|
مبانی و آثار تربیتی نماز 3 |
|
|
|
نگارش یافته توسط محمدي
|
|
06 مرداد 1387 ساعت 21:36 |
|
مبانی و آثار تربیتی نماز 3
شاید یكی از عوامل مؤثر در پیدایش این حالت روحی، فاصله گرفتن تدریجی بشر از مذهب و رویكرد عجولانه و شتابنده او به علم، پس از دوره نوزایی(تجدید حیات علم) در اروپاست. او به تصور جایگزینی علم به جای مذهب، كوشید تا پیوندهای دینی خود را بگسلد ولی زمانی كه در این راه ناكام شد و علم از عهده تأمین خواسته های آدمی برنیامد، دیگر جایگزینی برای آن وجود نداشت. لذا از درون احساس خلأ، بیهودگی و پوچی نمود.
نماز، پیوند میان آدمی و بی نهایت است. رشته های چنین ارتباطی از زمین تا آسمان، برقرار می شود و علاوه بر اتصال روح به مطلق وجود، او را از محتوی و معنا، سرشار و اقناع می كند. زیرا هر نوع ارتباطی، بر روح انسان تأثیر معینی بر جای می گذارد و به همان میزان و متناسب با آن«تصویر فرد از خویشتن» نیز، تغییر می یابد. این پدیده همچنان در جریان زندگی، دستخوش تحولات مختلفی واقع می شود. چنین تصویری از درون خود داشتن، به گونه ای بر رفتارهای فرد، آثاری بر جای می نهد كه لحظه ای از وی جدا نیست بلكه شخص در حقیقت با آنها زندگی می كند. و هر لحظه و در صورت اراده، می تواند آن تصویر را بدون واسطه در ذهن خویش حاضر نماید. این یكی از وجوه علم حضوری است یعنی علم آدمی به خویشتن خود بدون واسطه، است. علاوه بر آن آدمی، بیش از سایرین به نفس خویش، بینش و بصیرت دارد.
اولیای خدا، با نماز و یاد خدا، خود را نیازمند به چیز دیگری نمی یافتند. یكی از عواملی كه زندگی را از حالت روزمرگی و پوچی، خارج نموده و به آن شادابی، تنوع و تحول خاصی می بخشد. وجود برنامه ای منسجم و منظم برای هر روز آدمی است. نماز برنامه ای منظم برای ارتباط انسان و خدا در پنج نوبت شبانه روز است. پنج وعده ای كه در حقیقت پنج میعادگاه ملاقات محب و محبوب می باشد. هر نماز تا نماز بعد، به انسان بهانه ای برای زیستن و دلیلی برای بودن می بخشد. گفتگوهای رازورانه عاشق و معشوق، در آدمی این احساس را زنده می كند كه تا زمانی كه كسی را برای گفتگو و ارتباط حاضر می بیند، زندگی قابل زیستن است به ویژه آنكه طرف گفتگو، محبوب دلها و هستی آفرین باشد. از سوی دیگر چنین ارتباطی به نمازگزار تفهیم می كند كه:
ـ عالم هستی چون مخلوق خدای تعالی است، دوست داشتنی می باشد.
ـ عالم هستی، بیهوده و بی معنا خلق نشده است، قرآن كریم نیز بر این معنا تكیه دارد:«افحسبتم انما خلقناكم عبثاً و اینكم الینا لا ترجعون[1]»
ـ انسان نیز به عنوان زیر مجموعه عالم هستی، بیهوده و بی معنا آفریده نشده است بلكه در خلقت او منظوری اساسی و مهم نفهته است.
ـ عبادت پروردگار به معنای وسیع آن كه منتج به رشد و بالندگی آدمی می شود، از منظورها و مقاصد اصلی خلقت انسان تلقی شده است به مصداق آیه شریفه«و ما خلقت الجن و الانس الا یعبدون[2]»
سپر دفاعی
این واقعیت كه آدمی، موجودی آسیب پذیر بوده و خطر آسیبهای اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی او را همچنان تهدید میكند، مطلبی انكار ناپذیر است. به ویژه در عصر حاضر كه تقابل فرهنگها و اندیشهها در مواردی به نوعی تهاجم فرهنگی غرب علیه اسلام مبدل گردیده است. این مسأله از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. ماهیت تهاجم فرهنگی، تقریباً بر همگان روشن است اما شاید مكانیزمهای اصلی و راهكارهای مقابله با آن، به این مقدار روشن نباشد.
نماز، یكی از مؤثرترین و مطمئن ترین شیوه های مقابله با آسیبهای اخلاقی است. نماز از جهات شناختی و نیز عاطفی، همچون سپر دفاعی نیرومندی عمل می نماید. از یك سوی، نمازگزار با درك رابطه خویش با خدا از نسبت و رابطه موجودی بی نهایت كوچك با بی نهایت بزرگ آگاه شده و در محضر چنان بزرگی، به خود اجازهی نخطی و جسارت به ساحت را قدس او را نمی دهد و به عبارت دیگر گناه نمی كند، زیرا گناه به معنای شكستن حدود و حریم الهی است و از جهت دیگر، چون خود را از همه ابعاد نیازمند به خداوند می بیند و او را«فعال ما یشاء» می داند، سعی دارد تا رابطه خویش با خدا را با ارتكاب گناه، از بین نبرد. زیرا براساس فطرت الهی اش درك می كند، هر عمل خطا گونه ای كه بر این رابطه اثر منفی بگذارد و آن را تهدید نماید، در حقیقت، مانند آن است كه منشأ خیرات و بركات زندگیش را مواجه با خطر جدی نموده باشد.
در همین زمینه، بیان حدیث ذیل از حضرت امام حسین ـ علیه السّلام ـ مناسب به نظر می رسد:
«مردی به حضور سید شهیدان آمد و گفت:«من مردی گنهكار هستم و نیروی مقاومت در برابر گناه ندارم (نمی توانم گناهانم را ترك كنم مرا موعظه كن.)»
امام حسین ـ علیه السّلام ـ فرمود: پنج كار را انجام بده و هر چه می خواهی گناه كن:
1ـ روزی خدا را نخور و هر چه خواهی گناه كن.
2ـ از قلمرو حكومت خدا بیرون برو و آنچه خواهی گناه كن.
3ـ به جایی برو كه خدا تو را نبیند و آنچه خواهی گناه كن.
4ـ هرگاه فرشته مرگ نزد تو آمد تا روحت را قبض كند، او را از خود بران و آنچه خواهی گناه كن.
5ـ هنگامی كه مالك دوزخ، تو را روانه دوزخ كرد، از رفتن به دوزخ سرپیچی كن و آنچه خواهی گناه كن[3]»
در حقیقت نماز، همچون سپری است كه نه تنها نمازگزار را از لغرشها و گناهان در دنیا حفظ می كند بلكه علاوه بر آن، او را از عذابهای اخروی، مصون می دارد. در باب چگونگی حفاظت وی از لغزشهای دنیوی، حدیث زیر ارائه می شود:
«از امام پنجم ـ علیه السلام ـ روایت شده است كه فرمودند: وقتی نمازگزار به نماز ایستاد، فرشتگان از آنجا تا دورنمای آسمان او را در برمی گیرند و او در میان صفوف فرشتگان می باشد.» این چه نمازی است كه همه فرشتگان مأمور حفظ انسان اند؟ از چه چیز؟ از وسوسه ها، تا شیطان و وهم از هیچ راهی حواس نمازگزار را به خود متوجه نكند، چون شیطان در كمین است[4].
تقویت مسئولیت اجتماعی
انسان، موجودی مدنی الطبع است و ذاتاً گرایش به ارتباطهای اجتماعی دارد. جوهره تعالیم دین نیز، ناظر به پرورش ابعاد فردی و اجتماعی انسان. هر دو می باشد. بر این اساس نماز كه علم و نشانه دین است. لزوماً باید با مسایل مهم اجتماعی نظیر مسئولیت پذیری ارتباطی معنادار داشته باشد. شاید اینگونه بتوان تعبیر و تبیین نمود كه نماز با حفظ شرائط آن، موجب لطافت روح و دقت دل و تیزی احساسات می شود. راز و نیاز با خدا در روح و روان آدمی، تأثیرات، همچون حساس شدن نسبت به عالم هستی و احساس همنوائی با دیگران ایجاد می كند و در نتیجه آمادگی لازم برای احساس وظیفه و مسئولیت نسبت به دیگران، به وجود می آورد و محركی برای رسیدگی به دردها و رنجهای مجرمین می شود.
اهمیتی كه نماز جماعت در سفارشات معصومین علیهم السلام یافته است، شاید از آن رو می باشد كه علاوه بر عبادات و انجام تكالیف الهی، مردم به دردها و رنجهای یكدیگر آگاه شده و می توانند در رفع آنها بكوشند.«در روایت آمده است كه: رسول خدا ـ صلّی الله تعالی علیه و آله ـ به نماز جماعت مشغول بود. چون صدای گریه طفلی به گوشش رسید، نماز را زودتر به پایان برد(تا مادر آن كودك كه در نماز جماعت حاضر بوده، سراغ فرزندش رود و او را آرام كند[5]».
اهمیت توجه به مردم و رنجهایشان از اینجا، آشكار می شود كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ نمازی را كه ستون دین است و جان پاك ایشان، مشتاق آن بوده، كوتاه می كنند تا مادری به طفل گریان خود رسیدگی كند و مانع رنج بیشتر او شود و این امر خود نشأت گرفته ار توجه به روح و معنای نماز می باشد.
درباره«علی بن مهزیار» نقل شده است كه: چون آفتاب طلوع می كرد به سجده می رفت و سر بر نمی داشت تا برای هزار نفر از برادران خود دعا می كرد مثل آنچه برای خود دعا می كرد و پیشانی او از بسیاری سجده مانند زانوی شتر پینه بسته بود[6]».
براساس همین احساس مسئولیت است كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند:
«كسی كه صبح كند در حالی كه به(سامان یافتن) امور مسلمانان، اهتمام و كوشش نكند، از مسلمانان نیست، و كسی كه فریاد(دادخواهی) شخصی را بشنود كه مسلمانان را به یاری می طلبد. ولی به او جواب(مثبت) ندهد، مسلمان نیست[7]».
از این سخنان نیز چنین مستفاد می شود كه اگر چه نماز، پایه دین و پرچم اسلام، توصیف شده است، ولیكن اگر كسی در قبال جامعه مسلمین بی تفاوت بوده و نسبت به استغاثه دردمندان و مظلومان عكس العملی مناسب نشان ندهد(در حقیقت) مسلمان نیست.
چنین احساس مسئولیتی نه تنها نسبت به مسلمانان بلكه نسبت به سایر موجودات نیز مورد تأكید شارع مقدس اسلام می باشد.
«شیخ طوسی از حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ روایت می كند كه پیرمردی از عابدهای بنی اسرائیل مشغول نماز بود كه مشاهده كرد دو طفل خروسی را گرفتند و پرش را می كنند و آن خروس، ناله و فریاد می كند، پس آن عابد همانطور مشغول نماز شد و آن حیوان را نجات نداد و از عمل آن كودكان جلوگیری نكرد. پس خداوند به زمین فرمود:آن عابد را فرو بَر. زمین او را فرو برد و تا آخر دنیا فرو می رود[8]».
در باب احساس مسئولیت اجتماعی و آثار معنوی آن، مطالب مفصلی در منابع اسلامی آمده است.
نكته بسیار مهم این است كه روح مسئولیت اجتماعی در اولیای الهی، خود از توجه به خدا و ارتباط با او سرچشمه می گیرد كه نماز تجلی كامل چنین رابطه ای است.
[1] . مؤمنون ـ 115.
[2] . ذاریات ـ 56.
[3] . محمدی اشتهاردی ـ محمد ـ گفتار دلنشین چهارده معصوم(علیهم السّلام) ـ ص 115ـ انتشارات انصاریان قم.
[4] . جوادی آملی ـ عبدالله.
[5] . دیلمی، حسین ـ هزار و یك نكته درباره نماز ـ ص 221.
[6] . همان ـ ص 198.
[7] . محمد اشتهاردی ـ محمد ـ گفتار دلنشین ـ پیشین ـ ص 19.
[8] . دستغیب ـ آیت الله شهید ـ گناهان كبیره ـ ج 2 ـ ص 65.
محمد رضا شرفي ـ مجله تربيت، اسفند79
|