|
نقش نماز در آرامش روانی خانواده 2 |
|
|
|
نگارش یافته توسط محمدي
|
|
06 مرداد 1387 ساعت 21:20 |
|
نقش نماز در آرامش روانی خانواده 2
اولیای الهی كه خوب نماز میخوانند نه میترسند و نه محزون میشوند. «الا انّ اولیاء اللّه لا خوف علیهم و لا هم یحزنون» و آدمی كه نه میترسد و نه محزون است، از آرایش روانی برخوردار است.
در محیط خانوادهای كه اعضای آن نماز را بر پا میدارند و همگی از اعتماد به نفس خوبی برخوردارند، فضای آرامی حاكم است و اعتماد به نفس یكدیگر را تقویت مینمایند. آنان همچون ظروف مرتبطی هستند كه به هنگام برداشتن آب از یكی از آن ظرفها، ظرفهای دیگر جای خالی آن را پر میكنند، با این تفاوت كه در اینجا، اعتماد به نفس خود آنان كاهش نمییابد. در حالی كه وقتی ظرفهای مرتبط، جای خالی شده آب ظرفی را پر میكنند، از میزان كمتری از آب برخوردار میشوند.
آنها شكرانه بازوی توانا را به گرفتن دست ناتوان میدانند و دست افتادگان را به هنگام ایستادن میگیرند و بدین ترتیب آنها كه از اعتماد به نفس بیشتری برخوردارند، در محیط خانواده، زمینه افزایش اعتماد به نفس را در دیگر اعضای خانواده فراهم میكنند تا آنها هر چه بیشتر استعدادهای خویش را به كار گیرند و به درجه بالاتری از شناخت معبود و عبادت دست یابند و به خود شكوفایی برسند، به نحوی كه همه استعدادها و تواناییهای خویش برای عبادت خدا را به فعلیت برسانند. نماز در این راه نقش مدد رسانی را بر عهده دارد. انسانی كه به خود شكوفایی رسیده از آرامش بیشتری برخوردار است. اولیای الهی مصداق بارز چنین حالتی هستند، زیرا توانستهاند همه توان خویش را در راه عبادت معبود به كار گیرند.
4ـ بالا رفتن عزت نفس
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نماز را معراج مؤمن دانسته و میفرماید: الصّلاه معراج المؤمن. انسانی كه عروج یافته و اوج گرفته است، از عزت نفس برخوردار است. عزت نیز با رفتن به پیشگاه معبود حاصل میشود و به تعبیر سعدی انسان جز با رفتن به درگاه الهی عزت نمییابد.
عزیزی كه هرگز درش سر بتافت به هر در كه شد هیچ عزت نیافت
و اگر میگویند «عزت طلب و بزرگیآموز» همه حكایت از آن دارد كه آدمی برای عزتمندی خویش ارزش فراوانی قائل است و آنها كه نفس خویش را دارای عزت میدانند، كمتر تن به خطاها و امور ناپسند میدهند. علی (علیه السلام) میفرماید: «من كرمت علیه نفسه هانت علیه شهواته» هر كس كه نفسش در پیشگاه او ارزشمند باشد شهوات در نزد او خوار است و بیمقدار.
كارل راجرز كه بنیانگذار روش مشاوره غیر مستقیم است، اظهار میدارد، دانش آموزی كه از عزت نفس بالاتری برخوردار است كمتر تن به تقلب میدهد و نظریه تعهد مكبر حكایت از آن دارد كه اگر شخص احساس بی آبرویی كند، راحتتر تن به ارتكاب جرم میسپارد. نماز كه آدمی به هنگام ادای آن سر بر آستان معبود میساید. و پیشانی خویش را به رسم تواضع و بندگی به خاك میگذارد، باعث میشود تا موجبات رستگاری انسان فراهم شود. این سجده كه خضوع (تواضع بدنی) است و خشوع (تواضع قلبی)، موجبات اعتلای آدمی را فراهم میسازد «قد افلح المؤمنون الّذین هم فی صلاتهم خاشعون» و در اثر بندگی آدمی بد مقامی بالا و والا میرسد و به قول صائب تبریزی:
ذره به آفتاب رسید از فتادگی بنگر كه از كجا به كجا میتوان شدن
و سعدی رمز برخورداری از فیض را افتادگی دانسته و میگوید:
افتادگیآموز اگر طالب فیضی هرگز نخورد آب زمینی كه بلند است
پس تواضع در مقابل خالق رمز كمال آدمی است و انسان برخوردار از كمال در همه جا و از جمله محیط خانواده احترام دیگران را پاس میدارد و نیاز به داشتن عزت نفس و برخورداری از احترام، به نظر «مازلو» یكی از نیازهای اساسی روانی آدمی است كه با تأمین آن سلامت روانی انسان تأمین میگردد به نحوی كه او را از تعادل روانی برخوردار میسازد. در خانهای كه پیر و جوان و كودك و خردسال همه از احترام و عزت نفس بهره گرفتهاند همه میتوانند از آرامش روانی برخوردار باشند. در خصوص احترام به پیران و كودكان پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: «لیس منّا من لم یرحم صغیرنا و لم یوقّر كبیرنا» از ما نیست كسی كه به كودكان ما ترحم و لطف نكند و بزرگترهای ما را محترم نشمارد. پس در خانهای كه همه در برابر معبود متواضعند و حرمت یكدیگر را نمیشكنند، همه از عزت نفس برخوردارند و ضمن برخورداری از آرامش روانی تن به جرائم نیز نمیدهند اما دور شدن از وادی بندگی و عدم انجام فرایض دینی، آدمی را به بندگی این و آن میكشاند و این در اثر نداشتن آگاهی و بصیرت است و اقبال در وصف آنان میگوید:
آدم از بیبصری بندگی آدم كرد گوهری داشت ولی صرف قباد و جم كرد
گویی از خوی غالمی ز سگان پستتر است من ندیدم كه سگی پیش سگی سر خم كرد
انسانهای ره یافته جز بر درگاه معبود ازلی سر نسایند و پیوسته به عبادت او میشتابند. علی (علیه السلام) فرمود؛ لا تكن عبد غیرك لقد جعلك اللّه حرّا. بنده دیگری مباش بدرستی كه خدا تو را از آزاد آفریده است و خداوند عزت را از آن خود، رسول خود و بندگان مؤمن خویش میداند و میفرماید: و للّه العزّه و لرسوله و للمؤمنین.
5ـ معنا دادن به زندگانی
ویكتور فرانكل كه خود بنیانگذار مكتب سوم درمانی دین و مكتب معنا درمانی است، در كتاب خود كه آن را «انسان در جستجوی معنا» نامیده است، بر این باور است كه انسان آنگاه از سلامت روانی برخودار است و آنگاه آرامش را لمس میكند كه در زندگانی خود احساس معنا كند و او در وهله نخست عشق را عامل ایجاد چنین معنایی میداند كه عشق به یك آرمان و عشق به دیگری مورد نظر اوست و او خود مینویسد كه یكبار یك عالم یهودی كه معنای زندگانی را از دست داده بود، نزدم آمد و من با ایمانی كه در وجودش بود زندگی او را معنی دار ساختم. او به درمانگرها توصیه میكند كه در موقع درمان بیماران روانی تلاش كنید كه زندگی آنها را معنی دار نمایید. زیرا بیمار روانی كسی است كه معنای زندگی را از دست داده است. عبادت و نماز نیز میتواند زندگی آدمی را معنا بخشد و برای آدمی حیاتی طیب را فراهم آورد كه مالامال از معناست. و قرآن میفرماید: «من عمل صالحا من ذكر او انثی و هو مؤمن فلنحیینه حیاه طیّبه»
یعنی هر كسی اعم از زن و مرد عمل صالح انجام دهد او را به حیاتی پاك و طیب زنده میگردانیم.
فرانكل میگوید: آنان كه دارای زندگی معنی دار بودند، افراد مقاومی بودند كه خود را تسلیم مرگ و خودكشی نمیكردند. یعن عشق به زندگی آنان معنا داده بود و او رمز پایداری آنان را در عاشق بودن آنها میداند و چه نیكو گفته است حافظ.
هرگز نمیرد آن كه دلش زنده شد به عشق ثبت است در جریده عالم دوام ما
برترین عشق نیز عشق به خالق است و نزدیكترین حالت آدمی هنگامی است كه سر به سجده مینهد. در اینجاست كه میتوان به یكی ار رازهای طولانی بودن سجدههای امام زین العابدین (علیه السلام) پی برد و سخنان پر حلاوت عشق را خوش و زیبا تفسیر نمود و گفت:
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر یادگاری كه در این گنبد دوار بماند
پس نماز كه برترین جلوههای عشق را به نمایش میگذارد، میتواند در خانواده، زوجین را به یكدیگر علاقهمند و عطوف نماید و آنان كه عاشق خدایند، جلوههای دیگر خالق را نیز دوست میدارند و به همسر و فرزندان خویش به عنوان نشانههای خالق مینگرند و در میان آنها عشق و علاقه فراوان است و به تعبیر قرآن «رحماء بینهم» را مد نظر قرار میدهند و چون به شكرگزاری معبود میپردازند، نمیتوانند نسبت به مخلوق خدا شاكر نباشند. چرا كه «من لم یشكر المخلوق، لم یشكر الخالق» در خانهای كه تشكر و سپاسگذاری از یكدیگر وجود داشته باشد دلسردیها و ناپایداریها ره نمییابد و این ابراز عشق و علاقه و سپاس و تشكر احساس تعلق به جمع خانواده را پدید میآورد، كه یكی دیگر از نیازهای اساسی روانی است كه با تأمین آن تعادل و بهداشت روانی فرد تحقق مییابد. نماز اگر چه به معنای بندگی در برابر خالق است اما دل آدمی را رقت میبخشد و او را به سوی محبت به مخلوق سمت و سو میدهد و جمعی صمیمی را در محیط خانه پدید میآورد، چرا كه اگر مسلمان از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) الهام نگیرد و رقیق القلب نباشد، اعضای خانواده و دیگران از گرد او پراكنده میشوند و قرآن خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) میفرماید: كه «لو كنت فظّا غلیظ القلب لا نفضّوا من حولك» ای پیامبر هر آینه اگر تو سخت دل بودی مردم از گرد تو میپراكندند.
وجود دلهای پر محبت و با صفا كانون خانواده را گرم و روابط عاطفی را در آن مستحكم میسازد و آدمی در برخورد با افراد صمیمی و مهربان كمتر احساس آزردگی و سرخوردگی میكند و خود را در محیطی آرام و سرشار از روابط گرم مییابد زیرا عبادت و نماز به زندگی او معنا داده و آرامش بخشیده است.
6ـ كاهش فشارهای (استرسهای) روانی
نماز موجب كاهش استرسها میگردد و فشارهای روحی را كم میكند. زیرا آنگاه كه آدمی در برابر خالق متعال میایستد و لب به نماز و دعا میگشاید و او را رحمن و رحیم خطاب میكند، امید به رأفت و رحمت در دلش موج میزند و آنگاه كه اشك ندامت از چشمانش جاری میشود، و دردهای خویش را با خدا باز میگوید، پالایش روانی انجام میشود و انسان خود را سبكتر از قبل مییابد چون به بندگی خدا تن میدهد و با تأكید میگوید: «ایّاك نعبد و ایّاك نستعین» فقط تو را عبادت میكنیم و فقط از تو یاری میجوییم.
دكتر محسن ايماني- خانواده و نماز ،ص37
|