اجلاس نماز

 
منو
 
تصاویر منتخب
janamaz.jpg
 
check web page
website monitoring service
 
امتياز جستجوگرها
Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net
Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

Powered by  MyPagerank.Net

 
اتصال به خبرخوان
 

صاحب امتیاز

مدیریت دارالقرآن و امور نماز

معاونت آموزش و تبليغ

سازمان عقیدتی سیاسی

وزارت دفاع و پشتیبانی

نیروهای مسلح

جمهوری اسلامی ایران

 

شماره تماس

22959093 - 021

نشانی

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 

انتشار مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

 
 
 
 
حدیث روز

 

 
آموزش تصویری نماز

 
آموزش احکام . . .

 

 
سایت های نماز

 

 
جستجوی پایگاه
 
گالري تصاوير

 
محبوبترین ها
 
جدیدترین مطالب
 
 
صفحه اصلی arrow دانستنی  
چاپ ارسال به دوست

 

مراسم حج به پايان رسيد، مسلمانان اعمال حج را از پيامبر عاليقدر اسلام آموختند، پيامبر اكرم(ص) تصميم گرفت كه مكّه را به عزم مدينه ترك گويد، فرمان حركت صادرگرديد ، هنگامي كه كاروان به سرزمين رابُغ( رابغ هم اكنون بر سر راه مكه بمدينه است) كه در سه ميلي جُحفه( يكي از ميقات هاي احرام است) قرار دارد، رسيد. امين وحي در نقطه اي به نام غدير خم فرو آمد و او را به آيه زير مورد خطاب قرار داد.

يا ايُّهَا الرَّسولُ بَلِّغْ ما اُنزلَ اِلَيكَ مِن رَبِّكَ (مائده 67) اي پيامبر آنچه كه از سرف خدا فرستاده شده به مردم ابلاغ كن و اگز ابلاغ نكني رسالت خود را تكميل نكرده اي خداوند تو را از شرّ مردم حفظ مي كند.

لحن آيه حاكي است كه خداوند يك امر خطيري را به عهده پيامبر گذارده است.

چه امر خطيري بالاتر از اينكه در برابر ديدگان صد هزار نفر علي عليه السلام را به مقام خلافت و وصايت و جانشيني نصب كند.

از اين نظر دستور توقّف صادر شد كسانيكه جلو كاروان بودند از حركت باز ايستادند.

و آنها كه دنبال كاروان بودند به آنها پيوستند.

وقت ظهر هوا به شدت گرم بود، مردم قسمتي از رداي خود را بر سر و قسمتي را زير پا مي افكندند.

براي پيامبر وسيله چادري كه روي درخت افكنده بودند سايباني درست كردند اول پيامبر ناز ظهر را به جماعت خواند .

سپس در حالي كه جمعيت حلقه وار دور او را گرفته بودند بر روي نقطه بلندي كه از جهاز شتر ترتيب داده بودند قرار گرفت و با صداي بلند و رسا خطبه اي به شرح زير خواند.

ادامه مطلب...
 
چاپ ارسال به دوست

 

بيش از پنج سال بود كه رسول خدا(ص) از مكه معظمه به مدينه هجرت كرده بودند جنگهاي مهم بدر و احد و احزاب را باهمه سختي ها و مشكلاتش پشت سر گذاشته بودند در اين هنگام خبر آوردند كه قبيله هاي غطفان و بني محارب و انمار و ثعلبه تدارك جنگ مي بينند و خود را آماده مي كننده تا به مدينه حمله كنند!

پيامبر بزرگ اسلام با لشگري مركب از هفتصد مرد جنگي بسوي آنان روانه و در ذات الرّقاع فرود آمدند طرفين صف آرائي كرده و آماده جنگ شدند.

دلهره و نگراني بر دشمن غلبه كرده و بيم و هراس دلهاي آنها را پر كرده بود بعضي از مشركين كه شتابزده از مسير لشگر اسلام فرار كرده بودند زنانشان به اسارت مسلمانها درآمده بود.

لحظات بسيار حساسي بود در اين هنگام مسلمانها متوجه شدند كه وقت نماز ظهر است و بايد اين فريضه الهي را انجام دهند لشگر دشمن مقابل آنها در طرف قبله قرار دارد.

پيامبر اسلام جلو ايستاد مسلمانان پشت رسول خدا(ص) به تماز ايستادند و نماز ظهر را به جماعت خواندند و كفار از دور آنها را مي ديدند و ركوع و سجودشان را مشاهده مي كردند.

بعد از نماز كفار متوجه شدند كه اين عبادت ، آنها بوده ، گفتند اي كاش در حال نمازشان حمله مي كرديم و آنها را از بين مي برديم! يكي از آنها گفت نگران نباشيد اينها غير از اين نماز يك نماز ديگر كه وقتي مشغول آن شدند ما حمله مي كنيم در اين هنگام جبرئيل امين نازل شد و اين آيه مباركه را آورد :

وَاِذا كُنْتَ فيهِم فَاَقَمت لَهُمُ الصَّواة فَلتَقُم طائِفةٌ مِنْهُم مَعَكَ وَلْيَأخُذُوا اسلِحَتَهُم فَاِذا سَجَدُوا فَليَكونُو مِن وَرائِكُم الخ                                                                       سوره نساء آيه 102

كه خلاصه معني آيه مباركه اينستكه وقت نماز، مسلمانها بايد دو فرقه شوند وقتي پيامبر اكرم به نماز ايستاد يك عده از مسلمانها با اسلحه شان بيايند اقتدا كنند و ركعت اول  را با پيامبر (ص) بخوانند و در ركعت دوّم قصد فرادي كنند و نماز را سلام دهند.

وبروند در مقابل كفار قرار بگيرند و آن عده ديگر مسلمانها كه نماز نخوانده اند بيايند و در ركعت دوّم با پيامبر اكرم(ص) اقتدا كنند و وقتي كه رسول خدا خواست سلام دهد اينها بلند شوند و ركعت دوّم نماز را خودشان بخوانند كه اينگونه نماز را نماز خوف مي نامند و اين يك معجزه اي بود از رسول اكرم (ص) كه آن حضرت نماز ظهر را با همه اصحاب با جماعت خواند و كفار چون مشاهده كردند تصميم گرقتند كه در نماز عصر حمله كنند اين آيه نازل شد و حضرت نماز عصر را به اين كيفيت انجام دادند و تمام نقشه هاي كفّار نقش بر آب شد.

آنها نماز را در اول وقت با جماعت در مقابل دشمن بجا آوردند و بعد از به جنگ پرداختند و دشمن را تارو مار كردند و غنائم بسياري هم نصيب آنها گرديد(منبع تفسيرمنهجالصادقين ج 3 ص100)

 
اهميت نماز جماعت چاپ ارسال به دوست

 

غير از آثار فردى و اجتماعى نماز جماعت(كه به آنها اشاره خواهدشد)پاداش‏هاى عظيمى براى آن بيان شده كه در اينجا به بعضى ازروايات،اشاره مى‏شود. از رسول خدا(ص)نقل شده كه:«من سمع النداء فلم يجبه من غيرعلة فلا صلاة له‏» (1) نماز كسى كه صداى اذان را بشنود و بى دليل،در نماز جماعت‏مسلمانان شركت نكند،ارزشى ندارد.

ادامه مطلب...
 
دعا و آداب آن چاپ ارسال به دوست

 

 

آنچه از احاديث شريفه بدست مي آيد اين است که هر فردي چه سالم و چه مبتلا نيازمند دعا است و فايده دعا اين است که دعا بلائي را که انسان به آن گرفتار شده است بر طرف مي کند . بدي و ناگواري را که در راه است از او برمي گرداند يا سودي را که انسان در جستجوي آنست به سوي او جلب مي نمايد و خيري که موجود است ثابت و استوار نموده و هميشگي مي کند و از زوال و نابودي نگه مي دارد.

پيامبر خدا(ص) مي فرمايد: آيا شما را به سلاحي که از دشمنانتان رها کرده و رزق و روزي شما را زياد مي کند راهنمائي نمايم؟ عرض کردند: آري ي رسول خدا. فرمود: شب و روز پروردگارتان را بخوانيد زيرا که اسلحه مؤمن است.

امير مؤمنان علي(ع) فرمود: دعا سپر مؤمن است، و زماني که دري را زياد بکوبي در به روي تو باز مي شود.

امام صادق(ع) فرمود: دعا مؤثر تر از نفوذ نيزه آهنين است.

امام کاظم(ع) فرمود: بر شما باد به دعا، زيرا دعا و درخواست از خدي متعال، بلا را رد مي کند، بلائي که مقدر شده و حکم الهي بر آن جاري شده و فقط مهر و امضا بر آن زده نشده، پس اگر خدا به بر طرف کردن چنين بلائي خوانده شود و از باري تعالي برگرداندن آن خواسته شود، خدا آن را بر مي گرداند.

زراره از امام باقر(ع) نقل مي کند که حضرتش فرمود:

آيا شما را به مسئله ي که رسول خدا(ص) در آن استثنا نفرمود راهنمائي کنم؟ عرض کردم: آري. فرمود: دعا قضي حتمي و امضاء و محکم شده را بر مي گرداند، و حضرت انگشتان مبارک خود را (به علامت نشان دادن کار محکم شده) بهم چسباند.

امام سجاد(ع) فرمود:

همانا دعا و بلا تا روز قيامت کنار هم هستند (يعني يکي از آن دو حتما بايد واقع شود)، همانا دعا بلائي را که حتمي و محکم شده است بر مي گرداند.

باز حضرت در کلامي ديگر فرمود: دعا بلي نازل شده و نازل نشده را بر مي گرداند.

 


در کتاب «المختار من کلمات الامام مهدي» مي گويد: آداب دعا را فراگير و بنگر که چه کسي را مي خواني؟ و چگونه مي خواني؟ و بري چه مي خواني؟ و بينديش که از چه مي پرسي؟ و بري چه مي پرسي؟
دعا يعني طلب اجابت همه اين موارد از جانب شما به سوي حضرت حق، و ترک همه اختيارات و تسليم همه امور چه ظاهري و چه باطني به خدي متعال است.
اگر دعا را با شرايط انجام نداديد منتظر اجابت نباشيد، زيرا که او آشکار و نهان را مي داند، شايد خدا را به چيزي مي خواني که او از نهان خلاف آنرا مي داند.
بايد دانست که اگر خدا ما را به دعا امر نمي کرد ولي ما با اخلاص دعا مي کرديم، از فضلش دعي ما را اجابت مي فرمود، پس در صورتيکه خداوند ضامن استجابت دعايي شده که با شرايط انجام شود، چگونه اجابت نکند؟
 

 

آداب دعا عبارتند از:

 


اول
: دعا با « بسم الله الرحمن الرحيم » آغاز شود.
 

پيامبر خدا(ص) فرمود:
لا يردّ دعاء أوّله «بسم الله الرحمن الرحيم». دعاي که اولش «بسم الله الرحمن الرحيم» باشد رد نمي شود.
 

دوم: پيش از دعا، حمد و سپاس پروردگار را به جا آورد.
مولي ما حضرت امام صادق(ع) فرمود:
کلّ دعاء لا يکون قبله تحميد فهو أبتر. هر دعايي که قبل از آن حمد و سپاس خدي متعال گفته نشود، دعايي ناقص و ابتر است.
در روايتي ديگر آمده است:
همانا در کتاب اميرالمؤمنين علي(ع) چنين آمده است: مدح و ثناء پيش از دعا و خواستن است، چون خواستي خدي متعال را بخواني، اول او را ستايش کن. راوي مي گويد گفتم: چگونه او را ستايش کنم؟ فرمود: مي گوئي:
يا مَن أقرَبُ إليَّ مِن حَبلِ الوَريد
٬ يا مَن يَحُولُ بَينَ المَرءِ وَ قَلبِهِ٬ يا مَن هُوَ بالمَنظَرِ الأعلي٬ يا مَن لَيسَ کَمِثلِهِ شَيءٌ .

ي خدايي که به من از رگ گردن نزديکتري
٬ ي کسي که ميان انسان و دل او حائل مي شوي٬ ي کسيکه در چشم انداز بلند مرتبه ي هستي، ي کسيکه مثل و مانند تو نيست.
 

سوم: بر محمّد و آل محمّد صلوات فرستد.
پيامبر خدا(ص) فرمود: صلاتکم عليّ إجابة لدعائکم، و زکاة لأعمالکم . درود و صلوات فرستادن شما بر من، سبب اجابت دعي شما و پاکيزه شدن اعمال شما است.
مولي ما حضرت امام صادق(ع) فرمود: لايزال الدعاء محجوباً حتّي يصلّي علي محمّد و آل محمّد. دعا همواره در حجاب است تا اينکه بر محمّد و آل محمّد(ع) صلوات و درود بفرستد. در حديث ديگر مي فرمايد:
کسيکه به سوي خدي متعال نيازي داشته باشد بايد آن را با صلوات بر محمّد و آل محمّد(ع) آغاز نمايد، سپس حاجتش را از خدا بخواهد، و بعد دعا را با صلوات بر محمّد و آل محمّد(ع) تمام کند، زيرا که خدي متعال کريم تر از آن است که دو طرف کلامي را بپذيرد و وسط آن را رها کند، چون دعا با صلوات بر محمّد و آل محمّد(ع) باشد محجوب نمي شود.

 

شرط چهارم: حضرات معصومين(ع) را شفيع قرار دهد.
مولي ما حضرت امام کاظم(ع)فرمود: اگر به سوي خدي متعال نياز داري، بگو
:
اَلّهُمّ َإني أسألُکَ بِحَقّ محَمّدٍ وَ عَليٍّ، فَإنَّ لَهُما عٍندَکَ شَأناً مِنَ الشَّأن، وَ قَدراً مِنَ القَدرِ، فَبحَقِّ ذلِکَ الشَّأنِ فَبحَقِّ ذلِکَ القَدرِ أن تُصَليَ عَلي مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أن تَفعَلَ بي کَذا وَ کَذا .... .

« خداوندا همانا در خواست مي کنم از تو به حق محمد و علي، زيرا که بري آن دو بزرگوار مقام و منزلتي (عظيم) در نزد تو است، و در پيشگاه تو داري قدر و ارزش (مهم) هستند، پس به حق اين شآن و به حق اين قدر و منزلت، بر محمد و آل محمد(ع) درود فرست و حاجت من که فلان و فلان است برآورده فرما ». زيرا آن گاه که روز قيامت برسد هيچ ملک مقرّب و پيغمبر مرسل و مومن ممتحن باقي نمي ماند مگر اينکه در آن روز به آن دو نيازمند است.
در زيارت جامعه کبيره مي خوانيم:

اَلّهمَّ إني لَو وَجَدتُ شُفَعاءَ آقرَبَ إلَيکَ مِن مُحَمَّدٍ وَ اَهلِ بَيتِهِ الأخيار، اَلآئِمَّةِ الآبرارِ لَجَعَلتُهُم شُفَعائي ... .
خداوندا من اگر شفيعاني نزديک تر از محمد و آل محمد که همه آنان از اخيار عالم و پيشوايان نيکوکار هستند، به سوي تو مي يافتم  آنها را به درگاه تو شفيع قرار مي دادم ...
بديهي است که بري برآورده شدن حاجات بايد وسيله ي به پيشگاه الهي ببريم، زيرا که خدي متعال در قرآن مجيدبه اين مطلب دستور داده است، آنجا که مي فرمايد: « وَابتَغُوا إلَيهِ الوَسيلَةَ » (بري تقرب به سوي او وسيله طلب کنيد) و هيچ وسيله ي به درگاه الهي نزديک تر از محمد و آل محمد(ع) نيست. و آن هم شفاعت آنها است
.
در روايات متعددي بيان شده که مراد از وسيله در کلام الهي، همان ائمه معصومين(ع) هستند، و اين منافات ندارد که ما وسيله را به معني نردبان و يا غير آن تفسير نمائيم (زيرا مقصود از نردبان در اينجا وسيله ترقي است
)
در روايتي که از رسول خدا(ص) نقل شده، حضرتش مي فرمايد:

هم العروة الوثقي و الوسيله
إلي الله. آنان ـ يعني اهل بيت عصمت و طهارت(ع) - ريسمان محکم و مورد اطمينان و وسيله به سوي خدا هستند.
سپس اين آيه شريفه را تلاوت فرمود: « يا ايها الذين آمنو اتقوا الله وابتعوا اليه الوسيله»، ي کسانيکه ايمان آورديد از خدي بترسيد و به سوي او وسيله طلب کنيد
.
احتمال دارد که صفت ايمان و تقوا شرط بري طلب وسيله به سوي حضرت باري تعالي باشد، چنانچه طلب وسيله بدون ايمان و تقوا فايده ي ندارد پس اگر هر دو در کنار هم باشند مفيد فايده خواهد بود زيرا که پذيرش ولايت ممکن نيست مگر با ايمان و تقوا
.
 

پنجم: پيش از دعا به گناهان خود اعتراف کند.
در روايتي از امام صادق(ع) آمده است که حضرتش فرمود: همانا دعا اولش مدح و ثنا، آنگاه اعتراف به گناه و سپس خواستن حاجت است
.
 

ششم: با قلب غافل و مشغول دعا نکند، بلکه به درگاه خداوند روي آورده و با توجه دعا نمايد.
چنانکه امام صادق(ع) فرمود: همانا خداوند متعال دعائي را که با قلب غافل انجام گيرد، مستجاب نمي کند، چون خواستي دعا کني با قلب خود به او توجه کن آنگاه يقين به استجابت دعايت داشته باش
.
زيرا کسيکه با فکر پراکنده خدا را مي خواند در واقع دعا نمي کند، و دعائي پذيرفته نيست جز اينکه با توجه قلبي به سوي خداوند انجام گيرد.

 

هفتم: پاکيزه و حلال بودن خوراک و پوشاک دعا کننده است، زيرا که دعي شايسته از عمل شايسته است، آيا عمل خوب و شايسته با حرام و پليدي جمع مي شود؟
در قرآن مي فرمايد: * يا ايها الرّسل کلو من الطّيّبات و عملوا صالحا * «ي پيامبران از غذاهي پاکيزه و حلال ميل کنيد و عمل شايسته انجام دهيد.» در اين آيه شريفه ميان عمل شايسته و خوردن غذي حلال و پاکيزه ملازمه برقرار است.
پيامبر خدا(ص) فرمود: کسي که دوست دارد دعايش مستجاب شود غذا و کسب خود را پاک و حلال نمايد. در حديث ديگر آمده است: خوراکت را پاکيزه کن، و مال حرام را وارد شکم خود نکن. در روايت ديگر آمده است: کسب و کار خويش را پاکيزه و حلال کن تا دعي تو مستجاب گردد، زيرا هنگامي که انسان لقمه حرامي را در دهانش مي گذارد دعي او تا چهل روز مستجاب نمي شود
.
در حديث قدسي آمده است: (ي بنده من) از تو دعا کردن و بر من اجابت است، و دعائي از من پوشيده نمي شود جز دعي کسي که از حرام مي خورد
.
مولي ما امام صادق(ع) فرمود: کسي که دوست دارد دعي او مستجاب شود، بايد کسب و کارش را پاکيزه و حلال کند. در روايت ديگر فرمود: کسي از شما که مي خواهد دعايش مستجاب شود بايد کسب و کارش را پاکيزه و حلال کند، و خود را از حق مردم برهاندُ زيرا خداوند متعال دعي کسي را که در شکمش حرام باشد يا حق مردم بر ذمّه اوست، بالا نمي برد و مستجاب نمي کند.

هشتم: حقوقي که از مردم به عهده دارد ادا کند.
مولي ما امام صادق(ع) فرمود: همانا خدي متعال مي فرمايد: به عزّت و جلالم سوگند، دعي مظلومي که مورد ستم واقع شده در حالي که خود او چنين ستمي را به ديگري انجام داده، مستجاب نمي کنم
.
مولي ما امير مومنان علي(ع) فرمود: خداوند به عيسي بن مريم وحي فرمود: به گروه بني اسرائيل بگو: من دعي کسيرا که در نزد او حق مردم است نمي پذيرم.

نهم: گناه مانع براورده شدن حاجت است.
امام باقر(ع) فرمود: بنده ي از خدا حاجتي مسألت مي نمايد، از شأن بنده اين است که حاجت او به زودي يا بعد از مدت زماني برآورده شود، اما بنده مرتکب گناه مي شود، خداوند متعال به ملکي مي فرمايد: حاجت او را برآورده نکن و او را از آن محروم نما زيرا که او تعرض به غضب من کرد و سزاوار محروميت از جانب من شد.

دهم: حسن ظنّ به اجابت دعا داشته باشد.
مقصود از حُسن ظنّ طلب يقين است، زيرا که خلف وعده از حضرت باري تعالي محال است، و هرگز تحقق نمي پذيرد و طبق آيه * اُدعوني أستجب لکم * « مرا بخوانيد تا شما را اجابت کنم » خداوند امر به دعا نموده و استجابت آن را ضمانت کرده است، پس خلاف وعده نمي کند. همچنانکه در قرآن کريم مي فرمايد: « اين وعده الهي است و خدا در وعده خود خلاف نمي کتد، ولي اکثر مردم نمي دانند. » چگونه خلف وعده مي کند در حالي که او بي نياز و توانا و مهربان و رحيم و بزرگوار است؟

در حديث است: هنگامي که خواستي دعا کني با قلب خود به درگاه حضرتش روي آور، آنگاه باور به اجابت داشته باش.

يازدهم: اصرار و پافشاري در دعا کند.
علامه مجلسي رحمه الله آن را از آداب و شرايط دعا ذکر نموده و فرموده است: در کتاب آسماني قبل از قرآن آمده است: « از دعا خسته و ملول مشو، زيرا که من از اجابت خسته و ملول نمي شوم
. »
عبد العزيز از امام صادق(ع) روايت مي کند که حضرتش فرمود: هنگامي که بنده دعا مي کند، خداوند در حال اجابت حاجت او مي باشد ماداميکه عجله و شتاب نکرده ( و دست از دعا برندارد ). همچنين از آن حضرت روايت شده که فرمود: هنگامي که بنده با عجله و شتاب حاجتش را بخواهد، خداوند متعال مي فرمايد: بنده ام عجله مي کند، آيا گمان مي کند که نيازهايش در دست غير من است؟

پيامبر خدا(ص) فرمود: خداوند سائل مصّر و پافشاري کننده را دوست دارد.
وليد بن عقبه هجري روايت کرده و مي گويد: از امام باقر(ع) شنيدم که مي فرمود: به خدا سوگند، هيچ بنده مومني در حاجت خود به خداوند متعال اصرار و پافشاري نمي کند مگر آنکه خداوند حاجت او را برآورده مي کند.

 
چاپ ارسال به دوست

 

امام صادق(ع) فرمود :

 

مِنْ اَخْلاقِ الَاْنبياءِ السِّواكُ ؛      { وسائل الشيعه ، ج 1 ، ص 346  ‌{

 

مسواك كردن از خصلت هاي انبياست.»

 

 

پيامبر گرامي اسلام(ص) فرمود:

 

« فِي السِّواكِ اثَنتا عَشَرَةَ خِصْلَهً :

مُطَهِّرةٌ لِلْفَم ، مَرْضاةُ لِلرَّبِّ وَ يُبَيِّضُ الاَسْنانَ وَ يُدْهِبُ بِالحَفَرِ وَ يُقِلُّ الْبَلْغَمَ وَ يُشَهِّي الطَّعامَ وَ يُضاعِفُ الْحَسَناتِ، وَ تُصابَ بِهِ السُّنَّهُ وَ تَحْضُرُهُ المَلائِكَهُ وَ يَشُدُّ اللَّثَهَ وَ هُوَ يَمُرُّ بِطَريقِ الْقُرآنِ وَ رَكْعَتينِ بِالسِّواكِ اَحَبُّ اِلَي اللهِ ـ عَزَّوَجَلَّ ـ مِنْ سَبّعينَ رَكْعَهً بِغَيْرِ السِّواك .»       { همان ، ص 356 ‌{

 

در مسواك زدن دوازده خاصيّت وجود دارد :

1ـ  دهان را خوشبو مي كند؛

2ـ  باعث رضايت حق تعالي است ؛

3 ـ دندانها را سفيد مي كند؛

4ـ از فاسد شدن دندان ها جلوگيري مي نمايد؛

5 ـ بلغم را تحليل و كاهش مي دهد؛

6 ـ اشتها و ميل به غذا را افزايش مي دهد؛

7 ـ حسنات را چند برابر مي كند ؛

8 ـ  سنّت مسواك كردن پايدار مي ماند؛

9 ـ فرشتگان الهي حضور مي يابند؛

10ـ لثه را محكم مي كند؛

11ـ تميز كردن طريق تلاوت قرآن كريم است؛

12 ـ دو ركعت نماز با مسواك كردن نزد خداوند بزرگ از هفتاد ركعت نماز بدون مسواك محبوب تر است.

 

 

رسول خدا(ص) فرمود :

 

« عَلَيْكَ بِالسِّواك عِنْدَ وُضُوءِ كُلِّ صَلاةٍ ؛      { وسائل الشيعه، ج1 ، ص 354 ‌{

 

سفارش مي كنم كه هرگاه خواستي براي نماز وضو بگيري ، مسواك كني.»

 

 

رسول خدا(ص) فرمود:

 

« التَّسَوُّكُ بِالاِبهامِ وَ المُسَبِّحَه عِنْدَ الْوُضُوءِ سِواكٌ ؛    { همان، ج1 ، ص 433 ‌{

 

شستن دهان با انگشتان شَست و سَبّابه در وقت وضو ، مسواك كردن محسوب مي شود. »

 
چاپ ارسال به دوست

 

 

رسول خدا(ص) فرمود:

 

« الرِّيحُ الطَّيِّبهُ تَشُدُّ الْقَلْبَ ...  ؛      { همان،ج1، ص 441 ‌{

 

بوي خوش قلب را قوي مي كند.»

 

 

امام صادق(ع) فرمود :

 

« الْعِطْرُ مِنْ سُنَنِ الْمُرْسَلينَ ؛      { وسائل الشيعه ، ج1، ص 441 ‌{

 

عطر زدن از سنّت انبياست.»

 

 

امام صادق(ع) فرمود:

 

صَلاةُ مُتَطَيِّبٍ اَفْضَلُ مِنْ سَبْعينَ صَلاةٍ بِغْيْرِ طَيِّبٍ ؛    { همان،ج3،ص315 ‌{

 

نماز كسي كه بوي خوش ميدهد [ و از عطر و آنچه بوي خوش دارد استفاده مي كند] بهتر از هفتاد نماز بدون بوي خوش است .»

 

تذكر:  بانوان نيز مي توانند براي نماز از عِطر استفاده كنند، ولي بايد تا اثري از آن بوي خوش هست با نامحرم برخورد نداشته باشند و از منزل خارج نشوند.

 

 

امام صادق(ع) فرمود:

 

« فَكانَ اِذا خَرَجَ عَرَفُوا اَنَّهُ رَسُولَ اللهِ(ص) بِرائِحَتِهِ ؛    { همان،ج2، ص315 ‌{

 

« وقتي كه رسول خدا(ع) از منزل خارج مي شد، مردم به سبب بوي خوششان متوجّه ايشان مي شدند.»

 

قال النبيّ (ص) : « اِذا اُتِيَ اَحَدُكُمْ بِرَيْحانٍ فَلْيَشُمَّهُ وَلْيَضَعْهُ عَلي عَيْنَيْهِ، فَاِنَّهُ مِنَ الْجَنَّهِ وَ اِذا اُتِيَ اَحَدُكُمْ بِهِ فَلا يَرُدَّهُ ؛ { همان ، ج 1 ، ص 460 {

 

اگر براي شما گلي آوردند ، آن را ببوييد و بر چشمان خود بگذاريد؛ زيرا گل از بهشت است، و هرگاه گلي به شما هديه دادند ، آن را رد نكنيد.»

 

 
عذاب تاركين نماز چاپ ارسال به دوست

عذاب تاركين نماز

سختي دنيا و ترك نماز

به ياد خدا بودن و با ذكر و ياد او زندگي كردن موجب گشايش و آسايش حيات مادي است. ترديدي نيست كه انسان همه امور زندگي را با تدبير و اراده خود ادامه ميدهد و هر چه عاقلانهتر بينديشد زندگي بهتري خواهد داشت و هر چه از بكارگيري عقل و انديشه در زندگي فاصله بگيرد معضلات و مشكلات او در زندگي بيشتر خواهد بود. و ليكن اين نكته را نبايد فراموش كرد كه همان عقل است كه دستور به تعبد و عبوديت به انسان ميدهد به حدّي كه گفته ميشود هركس كه عاقلتر است عابدتر است يعني تكامل عقل در تعبد محض نسبت به پروردگار است.

پس عاقل كسي است كه عابد باشد و جاهل كسي استكه از عبادت و ذكر خدا اعراض كند. به همين خاطر اين گروه از افراد انساني چون عقل خود را بكار نگرفته و از نعمت عقلاني بهرهاي ندارند از ياد الهي غافلند و نتيجه اين غفلت و رويگرداني از ياد خدا، قرار گرفتن در سختيها و تنگناهاي زندگي است.

وَمَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِكري فَاِنَّ له معيشةً ضنكاً ونحشره يوم القيامةِ أعمي.

«و كسي كه از ياد من روي بگرداند معيشت و زندگي را بر او تنگ نموده و روز قيامت او را كور محشور ميكنم»(1).

و علت كوري او در روز قيامت شايد بدين دليل باشد كه در دنيا چشم حقيقت بين نداشته كه اين همه حقايق الهي را در زمين ببيند و كسي كه حقايق بارز و آشكار الهي را در طول عمر خود مشاهده نكند و اقرار به حقيقت ربوبي ننمايد در واقع در همين دنيا نابيناست و كسي كه در اين دنيا نابينا باشد در قيامت نيز نابينا محشور ميگردد. ومَنْ كان في هذِهِ اَعْمي فهو في الآخرةِ اعمي واَضَلُّ سبيلاً.

«و كسي كه در اين دنيا كور باشد پس او در آخرت كور است و گمراهتر»(2).

پس كسي كه چشم خود را ببندد و حقايق هستي را مشاهده نكند به ياد جهان آفرين و خالق نظام هستي نميافتد و وقتي كسي به ياد خالق نباشد به انحراف و بيراهه ميافتد و كسي كه به بيراهه افتد دائماً در سختي است.

در روايات وارده از معصومين(عليهم السلام) نابينايي و سختي و تنگناي زندگي به ضعف و كمبود مسائل روحي و معنوي تعبير شده است. و گفته شد كه كوري قلب بدترين كوري و نابينائي است(3).

دانشمندان امروزي هم معتقدند كه بيشتر سختيهاي زندگي نشأت گرفته از ضعف روحي و وابستگي به امور مادي است. آنكس كه اميد و ايمان به خدا دارد و به حقيقت هستي دل بسته باشد از سختيها و نگرانيها در امان است، اين نكته هم در زندگي فردي و هم در حيات اجتماعي صادق است.

برخي گمان ميكنند كه تنگي زندگي در كمبود در آمدهاي مادي است ولي اين بينش از ديدگاه دين پذيرفته نبوده و با فرهنگ اسلامي هيچ سازگاري ندارد و عقل هم چنين ديدگاهي را تأئيد نميكند. به اين دليل كه اگر نگرانيها و سختيهاي زندگي با پول و تمكنات مادي قابل حل بود پس ميبايست افراد متموّل و سرمايهدار هيچ مشكلي در زندگي نداشته و سعادتمندترين افراد جامعه باشند در حاليكه مشكلات و سختيهاي آنها به مراتب بيشتر از ديگران است. با توجه به همين نكته است كه قرآن علت اصلي اضطرابات و نگرانيها و مشكلات زندگي را در اعراض و رويگرداني از ياد خداوند يعني ترك نماز و عبادات ميداند.

علامه طباطبائي صاحب تفسير ارزشمند الميزان در تفسير آيه 124 سوره طه ميفرمايند:

«اگر خداي تعالي فرمود: كسي كه از ذكر من اعراض كند معيشتي تنگ دارد براي اين است كه كسي كه خدا را فراموش كند و با او قطع ارتباط نمايد ديگر چيزي غير دنيا نميماند كه وي به آن دل ببندد و آن را مطلوب خود قرار دهد. در نتيجه همه كوششهاي خود را منحصر در آن ميكند و به اصلاح آن ميپردازد و روز به روز آن را توسعه بيشتري ميدهد و به تمتّع آن سرگرم ميگردد و اين معيشت او را آرام نميكند چه كم باشد و چه زياد، چون هر چه بدست آورد به آن حد قانع نگشته و راضي نميشود و دائماً چشم به زيادهتر از آن ميدوزد بدون اينكه اين حرص او به جايي منتهي گردد. پس چنين كسي دائماً در فقر و سختي بسر ميبرد و هميشه علاقمند به چيزي است كه ندارد. در حاليكه اگر خداي خود را ميشناخت و به ياد او بود اين حالت را نداشت»(4).

پس براي ما مسلمانان جاي هيچ ترديدي وجودندارد كه گشايش زندگي و سعادت و آرامش دنيا و آخرت در پرتو ايمان به خداوند و ياد او نهفته و همه تنگناهاي زندگي و ناهمواريهاي آن از عدم بكارگيري عقل و دوري از تعاليم دين سرچشمه ميگيرد. و آرامترين زندگي در دنيا و نيز در آخرت نصيب مؤمنترين افراد و ناآرامترين آن براي غير مؤمنين است.

ضلالت و گمراهي نتيجه ضايع كردن نماز

آنان كه در مقابل انبياي الهي ايستادهاند و از خود مقاومت نشان داده و به سخنان حكيمانه آنان توجه نكردند افرادي بودند كه تابع هواهاي نفساني و اميال حيواني خويش بودند يعني خواهشهاي نفساني را بر خواستههاي و حياني انبياء ترجيح دادند و تسليم بت نفس خويش شدند.

قرآن كريم از اين گروه چنين ياد ميكند كه اينها اگر به ياد خدا بودند و هواي خود را خداي خود قرار نميدادند و نماز و عبادات خود را ضايع نميساختند قطعاً به اين گمراهي نميافتادند كه در مقابل خدا و رسولان الهي بايستند. اين نكته در قرآن درس بسيار خوبي است كه بدانيم هرگاه عدهاي از مردم در هر زماني در برابر تعاليم دين و دستورات الهي ايستاده و در مقابل آن موضع گرفتهاند اين گمراهي و ضلالت نتيجه غفلت از ياد خداوند و تضييع عبادت است. چون ممكن نيست كه كسي يا گروهي به ياد خدا باشند و عبادت و نماز خود را داشته باشند و در عين حال با انبياي الهي مخالفت ورزند.

هرگز اين دو امر قابل جمع نيست كه هم نماز را داشته باشند و هم با پيامبران مخالفت ورزند چون اولين و مهمترين ره آورد انبياي الهي نماز بوده است.

اين يك اصل و قاعده كلي است كه هدايت يافتگان در طول تاريخ، سجده كنندگان و نمازگزاران و عبادت پيشگان و گمراهان و ضالين، هوا پرستان و غافلان از ياد خدا و تاركين نماز بودهاند.

چنان ارتباط محكم و پيوند عميق ميان گمراهي و ضلالت با ترك و تضييع نماز برقرار است كه خداوند در قرآن كريم چنين ميفرمايد:

اولئك الذين انعم اللهُ عليهم من النبيين من ذريّة آدم و ممَّنْ حملنا مَعَ نوح وَمِنْ ذريةِ ابراهيم واسرائيل ومِمَّنْ هدينا و اجتبينا اِذا تُتلي عليهم آياتُ الرحمن خَرُّوا سُجّداً وبُكيّاً فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهم خَلْفٌ اَضاعُوا الصلاةَ واتّبعوا الشهوات فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّاً.

«آنها پيامبراني بودند كه خداوند مشمول نعمتشان قرارداده بود از فرزندان آدم و از كساني كه با نوح بر كشتي سوار كرديم و از دودمان ابراهيم و يعقوب، از آنها كه هدايت كرديم و برگزيديم آنها كساني بودند كه وقتي آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده ميشد به خاك ميافتادند و سجده ميكردند در حاليكه گريان بودند. امّا بعد از آنان فرزندان ناشايستهاي روي كار آمدند كه نماز را ضايع كردند و پيروي از شهوات نمودند و به زودي مجازات گمراهي خود را خواهند ديد»(5).

اينكه چرا خداوند از ميان تمام عبادات روي نماز تأكيد فرموده است شايد به اين جهت باشد كه نماز مانع اصلي انسان از گناهان است و وقتي كه اين مانع برداشته شود و سد شكسته گردد گمراهي و غوطه ورشدن در شهوات نتيجه قطعي آن است يعني همانطور پيامبران ارتقا مقام خود را از ياد خدا شروع كردند و با ياد خدا به خاك ميافتادند و سجده ميكردند اين گروه نيز سقوط و انحرافشان از فراموش كردن ياد خدا شروع شد»(6).

پس توجه به شهوات و پيروي از آن وقتي كه جاي نماز و عبادت و ياد خدا را بگيرد جز گمراهي و ضلالت هيچ نتيجه و ثمره ديگري نخواهد داشت. بنابر اين با اين عمل نه فرد از گمراهي در امان قرار ميگيرد و نه جامعه.

سختترين عذاب دوزخ براي بينمازان

در مورد اوّل گفته شد كه تاركين نماز، سختترين شرايط زندگي را در دنيا دارند و هيچ راحتي و گشايشي براي آنها در حيات و زندگي مادي نيست. و چون خدا را از ياد بردهاند در نتيجه خدا هم دست لطف و رحمت خويش را از سرشان كوتاه و آنان را در تنگناي زندگي رها ساخته است. به هر سمتي كه روي ميآورند درهاي رحمت الهي را به سوي خود بسته ميبينند و در حقيقت در تمام عمر خويش تا زماني كه به درگاه الهي توبه نكنند و به سوي او باز نگردند در لجنزار زندگي حيواني و مادي خويش غرقند و دائماً در فشار روحي بسر ميبرند. اين عذاب و عقاب قبل از مرگشان است كه در اين دنيا خداوند نصيبشان كرده است و امّا بعد از حيات مادي و مرگشان، عذاب سختي آنها را تهديد ميكند. بعد از مرگ عذابي كه براي اين گروه در پيش است قطعاً قابل مقايسه با عذاب دنيوي نيست. از آيات و روايات چنين بر ميآيد كه سختترين عذاب دوزخ براي تاركين نماز است.

قرآن مناظره بهشتيان با مجرمان را چنين بيان ميفرمايد كه: يتسائلون عن المجرمين ماسلككم في سقر قالوا لم نك من المصلّين.

«اهل بهشت سئوال ميكنند از مجرمان كه چه چيز شما را به دوزخ فرستاد؟ ميگويند ما از نمازگزاران نبوديم»(7).

و يا در آيه ديگر خداوند ميفرمايند: انّ الّذين يستكبرون عن عبادتي سيدخلون جهنّم داخرين.

«آنان كه از عبادت كردن به خداوند تكبر ميورزند هر چه زودتر ذليلانه به جهنّم فرو خواهند رفت»(8).

پس قعر جهنّم جاي كساني است كه از نماز سر باز ميزنند و در برابر عظمت پروردگارشان استكبار ميورزند چنين افرادي قبل از مرگ، نامشان در ليست اهل جهنّم ثبت است. چنانچه رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه وآله وسلم)فرمودند: مَنْ ترك الصلاة متعمّداً كُتِبَ اسمه علي باب النّار ممَّنْ يدخلها.

«هر كه عمداً نمازش را ترك كند بر در جهنّم نامش جزء دوزخيان نوشته شده از كساني كه داخل آن ميشوند»(9).

هرگز از خاطرم محو نميشود زماني كه آن استاد بزرگوار در تفسير سوره واقعه كه درباره اوصاف اهل بهشت و جهنّم سخن ميگويد آن داستان زيبا را از خودش نقل كردهاند. به نظر ميرسد كه بيان آن براي خوانندگان خصوصاً جوانان مفيد و مؤثر باشد. فرمودند كه من مدتي بود كه از خدا حاجتي را طلب و درخواست نمودم و آن خواستهام اين بود كه در عالم رؤيا بهشت و دوزخ را به من نشان دهد و من قبل از مردن معرفتي نسبت به آن پيدا كنم. طوري نباشد كه قبل از رؤيت بميرم. مدّتي دعاي مخصوص در مفاتيح را ميخواندم تا اينكه بعد از رياضتهايي شبي خواب ديدم كه من مردهام، خانواده و اطرافيان جمع شده مرا غسل و كفن نموده وارد قبرستان كردند. نماز ميّت را خوانده مرا وارد قبر نمودند (همه اينها در حالتي است كه روحم بر جسم من مسلط است). بعد از اينكه تشيع كنندگان رفتند نوري از بالاي سرم ظاهر شد كه من به همراه اين نور به راه افتادم.

(يومَ تري المؤمنين والمؤمنات يسعي نورهم بين ايديهم وبايمانهم بُشريكم اليوم جنّات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ذلك هو الفوز العظيم.

«روزي را ميبيني كه مردان و زنان با ايمان كه نورشان پيشرو و در سمت راست آنان به سرعت حركت ميكند (و به آنان ميگويند) بشارت با دبر شما امروز به باغهايي از بهشت كه نهرها زير درختانش جاري است جاودانه در آن خواهيد ماند و اين پيروزي بزرگي است». (آيه 12 سوره حديد).

وارد باغ وسيعي شدم كه بسيار سرسبز و زيبا بود طوري كه من در دنيا

باغي به آن زيبايي نديده بودم مقداري به جلو رفتم ديدم عدهاي بر سر سفرهاي رنگين نشستهاند وقتي مرا ديدند به احترام بلند شده و مرا دعوت به پذيرائي نمودند مقداري از آن ميوههاي لذيذ را خوردم بعد بلند شدم كه قدمي بزنم. در حال قدم زدن در اين باغ بودم كه دفعةً در منطقه تاريكي افتادم ديدم سنگهاي ريزي همانند پارههاي آتش از بالاي سرمان فرود ميآيد به صورتي كه هيچ كس از آسيب آن در امان نيست فرياد و شيون زيادي به گوش ميرسيد من بخاطر اينكه از اين حادثه سالم بمانم دست به قنوت برداشته و شروع به دعا و نيايش نمودم در اين حالت هيچ يك از اين سنگها به من اصابت نميكند در حاليكه ناله و شيون آن افراد همانگونه ادامه دارد به آنها گفتم بلند شويد براي نماز و دست به دعا برداريد تا سنگها به شما اصابت نكند آنها در جواب گفتند كه ما اهل نماز نبوديم و قدرت ايستادن نماز را نداريم. اينجا بود كه از خواب بيدار شدم فهميدم كه آن باغ زيبا و وسيع بهشت بود و اين هم جهنّم.

آري آنان كه در اين دنيا تارك نماز باشند توانايي و قدرت نيايش و نماز در آخرت از آنان سلب ميگردد و آنها كه اهل نماز باشند ميتوانند دست به دعا برداشته با خداي خود راز و نياز نمايند و از نماز شفاعت طلب كنند باشد كه انشاء الله همه ما با اقامه نماز در دنيا از عذاب دنيوي و اخروي نجات يافته و نماز را بهترين توشه براي آخرت خود قرارداده و بعنوان بهترين شفاعت كننده در عالم آخرت از آن بهره گرفته و استفاده نمائيم زماني كه هيچ عملي جز عبادات و طاعات به فرياد آدمي نميرسد.

 

پی نوشت ها:

1 ـ سوره مباركه طه، آيه 124.
2 ـ سوره مباركه اسراء، آيه 72.
3 ـ تفسير نور الثقلين، ج3 ص196.
4 ـ الميزان، ج14 ص224.
5 ـ سوره مباركه مريم، آيه 58 ـ 59.
6 ـ تفسير نمونه، ج13 ص102 (چاپ دوّم).
7 ـ سوره مدثر، آيه 40 ـ 43.
8 ـ سوره مباركه غافر، آيه 60.
9 ـ كنز العمّال، ج7 ص19090.
 
 
 
 
 

 

 

 
نماز بارزترين مصداق ذكر خدا چاپ ارسال به دوست

نماز بارزترين مصداق ذكر خدا

ذكر در لغت به معناى حفظ مطالب و معارف آمده با اين فرق كه حفظ به معناى بدست آوردن در ابتداى امر گفته مىشود و ذكر به ادامه و حاضر داشتن آن. كه آن حضور گاهى قلبى است و گاهى قولى و به همين خاطر ذكر را به دو قسم قلبى و زبانى تقسيم كردهاند(1).

و امّا مصداق ذكر: براى ذكر افراد و مصاديق زيادى در قرآن و سنت بيان شده است ولى آنچه از فحص و بررسى در آيات و روايات بدست مىآيد اين است كه نماز، فرد واقعى و مصداق حقيقى ذكر الهى است چون نماز دستورى است كه در همه شرايع و اديان الهى جزء فرائض و واجبات بوده است و خداوند در قرآن كريم تصريح كرده است كه مراد از ذكر الهى، نماز است.

اَقِم الصلاة لذكرى «نماز را بپا دار تا به ياد من باشى»(2). و در آيه ديگر مىفرمايد: ولذكر الله أكبر «نماز بزرگترين ذكر الهى است»(3).

اينكه نماز را برترين مصداق ذكر خدا ياد كرده شايد بدين جهت باشد كه در حال قيام به نماز، نفس آدمى در اثر توجه به مبدأ اعلى و خالق يكتا از اضطراب درونى دور شده و سختىها و ناملايمات را از ياد مىبرد. و شايد وجه كمك گرفتن از نماز در آيه استعينوا بالصبر والصلاة «يعنى از صبر و نماز استعانت بجوئيد»(4) همين باشد. در تفسير آيه 91 سوره مباركه مائده «انّما يريد الشّيطان أن يُوقعَ بينكم العداوةَ والبغضا فى الخمر والميسر ويصدّكم عن ذكر الله وعن الصّلاة فهل أنتم منتهون» «شيطان مىخواهد در ميان شما به وسيله شراب و قمار عداوت ايجاد كند و شما را از ذكر خدا و نماز بازدارد آيا خوددارى خواهيد كرد». گفته شد كه: «به اين دليل خداوند در اين آيه نماز را جداى از ذكر خدا اسم برد ـ با توجه به اينكه نماز هم ذكر خداست ـ كه نماز فرد كامل از ذكر الهى است و خداوند اهتمام بيشترى به امر آن دارد و در روايت صحيح هم وارد شده كه نماز پايه و ستون دين است»(5). و نيز از كلمه «موقوت» در آيه 103 سوره مباركه نساء كه فرمود: انّ الصلاة كانت على المؤمنين موقوتاً. «استفاده مىكنند كه وقت در نماز كنايه از ثبات و تغيير ناپذير بودن اين فريضه الهى است يعنى نماز يك فريضه ثابتى است كه در هيچ حال ساقط نمىشود و هرگز تبديل به چيز ديگر نمىگردد آنطور كه مثلاً روزه در مقام اضطرار تبديل به فديه مىشود»(6).

بنابر اين كمترين ترديد در اين مطلب روا نيست كه ياد خدا آرام بخش دلها از همه يأسها و ناآرامىها بوده و نماز روشنترين مصداق و فرد اكمل از ذكر الهى است.

نتيجه اينكه نماز تنها عامل بازدارنده از همه لغزشها و تنها تكيه گاه امن و مأمن مستحكم براى انسانها خصوصاً جوانان است كه هرگز نفس خويش را از افتادن در مهلكه حوادث مصون نمىبينند و شايد به همين سبب باشد كه در كتاب آسمانى قرآن كمتر عبادتى چون نماز مورد اهميت قرار گرفته است تا آنجا كه حدود صد و چهارده مورد اين كلمه در قرآن بكار رفته و در پانزده مورد امر به آن شده است. و در صدق و درستى ادعاى ما همين بس كه جوانى از انصار نماز را با پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) بجا مىآورد و با اين وصف آلوده به گناهان زشتى نيز بود. اين مطلب را به عرض پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) رساندند. حضرت فرمود:

انّ الصلاةً تناهُ يوماً «نمازش او را روزى از اين اعمال پاك مىكند»(7).

پی نوشت ها:

 

1 ـ مفردات الفاظ القرآن، ص181.
2 ـ الميزان، ج5 ص65 چاپ بيروت.
3 ـ مرحوم طبرسى ـ تفسير مجمع البيان ـ ، ج7 ص447.
4 ـ سوره مباركه طه، آيه 14.
5 ـ سوره مباركه عنكبوت، آيه 45.
6 ـ سوره مباركه بقره، آيه 45.
7 ـ الميزان، ج6 ص123 چاپ بيروت (دوره بيست جلدى).
 

 

 
نماز، از ديدگاه عقل و وجدان چاپ ارسال به دوست

نماز، از ديدگاه عقل و وجدان


يكي از حقوق انساني ، سپاس از محبت و نيكي ديگران است . حتّي اگر مسلمان نباشيم ، احسان و نيكي ديگران به عهده ما مسئوليت تشّكر مي گذارد. اين حق ّ، نسبت به هر زبان و نژاد و مليّت و كشور، يكسان است .
هر چه لطف و نيكي بيشتر و نيكي كننده بزرگتر باشد، تشّكر هم بايد بيشتر و بهتر انجام گيرد.
و... آيا كسي بيشتر از ((خدا)) بر ما حق دارد؟... خير، چرا كه نعمت ونيكي او درباره ما بيشمار است ، و خودش نيز وجودي عظيم و فيّاض مي باشد.
خداوند، ما را از يك سلّول آفريد، و هر چه نياز حيات ما بود، از قبيل : نور، حرارت ، مكان ، هوا، آب ، اعضاء، غرائز، قوا، طبيعت گسترده ، گياهان و حيوانات ، هوش و عقل و عاطفه و... برايمان فراهم كرد و براي تربيت معنوي ما، رسولان خويش را فرستاد و احكام سعادت بخش مقرّر كرد و حلال و حرام ، وضع نمود و ((حيات مادي )) و ((حيات روحي )) مارا از هر جهت ، برخوردار از ابزار و وسائل كمال ساخت و همه شرايط رشد و بهروزي و سعادت دنيوي و اخروي مارا فراهم نمود. چه كسي بيش از خداوند به ما نيكي كرده ، كه بيش از او شايسته اداي حق باشد؟ به قول سعدي : هر نفسي كه فرو مي رود، ممّد حيات است و چون برمي آيد، مفرّح ذات ، پس در هر نفسي دو نعمت موجود است و بر هر نعمتي شكري واجب .
از دست و زبان كه برآيدكز عهده شكرش به در آيد او مارا از هدايت انبياء و معصومين برخوردار ساخت . جهان و طبيعت را مسخّر انسان كرد و به او قدرت بهره بردن از مواهب طبيعت و كشف رازهاي جهان واستفاده از آن در مسير فلاح وزندگي خويش داد. برگها و گياهان ، كربن هوا را مي گيرند و اكسيژن مي سازند. قطرات باران ، هوا را صاف و سالم مي كنند.
نهنگ ها، ماهيان مرده درياها را مي بلعند تا آب ها بد بو نشوند. چشم هاي ما، هر لحظه ، از زاويه هاي مختلف عكسهاي گوناگون و دقيق از همه چيز مي گيرد.
اگر لب ما نرم نبود، قدرت حرف زدن نداشتيم .
اگر اشك ، شور نبود، چشم ما كه از ((پي )) آفريده شده ، خراب مي شد. اگر آب ها تلخ و شور بود، درختان نمي روييدند.
اگر زمين ، جاذبه نداشت ، و اگر فاصله خورشيد به ما نزديك تر بود، اگر هنگام تولّد مكيدن را نمي دانستيم ، اگر مهر پدر و مادر نبود، و هزاران ((اگر)) ديگر... آيا مي توانستيم به زندگي ادامه دهيم ؟ البته نه در صدد بر شمردن نعمت هاي خداييم و نه از عهده آن برمي آييم ; كه خداوند خود فرمود اگر نعمت هاي الهي را بشماريد، نمي توانيد آنها را به حساب آوريد.
باري ... اگر يك ميليونيم اين نعمت ها را از كسي ديگر دريافت مي كرديم ، همه عمر مديون و سپاسگزار او نبوديم ؟
وظيفه انساني و وجداني ما، ايجاب مي كند كه سپاس نعمت هاي الهي را ادا كنيم و به شكرانه آنهمه نيكي ، نماز بخوانيم و او را بپرستيم .
چون او مارا آفريده ، ما هم او را عبادت كنيم و بنده او باشيم تا بنده و برده شرق و غرب نشويم .
نماز، تشّكر از خداوند است و هر انسان عاقل و با وجداني ، به لزوم نماز پي مي برد.
وقتي يك سگ ، در مقابل استخواني كه به او مي دهند، حق شناسي مي كند و دم مي جنباند و اگر دزد و بيگانه اي وارد خانه شود، به او حمله مي كند، اگر انسان نسبت به اين همه نعمت پروردگار، بي تفاوت باشد و از روحيه سپاسگزاري كه به صورت ((نماز)) جلوه گر مي شود، بي بهره باشد، آيا در قدرشناسي كمتر از سگ نيست !؟...

 

منبع:  پرتوي از اسرار نماز  - حجه الاسلام قرائتی

 

 

 
اهميت نماز در ايجاد ارتباط خدا و خلق چاپ ارسال به دوست

اهميت نماز در ايجاد ارتباط خدا و خلق

فريضه نماز امری نيست كه فقط بنده را به خالق و پروردگارش نزديك سازد و حلقه اتصال بين عبد و معبود را شدّت بخشد و عشق به خدا را در قلب و باطن او زنده سازد بلكه اين يكی از آثار و نتايج مطلوبی است كه در زندگی نمازگزار ظاهر میشود. اثر ديگری كه نماز در حيات مسلمين ايجاد میكند اين است كه در عين قرب الهی او را با جامعه انسانی پيوند داده و نسبت به ساير انسانها بلكه تمام همنوعانش ولو غير مسلمان يك فرد مسئول بار میآورد. و اين است روح نماز و تعبد به خدا كه هرگز نمی گذارد فرد در مقابل خلق خدا بیتفاوت باقی بماند. و احساس مسئوليت اجتماعی نداشته باشد.

پس در نماز دو اثر عمده نهفته است يكی اثر فردی كه موجب نزديكی او با خدايش میگردد و ديگر اثر اجتماعی است كه او را در جامعه فرد مسئول بار میآورد. يعنی نمیشود كسی اهل نماز و عبادت باشد و در عين حال نسبت به جامعه بشری و همنوعان خويش هيچ وظيفهای را احساس نكند.

فلذا به همين خاطر میبينيم كه در آيات متعدد قرآن زكات در كنار صلاه (نماز) آمده است و اين بدان معناست كه اهل نماز اهل صدقات و زكات نيز هستند يعنی اهل نماز به فكر اجتماع خويش بوده و تلاش دارند كه با دادن زكات و اعطای صدقات، جامعه را از فقر بيرون آورند.

واقيموا الصلاة وآتوا الزّكاة وماتقدّموا لانفسكم من خير تجدوه عند الله.

«و نماز را به پا داريد و زكات را ادا كنيد. هر كار خيری برای خود از پيش فرستيد آن را نزد خدا خواهيد يافت»(1).

و در آيه ديگر میفرمايد: الذين يؤمنون بالغيب ويقيمون الصلاة وممّا رزقناهم ينفقون.

«(تقوا پيشگان) كسانی هستند كه ايمان به غيب دارند و نماز را بپا میدارند و از آنچه روزيشان كرديم انفاق میكنند»(2).

و در آيهای بسيار زيبا چنين می فرمايند: الذين اِنْ مكنّاهم فی الارض اقاموا الصلاة وآتوا الزّكاة وامروا بالمعروف ونهوا عن المنكر.

«ياران خدا كسانی هستند كه اگر در زمين به آنها قدرت بخشيديم نماز را به پا میدارند و زكات میدهند و امر به معروف و نهی از منكر میكنند»(3).

و از پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم) منقول است كه فرمودند: لاتتمّ صلاةٌ إلاّ بزكاة. «نماز كامل نمیشود مگر با پرداختن زكات»(4).

يعنی انسانهای نمازگزار هميشه به فكر سعادت و تعالی جامعه خويشند و نمی توانند نسبت به آينده مردم جامعه خود بیتفاوت باشند. اگر مشاهده كنند كه فقيرند به آنها زكات پرداخت میكنند و اگر ببينند كه از سعادت و كمال خويش منحرف شدند آنان را امر به نيكی كرده و از اعمال زشت باز میدارند و در همه حال و همه جا به نيكبختی و سعادت اجتماعی انسانها می انديشند و معتقدند كه سعادت بشر در پرتو خوبیها و اعتقاد به خدا و عمل به تعاليم دين نهفته است. و بقول اقبال لاهوری اهل نماز معتقد است كه زندگی و حيات حميده در خيمه ايمان لميده است آنكه اين نديده گلی از باغ آن نچيده است.

لا اله باشد صدف گوهر نماز

قلب مسلم راجح اصغر نماز

در كف مسلم مثال خنجر است

قاتل فحشا و بغی و منكر است

هر كه پيمان با هوالموجود بست

گردنش از بند هر معبود رست

بنابر اين وصلت به معشوق و رستن از غير معبود و تلاش در راه وصول به سعادت برای مخلوق دو اثر اصلی و عمده در نماز است كه نمازگزار واقعی به آن واصل میگردد.

پی نوشت ها:

 ــــــــــــــــــــــــــــ

1 ـ سوره مباركه بقره، آيه 110.
2 ـ سوره مباركه بقره، آيه 3.
3 ـ سوره مباركه حج، آيه 41.
4 ـ بحار الانوار، ج96 ص29.

برگرفته از : کتاب نقش نماز در شخصیت جوانان

 

 

 

 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 بعد > پایان >>

صفحه 71 - 80 از 90