسأله بزهكاری و بویژه بزهكاری‏های نوجوانان در سراسر جهان، ذهن اندیشه وران را به خود معطوف نموده است، اگر بتوانیم فرهنگ خواندن نماز را گسترش دهیم می‏توانیم مانع بروز بزهكاری‏ها شده و یا آن‏ها را به میزان قابل توجهی كاهش دهیم. تجارب نگارنده در كانون اصلاح و تربیت تهران نیز حاكی از آن است كه در میان بزهكارانی كه در كانون حضور می‏یافتند، نوجوانان نمازگزار كمتر بودند. پس با توجه دادن نوجوانان و دیگر اعضای خانواده به نماز، تحقق بخشیدن به خانواده‏ای بسامان را زمینه سازی نماییم. چرا كه با عدم ارتكاب جرم توسط اعضای خانواده، آرامش بر آن حكمفرما می‏شود. و دیگر كسی نگران ارتكاب جرم توسط دیگری نیست و از عاقبت بد دیگری نمی‏هراسد. زیرا كه نماز آنان را از فرجام بد مصون داشته است.
2ـ وحدت شخصیت و انسجام خانوادگی
خواندن نماز موجب دست یافتن به وحدت شخصیت می‏شود. شخصیت برخوردار از توحید به گونه‏ای است كه جنبه‏های گوناگون آن با یكدیگر در تضاد نیستند. یعنی فرد آنچه كه در اعتقاد بدان باور دارد، در عمل نیز بر اساس باورهای خویش عمل می‏كند و چون اینگونه رفتار می‏كند، خود نیز در خویشتن تضاد نمی‏یابد و در نهایت به یكپارچگی (خویشتن) دست می‏یابد به نحوی كه جنبه‏ای از شخصیت فرد، جنبه دیگر شخصیت او را تأیید می‏كند و انسان به هنگام برخورد با او احساس می‏كند كه با فردی هماهنگ و بسامان مواجه شده است. حال باید پرسید نماز چگونه موجبات تحقق وحدت را در شخصیت آدمی فراهم می‏آورد؟
انسان مؤمن به هنگام نماز سخن از خدای واحد و یگانه به میان می‏آورد، او را اللّه خطاب می‏كند و رب عالمیان می‏نامد. (آیه قل هو اللّه احد به نحو بارزی حكایت از وحدت باری دارد.) و همین باور داشتن به خدای یگانه، پیام آور وحدتی درونی برای آدمی است. آنچه كه باعث تشتت و تفرقه می‏شود، ایمان داشتن به ربّ‏های گوناگون است. قرآن می‏فرماید:
ارباب متفرقّون خیر ام اللّه الواحد القهّار آیا داشتن رب‏های متفرق خوب است یا ایمان داشتن به خداوند واحدی كه قهار است؟ قرآن وجود خدایی جز خدای یگانه را نفی می‏كند و می‏فرماید: «لو كان فیهما الهه الاّ اللّه لفسدتاً» و بر فرض محال اگر چنین می‏شد فساد درون آدمی را نیز به علت تعدد الهه در بر می‏گرفت و آنان كه اكنون، به وجود ارباب متفرق قائلند، از وحدت درونی بی بهره و در شخصیت خود دارای تضاد هستند.
اعضای خانواده نیز اگر همه با یكدیگر به اقامه نماز بپردازند و همه به وحدت درونی دست یابند، در بیرون نیز با یكدیگر همگونی و هماهنگی خواهند داشت و این موجبات آرامش روانی را برای آنان در پی خواهد داشت. زیرا نه با یكدیگر تضادی دارند و نه والدین با فرزندان خویش اختلافی جدی خواهند داشت.
سؤال این است كه چه كسانی بیشتر فرزندان را در موقعیت مضاعف قرار می‏دهند. آن‏ها كه در درون خویش تضادی دارند و یا آن‏ها كه با دیگری دارای تضاد هستند. نماز، تضادهای درونی فرد را كاهش می‏دهد. زیرا كه به شخصیت فرد وحدت و یكپارچگی می‏بخشد و دیگر آن كه افراد وحدت یافته در سایه نماز را با یكدیگر منسجم و متحد می‏سازد. لذا بین آن‏ها تفرقه و تضادی جدی و عمیق وجود ندارد و تعارض مهم هم در خانواده دیده نمی‏شود. در اثر نبود تعارض و یا از بین رفتن آن، كمتر شاهد بروز اضطراب در محیط خانه خواهیم بود. بدین ترتیب امنیت بیرونی در محیط خانواده حاصل امنیت درونی اعضای آن است كه در پرتو انوار الهی ظهور و بروز پیدا می‏كند. پس نماز می‏تواند وحدت و امنیت درونی و بیرونی را فراهم آورد و محیط خانواده را متحد و یكپارچه سازد تا همگی به راحتی بتوانند به ریسمان الهی چنگ زنند و متفرق نگردند «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعاً و لا تفرقوا». بدین ترتیب ملاحظه می‏شود افرادی كه به وحدت درونی دست یافته‏اند در وحدت بخشیدن به محیط بیرونی (كه یكی از مصداق‏های آن خانواده است) توفیق بیشتری دارند و وحدت در خانواده یكی از رموز آرامش آن است.
3ـ افزایش اعتماد به نفس
نماز خواندن موجبات افزایش اعتماد به نفس را فراهم می‏آورد. زیرا وقتی آدمی با خدا سخن می‏گوید، از او استعانت می‏جوید. «ایّاك نعبد و ایّاك نستعین» توان بیشتری را در خود احساس می‏كند كه ناشی از اتكای به خدای تعالی است و داشتن چنین نقطه اتكایی باعث افزایش اعتماد به نفس در فرد می‏گردد. او در این حال خود را بسان قطره‏ای می‏داند كه با دریا پیوند خورده است.
قطره دریاست اگر با دریاست ور نه او قطره و دریا دریاست
بدین ترتیب درمی‏یابیم كه آدمی از خویشتن مفهوم بهتری خواهد داشت و تصور وی از خود در مرتبه بالاتری قرار می‏گیرد و مفهوم خود در نزد او تعالی می‏یابد و این همه موجب افزایش اعتماد به نفس در فرد می‏گردد. از سویی خواندن نماز باعث افزایش موفقیت‏های او در زندگی می‏شود. زیرا نماز، نقش مددرسانی دارد چنان كه قرآن می‏فرماید: استعینوا بالصّبر و الصّلاه از نماز و روزه كمك بجویید. انسان برخوردار از امدادهای ناشی از اقامه نماز، فردی موفق‏تر است و موفقیت‏های روز افزون، اعتماد به نفس و افزایش آن را در پی دارد و نماز گزاران پیوسته امیدوار به امدادهای الهی هستند.

 

 

دكتر محسن ايماني- خانواده و نماز ،ص37

 
تاثير نماز بر ثبات شخصيت چاپ ارسال به دوست

"شخصيت" در تعريف روان شناسي و روان پزشكي، معرف مجموعه اي از صفات، رفتارها، افكار و تمايلات عاطفي و هيجاني هر فرد مي باشد كه او را از ديگران متمايز مي كند.

ادامه مطلب...
 
چاپ ارسال به دوست

رزام از امام جعفر بن محمّد(ع ) پرسيد: مرا از نماز و حدود و احكام آن خبر ده.
حضرت صادق (ع) فرمود: نماز چهار هزار حد ّو حُكم دارد كه تو نسبت به همه آنها مورد بازخواست قرار نمى گيرى.
گفت : تنها حدود و احكامى را كه ترك كردن آن جايز نيست و نماز جز به آن كامل نمى گردد، بفرما.

امام صادق (ع) فرمود :
نماز كسى تامّ و كامل است كه:

ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 بعد > پایان >>

صفحه 11 - 20 از 90