اجلاس نماز

 
منو
 
تصاویر منتخب
image45.JPG
 
check web page
website monitoring service
 
امتياز جستجوگرها
Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net
Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

Powered by  MyPagerank.Net

 
اتصال به خبرخوان
 

صاحب امتیاز

مدیریت دارالقرآن و امور نماز

معاونت آموزش و تبليغ

سازمان عقیدتی سیاسی

وزارت دفاع و پشتیبانی

نیروهای مسلح

جمهوری اسلامی ایران

 

شماره تماس

22959093 - 021

نشانی

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 

انتشار مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

 
 
 
 
حدیث روز

 

 
آموزش تصویری نماز

 
آموزش احکام . . .

 

 
سایت های نماز

 

 
جستجوی پایگاه
 
گالري تصاوير

 
محبوبترین ها
 
جدیدترین مطالب
 
 
صفحه اصلی arrow دانستنی  
چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
نگارش یافته توسط م. قاسمی   
07 آذر 1386 ساعت 15:22

 

 

عبدالرّحمن ابن غنمه گفت : براي عيادت فرزند معاذ براو وارد شديم.

بر بالين فرزندش نشسته بود آن جوان در حال احتضار بود، ما نتوانستيم خود داري كنيم اشكمان جاري شد و صداي ما بگريه بلند گرديد معاذ با خشونت از گريه ما را بازداشت.

گفت : ساكت باشيد به خدا سوگند خودش مي داند صبر بر اين پيش آمد محبوتر است نزد من از تمام جنگهائيكه در خدمت پيغمبر(ص) نموده ام.

من شنيدم از پيغمبر (ص) فرمود هركس فرزندي داشته باشد مورد علاقه و مهر او، آن فرزند فوت شود اگر صبر كند در مصيبتش و ناراحت نشود خداوند فوت شده را به مكاني بهتر از محلّ اولي مي برد.

در مقابل اين پيش آمد مصيب زده را مورد رحمت و مغفرت و رضوان خود قرار مي دهد. مختصر زماني گذشت صداي مؤذّن بلند شد در همين هنگام جوان از دنيا رفت . ما براي انجام نماز حركت كرديم.

وقتي كه برگشتيم ديديم او را غسل داده و كفن نموده مردم جنازه اش را برده‌اند خود را به آنها رسانديم . به معاذ گفتم خداوند ترا رحمت كند چرا صبرنكردي تا ما به جنازه پسر برادرمان حاضر شويم.

گفت : به ما دستور داده‌اند فوت شدگان را تاخير نياندازيم.

هر ساعت از شبانه روز كه از دنيا رفتند آنگاه داخل در قبر شد و فرزندش را دفن نمود.

موقعيكه خواست خارج شود دستش را گرفتم تا از قبر بيرونش آورم امتناع ورزيد گفت: اين امتناع من نه از جهت اينستكه پرقوه و نيرومندم بلكه دوست ندارم شخص ناداني خيال كند دست مرا براي ضعف و سستي كه از مصيبت فرزند بر من وارد شده گرفته‌اي.

به منزل خود برگشت روغن استعمال كرد و چشمش را سرمه كشيد لباس خود را عوض كرد در آن روز بيشتر تبّسم مي كرد بهمان نيّتي كه داشت .

گفت : «انالله و انّا اِلَيْهِ راجِعون»

در راه خدا عوض آنچه فوت شود هست هر مصيبتي در آن راه آسانست جبران فوت شده در نزد اوست. (پند تاريخ جلد 2ص171)

 

 
< بعد   قبل >