اجلاس نماز

 
منو
 
تصاویر منتخب
kabe.jpg
 
check web page
website monitoring service
 
امتياز جستجوگرها
Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net
Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

Powered by  MyPagerank.Net

 
اتصال به خبرخوان
 

صاحب امتیاز

مدیریت دارالقرآن و امور نماز

معاونت آموزش و تبليغ

سازمان عقیدتی سیاسی

وزارت دفاع و پشتیبانی

نیروهای مسلح

جمهوری اسلامی ایران

 

شماره تماس

22959093 - 021

نشانی

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 

انتشار مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

 
 
 
 
حدیث روز

 

 
آموزش تصویری نماز

 
آموزش احکام . . .

 

 
سایت های نماز

 

 
جستجوی پایگاه
 
گالري تصاوير

 
محبوبترین ها
 
جدیدترین مطالب
 
 
صفحه اصلی arrow دانستنی arrow حضور قلب در نماز 4  
حضور قلب در نماز 4 چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 6
بدعالی 
نگارش یافته توسط محمدي   
07 مرداد 1387 ساعت 18:45

حضور قلب در نماز 4

 

در این مورد روایتی از حضرت عیسی ـ علیه السلام ـ آمد:
«یا بَنی اسرائیل لا تكثُروا الاَكلَ فانّهُ مَن اكثرَ الاكلَ اكثرَ النَومَ و مَن اكثرَ النومَ اقلّ الصّلاه و من اقلَّ الصّلاه كُتبَ منَ الغافلین؛[1] ای بنی اسرائیل در خوردن زیاده روی نكنید كه همانا محصول زیاد خوردن بسیار خوابیدن است و هر كس بسیار بخوابد نماز و عبادتش كم خواهد بود و آن گاه در زمره غافلان به شمار خواهد آمد».
پ. كسالت و خستگی
نماز را نباید در حال كسالت خواند بلكه ابتدا باید خستگی و خواب آلودگی را برطرف كرد، آن گاه به نماز ایستاد. امام باقر ـ علیه السلام ـ در این زمینه حدیثی دارند كه می فرمایند:
«لا تقُم الی الصّلوه مُتكاسلاً و لا متناعساً و لا متثاقلاً فانّها من خللِ النّفاق؛[2] با بی حالی، خواب آلود، كاهلانه به نماز نایستید، چرا كه اینها از علامات نفاق است». یعنی كسی كه در مقابل خدا می ایستد، باید در حضور او حاضر و قلبش متوجه او باشد.
ت. جلوگیری از بول
از عوامل حواسپرتی جلوگیری از بول است كه فشار حاصل از جلوگیری، موجب عدم تعادل جسمی و به دنبال آن موجب عدم تمركز حواس و قلب آدمی در نماز می شود. امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«لا صلوه لحاقنٍ و لا لحاقبٍ و لحازقٍ و الحاقِنُ الّذی بهِ البُولُ و الحاقبُ الّذی بهِ الغائطُ و الحاذقُ الّذی ضَغَظَهُ الخف؛[3] نماز شخص حاقن و حاقب، نماز كامل نیست و حاقن، كسی است كه بول به او فشار می آورد و حاقب، كسی است كه غائط به او فشار می آورد و حازق، كسی است كه جوراب او را آزار می دهد.» پس بر نمازگزاران لازم است كه قبل از اقامه نماز، به تخلیه كامل خود از بول و غائط بپردازند تا این موانع موجب حواسپرتی در نماز نگردند.
ث. احكام فقهی و ظاهری
از عوامل حواسپرتی انجام دادن مكروهات همانند با سر و ریش و لباس و اعضای بدن بازی كردن، خاراندن بدن، به اطراف توجه كردن، پوشیدن لباس و جوراب تنگ به پا كردن، خمیازه كشیدن اختیاری، نگاه كردن به آسمان، گذاردن دست به كمر، فشار دادن بند انگشتها، مقابل آتش ایستادن، مقابل در باز ایستادن و... است.
انجام دادن این امور، اگر چه موجب بطلان نماز نمی شود، و لیكن موجب حواسپرتی و عدم حضور قلب در نماز می شود.
شاید سؤال شود كه ترك این امور چه ربطی به حضور قلب دارد كه امری باطنی است؟ در پاسخ می گوییم: حواس آدمی با كوچكترین حركت و عمل اضافی، مشغول می شود، لذا برای تحصیل حضور قلب، رعایت این امور لازم است.
در این باره از امام باقر ـ علیه السلام ـ روایت شده:
«اذا قُمتَ فی الصّلوه فعلیكَ بالاقبالِ علی صلاتكَ، فانّما لكَ منَ الصّلوه ما اقبلتَ علیه بقلبكَ و لا تعبَث فیها بیدكَ و لا برأسكَ و لا بلحیتكَ و لا تحدّث نفسك و لا تتثاءب و لا تمُطَّ؛[4] هر گاه به نماز ایستادی كاملا متوجه نمازت باش، چون آن مقدار از نمازت كه با توجه باشد، برای تو مفید خواهد بود، در نماز با دست، سر و ریش خود بازی مكن و در دل، حدیث نفس مكن و در هنگام نماز، دهن درّه مكن و قامت كشی نكن».
10. بیهوده گویی
یكی از موانع حضور قلب، بیهوده گویی و پرگویی در بیرون از نماز است. بیهوده گو، كسی است كه مواظبت بر زبان خود ندارد و زبان را بدون موافقت قلب، ایمان و عقل به حركت در می آورد. چنین شخصی هیچ ملاك و معیاری برای سخن گفتن ندارد و هر چه در ذهن پدید آمد، بدون تعقّل، مطرح می نماید.
امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«لا تكثُروا الكَلامَ فی غیرِ ذكرِ الله فانّ الّذین یكثُرونَ الكلامَ فی غیرِ ذكراللهِ قاسیهٌ قلوبُهُم و لكن لا یعلَمُون؛[5] در غیر ذكر خدا، زیاد سخن نگویید به راستی آنان كه در غیر ذكر خدا پر حرفی كنند، دلهایشان سخت و قسی می شود، لیكن خودشان نمی دانند».
عارف ربّانی و فیلسوف بزرگ علامه طباطبایی ـ رحمه الله علیه ـ فرموده است: «من از سكوت آثار گرانبهایی را مشاهده كرده ام. چهل شبانه روز سكوت اختیار كنید و جز در موارد لازم سخن نگویید و به فكر و ذكر خدا مشغول باشید تا برایتان صفا و نورانیّت حاصل شود».
11. خودنمایی
اخلاص از شرایط قلبیه مهمّ نماز است و نقطه مقابلش ریا است كه آفت بزرگی است.
حضور قلب یعنی حاضر بودن قلب در محضر خدا و خالی كردن قلب از اغیار و از آن طرف، اخلاص یعنی خالص كردن نیّت و پاك كردن آن از غیر خدا و از طرف دیگر، ریا یعنی غیر خدا را در نیت آوردن. حال، من و شما كه نماز می خوانیم و در ذهن خود غیر او را قصد می كنیم و توجه مردم و تظاهر به نماز و چگونگی آن را در قلبمان می گذرانیم، چگونه قلب خود را حاضر در محضر خدا ببینیم؟ پرواضح است كه در صورت ریا و نبودن اخلاص، قلب متوجه غیر خداست و در این هنگام، حضور قلب بی معناست؛ بله، قلب حاضر است، اما در محضر اغیار!
ب. معیار تشخیص ریا
برای تشخیص عبادت وعمل خالص، از غیر آن، باید به ملاكها و معیارهایی كه گفته شده رجوع كنیم، چرا كه فهمیدن و تشخیص وجود ریا مشكل است وچه بسا شخص ریاكار متوجه نیست كه عملش ریاكارانه است؛ از این رو امام صادق ـ علیه السلام ـ معیاری برای تشخیص ریا تعیین كرده است، آن جا كه می فرماید:
«ثلاثُ علاماتٍ للمرائی: ینشطُ اذا رأی النّاسَ و یكسلُ اذا كان وحده و یحبّ اَن یحمدَ من جمیعِ اُموره؛[6] برای ریا كننده سه علامت است:
1. در پیش مردم با نشاط اعمال را انجام می دهد.
2. در تنهایی با كسالت انجام می دهد.
3. دوست دارد كه در تمام كارهایش مردم او را تمجید و تعریف كنند».
12. عادت
از اسباب بی توجّهی و غفلت در نماز، مسأله عادت به عبادت است، به این معنا كه انسان، اصل نماز و افعال و اذكار آن را از روی عادت به جا آورد، به طوری كه به حقیقت و روح نماز (حضور قلب) توجّه نداشته باشد.
از آن جایی كه حضور قلب در نماز بستگی به میزان آگاهی و توجه قلبی نمازگزار دارد، لذا اگر نماز، به صورت عادت و غیر آگاهانه در آید، موجب غفلت و حواسپرتی خواهد شد، به نحوی كه موجب می شود گاهی انسان تمام افعال و اذكار را از روی عادت انجام دهد، بدون این كه بفهمد چه كرده است.
چنان چه در روایات آمده، گاهی طولانی كردن نماز (ركوع و سجود) به صورت عادت در می آید و لذا ارزش خود را از دست می دهد. امام صادق ـ علیه السلام ـ می فرماید:
«لا تنظُروا اِلی طولِ ركوعِ الرّجُل و سجودهِ فانّ ذلكَ شیءٌ اِعتادَهُ فلَو تركهُ اِستوحَشَ لذلكَ و لكن انظُروا الی صدقِ حدیثهِ و اداءِ امانتهِ؛[7] به طولانی كردن ركوع و سجود كسی نگاه نكنید، زیرا شاید این چیزی باشد كه به آن عادت كرده باشد كه اگر تركش كند وحشت می كند، و لیكن به راستی در گفتارش و ادای امانتش نگاه كنید».
درمان
اسلام مسأله نیّت را واجب نمود تا عبادتها از روی عادت و ناآگاهی صورت نگیرد. روایات زیادی در باب نیّت وارد شده كه همه تصریح بر اهمیت موضوع می كنند، چنان كه رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«لا عَمَلَ اِلّا بینهٍ؛[8] هیچ عملی، بدون نیّت قبول نیست» و به همین جهت است كه فقها می گویند:
برای عبادت نیّت لازم است، به طوری كه اگر از انسان در حال نماز، سؤال شود چه می كنی؟ در پاسخ باید بلافاصله بگوید كه چه كار می كند و اگر فكر كند و بعد پاسخ دهد، به اجماع علما نمازش باطل است.
فلسفه نیّت، آن است كه آدمی را از سطح ناخودآگاهی به خودآگاهی برساند. نیّت، اگر استمرار داشته باشد، موجب می شود كه انسان از نماز و توجه به آن، ‌غافل نشود، لذا هر چه میزان خالص بودن نیّت بالاتر باشد، توجه به نماز و خداوند هم بیشتر خواهد شد.
13. دسیسه های شیطان
از مهمترین عوامل حواسپرتی، وسوسه شیطان در نماز است كه نمازگزاران را به دام می اندازد، از جمله آن دامها كه در خیال نماز گزاران می پروراند «حضور قلب در نماز واجب نیست» می باشد تا نمازگزار تحصیل آن ننماید.
رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ می فرماید:
«انّ العبدَ اذا اشتغلَ بالصّلوه جاءهُ الشیطانُ و قال لَهُ: اذكُر كَذا، حتّی یضلّ الرجلُ ان یَدری كم صلّی؛[9] هنگامی كه بنده خدا مشغول نماز می شود، شیطان می آید و به انسان می گوید، این را بگو، این را بگو، تا این كه نداند، چطور نماز خوانده است». از این روایت معلوم می شود كه وسوسه های شیطان در عبادت، همیشگی است و از راههای مختلف وارد می شود تا انسان را گمراه كند و چون هواهای نفسانی، جنود و لشكریان شیطانند و به فرمان شیطان عمل می كنند و با توجه به مختلف بودن هواهای نفسانی، راههای نفوذ شیطان هم مختلف خواهد شد.
درمان
الف. علم و ایمان به وجود شیطان و نقش آن در عبادت
باید بدانیم كه شیطان و وسوسه هایش آن در عبادت، واقعیت و حقیقتی است كه اگر به آن توجه نشود، همیشه در گرفتاری خواهیم بود و نمازمان بدون حضور قلب خواهد بود. باید بدانیم كه به فرمایش خود خداوند كه فرمود:
«اِنّ الشَیطانَ عَدوٌ مُبینٌ؛[10] شیطان دشمن قسم خورده انسان است» و هیچ وقت از وسوسه ما آدمیان دست بر نمی دارد.
ب. استعاذه از خداوند
استعاذه از خدا جهت پناه بردن به او از شرّ وسوسه های شیطان ضروری است و البته در همین استعاذه هم باید صادق باشیم، نه این كه زبانمان استعاذه كند و خاطرمان به غیر خدا متعلق باشد و مثل كسی باشیم كه در حصار استواری ایستاده و درنده ای، درصدد است كه او را بگیرد و او پی در پی به زبان گوید كه پناه می برم از شرّ این درنده به این قلعه محكم، و لیكن همین طور برجای خود ایستاده و درون قلعه نمی رود.


[1] . تنبیه الخواطر و نزهه النواظر، ص 38.
[2] . میزان الحكمه، ج 5، ص 398.
[3] . سفینه البحار، ج 2، ص 46.
[4] . بحار الانوار، ج 84، ص 201.
[5] . بحار الانوار، ج 71، ص 281.
[6] . اسرار الصلوه، ص 271.
[7] . عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 51.
[8] . اصول كافی، ج 1، ص 70.
[9] . بحار الانوار، ج 84، ص 259.
[10] . یوسف (12) آیه 10.

 

علي اصغر عزيزي تهراني ـ حضور قلب در نماز، ص11

 
< بعد   قبل >