اجلاس نماز

 
منو
 
تصاویر منتخب
37.jpg
 
check web page
website monitoring service
 
امتياز جستجوگرها
Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net
Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

Powered by  MyPagerank.Net

 
اتصال به خبرخوان
 

صاحب امتیاز

مدیریت دارالقرآن و امور نماز

معاونت آموزش و تبليغ

سازمان عقیدتی سیاسی

وزارت دفاع و پشتیبانی

نیروهای مسلح

جمهوری اسلامی ایران

 

شماره تماس

22959093 - 021

نشانی

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 

انتشار مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

 
 
 
 
حدیث روز

 

 
آموزش تصویری نماز

 
آموزش احکام . . .

 

 
سایت های نماز

 

 
جستجوی پایگاه
 
گالري تصاوير

 
محبوبترین ها
 
جدیدترین مطالب
 
 
صفحه اصلی arrow دانستنی arrow مبانی و آثار تربیتی نماز 4  
مبانی و آثار تربیتی نماز 4 چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 0
بدعالی 
نگارش یافته توسط محمدي   
06 مرداد 1387 ساعت 21:50

 

مبانی و آثار تربیتی نماز 4

 

همان بندگان خاصی كه در نماز، به حقیقت یاد خدا بودند و در روابط و مناسبات اجتماعی نیز زیباترین و لطیف ترین توجه را به نیازها و دردهای مردم، مبذول داشتند. شاید حدیث زیر بیانگر چنین توجهی باشد كه پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند:
«وقتی كسی در نماز پیشوای مردم شد، نماز را سبك گیرد كه در میان كسان، كوچك و بزرگ و بیمار و ناتوان و حاجتمند هست و هر وقت برای خود نماز گزارد هر چه خواهد طول دهد[1]».


تلقین ارزشها
باطن و ظاهر آدمی، دو جلوه از یك حقیقت واحدند و تأثیر متقابلی بر یكدیگر دارند. به گونه ای كه نیات و انگیزه های درونی، در موردی بر رفتار ظاهری وی تجلی یافته و رفتارهای ظاهری نیز متقابلاً به دورن پررمز و راز روان انسان نفوذ می كند و به تدریج شخصیت او را متحول می نماید. در تبیین رابطه باطن و ظاهر، استناد به كلام امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ مفید و راهگشا به نظر می رسد ایشان می فرمایند:
«و بدان برای هر ظاهر و آشكاری، برابر آن، باطن و پنهانی است، پس آنچه را ظاهر نیكو باشد، باطنش هم نیكوست و آنچه را ظاهرش زشت و بد باشد، باطنش نیز زشت و ناپاك است[2]».
انسان نیز از این قاعده مستثنی نیست و ارتباطی معنادار میان این دو جنبه وجودی(ظاهر و باطن) او برقرار است و كشف چنین رابطه ای، برای ایجاد تغییرات مطلوب در رفتار و شخصیتش، ضروری به نظر می رسد. از جمله این موارد می توان به«تلقین» اشاره نمود. تلقین به معنای افكندن، فهماندن، مطلبی را به كسی گفتن و كسی را وادار به گفتن كلامی كردن می باشد. اگر آدمی مطلبی را به نفس خود القا، نماید، از روش«تلقین به نفس» استفاده نموده است و این یكی از روشهای تكوین اخلاقیات می باشد. علامه طباطبایی ـ رحمه الله علیه ـ در بیان شیوه های ایجاد ملكات اخلاقی می نویسند:
«و همچنین هر صفت دیگری كه بخواهی از خود دور كنی، و یا در خود ایجاد كنی، راه اولش تلقین علمی و راه دومش تكرار عملی است[3]».
روش علمی تلقین به نفس بر این مبنا استوار است كه آدمی، صفت مطلوبی را كه منظور وی می باشد در قالب یك جمله كوتاه خبری و مثبت نظیر«من فردی شجاع هستم». قرار داده و در زمان خاصی كه از لحاظ بدنی، در وضعیت آسوده ای می باشد و از نظر روانی نیز تمركز لازم را داراست، چنین جمله ای را چندین بار، به خود تلقین می كند و در طول روز یا شب آن را تكرار می نماید، با تداوم چنین عملی در روزهای بعد به تدریج چنین ویژگی اخلاقی در روح و روان او رسوخ می كند. لازم به ذكر است كه میزان رسوخ و نفوذ این خصوصیت در روان آدمی، بستگی به میزان تكرار و انجام تلقین دارد.
حال می توان رابطه نماز و تلقین ارزشها را اینگونه تبیین نمود. نماز، خود نوعی ذكر است.
امام راحل در شرح حدیث جنود عقل و جهل، مطلبی مشتمل بر ارتباط تلقین آیات به قلب و نتایج حسنه آن ذكر می نمایند:
«پس از آن كه دل را برای ذكر خدا و قرآن شریف مهیا نمود، آیات توحید و اذكار شریفه توحید و تنزیه را با حضور قلب و حال طهارت تلقین قلب كند به این معنی كه قلب را چون طفلی فرض كند كه زبان ندارد و می خواهد او را به زبان آورد، چنانچه آن جا یك كلمه را تكرار كند و به دهان طفل گذارد تا او یاد گیرد، همین طور كلمه توحید را با طمأنینه و حضور قلب، باید انسان تلقین قلب كند و به دل بخواند تا زبان قلب باز شود و اگر وقتی چون اواخر شب یا بین الطلوعین، بعد از فریضه صبح برای این كار اختصاص دهد خیلی بهتر است[4]».


ایفای مسؤولیت الهی
از وظائف انسان در پیشگاه خداوند، انجام فرائض الهی به ویژه نماز است. نماز در میان همه اعمال عبادی، جایگاه خاصی دارد و از آن به«ستون دین» تعبیر شده است. در برخی روایات آمده است كه:
«اگر نماز قبول شد، سایر اعمال نیز قبول می شود و اگر نماز، پذیرفته نشد، سایر اعمال هم پذیرفته نخواهد شد[5]».
شناخت دقیق وظیفه و چگونگی انجام آن، زمینه موفقیت آدمی را فراهم می كند. در پاره ای از عبادات و اعمال، به لحاظ اهمیت والایی كه برای برخی از آنها ذكر شده است، حق خاصی را متوجه انسان می كند و نماز از این جمله است.
حضرت امام سجاد ـ علیه السّلام ـ در رساله حقوق خویش، دهمین حق را به نماز اختصاص داده و می فرمایند:
«در مورد حق نماز، باید بدانی كه این عمل به منزله آماده شدن برای دیدار و سخن گفتن با خدای آفریننده است و تو در آن حال در برابر خدا ایستاده ای اگر توجه به این مطلب داشته باشی رعایت كمال ادب را خواهی كرد و قلب خود را با بیم و امید و اظهار محبت در برابر كمال مطلق متوجه او خواهی كرد.
با آرامش و مراقبت و توجه كامل، با او به راز و نیاز و گفتگو می پردازی، به وسیله نماز و درخواست عفو و آمرزش و اصلاح خویش، از غبار غفلت و تقصیر و گناهانی كه ممكن است ترا به هلاكت و بدبختی بكشاند، پاكیزه خواهی شد و برای حسن انجام تكالیف، جز خدا پناهگاهی نیست[6]».
رابطه ایفای مسئولیت الهی و روان آدمی، اینگونه قابل تبیین است كه هر نوع عمل یا رفتاری كه بیانگر موفقیت در انجام وظیفه باشد، تأثیری در روح و روان او دارد و این تأثیر جنبه مثبت داشته و مجموع اینگونه تأثیرات، به مرور زمان، موجب رضایت خاطر وی می شود به ویژه اگر انجام وظیفه در قبال ذات اقدس الهی باشد.


[1] . فرید تنكابنی ـ مرتضی ـ راهنمای انسانیت ـ ترجمه موضوعی نهج الفصاحه (سخنان پیامبر اسلام ـ صلّی الله علیه و آله) ـ ص631.
[2] . امیرالمؤمنین، علی ـ علیه السّلام ـ نهج البلاغه، ترجمه فیض الاسلام ـ ج 3 ـ جمله 153 ـ ص 482.
[3] . طباطبایی ـ علامه سید محمد حسین ـ المیزان ـ ج 2 ـ ص 301.
[4] . خمینی، روح الله.
[5] . لواسانی، سید علی ـ شكوفه های سخن‌ ـ ص 89.
[6] . امام سجاد، حضرت علی بن الحسین ـ رساله حقوق ـ ترجمه علی غفوری ـ صص 67 و 69.

 

محمد رضا شرفي ـ مجلهتربيت، اسفند79

 

 
< بعد   قبل >