اجلاس نماز

 
منو
 
تصاویر منتخب
madine.jpg
 
check web page
website monitoring service
 
امتياز جستجوگرها
Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net
Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

Powered by  MyPagerank.Net

 
اتصال به خبرخوان
 

صاحب امتیاز

مدیریت دارالقرآن و امور نماز

معاونت آموزش و تبليغ

سازمان عقیدتی سیاسی

وزارت دفاع و پشتیبانی

نیروهای مسلح

جمهوری اسلامی ایران

 

شماره تماس

22959093 - 021

نشانی

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 

انتشار مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

 
 
 
 
حدیث روز

 

 
آموزش تصویری نماز

 
آموزش احکام . . .

 

 
سایت های نماز

 

 
جستجوی پایگاه
 
گالري تصاوير

 
محبوبترین ها
 
جدیدترین مطالب
 
 
صفحه اصلی arrow دانستنی  
چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
نگارش یافته توسط م. قاسمی   
07 آذر 1386 ساعت 15:26

 

سه نفر در سفري باهم رفيق شدند يكي از آنها مسلمان و دو نفر ديگر يكي يهودي و ديگري نصراني بود در منزلي ظرف حلوايي براي آنها هديه آورند، چون حلوا براي سه نفر كفايت نمي‌كرد. قرار گذاشتند شب را بخوابند هركدام خواب بهتري ديد دو نفر ديگرسهم حلواي خود را به او هديه بدهند و حلوارا تنها او بخورد لذا شب را هر سه خوابيدند.

شخصي مسلمان چون عادت به نماز اول وقت داشت اول طلوع صبح بيدار شد و نمازش را خواند ديد خيلي گرسنه است با خود گفت من سهميه حلواي خود را مي خورم لذا شروع بخوردن حلوا نمود و هر چند خواست دست بكشد بس حلوا به كام او شيرين بود ممكن نشد تا اينكه تمام حلوا را خورد و خوابيد پس از چند ساعت كه همه بيار شدند يهودي گفت من ديشب، خاب خوبي ديدم گفتند چه خوابي ديدي ؟

گفت خواب ديدم حضرت موسي(ع) براي مناجات به كوه طور مي‌رود من خواهش كردم تا مرا هم همراه خويش برد از اول شب تا حال در كوه طور مشغول شنيدن سخنان پروردگار بودم كه با موسي بن عمران(ع) داشت مرد نصراني گفت من هم خواب ديدم كه حضرت عيسي (ع) مي خواد به آسمان چهارم برود از او التماس كردم كه مرا به همراه خويش ببرد آن جناب پذيرفت و مراه همراه خود برد و تاكنون در آسمان چهارم با حضرت عيسي (ع) مشغول گردش بودم چه عجائبي ديدم كه زبان از توصيف آن عاجز است !!

مرد مسلمان گفت : خوابهاي شما حقيقت دارد! زيرا من براي نماز صبح كه برخاستم شما را دررختخواب خويش نديدم و چون مي دانستم شما از كوه طور و آسمان چهارم بزودي بر نمي‌گرديد لذا حلوا را خوردم كه ضايع نشود!!

برخيزيد ظرف حلوا را بشوئيد زيرا در سفره هركسي به قدر توان خود بايد خدمت كند من به تنهايي سهم حلواي شما دو نفر را خوردم شما دو نفر هم سهم كاسه مرا بشوئيد كه در حق يكديگر ظلم نكرده باشيم !!(ماخذ : كتاب يكصد و ده حكايت ).

 

 
< بعد   قبل >