اجلاس نماز

 
منو
 
تصاویر منتخب
m1a2n339.jpg
 
check web page
website monitoring service
 
امتياز جستجوگرها
Msn bot last visit powered by MyPagerank.Net
Yahoo bot last visit powered by MyPagerank.Net

Powered by  MyPagerank.Net

 
اتصال به خبرخوان
 

صاحب امتیاز

مدیریت دارالقرآن و امور نماز

معاونت آموزش و تبليغ

سازمان عقیدتی سیاسی

وزارت دفاع و پشتیبانی

نیروهای مسلح

جمهوری اسلامی ایران

 

شماره تماس

22959093 - 021

نشانی

This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it

 

انتشار مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است

 
 
 
 
حدیث روز

 

 
آموزش تصویری نماز

 
آموزش احکام . . .

 

 
سایت های نماز

 

 
جستجوی پایگاه
 
گالري تصاوير

 
محبوبترین ها
 
جدیدترین مطالب
 
 
صفحه اصلی arrow آموزش  
چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 6
بدعالی 
نگارش یافته توسط متین بیرجندی راد   
28 مرداد 1387 ساعت 00:48

یکی از سجایای اصلی و عمومی هر انسانی از هر قوم و نژاد اعتقاد عمیق فطری و باطنی به نیروی غیبی (خدا) و پیوند به ‏دیانت و عبادت است. همان کسانی که به تصور شما لاابالی و بی اعتقاد می نمایند ناخودآگاه باطناً به آفریدگاری توانا و مهربان معتقدند! دلیل این گفته زمانی آشکار می شود که همان فرد (بی اعتقاد به نظر شما) وقتی گرفتار واماندگی ها و سختیهای زندگی شود و کسی را پناه و پشتیبان خود پیدا نکند آنوقت است که ذاتاً متوسل به نیروی مافوق همه قدرتها می شود و از او (خدا) چاره و نجات می خواهد.

اعتقاد به خدا و دین فطری هر انسانیت

‏یکی از سجایای اصلی و عمومی هر انسانی از هر قوم و نژاد اعتقاد عمیق فطری و باطنی به نیروی غیبی (خدا) و پیوند به ‏دیانت و عبادت است.

‏همان کسانی که به تصور شما لاابالی و بی اعتقاد می نمایند ناخودآگاه باطناً به آفریدگاری توانا و مهربان معتقدند! دلیل این گفته زمانی آشکار می شود که همان فرد (بی اعتقاد به نظر شما) وقتی گرفتار واماندگی ها و سختیهای زندگی شود و کسی را پناه و پشتیبان خود پیدا نکند آنوقت است که ذاتاً متوسل به نیروی مافوق همه قدرتها می شود و از او (خدا) چاره و نجات می خواهد.

‏بعلاوه وجود این همه معبدهای مختلف: مسجد کلیسا کنشت - دیر - بتخانه و عبادتگاههای گوناگون اقوام و بذل مال و نذورات ‏و صدقات و خیرات و اعتقاد به سحر و جادو و شعبده و چشم بندی ‏و فالگیری - رمالی - جن گیری و بخت گشائی و تعبیر خواب و ‏همچنین مؤثر دانستن عده ای از مرد‏م بانگ کلاغ و جغد و خیر و شر و نحس و سعد و پرستش ماه و خورشید و ستاره و گاو و سنگ و درخت و دفن مردگان به رسوم سنتی هر ملت همه آنها گویا و محکمترین دلیل اعتقاد نوع بشر به نیروی نهائی غیبی (خدا) و دینداری است.

‏ز هر شمعی که بینی روشنائی به وحدانیتش یابی گواهی


همه پیغمبران و پیشوایان برگزیده خدا مسلمان بوده اند

‏آری شما وقتی می شنوید از زمان خلقت اولین فرد انسان (حضرت آدم ابوالبشر علیه السلام) خداوند همه انبیاء و اولیاء و تمامی افراد بشر را تا قیامت موظف به اجرای مقررات اسلام نمود تعجب می کنید!!!

‏بسیاری از مردم و حتی بعضی از مسلمانها هم چون شنیده اند گروهی زردشتی و دسته ای کلیمی و جماعتی مسیحی وجود دارند به اشتباه تصور می کنند اسلام از زمان بعثت حضرت محمد بن عبدالله (ص) پیغمبر اسلام فقط 14 ‏قرن است رواج یافته ولی ‏جداً باید این اشتباه را تصحیح کنند زیرا:

‏اسلام یعنی بی چون و چرا تسلیم فرمان خدا شدن و نسبت به دیگران و خود سلامت بودن.

‏آئین خدائی و شریعت هر پیغمبر در هر زمان آن بوده که همه انسانها عموماً به خدای واحد و بی شریک و توانا ایمان بیاورند و ‏پیرو دستورات پیغمبر زمان خود باشند.

در کتب تورات و زبور و انجیل اصلی (تحریف نشده ی آسمانی) احکام حلال و حرام و واجب شدن نماز و عباد‏ت را چنانکه اسلام در قرآن وضوحاً بیان کرده وجود داشته، هیچ آئین و شریعت پیغمبری از اولین روز خلقت تا حال: ظلم، خیانت، د‏زدی، ‏بی عفتی، جنایت، قتل، حرام و ربا خواری و میگساری را جائز ‏ندانسته و مرتکب را وعده مجازات سخت داده‏و به مؤمنین و عاملین نیکوکاری، کمک به نوع، عباد‏ت خالص در پیشگاه خدا، امر به معروف و نهی از منکر را وعده پاداش و بهشت داده.

‏وقتی بدانیم اسلام همه انبیاء د‏ر قرآن مجید به صراحت تأیید ‏شده حقیقت را به روشنی می پذیریم.

‏آیات متعددی در قرآن از اجراء و قبول اسلام انبیاء وجود دارد ‏که ذیلاً بعضی از آیات را در اینجا یادآور می شویم:

اسلام حضرت نوح (ع)

قسمتی از آخر آیه 72 و اول آیه 73 سوه یونس: (وَ اُمِرتُ اَن اَکُونَ مِنَ المُسلِمینَ. فَکَذَّبُوهُ فَنَجَّیناهُ وَ مَن مَعَهُ فِی الفُلکِ وَ جَعَلنا هُم خَلائِفَ وَ اَغرَقنَا الَّذینَ کَذَبُوا بِأیاتِنا). (یعنی نوح به قوم خود گفت): و مأمورم به اینکه از مسلمین باشم. پس قوم نوح‏دعوت نوح را تکذیب کردند ولی ما نوح و آنها که تابع او بودند باقی گذاردیم و آنان که دعوت نوح را تکذیب کردند غرقشان نمودیم.

 

اسلام حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع)

‏آیه 127 و 128 سورۀ بقره: (‏َوَ اِذ یَرفَعُ اِبراهیمُ القَواعِدَ مِنَ البَیتِ وَ اِسمعیلُ رَبَّنا تَقَبَََََََََّل مِنّا اِنَّکَ السَّمیعُ العَلیمُ. رَبَّنا وَ جَعَلنا مُسلِمینَ لَکَ وَ مِن ذُرّیَتِنا اُمةً مُسلِمَةً لَکَ.)‏یعنی آن زمان که ابراهیم و اسماعیل پایه های خانه کعبه را بالا بردند (درخواست کردند): ای پروردگار. از ما قبول کن به درستی که تو دانا و شنوائی. ای پروردگار. ما را مطیع خود و مسلمان بدار و از فرزندان ما امت مطیع و مسلمان خالص خود قرار بده. آیه 67 سوره آل عمران: (‏ما کانَ اِبراهیمُ یَهُودَیاً وَ لا نَصرانیاً وَ لیکِن‏کانَ حَنیفاً مُسلِماً)‏. یعنی ابراهیم نه یهودی و نه نصرانی بود (بلکه) تابع دین حنیف اسلام بود.

باز هم اسلام حضرت ا‏براهیم و یعقوب(ع)‏و اولاد یعقوب

‏آیه 132 سوره بقره: (وَ وَصّی بِهآ اِبراهیمُ بَنیهِ وَ یَعقُوبُ یا بَنیَّ اِنَ اللهَ اصطَفی لَکُمُ الدّینَ فَلا تَمُوتُنَ اِلاّ وَ اَنتُم مُسلِمُونَ). ابراهیم به اولاد خود و هم یعقوب: پسران خود را وصیت نمود خدا برای شما دین کاملی برگزیده پس نباید تا روز مرگتان غیر از اسلام پیروی کنید.

‏اسلام حضرت یوسف (ع)

‏آیه 101 سوره یوسف: (اَنتَ وَلیّ فِی الدُّنیا وَ الاخِرَةِ تَوَفَّنی مُسلِماً وَ الحِقِنی بالصّالِحِینَ). یعنی: (خدایا مرا سلطنت و علم تعبیر حوادث و رؤیا دادی) خالق آسمانها و زمین توئی مرا ‏مسلمان بمیران و قرین شایستگان کن.

اسلام حضرت ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و فرزندان یعقوب و هم موسی و عیسی (ع)

قُولُوا آمَنّا بِاللهِ وَ ما اُنزِلَ اِلَینا اِلی اِبراهیمَ وَ اِسمعیلَ وَ اِسحقَ وَ یَعقُوبَ وَ الاَسباطِ وَ ما اُوتِیَ مُوسی وَ عیسی وَ ما اُوتِیَ النَّبیوُنَ مِن رَبِّهِم لا نُفَرِقُ بَینَ اَحَدٍ مِنهُم وَ نَحنُ لَهُ مُسلِمُونَ: یعنی بگوئید به خدا ایمان آوردیم آنچه به ابراهیم و اسمعیل و اسحق و یعقوب و اولاد یعقوب و هم به موسی و عیسی و آنچه به همه انبیاء از جانب خدا امر شده و فرقی نیست میان انبیا و ما مطیع فرمان خدا و مسلمان هستیم.

اسلام حضرت عیسی (ع)

فَلَمّا اَحَسَّ عیسی مِنهُمُ الکُفرَ. قالَ مَن اَنصاری اِلیَ اللهِ. قالَ الحَوّاریوُنَ نَحنُ اَنصارُ اللهِ. آمَنّا بِاللهِ. فَاَشهَدُ بِاَنا ‏مُسلِمُونَ. یعنی: همین که عیسی کفر (یهودیان) را دریافت به حواریون خود گفت: از شما کیست برای خدا مرا یاری دهد؟ حواریون گفتند: مائیم انصار دین خدا و به او ایمان آوردیم و تو شاهد باش ما مسلمانیم.


‏بزرگ شرط و نشانه مسلمانی نماز است و ترک آن عواقب سختی دارد

 

‏نمایندگان طایفه بنی سقیف بمنظور قبول اسلام به خدمت رسول خدا آمدند گفتند ما اسلام می پذیریم به شرط آنکه تکلیف نماز را از ما ساقط کنی.

‏رسول خدا فرمرد: فَاَمَّا الصَّلوةَ فَاِنَّهُ لا خَیرِ فی دینٍ لا صَلَوةِ‏فیهِ. یعنی ما مسلمان شدنی که توأم و همراه با انجام فریضه نماز نباشد هیچ ارزشی ندارد و نمی تواند ادعای مسلمانی کند.

‏اکنون باید دانست همه ادیان آسمانی و الهی هر کدام انجام فریضه نماز که فرمان و رکن اساسی دین و بروز بندگی و اطاعت ‏خدا است به پیروان خود واجب و تأکید کرده اند و تنها دین اسلام نیست که همه مردم خصوصاً مسلمین را موظف به انجام فریضه نماز که بزرگ شرط بندگی خدا و رکن مهم اسلام است نموده.

‏در مقررات اسلام که اکمل ادیان آسمانی و مطابق فطرت ذاتی هر انسانی در هر زمان و مکان است انواع عبادات: فکری، بدنی، مالی به پیروان خود واجب کرده ولی غیر از فریضه نماز از هر یک از عبادت هائی که مقرر شده مشروط به شرایط زمانی و مکانی و مالی است که ممکن است مسلمانی تا آخر عمرش مشمول انجام آن واجب نشود مثلاً:

حکم جهاد: که از واجبات و ضروری دین اسلام است. ولی بسیار اتفاق افتاده که مسلمانی تا آخر عمر خود زندگی کند اما موردی پیش نیاید تا در جهاد شرکت کند. (1)

عبادت زکوة: بسیارند مسلمانانی که تا آخر عمر هرگز دارای آن حد نصاب اجناسی که زکات بر آنها تعلق می گیرد نخواهند شد.

خمس: چه بسیارند مسلمانهائی که جنس یا نقدی از مؤنه سالشان به سال دیگر اضافه نمی آید تا ملزم به پرداخت خمس به اهلش گردند.

حج: و همچنین است فریضه بزرگ حج که شما هم می دانید: بسیارند مسلمانان و مؤمنین با تقوا و خدا ترسی که تا آخر عمر ‏دارای چنان مالی نشوند که مشمول شرایط استطاعت حج گردند. و همین قسم است عبادات و فرایض دیگر (غیر از نماز).

نماز: اما فریضه نماز که در عین حال آسانترین و بی خرج ترین و کم وقت ترین عبادات است بدون استثناء بر همه بنی نوع انسان خصوصاً مسلمان از زمان اول بلوغ و تکلیف (غیر از ایام حیض و نفاس «‏نقاهت زایمان» خانم ها) مؤکداً واجب گردیده که هر مسلمان بنا بر تکلیف خود (مسافر، بیمار، وقت بروز خطر) طبق مقتضیات احوالش با تسهیلاتی که مقرر است باید فریضه نماز را بخواند.

‏در قرآن کریم بیش از 300 ‏آیه مؤکداً امر به انجام فریضه نماز گردیده که خداوند هیچ یک از عبادات واجب را به اندازه نماز تأکید نکرده. اگر خواسته شود همه آیاتی که در قرآن توصیه به ‏وجوب نماز شده بنگارم خود شامل چند جلد کتاب قطور ‏جداگانه ای خواهد شد و چون هدف نگارش این کتاب اختصار و ‏نمودار حداقل واجبات نماز است از تذکر آن خودداری و فقط به 5 آیه از قرآن اکتفا گردید:

آیه 14 ‏سوره طه: (اِنَّنی اَنَا اللهُ لا اللهَ اِلّا اَنَا فَاعبُدُونی وَ اَقِمِ الصَّلوة لِذِکری)‏. یعنی همانا منم خدای خالق که سوای من خدائی نیست. پس مرا بپرستید و اطاعت کنید برای آنکه همیشه یاد من باشید و نماز را (که شرط پرستش و اطاعت است) بر پا دارید.

‏آیه 114 سوره هود: (وَ اَقِمِ الصَّلوةَ طَرفَی النَّهارَ وَ زُلفاً مِنَ الَّلیلِ. اِ‏نَّ الحَسَنَاتِ یُذهِبنَ السَّیِئاتِ ذلِکَ ذِکری لِلذّاکِرینَ). یعنی: در دو طرف روز (صبح و ظهر و عصر) و پاسی از شب (مغرب و عشا) را به نماز بایستید که این کار خوب، زشتیها و لغزش های شما را از بین می برد (خوبی جانشین بدی ها می شود) این یادآوری برای آنهائی است که نصیحت می پذیرند.

‏آیه 12 سوره مائده: (وَ قالَ اللهُ اِنّی مَعَکُم لَئِن اَقَمتُمُ الصَّلوةَ وَ آتَیتُمُ الزَّکوةَ وَ آمَنتُم بِرُسُلی وُ عَزَّرتُمُوهُم وَ اَقرَضتُمُ اللهَ قَرضاً حَسَناً لِاُکَفِّرَنَ عَنکُم سَیأتِکُم وَ لَاَُدخِلَنَکُم جَنّاتٍ تَجری مِن تَحتِهَا الاَنهارُ. فَمَن کَفَرَ بَعدَ ذلِکَ مِنکُم فَقَد ضَلَّ سَواءَ السَّبیلِ). یعنی: خدا مرا با شما امر کرده اگر نماز ‏بخوانید و زکات بدهید و به فرستادگان (انبیاء) من بگروید و ‏اطاعتشان کنید (چنان است که) خدا را قرضی نیکوئی داده اید (در عوض) گناهان و زشتیهای شما را می پوشانم و در بهشت هائیکه ‏نهرای آب در آن روان است داخلتان می کنم (ولی) هر که پس از این حکم (تمرد و نافرمانی کند) کفران نماید راه هدایت و نجات خود را گم کرده و گمراه است.

‏آیه 130 ‏سوره طه: (وَ سَبِّح بِحَمدِ رَبِّکَ قَبلَ طُلُوعِ الشَّمسِ وَ قَبلَ غُرُوبِها وَ مِن آنائیِ اللَّیلِ فَسَبِّح وَ اَطرافَ النَّهارِ لَعَلَّکَ تَرضی). یعنی: پیش از طلوع و غروب خورشید (نماز صبح و ظهر و عصر) به ستایش پروردگارت تسبیح گوی و درکناره های شب (نماز مغرب و عشا) و کناره های روز تسبیح بخوان شاید خشنود شوی.

‏آیه 132 ‏سوره طه: (وَامرُ اَهلَکَ بِالصَّلوةِ وَ اصطَبِر عَلَیها. لا نَسئَلُکَ رِزقاً نَحنُ نُرزُقُکَ وَ العاقِبَةُ لِلتَّقوی. یعنی: کسان خود را به خواندن نماز وادار کن و به کار نماز پر صبر باش و شکیبائی کن. روزی دادن را به عهده تو نگذاشته ایم بلکه ما روزی تو را می دهیم و سرانجام نیک، مخصوص پرهیز کاران است.

 

‏در فقه شیعه حکم جهاد با امر امام و حضور امام است. ولی رفع هجوم متجاوزین و حفظ آب و خاک مناطق مسلمان نشین از هجوم بیگانه برای حفظ ناموس و دین در هر زمان واجب است.


ترک نماز عواقب سختی دارد

رسول اکرم و همه معصومین (ع) ‏سفارشات مؤکدی به انجام نماز کرده و عواقب سخت بی نمازی را در صدها حدیث معتبر تذکر داده اند:

‏َمَن تَرَکَ الصَّلوةَ مُتَعَمِداً فَقَد کَفَرَ. یعنی: هر که عمداً (حتی یک رکعت) نماز واجب را ترک کند مساوی با کفر است.

‏اگر مسلمانی اصلاً اعتقاد به واجب بودن نماز نداشته باشد یا ‏عمداً نمازهای پنجگانه واجب روزانه اش را ترک کند و امر و حکم ‏نماز را با وجود آیات قرآنی فرمان خدا نداند بی گفتگو مرتد و کافر ‏است! و علاوه از اینکه در دنیا به نکبتهای گوناگون سخت زندگی مبتلا خواهد شد در قیامت هم از خشم و عذاب پروردگار خلاصی پیدا نمی کند و مشمول شفاعت هیچ پیغمبر و امام و بنده صالحی هم نمی گردند.

‏از رسول اکرم (ص) رسیده است: مَن اَعانَ عَلی تارِکَ الصَّلوةَ بِلُقمَةً اَو کِسوَةٍ فَکَاَنَّما قَتَلَ سَبعینَ نَبیاً ‏اَوَلُهُم وَ آخِرَهُم مُحَمَّدٌ (ص). یعنی هر که به بی نمازی لقمه نانی یا یه تکه ی لباس در زندگی کمک کند مانند کسی است که 70 ‏پیغمبر که اولشان آدم و آخر آنها محمدبن عبدالله (ص) پیامبر اسلام است به قتل رسانیده!

‏زیرا: همه پیامبران و برگزیدگان خدا در همه ادوار و زمان و هر شریعت امت خود را به نمازگزاری مأمور می کرده اند. و علت کشته شدن بسیاری از پیغمبران هم به دست امت خود آن بوده که همه انبیاء می خواسته اند مأموریت خدائی خود را انجام و با واداشتن مردم به یاد خدا و نمازگزاری از کارهای زشت و ظلم برحذر دارند. ولی مردم بی ایمان چون وجود پیغمبران را مانع میل و شهوت و خودسری خود می دانسته اند به کشتن آنها ‏می پرداخته اند!!! در صورتی که اطاعت امر خدا و نماز خواندن به ‏نفع خود مردم است هیچ نفع مادی به پیغمبران نمی رسیده.

‏کسانی که نماز نمی خوانند یا اعتقاد به اصل حکم نماز ندارند سخت ترین نافرمانان از اطاعت امر خدایند. هرگاه کارهای خیری چه بزرگ یا کوچک هم انجام دهند از قبیل: ساختن بیمارستان و ‏نگهداری مستمندان و سرپرستی یتیمان. خدا در آخرت از آنها ابداً ‏قبول نمی کند زیرا: به موجب این حدیث صحیح معتبر: عنوانِ صَحیفَةُ المُؤمِنَ الصَّلوة. اَوَّلَ ما سُئِلَ العَبدَ الصَّلوة اِن قُبِلَ قُبِلَ ما سَواها وَ اِن رُدَرُدَ ما سَواها. یعنی: اولین موضوعی که در نامه عمل مؤمن ثبت می شود نماز است. و اولین سؤالی هم که از ‏بندگان در قیامت می شود چگونگی انجام نماز است پس اگر نماز است پس اگر نماز ‏خواندن او قبول شود کارهای خیر دیگرش هم قبول و اجر دارد ولی ‏اگر نماز که اولین شرط فرمانبری و سرحلقه و زیربنای همه ‏کارهای خوب است قبول نشود هیچ عمل خیرش هم قبول نخواهد بود! و مانند ورشکسته ای است که همه سرمایه عمر و مال خود را به زیان داده است.

‏در آیه 27 سوره مائده قرآن مجید خدای سریع الحساب فرموده: اِنَّما یَتَقَبَلُ اللهُ مِنَ المُتَّقینَ. یعنی هر عمل خیری را خدا از غیر ‏پرهیزکاران و غیر نیکان نمی پذیرد و همچنان که گفته شد زیربنا و اساس نیکوکاری انسان اطاعت امر خداست.

آیا چگونه کسی که فرمان مؤکد واجب خدا را انجام نداده و ‏زیربنای نیکوکاری را محکم نساخته (روی چه اساسی می خواهد چند اشکوب عمارت بسازد؟) به امور بعد می پردازد و بنای نساخته را نقاشی و زینت می کند. چون بنا و پایه اصلی را نداشته البته هر چه بسازد فرو می ریزد!


هیچ عملی پیش خدا بی مزد نمی ماند
 

‏این آیه قرآن نویدی است برای همه: (مَن عَمَلَ صالحاً مِن ‏ذَکَرٍ اَو اُنثی وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَلَنُحییَنَهُ حَیوةً طَیَبَةً وَ لَنَجزینَهُ اَجرَهُم بِاَحسَن کانوا یَعمَلُونَ). یعنی هر کدام از زن یا مرد که کار نیک و خیری بجا آورند در صورتی که مؤمن باشند او را زندگی پاکیزه می دهیم و به جزا و پاداشی بهتر از آنچه کرده‏اند می رسند.

آیه 195 ‏سوره آل عمران: اِنّی لا اُضیعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنکُم ‏مِن ذَکَرٍ اَو اُنثی. یعنی عامل هر عملی چه زن و چه مرد هر چند ‏جزئی و کم باشد بی اجر و عوض نخواهد بود.

بنابراین دو آیه قرآن و چند آیه دیگر برای آنها که نماز ‏نخوانده یا اعتقاد به وجوب نماز ندارند ولی امور عام المنفعه و ‏خیری انجام می دهند حتماً بی پاداش نمی مانند برای اینگونه مردم ‏خداوند نقداً در همین دنیا پاداش عملشان را می دهد اما در آخرت هیچ نصیبی از رحمت خدا ندارند و برای نافرمانی و بی ایمانی مشمول عذاب هم خواهند بود و جواب بعضی از مردمی که می گویند:

فلان کس نماز نمی خواند اما از در و دیوار برایش می ریزد و زندگی مرفه و مال زیادی دارد، همین است که او در این دنیا اعمال خیری انجام داده‏و خدا هم حق و مزد کار خوبشان را در همین زندگی موقت چند روزه دنیا به آنها می دهد.

‏دوست من: تو زندگی مرفه این گونه کسان بی نماز را در دنیا ‏می بینی ولی حال و وضع این گونه مردم نافرمان را موقع مرگ و جان دادن که چشم حقیقت بینشان باز می شود نمی بینی!

‏تو خوشگذرانی های آنها را می بینی اما خجالت و عذاب شب ‏اول قبر و عذاب سخت عالم برزخ و شرمندگی و محرومیت او را از نظر رحمت خدا د‏ر پای میزان حسابش د‏ر محشر اطلاع نداری!!!

و چه بسا مزد و پاداش اینگونه مردمی که نماز نخواندهولی پیش قدم به امور خیر و عام المنفعه بوده اند آن باشد که شاید توفیق یابند توبه کنند و خواندن نماز را از سر گیرند در اینصورت اجر مزدی هم به اضعاف مضاعف خواهند داشت و ما تَوفیقی اِلّا بِالله.

پس نتیجه این بحث با دقت در هدف و مقصود آیات قرآنی و احادیث منقول از ائمه معصومین (ع) این است که بعد از داشتن ‏اعتقادات قلبی به اصول دین:

1- توحید 2- عدل 3- نبوت 4- امامت 5- معاد روز قیامت (که ‏در این باره هم بعداً توضیح مختصری داده خواهد شد). اهم عبادات واجب و زیربنای شریعت اسلام و نشانه ایمان و فرمانبرداری بنده خدا نماز است که خداوند حکیم واجب کرده، گفته ی هیچ ملا و ‏مجتهدی نیست. حکم نماز حکم الله است نه کسان دیگر.

 
به فرزندان خود دین و دانش بیاموزید تا رستگار شوند.

اصول دین

‏اصول دین، پایه و اساس معرفت به خدا و بندگی اوست. بر همین اساس تأکید تعالیم قرآن و امامان (ع)‏همواره این است که یک مسلمان باید با تفکّر و استدلال به حقّانیت اصول دین پی ببرد، و تقلید جاهلانه در اصول دین جایز نیست.‏اصول دین در مذهب ما شیعیان پنج اصل می باشد:

توحید

‏جهان را آفریدگار و خالقی یکتا و یگانه است، شریک و همتایی ندارد، هم اوست که جهان و انسان را آفریده و برنامۀ هدایت آدمی را در دستیابی به سرمنزل خوشبختی و سعادتی جاودانه معین فرموده است.

 

2. عدل

‏خداوند براساس حکمت، در آفرینش، هر آفریده و مخلوقی را در جایگاه مناسب و ویژه خود قرار داده است. و به هر موجود به تناسب استحقاق، لطف و عنایت می فرماید و ذات پروردگار از ستم که نشانۀ نقص و نیاز است مبرّاست.

 

3. نبوّت

خداوند براساس لطفی که به بندگان خود دارد، زمینه هدایت را برای انسان فراهم نموده است و برای تحقّق این امر انسان هایی پاک از هرگونه گناه و لغزش را همراه با معجراتی به پیامبری مبعوث فرموده است.

 

4. امامت

‏گرچه باب نبوّت با مبعوث شدن حضرت محمّد (ص) به پیامبری پایان گرفته است، امّا با دستور و تعیین خداوند، پس از پیامبر اکرم (ص) دوازده امام رسالت هدایت بشریت و تفسیر و تبیین تعالیم قرآن و سنن پیامبر عظیم الشأن را عهده دار بوده اند و هستند. سلسلۀ تابناک امامت با امام علی (ع) آغاز شده است، تا امروز که پرچم مقدّس و هدایت آفرین امامت در دست مبارک امام زمان (عج) قرار دارد.

 
معاد

عبارت از زنده شدن انسانها پس از مرگ در روز رستاخیز (قیامت) می باشد. و در آن روز هر کس به سزای اعمال نیک و بد خود می رسد و جهانی برای زندگی جاوید مهیّا شده است که ‏نیکو کاران د‏ر سعادت، و بد کاران با بدبختی و عذاب در آن بسر می برند.مرد‏ن برای همگان قطعی است و در زمان معینی همه به ‏امر خداوند زنده شده ‏و اعمال نیک و بد آنها محاسبه، پاداش و جزا داده خواهد شد.


صفات ثُبوتیّۀ خداوند

‏به صفاتی که ذات پاک خداوند دارای آن صفات می باشد صفات ثبوتیّه می گویند. مانند: 1- قادر 2- مختار 3- عالِم 4- بی نیاز 5- ابدی 6- شنوا 7- بینا 8- با ادراک 9- متکلّم 10- حیّ 11- با اراده 12- صادق و . . .

 
 
‏صفات سَلبیّۀ خداوند

صفات سلبیّۀ، صفاتی هستند که ذات خداوند یگانه از آنها منزّه و مبراست. مانند: 1- مرکّب از اجزایی نیست 2- محتاج نیست 3- صفات از ذات او جدا نیست 4- شریک و همتا ندارد 5- دارای محل و مکان نیست 6- جسم نیست 7- قابل دیدن با چشم نیست.


فروع دین کدامند؟

‏بعد از پنج اصل دین که مبانی اساسی اعتقادی هر شیعه را تشکیل می دهد، ده اصل فروع قرار دارد. با توجّه به این که اوّلین اصل فروع دین نماز است - که مورد بحث ما نیز هست - فهرست وار بدان ها اشاره می کنیم: 1- نماز 2- روزه 3- زکات 4- خمس 5- حج 6- جهاد 7- امر به معروف (گسترش دادن خوبی ها) 8- نهی از منکر (مبارزه با بدی ها) 9- تولّی (دوستی و حمایت از پیامبر (ص) و امامان (ع)‏، و دوست داشتن پیروان و دوستان ایشان) 10- تبری (بیزاری جستن و مبارزه با دشمنان خاندان نبوّت و امامت).

‏فروع دین به مانند شاخ و برگ، و اصول دین به مانند ریشۀ درخت می باشد. تا ریشه محکم نباشد از شاخ و برگ درخت کاری برنمی آید. عبادات و دستورات دینی را فروع دین می نامند که به وسیله اصول و ریشه ها که همان عقاید و نیّات پاک می باشند استحکام می یابند و ثمر می دهند.

 
نماز

‏عبادت مخصوصی برای پرستش خدا و راز و نیاز با اوست. نماز سرود توحید و یکتاپرستی و فضیلت و پاکی است. نماز ستون دین است.

 
روزه

روزه تزکیۀ نفس است و پرورش روح. به درستی که ماه ‏رمضان ماه خداوند عالمیان و شریفترین ماههاست. در این ماه ‏درهای رحمت الهی گشوده می شود. مسلمانان روزه دار باید در ماه رمضان از اذان صبح تا مغرب از چیزهایی که خدا حرام کرده است بپرهیزند. این حرامها عبارتند از: 1- خوردن 2- آشامیدن 3- جماع 4- استمناء 5- دروغ بستن به خدا و پیغمبر (ص) و امامان (ع) 6- رسانیدن غبار غلیظ به حلق 7- فرو بردن تمام سر در آب 8- باقی ماندن بر جنابت و حیض و نفاس تا اذان صبح 9- اماله کردن با چیزهای روان 10- قی کردن.

 
خمس

‏خمس دادن یک پنجم (20 درصد) از درآمد و منفعت سالانه می باشد، که بر دو بخش است: یک سهم آن سهم سادات وسهم دیگر آن سهم ‏امام (ع) است.

‏سهم سادات بنا بر احتیاط واجب باید به مجتهد جامع الشر ایط یا سادات نیازمند پرداخت شود، و سهم امام (ع) به مجتهد جامع الشرایط یا به کسی که او اجازه می دهد با شرایط تعیین شده در شرع مقدس اسلام باید پرداخت گردد.

 
زکات

پرداخت قسمتی از مال است، و انسان باید زکات را به قصد ‏قربت یعنی برای انجام فرمان خداوند عالم پرداخت نماید و در صورتی واجب است که مال به مقدار مشخصی برسد، و مالک آن بالغ و عاقل و آزاد باشد و بتواند در آن مال تصرف داشته باشد؛ زکات بر نه (9) چیز واجب است: 1- گندم 2- جو 3- خرما 4- ‏کشمش 5- طلا 6- نقره 7- شتر 8- گاو 9- گوسفند و کسی که صاحب یا مالک یکی از اینها باشد باید تحت شرایط خاص، مقدار ‏معین شده را به یکی از مصارف لازمه برساند.

 
حج

‏زیارت خانۀ کعبه در مکّۀ معظمه و انجام اعمالی است که دستور داده شده تا در آن مکان به جا آورده شود، و برکسی که ‏شرایط زیر را دارا باشد، واجب است: 1- بالغ باشد 2- عاقل و آزاد باشد 3- توانایی های لازم را برای انجام حج داشته باشد.

 
امر به معروف
نهی از منکر

‏امر به معروف یعنی در جهت ترویج و تقویت نیکی ها کوشیدن، و نهی از منکر یعنی در برخورد با بدی ها و ناراستی ها آگاهانه مبارزه ‏کرد‏ن. کسی که این امر مهم را می خواهد انجام دهد، باید معروف و منکر را بشناسد و احتمال تأثیر را بدهد و در امر و نهی مفسده ای نباشد و بداند شخص معصیت کار قصد دارد‏که معصیت را تکرار کند.

 
جهاد

‏جهاد به معنای جنگ و مبارزه با دشمنان دین و سرزمین اسلامی است. زمانی که دشمن به سرزمین مسلمانان هجوم می آورد ‏بر تمام مسلمانان واجب است که دفاع از سرزمین خویش را به هر وسیله ای که امکان د‏ارد برعهده‏بگیرند و از بذل جان و مال هیچ واهمه ای نداشته باشند.

 
تولی

10. تبری

‏تولی در لغت به معنی دوستی است، و به معنای دوستی با خداوند،پیامبران و ائمه معصومین (ع)‏می باشد. نه تنها باید آنان ‏را دوست داشته باشیم بلکه همۀ کسانی را نیز که آنان را دوست دارند باید دوست بداریم. و تبری به معنی بیزاری جستن، دوری کردن و دشمن بودن با دشمنان خداوند، پیغمبران و امامان (ع) می باشد.


اقسام فرامین الهی

فرامین اسلام در ارتباط با انجام امور به پنج دسته تقسیم می شوند:

1- واجب: عملی است که خداوند به انجام آن فرمان داده‏است و انسان حقّ عدم انجام آن را ندارد و در صورت انجام ندادن مجازات می شود مانند: نماز، روزه‏، خمس، زکات و ...

2- مستحب: عملی است که خداوند انجام آن را از بندگان خود خواسته و عمل به آن موجب نزدیکی بیشتر انسان به خدا می شود، امّا انجام ندادن آن مجازات د‏ر پی ندارد. مانند: نمازها و روزه های مستحبی و ...

3- حرام: عملی است که خداوند بندگانش را از انجام آن نهی ‏فرموده است و در صورت انجام، مجازات خواهند شد. مانند: دروغ، رباخواری، قماربازی، غیبت و ...

4- مکروه: عملی است که اگر چه بر انجام ندادن آن همانند حرام دستور صریح از طرف خداوند نرسیده است، امّا انجام آن نیز مورد تأیید الهی نیست و عدم انجام آن موجب نزدیکی بیشتر به خداوند می شود. مانند: پُرخوردن، زیاد خوابیدن، پُرگویی و ...

5- مباح: عملی است که انجام یا عدم انجام آن یکسان و مساوی است. مانند اینکه بخواهیم در مسافرت از ماشین یا هواپیما استفاده‏کنیم و ...


‏انواع نجاسات
 

‏نجاسات یازده مورد هستند که عبارتند از:

1- بول (ادرار) 2- غایط (مدفوع) انسان و هر حیوان حرام گوشت 3- سگ 4- خون انسان و هر حیوانی که خون جهنده داشته باشد 5- خوک 6- منی انسان7- خون8- شراب (کلیۀ مست کننده ها) 9- کافر 10- مردار حیوانی که خون جهنده دارد11- فقاع (آب جو)

 
 
اهمیت نماز

نماز از مهمترین دستورات الهی است و در اهمیّت آن همین بس که آمده است:

نماز ستون و بنیان دین است.

و یا حضرت علی (ع) فرموده اند:

بدان که هر عملی از تو در گروه نماز توست.
 
 
نمازهای واجب
 

شش نماز جزو نمازهای واجب می باشند که از جمله آنها، نمازهای روزانه است. برای اطلاع بیشتر شما عزیزان نمازهای ‏واجب ششگانه را بر می شماریم:

1- نماز روزانه 2- نماز میّت 3- نماز طواف واجب خانه کعبه 4- نماز قضای پدر و مادر 5- نمازی که به واسطۀ اجاره‏، نذر، قسم و عهد واجب می شود 6- نماز آیات

 
 
نمازهای روزانه
 
نمازهای واجب روزانه 5 ‏مورد می باشد که به ترتیب عبارتند از:

1- نماز صبح، دو رکعت 2- نماز ظهر، چهار رکعت 3- نماز عصر، چهار رکعت 4- نماز مغرب، سه رکعت 5- نماز عشا، چهار رکعت.

 
 
واجبات نماز
 

‏اکنون واجبات نماز را برمی شماریم، و پیرامون هرکدام توضیح مختصری می دهیم:

1- نیّت 2- تکبیرة‏الاحرام (گفتن الله اکبر در اوّل نماز) 3- قیام (به معنای ایستادن) 4- قرائت 5- رکوع 6- سجود 7- ذکر که عبارت است از ذکر رکوع و سجود 8- تشهد 9- سلام 10- ترتیب 11- موالات (پی در پی بودن اجزاء نماز)

 

برای آشنایی بیشتر، توضیحاتی پیرامون واجبات یازده گانۀ نماز ارائه می گردد:

1. نیّت: منظور آن است که انسان نماز را بداند برای رضای ‏خداوند اقامه می کند. لازم نیست نیّت به زبان بیاید، همین قدر که نمازگزار بداند هدفی که از خواندن نماز دنبال می کند کسب رضایت خداوند می باشد کافی است.

تکبیرةالاحرام: یعنی در اول هر نماز واجب باید الله اکبر گفته شود. باید توجّه داشت که هنگام گفتن تکبیرة الاحرام انسان توجّه و آرامش کافی داشته باشد. بالا بردن دستها هنگام گفتن ‏تکبیرةالاحرام تا مقابل گوش ها، مستحب است.

قیام (ایستادن): یعنی در موقع گفتن تکبیرةالاحرام و پیش از رکوع باید نمازگزار ایستاده باشد، و در این حال نباید نمازگزار بدن را حرکت دهد یا به جایی تکیه کند.

قرائت: خواندن سورۀ حمد و یک سورۀ تمام دیگر در رکعت اوّل و دوّم در همه نمازهای روزانه را قرائت می گویند.

رکوع: رکوع به معنای آن است، که نمازگزار پس از خواندن حمد و سورۀ دیگر به اندازه ای خم شود که دستهای او به زانوانش برسد.

سجود: گذاردن پیشانی و کف دو دست و سر دو زانو و سر ‏دو انگشت بزرگ پاها را به زمین سجده می گویند، و نمازگزار بعد ‏از رکوع باید دو سجده انجام دهد.

تشهد: ذکری است که باید در رکعت دوم همه نمازهای واجب و رکعت سوم نماز مغرب و رکعت چهارم نماز ظهر، عصر و عشاء گفته شود، که در جای خود توضیح داده خواهد شد.

سلام: سلام ذکری است که در آخر همه نمازها، پس از تشهد خوانده می شود که بعداً توضیح بیشتری داده خواهد شد.

9. ترتیب: ترتیب به معنای آن است که قسمت های نماز به دنبال هم و بدون جابه جایی به جا آورده شود. یعنی سجده حتماً باید‏بعد از رکوع باشد، یا رکوع بعد از خواندن حمد و سوره به جا آورده شود.

10. موالات: معنای موالات آن است که قسمت های مختلف نماز پشت سر هم به جا آورده شود. یعنی بین آنها به اندازه ای ‏فاصله ایجاد‏نگردد که به نظر نیاید نماز خوانده می شود.


برای هر نماز باید خود را تطهیر کنیم

آن کس که می خواهد نماز بخواند و روح خود را در گفتگو با ‏خداوند پاک سازد، باید جسم خود را نیز برای هر نماز پاکیزه نماید. پاکیزه‏ساختن جسم برای هر نماز آداب و روشی دارد که آن را وضو می گویند.

 
 
می گویند چرا باید نماز را به زبان عربی بخوانیم

‏این جواب متعدد و بسیار است اما مختصرترین و جامع ترین جواب از این قرار است:

خداوند مشیتش چنان اقتضا کرده ‏که در دوره‏ای از گردش روزگار وقتی که همه فرزندان آدم از اختلاف کلمه و عقیده ‏و از ستیزه‏جوئی و خودخواهی و مال پرستی و شهوت رانی و حق کشی و ‏جنگها و خونریزی و نفاق و طمع و کینه توزی به جائی نرسند و خسته و وامانده ‏و سرخورده و در جستجوی پیوستگی شوند، آنگاه‏خدای رحیم به دست امام مهدی (عج) آخرین ذخیره ‏هدایت و پیشوای پر قدرت و دانش و صالح و چنان مصلحی که دیگر مجالی ‏به منافق و دورو و دین سازان بی عقل نخواهد داد همگی افراد بشر ‏را از سفید و سیاه ‏و زرد و سرخ در سرتاسر جهان زیر یک پرچم وحدت لا اله الا الله و محمد رسول الله و علیاً ولی الله به تعلق خاطر گرد هم آورد.

‏آن وقت است که همه اولاد آدم با دست دوستی و برادری و صلح و صفا و اتحاد به هم می پیوندند و همه مردم و در عین اینکه هر نژاد و قوم و هر ملت و هر کشور با زبان و لهجه محلی خود هم صحبت می کنند ولی یگانه زبان رسمی همگانی آن دولت اَبَد مدت روحانی آن روز که مفهوم و رواج همگی نوع بشر خواهد شد همان زبان قرآن و عربی فصیح خواهد بود (وَ لَو کَرهَ الکافِرونَ).

آن روز حسد و خدعه و دروغ و تزویر و خرابکاری از میان همه افراد جهان ریشه کن و منافقان خودسر و بدخواهان اگر احتمالاً زنده مانده باشند کاملاً ذلیل و حقیر و مؤمنان با دانش و بینش و عزیز خواهند شد.

‏آن روز همه رو به سوی یک قبله و جز برنامه و قانون قرآن هیچ روالی سریان و جریان نخواهد داشت و وعده خدای لا تُخلفُ المیعاد و فرّ و شکوه اسلام آشکار خواهد شد. انشاءالله.

همین امروز هم وحدت و رواج زبان عربی در میان همه مسلمین بیش از یکصد کشور جهان روشن و آشکار است: اگر شما به سفر حج رفته اید دیده اید. اگر نه از آنها که هر ساله در آن سازمان و جامعه بین المللی جهانی اسلامی (حج) رفته اند بپر سید؟: که هر ساله بیش از یک میلیون نفر مسلمان از همه اقطار جهان از شرق و غرب و جنوب و شمال کره زمین (حتی از کشور های ‏کمونیزم) باکمال مساوات و براد‏ری در موسم حج در مدینه و مکه و منی و عرفات و مشعر گرد هم جمع می شوند در عین حال که همه مسلمین آسیائی و اروپائی و آمریکائی و آفریقائی و استرالیائی با هزاران زبان و لهجه های محلی خود چنان باهم صحبت می کنند که ملتهای د‏یگر حتی یک لغت آن را هم نمی فهمند.

اما در مراسم دینی: نماز جماعت در مسجدالنبی و مسجدالحرام آن همه افراد مختلف النژاد و هزار گونه زبان متحداً نماز را با زبان ‏پیغمبر اسلام و قرآن به عربی می خوانند و همه می فهمند دیگری چه می گوید.

همه این ملتها با هزاران زبان و لغت های محلی در اعمال مناسک حج با یک زبان رسمی اسلام می گویند: لَبَّیکَ اَللّهُمَّ لَبَیک و می خوانند: اِلهی عَبدُکَ وَبنُ عَبدُکَ وَ بنُ اَمَتُکَ واقِفٌ عَلی بِابِکَ فَتَصَدَق عَلَینا بِرَحمَتِکَ. همه و همه می فهمند که دیگری: ‏چینی، ژاپنی، آلمانی، انگلیسی، هندی، بلغاری، افغانی، سودانی، ‏مکزیکی، کانادائی، ایتالیایی، فرانسوی، اتریشی و ویتنامی چه می خواند و چه می گوید.

همین امروزه می دانیم بسیاری از کشورهای مختلف زبان د‏ر اتحادیه جامع ملل در گرد هم جمع می شوند ولی چون زبان رسمی ‏سازمان ملل فقط زبان انگلیسی است به این معنی که نماینده‏هر ‏کشوری (خواه ‏ترک یا عرب خواه ‏روسی یا بلژیکی و غیره‏) بخواهد در آن جامعه حضور یابد و به نفع خواسته های کشور خود اظهار و اقدامی کنند ناگزیر و ناچارند با زبان انگلیسی صحبت کنند و با زبان انگلیسی بشنوند و بخوانند و بفهمند و بنویسند و نماینده هر کشوری اگر زبان انگلیسی را کامل نداند وجودش بلا اثر است.

حال آیا شما تصدیق نمی کنید وقتی همه مردم جهان هم که یکدل و یک دولت و آئین باشند باید یک زبان رسمی بی نقص و کامل که از هیچ زبان دیگر عاریه یا غضب نکرده ‏باشد داشته باشند قبول کنند؟ تا همه از مقررات و اخبار آن روز جهان آگاه ‏باشند؟

فرضاً بقول شما اگر هر قوم و ملتی بخواهد نماز را با زبان مادری و ملی خود بخواند مسلماً معنی قرائت و ذکر نماز عوض می شود زیرا هیچ ترجمه و مترجمی نمی تواند لطف و بلاغت زبانی که ترجمه می شود رعایت کند همچنان که وقتی شاخه گلی را از بوته اصلی جدا کنیم هرگز طراوت و زیبائی و دوام خود را ‏نمی تواند نگهدارد بعلاوه هر ملتی برای خود صدها لهجه و لغت ‏دارد مثلاً:

در همین چهار دیواری و حدود کشور خودمان ایران: برای بیان کلمه (برادر) ببینید و دقت کنید چند گونه تلفظ وجود دارند: شیرازیها به برادر می گویند (کاکو)، قشقائیها می گویند (کاکا)، قزوینی ها می گویند (دادا)، کرمانشاهی می گویند (داشی)، گیلانی و دزفولی می گوید (برار)، تهرانی می گوید (داش) اصفهانی می گوید (داداشی)، آذربایجانی می گوید (قارداش) و شهرستانهای دیگر ‏ده ها واژه دیگر دارند.

خوب دوست بی غرض و هوشیار من ببینید در محدوده یک ‏کشور یک ملت ایران برای یک کلمه برادر چند واژه استعمال می شود! حال اگر لغت ها و لهجه همه مردم جهان را بسنجیم سر به کجا خواهد کشید و چه هرج و مرج و ناهنجاری پیش خواهد آمد؟!

مشکل تر از همه اینکه هرگاه فرضاً خداوند مقرر می کرد نماز را به زبانی غیر از عربی مثلاً به زبان فرانسه بخوانند همین ‏بهانه گیری و اظهار سلیقه ی شما را ملت عرب و ملتهای دیگر ‏می نمودند که چرا با زبان فرانسه نماز بخوا نیم؟ پس با وجودی که ‏همه دانشمندان جهان تصدیق کرده اند زبان عربی کامل ترین و با وسعت ترین زبانها است. خداوند هم دین کامل اسلام را با زبان کامل عربی مقرر فرموده تا از اختلاف لهجه و نقص لغت و عاریه گرفتن از زبانهای دیگر بی نقصان باشد.

زبان دانان و لغت شناسان می دانند اگر خواسته شود بجای جمله ‏(اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمین) مفهوم کامل این جمله به زبانهای دیگر بیان شود فصولی مفصل و بلکه کتبی قطور و پر ورق باید نوشت زیرا کلمه (اَلحَمد) کلمه جنس شُکر است. با این کلمه آنچه شُکر از نعمتهائی که در دنیا و هم در آخرت تصور شود همه جمع است که اگر بخواهیم یکی به یکی نام ببریم تا چند ساعت باید نام برد تازه کامل نخواهد شد.

‏یکی از همه نعمت هائی که به نظر شما نیامده خلقت مناسب خود توست که هر عضوی بجا و کارآمد برای زندگی توست.

‏وجود عدسی کوچک مردمک چشم تو همه بزرگی و کوچکی اشیاء را می بیند و تو را به هر کاری بخواهی راه می نماید. نعمت دیگری که تو به هیچ حسابی حسابش نمی کنی عمل جَذب و دَفع ‏غذای توست که اگر نیم روز. آری فقط نصف روز مختل شود ‏زندگی و عرصه زندگی به تو تنگ و تلخ می شود. به این پزشک و ‏آن دوا رو می آوری که اگر علاج نشود (اشتهای غذا نداشتی و یا آنچه خورده ای دفع نکنی) هلاکت و مرگت حتمی است!

و همچنین اگر خلعت گرانبهای عقل نداشتی زهر را بجای نوش ‏می خوردی و پرتگاه را بجای راه راست می پیمودی و خود به ‏دست خود نابود می شدی. آنچه حسابگران سالها بشمار آرند باز ‏یکی از هزاران نعمت را نمی توانند منظور نمایند و اصلاً خداوند در صنعت آفرینش عطایائی مرحمت فرموده که غیر از انبیاء هیچ ‏بنی آدمی آن نعمتها را نشناخته تا به شُکرش بپردازد و خلاصه آنکه کلمه (اَلحَمدُلِلّهِ) شُکر جمیع نعمتهای شناخته شده و شناخته ‏نشده است که به زبان نمی توان شمرد!

‏برای کلمه (رَبَّ) صدها واژه: پرورنده و مربی و راهنما و استاد و مرشد و تعلیم دهنده مخلوقات دریاها و زمینها و گیاهان و اشجار و معادل و صدها امثال آنها را بکار بریم باز جای معنی (رَب) را پُر نمی کند!

همچنین برای کلمه (اَلعالَمینَ) باید طوماری از اطلس های مدونّه عالم که نام تمامی کرات آسمانی و زمین و کوهها و رودها و نهرها و اشجار و نباتات و معادن و ذرات خاک و هر چه جاندار دریائی و زمینی و هم خواص فیزیکی و ترکیبات شیمیایی و ‏فرشتگان و جن و انس و بهشت و جهنم و آنهائی که هنوز بشر به ‏آن ها دست نیافته نام برد تازه معنی (اَلعالَمینَ) نمی گردد.

پس با خواندن 4 ‏سطر سوره (اَلحَمد) هزاران برابر محتوای کتابخانه های موجود در عالم را خوانده ایم. آیا سزاوار نیست از لحاظ صرفه جوئی وقت هم که باشد زبان وحی و قرآن را بر سایر زبانها ترجیح دهیم؟

 
 
‏تعریف زبان عربی تمجید از قوم عرب نیست

‏تصور و اشتباه نشود که خواسته ام از قوم عرب متعصب و پرنخوت و نفاق پیشه و لجوج تمجید کنم. زیرا خداوند در چند آیه قرآن عادات عرب را به شدت مذمت نموده (اَلاَعرابُ اَشَدُّ کُفراً ‏وَ نَفاقاً). قضاوت تاریخ هم روشن کرده قوم عرب از اول بعثت رسول اکرم (ص) چه موانعی در پیشرفت اسلام بوجود آورده ‏و ‏با خاندان رسول خدا چه رفتار زشت و ننگ زائی کرده و پیشوایان اسلام را کشتند و موجب تفرقه اتحاد اسلام و پیدایش چند مذهب در یک دین عربها بودند!

همین امروز اگر اعراب قومی متحد و کاردان بودند میدان رجزخانی به یک مشت یهودی بی وطن سرگردان (بنام صهیونیسم) نمی دادند! این سه میلیون یهودی در سرزمینی تشکیل (اسرائیل) داده اند که مانند لقمه کوچکی در کام و حلقوم عربهاست و به خوبی می توانند هضمش کنند ولی به واسطه خودخواهی و نفاقشان از دفعش عاجز مانده اند!

‏بوعلی سینا با این قطعه شعر اسلام و عرب را از هم جدا معرفی کرده‏می گوید:

‏گر چه عرب زد حرامی به ما داد یکی دین گرامی به ما

ما که ز جور خلفا سوختیم وز آل علی (ع) معرفت آموختیم


‏مسلمان فرمان خدا را بی چون و چرا انجام می دهد

جواب آخر و کامل این است که مسلمان مؤمن نباید در مقابل ‏حکم خالق از خود چون و چرا و اظهار سلیقه کند. مگر انسان به ‏خواست خود به دنیا آمده؟ یا تنفس ریه ها و طپش قلب در اختیار توست؟ آنکه تو را خلق کرده هم او چنین فرمان داده نماز را به زبان وحی و زبان قرآن و رسول خدا بخوانید. آیه 37 ‏سوره الرعد: (‏وَ کَذلِکَ اَنزَلناهُ حُکماً عَرَبِیّاً وَ لَئِنِ اتَبَّعتَ اَهوائِهُم بَعدَ ما جائِکَ مِنَ العِلمَ مالِکَ مِن وَلِیٍّ وَ لا واق). ترجمه: همچنینقرآن را با زبان عربی نازل کردیم اگر با وجود این دانشی که به سوی تو آمده هوسهایشان را پیروی کنی در پیش خدا دوست و ‏نگهداری نداری. حکم، حکم الله است و بس. و با دلایل مختصری ‏که خواندیم باید کج سلیقگی ها را موقوف کرد تا وحدت و همبستگی مسلمین محفوظ بماند.

 
‏نماز موجب روحانیت و برکت دنیا و سعادت آخرت است

‏باید مسلمان نماز را محضاً لله و به نشان اطاعت و فرمانبرداری ‏بخواند ولی طبق احادیث بسیار و معتبر نماز اثرات بسیار سودمندی در وضع زندگی دنیا و نجات آخرت نمازگزار دارد که حدی برای آن نمی توان شمرد زیرا خداوند کریم و ذوی الاحسان است:

1. نمازگزار طبعاً از بسیاری کارهای زشت خودداری می کند.

2. روزیش زیاد و کم زحمت تر به او خواهد رسید.

خدا محبّت و دوستی نمازگزار را در قلوب مردم حتی ‏حیوانات جایگزین می کند (در صورت اعتقاد آزارش نمی کنند).

چون امین مرد‏م است کارهای پرسود به او رجوع می کنند (موجب کثرت مال و گشایش زندگی اش می شود).

وقت شناس و وظیفه شناس خواهد بود (هر کاری را به موقع انجام می دهد و نفع مالی و اخلاقی می برد).

همسایگان و همکاران و فرماندهان و فرمانبران و همراهان ‏او د‏ر امانند (پس هیچ کس با چنین کسی دشمنی نمی کند).

7. او برای همه خیر و خوبی می خواهد (هیچ کس هم بدخواه ‏او نیست).

8. مال خود را در راههای بد و زشت خرج نمی کند (ترسی از ‏ورشکستگی و قرض داری ندارند).

از خرید و فروش اشیاء دزدی و حرام و قاچاق خودداری ‏می کند (مورد اتهام هیچ دستگاهی قرار نمی گیرد و محکوم و ‏زندانی نخواهد شد).

10. باکسانی رفاقت و آمیزش می کند که چون خودش صالح و ‏سالم و خوشنام باشند (به عادات زشت و قمار و افیون و میگساری مبتلا نخواهد شد).

11. ربا نمی خورد و احتکار ارزاق را حرام می داند و غش در اجناس مورد معامله اش نمی کند (از بازرس هراسی ندارد از ‏سرزنش و ملامت دیگران در امان است).

12. به چشم خیانت به زن و فرزند دیگران نمی نگرد (پس زن ‏و فرزندش از خیانت این و آن محفوظ خواهند بود).

13. چون فرمان خدا را بموقع و با نیت خالص انجام می دهد (خدا دعایش را مستجاب و حاجاتش را روا می کند و اگر به صلاحش نباشد در آخرت به پاداش عبادتش می رسد).

14. چنین بنده مطیع خدا همیشه خانه اش محل تردد فرشتگان ‏است (برکت در خانه اوست و محتاج کسی نخواهد بود).

15. چون توکل به خدا دارد قلبش مانند کشتی که لنگر انداخته آرام است بخل و حسد ندارد (زندگیش کم یا زیاد شیرین و اعصابش آسوده خواهد بود).

16. خدا را مؤثر در امور می داند از پیش آمدهای زندگی کوفته و خسته نمی شود (تملّق نمی گوید. خودکشی نمی کند. صبر می کند تا خدا گشایشی در کارش فراهم آورد).

17. در کشمکش زندگی بردبار و حلیم است (فحش نمی دهد. کتک نمی زند و فحش و کتک هم نمی خورد. با متانت زندگی می کنند).

18. چون می داند هر کسی در گرو اعمال خویش است (به کسی ظلم نمی کند).

19. قیافه اش نورانی و دوست داشتنی است (هیچکس از او متنفّر نیست).

20. خداوند سرنوشت آینده اش را با الهام قلبی به او می فهماند (با احتیاط به کارها اقدام می کند).

21. چون از راه حلال کسب می کند و به راه حلال خرج می کند (در قیامت حسابش آسان است).

22. حضرت رسول به اصحاب خود چنین فرمود: اَرَاَیتُم لَو اَنَ نَهراً بِبابِ اَحَدَکُم تَغتَسِلُ فیهِ کُلَّ یَومٍ خَمساً ما یَقُولُ ذلِکَ مِن دِرنَة؟ قالُوا: لا یَبقی مِن دِرنِه شَیئاً. قال (ص): فَذلِکَ مِثُلِ الصَّلوةِ الخَمسَ یَمحُو اللهِ بِهِ الخَطایا. یعنی: اگر شما ببینید کسی از شما روزی 5 بار میان نهر آبی که از جلو خانه اش می گذرد شستشو کند آیا از چرکی و کثافت تمیز نمی شود؟ گفتند چرک و ‏آلودگی در او باقی نمی ماند.

رسول خدا فرمود: همین طور است کسی که روزی پنج نوبت رو به خداوند کند و نماز بخواند خدا تمام گناه و خطا های او را از نامه عملش پاک می کند (او را هم توفیق می دهد حق مردم را هم ادا کند).

 
‏ِإِنَّ شَفاعَتَنا لا تَنالُ مُستخِفاً بالصَّلوة
آن کس نماز را خوار شمارد همانا از شفاعت ما محروم ماند.
حضرت امام صادق (ع)
 
 
می گویند خدا همه جا حاضر است چرا رو به قبله باید نماز خواند؟
 

‏آری خدا در همه جای عالم حاضر است ولی خدا می خواهد بنی نوع انسان خصوصاًَ مسلمین همه با یک هدف و متفقاً به یک سمت پیش روند از همه چیز و هر تفرقه رو برگردانند و با یاد خدا به خانه کعبه و مرکز وحدت یکدل رو کنند تا خودپرستی ها و خان خانی ها محو شود!

قبله ی همه انبیاء از حضرت آدم و نوح و ابراهیم و اسماعیل (ع) همین خانه کعبه و مرکز ایمان به خدا بوده. پیمانی که در روز اَلَست خدا از اولاد آدم گرفت (که من پروردگار شما ‏و شما بندگان منید همه ذریه آدم گفتند: بلی) این پیمان را با حجرالاسود بدست ابراهیم خلیل در شریف ترین رکن خانه کعبه قرار داد تا هر که به پیمان خود (در عالم ذر) وفادار است او را استلام ‏کند و رو به خانه کعبه نماز کند و اطاعت خود را بروز دهد.

‏مقرر فرمود آنان که در مسجدالحرام حاضرند از هر طرف رو به خانه کعبه نماز کنند و آنان که در شهر مکه ساکنند از هر طرف رو به مسجدالحرام و هر که در هر جای عالم است رو به شهر مکه که حرم خدا و مرکز وحدت و همبستگی و پیوستگی است نماز و عبادت کند.

در دوره جاهلیت به عللی موقتاً قبله مسجد اقصی در بیت المقدس مقرر شد. ولی در سال 2 ‏هجرت رسول خدا طبق آیه 144 ‏سوره بقره قرآن مجدداً قبله همه خدا پرستان خانه کعبه مقرر شد یعنی همان نخستین. قبله و مرکز ایمان و خانه وحدت و اتحاد. تا فرزندان آدم بدون تشتّت عقیده و تفرقه یک قوم و امت واحد و یک هدف داشته باشند.

‏آنها که به شهر بیت المقدس و مسجد اقصی رفته اند دیده اند پیروان سه دین هر کدام به سوئی سجده می کنند این خود نمونه ایست از نفاق و ذلت و تفرقه هدف. خانه کعبه نشانه و هدف ‏یگانگی است تا همه یکدل و یک قول پیشروند.

نخستین عبادت سرای زمین ‏خود این کعبه دیر بنیان ما

سرای نخستین که ما بی دریغ ‏نگهبان او او نگهبان ما

 
 
‏خدا هیچ کس را بیش از توانائیش موظف به تکلیفی نکرده

‏در عین آنکه شریعت و دین حنیف اسلام همگان را به همکیشی و یک دلی و یک روش متعادل دعوت کرده. از هر فردی تا حدقدرت و توانائیش انجام تکلیف خواسته مثلاً در قسمتی از آیه 286 ‏سوره بقره فرمود: (‏لا یُکَلِّفُ اللهَ نَفساً اِلّا وُسعِها) و آیه 233 ‏همان سوره: (لا نُکَلِّفُ نَفسٍ اِلّا وُسعِها) یعنی هرکسی ‏مطابق توانائی خود در هر زمان یا مکان باید تکالیف دینی و مالی و اخلاقی خود را انجام دهد و بیش از آن حد موظف نیست در آیه 185 ‏سوره بقره هم فرموده: (یُریدُ اللهُ بِکُمُ الیُسرِ وَ لا یُریدُ بِکُمُ العُسر)‏. یعنی: خدا نمی خواهد شما را به سختی وادارد بلکه راههای آسانتر برای شما معین نموده‏.

دین اسلام سازگار و متعادل با فطرت ذاتی بشر مقرر گردیده‏. نه آنقدر سخت است که خارج از طاقت انسان باشد و نه آنقدر آسان که کسی موظف به وظیفه ای نباشد.

‏چون گفتگوی ما در این نگارش تنها در مورد نماز است از ‏موارد دیگر که مربوط به فریضه نماز نیست در اینجا خودداری می کنیم.

‏در بعضی موارد که هرگاه انسان مسافر یا بیمار و قادر به ایستادن نباشد و یا مواجه با خطری باشد در تکلیف نمازش استمهال یا تخفیف و تسهیلاتی در فقه اسلامی مقرر گردیده که اگر ‏غیر از تکلیف مقرر خود هم انجام دهد مورد قبول نیست و مخالف فقه اسلام است مثلاً:

‏اخیراً می گویند حالا که شخص با هواپیما به سفر می رود و دیگر پیاده و با کوله بار و کجاوه و الاغ سواری سفر نمی کند چرا باید نماز و روزه اش را قَصر (کوتاه تر از اوقات غیر از سفر) انجام دهد؟

‏دو جواب را می توان به این سؤال بیان کرد: 1- دین اسلام مقررات کلی برای هر زمان و هر مکان و همه افراد انسان منظور نموده 2- هم اکنون که بشر پا به کره ماه گذارده به مقیاس 01/0 بیشتر مردم با هواپیما و وسائل آسان مسافرت نمی کنند اگر صحیحاً آمارگیری شود اکثر مردم هنوز در مسافرت گرفتاریها و زحمتهائی پیش از اقامت در محل خود را دارند و خداوند نوعاً تسهیلات منظمی برای همه و همیشه مقرر فرموده.

‏لذا طبق آیات قرآن و مقررات فقه اسلامی شخص مسافر باید نمازهای چهار رکعتی (ظهر و عصر و عشا) را دو رکعت بجا آورد و بعد هم قضا ندارد.

‏یا اگر کسی بواسطه بیماری و یا نقص پا و کمر نتواند بایستد ‏می تواند به دیوار یا عصا تکیه کند. اگر نتواند بنشیند. باز اگر نتواند به پهلو و یا درازکش و هر طور که راحت و قادر باشد نماز کند. در سجده و رکوع تا هر اندازه که بتواند خم شود و اگر نتواند چیزی که سجده‏بر آن جائز است با دست یا تکیه گاه به پیشانی خود برساند.

‏اگر کسی برای وضو و غسل موانع بهداشتی داشته باشد (جراحت یا آنکه اگر رسیدن آب به بدن ضرر برساند یا وقت غسل یا وضو گرفتن برای او تنگ باشد) واجب است مطابق رسائل ‏عملیه فقها بجای غسل تیمم بدل از غسل یا بجای وضو تیمم بدل از وضو بکند.

 
 
نماز خوف

‏در مواقع خطر (حمله دشمن یا حیوانات موذی و درنده - آتش سوزی یا غرق شدن) واجب نیست نمازگزاران حتماً رو به ‏قبله و بی حرکت باشند و رکوع و سجود را صحیحاً بجا آورند. البته ‏از بجا آوردن نماز معاف نیستند ولی حتماً تا وقت نماز نگذشته به ‏هر نحو که ممکن است (در حال خزیدن، داخل سنگر، درحال فرار و دویدن بهر سمت)ولو آنکه رو به قبله نباشد نماز را بخواند ولی اگر بتواند و وضعسخت و پرخطر نباشد وقت گفتن تَکبیرَةُالاِحرامُ و خواندن تسبیحات اربع صورت خود رابه سمت قبله کند و اگر در اینگونه پیش آمدها کسی نمازش را‏ترک کند مقصر است و گناه کرده حتی اگر در حال تسلیم جان هم باشد باید اقلاً ‏خواندن نماز را به فکر و خاطر خود بگذراند. یا کسی به ا‏و تلقین کند.


هر دانشجو باید از استاد بپرسد و یاد گیرد

همه می دانند کسی که به موضوعی آشنا نیست و مطلبی را نمی داند باید از کسی که بیشتر می داند بپرسد و طالب هر هنری ناگزیر باید از تعلیم استادی هنرمند استفاده نماید.

‏در آموختن مقررات دین هم هر کسی باید سعی کند اقلاً مقررات عبادات و حلال و حرام و مکروه و مستحب و مباح را یاد ‏بگیرد ولی چون همه مردم به واسطه کسب وکار زندگی نمی توانند ‏در علوم دینی و فقهی به درجه اجتهاد عالی برسند هر مسلمان برای قبولی و صحت اعمال و عبادت خود و مقررات کسب و زراعت و امور اقتصادی (طبق احکام قرآن) واجب است از مراجع عالی اجتهاد که شرایط مشروطی دارد تقلید نمایند (وظایف دینی خود را یاد بگیرند). (1)

 
 
‏تاریخ و مسأله تقلید از مراجع عالی تقلید چگونه و از کی شروع شده؟

‏چه در زمان رسول اکرم (ص) و چه در زمان هر یک از ائمه شیعه چنین مقرر بوده که: چون پیغمبر یا هر یک از ائمه (ع)‏که مثلاً در شهر مدینه ساکن بودند و مسلمین ساکن ولایات مسلمان نشین ظاهراً دسترسی به پیغمبر یا امام نداشتند از جانب پیغمبر یا امام وقت یک نفر از مسلمانهائی که از دیگران دانشمندتر و پرهیزکارتر و خلیق تر بوده برای تعلیم مردم و رسیدگی به امور مسلمین آن شهر پیشوا و فقیه تعیین می گردیده:

‏چنانکه در زمان امامت و خلافت امیرالمؤمنین علی (ع) ‏محمدبن ابابکر و مالک اشتر در مصر و سلمان فارسی در مدائن و سهل بن حُنَیف هنگام جنگ جِمَل نماینده امیرالمؤمنین در کوفه بوده و برادرش عثمان بن حُنَیف در بصره و کسانی در دیگر شهرها ‏از جانب امام وقت نماینده و وکیل امام بوده اند.

‏تا در هشتم ربیع الاول سال 260 ‏هجری قمری که امام یازدهم مسلمین حضرت امام حسن عسکری (ع) رحلت نمود و تا آن روز معتمد خلیفه عباسی از تولد امام دوازدهم آگاهی نداشت. ولی وقت نماز بر جنازه حضرت عسکری همه حضار و رجال خلافت ‏دیدند: طفلی بسیار شبیه به حضرت عسکری از خانه حضرت امام عسکری بیرون آمد با وجود کوچکی سن ولی با هیبت تمام پیش آمد و عموی خود جعفر کذاب را که می خواست غاصباً بر جنازه امام عسکری نماز بخواند به کنار زد و خود بر جنازه پدرش حضرت عسکری نماز خواند و هیچکس هم قدرت و جرأت منع او را نداشت و پس از نماز مجدداً به خانه امام عسکری مراجعت کرد.

‏معتمد خلیفه عباسی که شنیده بود دوازدهمین وصیّ پیغمبر (فرزند امام حسن عسکری) بر تمام ملوک و خلفا و پادشاهان جهان تسلط و غلبه خواهد یافت از ترس جان و خلافت خود عده ای را ‏برای تعقیب و دستگیری یا قتل امام دوازدهم فرزند امام حسن ‏عسکری (ع) فرستاد. اما بخواست خدا نتوانستند! او بنا به مشیّت ازلی و مقتضای حکمت خداوند از همان وقت از انظار مردم غایب گردید تا جان او را هیچ خطری تهدید نکند. (2)

‏حضرت مهدی امام دوازدهم (عج) تا مدت 74 سال = 334 هجری (غبیت صغری) به فرمان خدا 4 ‏نفر عالم و باتقوا را از جانب خود نایب خاص و رابط بین خود و مردم معین فرمود:

عثمان بن سعید که در زمان حضرت امام عسکری هم وکیل و نماینده ‏آن حضرت بوده. عثمان قبل از مرگ خود به دستور امام غایب فرزند خود محمدبن عثمان را نایب خاص و نماینده امام و ‏رابط بین امام و مردم معرفی کرد.

محمدبن عثمان نیز قبل از مرگ خود حسین بن روح را که شریفترین و عالم ترین و پرهیزکارترین مردم بود به دستور امام نایب خاص و رابط بین مردم و امام غایب معرفی کرد.

حسین بن روح هم قبل از مرگ خود به امر امام غایب علی بن حسین سمری را نایب خاص و رابط بین امام مردم معرفی کرد.

اما علی سمری 6 روز قبل از وفاتش این تَوقیعِ شریف صادره از امام غایب حضرت حجةبن الحسن العسکری (عج) را ‏دریافت نمود:

وَ اَمَّا الحَوادِثَ الواقِعَةَ فَارجَعُوا فیها اِلی رُواةِ حَدیثَنا فَاَنَّهُم حُجَتی عَلَیکُم وَ اَنَا حُجَّةَ اللهَ عَلَیهِم. اَما کانَ مِنَ الفُقَها صائِناً لِنَفسِهِ حافِظاً لِدینِهِ مُخالِفاً لِهَوایِه مُطیعاً لِامرِ مَولاهُ ‏فِلِلعَوامَ اَن یُقَلِدُوهُ. یعنی: تکلیف مردم کم دانش (عوام) این است که در شناختن حلال و حرام و اتفاقات زندگی و احکام عبادت و وظایف دینی باید به علماء و فقهائی که خود دین و شریعت را نگهدارند و بیش از همه پرهیزکار و جداً از خواهشهای نفسانی خود جلوگیر و مطیع فرمان خدا و در علم فقه از همه کس داناتر باشند مراجعه و از آنها در امور دین پیروی (تقلید) نمایند. آنان حجت من بر شما و من حجت خدا بر آنها هستم و تو ای علی سمری شش روز دیگر وفات خواهی کرد و چون به اراده و خواست خدا تا هر زمان که خدا بخواهد غیبت کبری شروع گردیده و دیگر کسی نایب و نماینده خاص معین نخواهد شد و مردم در امور دینی باید به همان فقها که نایب عام و حجت من بر مردم هستند رجوع کنند و هر کس هم مدعی امامت شود دروغگو و کافر است.

‏پس بنابر آنچه مختصراً خواندیم: واجب است مردم عادی و عامی تکالیف دینی خود را طبق رسائل عملیه مراجع عالی تقلید که ‏با دانش عمیق خود احکام الله را از قرآن و احادیث و عقل و سنت رسول خدا استخراج می کنند پیروی کنند. اکنون که مختصرترین تاریخ تقلید را خواندیم می گوئیم:

هر مسلمان باید اصول دین را با اندیشه به نظم عوالم جهان و هوش و عقل خود معتقد باشد ولی طریقه عبادات در فروع دین: نماز، روزه، زکوة، خمس، حج، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و روش معاملات و معاشرت را از مراجع تقلید پیروی کند.

‏با تأسف باید گفت عده ای از مسلمین که نماز هم می خوانند موضوع تقلید از مجتهد اعلم را موضوعی پیش پا افتاده فرض کرده و غافل از این آیه قرآن مجید هستند که خداوند فرموده: (یا اَیُّهَا الَّذینَ آمِنُوا اَطیعُ اللهَ وَ اَطیعُ الرَّسُولَ وَ اوُلی الاَمرِ مِنکُم)‏. یعنی ای کسانی که به خدا ایمان دارید از خدا و پیغمبر و وصی پیغمبر (امام وقت) اطاعت کنید و به طوری که در صفحات پیش خواندیم واجب بودن تقلید از مجتهد اعلم مستند به صدور تَوقیعِ شریف امام زمان علیه السّلام (به چهارمین نایب خاص خود علی سَمری) ‏است که قبلاً بیان گردید. نه ساخته هیچ مُلا و آخوند. امر خدا و امام زمان ما است.

 
 

کسی که خود مجتهد نیست واجب است از مرجع اعلم تقلید کند که یعنی رساله عملیه آن مرجع را به دست آورده ‏و در تمام شؤون شرعی زندگی طبق آن رفتار نماید زیرا انجام هر عبادت واجب یا امور شرعی اگر برخلاف نظر اعلم مجتهدین باشد باطل است.

‏از نظر دشمنانش چون قصد کشتن امام دوازدهم را داشتند و هم از نظر دوستان برای اینکه ممکن است دشمنان بر أنها سخت گیرند تا مجبور به افشای محل و شناسائی امام غایب بشوند لذا به امر خدا از نظر همه مردم غایب گردیده‏.


نماز را چگونه بخوانیم و واجبات نماز کدام است؟
 

‏با مقدمه کافی که تا اینجا خواندیم اکنون خاطر گرامی خوانندگان با توفیق را بدین توضیح معطوف می دارد:

در این نگارش سعی شده اوّلاً مطالب را به زبانی ساده همه کس ‏فهم بنویسم تا همگان (کم سواد و باسواد) با اطلاع از علت وجوب نماز و اثرات نمازگزاری به آسانی نماز خواندن را فرا گیرند. ثانیاً ‏در این نگارش فقط به حداقل واجبات نماز اکتفا می گردد و به کلی ‏از مستحبات و تعقیبات و حواشی آن خودداری می گردد تا آنان که ‏از خشم خداوند و نکبتها و فلاکت زندگی در اثر بی نمازی می ترسند و می خواهند انسانی مطیع و فرمانبردار حق باشند و خدا ‏از آنها خشنود و راضی باشد و بخواهند از برکات زندگی و روحانیت نماز برخوردار گردند.

‏و همچنین کسانی که به واسطه کمی وقتشان که شاید در امور زندگی روزمرّه خود گرفتاریهائی دارند و وقت وسیع تری برای بجا آوردن مستحبات نماز ندارند. اگر با حداقل واجبات نمازهائی که در 5 درس می نگارم عمل کنند انشاءالله. نمازگزار محسوب و‏فریضه اصلی و بزرگترین رکن اساسی دین اسلام را بجا آورده و بَری الذِمَه گردند. تا آنجا که خدا از بنده فرمانبرش خواسته به تکلیف خود عمل کرده و مؤاخذ خدای ذوی انتقام قرار نگیرند. (1)

 
 

بطوری که گفته شد به لحاظ اختصار در این کتاب حداقل واجبات نماز بیان گردیده هر که بخواهد به ثواب بیشتر مستحبات و تعقیبات نماز کامل برسد و شکیات نماز را فراگیرد به رساله عملیه مرجعی که از او تقلید می کند مراجعه نماید (زهی توفیق).


مقدمات نماز

‏دوست گرامی بدیهی است برای شروع هرکاری مقدماتی لازم دارد. قبل از شروع به خواندن نماز هم چند کار مقدماتی واجب دارد تا نماز صحیح انجام شود ‏بدین قرار:

بدن و لباس نمازگزار باید پاک و مال دیگری نباشد یعنی به ‏زور و بی اجازه دیگران لباسی در بر خود نکنیم (مؤثرترین وسیله ای که نمازگزار چشم طمع به مال دیگران نخواهد داشت).

طهارت بدن عبارتست از وضو و غسل و تیمم: روزی پنج نوبت شستشوی دست و صورت و روزی اقلاً یکبار تمامی بدن. عالی ترین برنامه نظافت است.

باید وقت نماز را هم بشناسیم: با آشنائی از موقعیت خورشید و وضع هوا یا وسائل ساعت یا پرسش از مسلمان مطلع هم می توان وقت نماز را شناخت و همچنین به گفته منجمین غیر مسلمانی که با وسائل علمی وقتها را نشان داده‏اند می توان اطمینان یافت.

سمت قبله را باید بشناسیم: اگر نمی دانیم از دیگر مسلمانان ‏بپرسیم با تطبیق محراب مساجد و قبور مسلمین هم می توانیم سمت قبله را پیدا کنیم. واجب است در هر جایی از دنیا باشیم بطوریکه در صفحه 58 ‏(در توضیح جهت قبله) خواندیم رو به خانه کعبه و شهر مکه به نماز بایستیم (مگر در نماز خوف که اگر رو به قبله ‏شدن ما را بیشتر با خطر مواجه می کند به هر سمتی که می توانیم از خطر نجات پیدا کنیم «در صفحه 63 ‏بیان شده» با شرایط مقرر نماز ‏را بجا آوریم).


وضو

‏اگر غسل واجبی بر ذمه نداریم و وضو گرفتن با آب ضرر کلی برای سلامت ما نداشته باشد واجب است برای خواندن نماز به این ‏طریقه وضو بگیریم:

‏قبلاً آلودگی و کثافت دست ها را که شستیم (این شستن جزء ‏وضو نیست) آنگاه واجب است هنگام شستن صورت، محضاً لله ‏نیّت وضو کنیم (تا آخر وضو نیّت باید ادامه داشته باشیم) و صورت را از آنجا که موهای سر می روید تا چانه (زنخ) با آب پاک ‏و غیرغصبی می شوئیم. آنگاه با دست چپ دست راست را از آرنج ‏(مِرفَق) تا نوک انگشتان می شوئیم. بعد با دست راست دست چپ ‏را از آرنج تا نوک انگشتان می شوئیم. سپس با همان رطوبت آب ‏وضو از نیمه جلو سر تا محل روئیدن موی سر رو به پائین به سه ‏انگشت دست راست (مسح) بمالیم. آن وقت با همان رطوبت دست ‏راست پای راست را از نوک انگشتان پا تا قوزک پا مسح ‏می نمائیم. بعد با دست چپ روی پای چپ را از سر انگشتان پا تا ‏قوزک پا مسح می کشیم. (1) (عمل وضو تمام است).

 
 

طبق آیه 6 سوره مائده قرآن مجید: فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الی المرافق و امسحوا رؤسکم و ارجلکم الی الکعبین، یعنی (برای وضو ساختن) صورتتان و دستهایتان را تا مرفق (آرنج) بشوئید و سرتان و پاهایتان را تا قوزک پا مسح کنید.

‏باید فهمید که در این آیه حد شستن دستها را تا مرفق (آرنج) معین کرده ‏یعنی تا حد آرنج واجب است برای وضو بشوئید (چه رو بالائی و چه پائین. مقصود شستن است) یعنی بالاتر از آرنج (بازو و شانه ها لازم نیست) ولی برادران اهل سنت بدون دقت چنین فهمیده اند که برای وضو دست را از انگشتان به بالا (برخلاف طبیعت و جریان آب) باید شست!!

اما در مسح پاها هم برادران اهل سنت بیشتر اشتباه کرده اند؟ زیرا کلمه وامسحو یعنی دست کشیدن یا دست مالیدن است. ولی آنها در مسح سر اطراف سر و گوشها و سوراخ گوشها را و همچنین هر دو پا را می شویند! می گوئیم: اگر خداوند می خواست سر و پاها را بشویند همانطور که برای شستن دست و صورت کلمه: (واغسلوا فرموده) در مسح پاها هم باید (واغسلو) گفته می شد نه (وامسحوا)! معنی واغسلو شستن است و معنی وامسحو دست مالیدن، کلام خدا آشکار است! چرا آنها خلاف (وامسحوا) و اغسلو عمل می کنند معلوم نیست!!


تیمم در عوض وضو

‏بسا اتفاق می افتد که مثلاً اعضائی که باید به آنها وضو گرفت جراحت شدید دارند یا وضو گرفتن برای حالت عمومی بدن ضرر دارد یا اگر بخواهیم دنبال آب برای وضو برویم وقت نماز می گذرد و نماز قضا می شود. تکلیف این وقت این است به این ترتیب تیمّم کنیم:

‏ابتدا هر دو کف دستها را یک مرتبه باهم روی خاک پاک (اگر خاک نبود سنگ یا ماسه و شن نرم اگر نبود با گرد و غبار فرش و لباس و تشک ماشین) می زنیم بعد با همان کف دو دست روی ‏پیشانی را از رستنگاه موی سر تا بالای ابروها و بینی به عرض دو ‏کف دستها رو به پائین می کشیم بعد با کف دست چپ پشت دست ‏راست و سپس با کف دست راست پشت دست چپ را از مچ تا سر انگشتان دست می کشیم (1) (تیمّم بدل از وضو انجام شده).

‏طهارت یعنی بعد از پاک شدن بدن از هر نجاست وضو یا غسل یا تیمم کند.

 
 

1. گرفتن وضو خود بنفسه واجب نیست چون در نماز داشتن وضو واجب است از آن جهت که مقدمه نماز است. وضو هم واجب می شود. بهتر است در وضو گرفتن همیشه نیت کنیم قربتاً الی الله برای طهارت وضو می گیرم. در این صورت پیش از رسیدن وقت نماز هم می توان وضو گر فت و با آن وضو می توان همه گونه عبادت بجا آورد.


اگر اتفاقی افتاده که غسل کردن ما را پاک می کند

 

هر مرد ‏یا زنی چه در خواب چه در بیداری از او انزال منی شده باشد یا جماع کرده ولو آنکه آب منی از او خارج نشده ‏باشد واجب است غسل جنابت کند. یا هر زنی بعد از تمام شدن ایام (خونریزی) عاد‏تش (حیض - رگل) و یا پس از انقضای ایام نفاس (نقاهت ایام زائیدن) واجب است غسل کند به این ترتیب: که پس از شستن عین آلود‏گی و نجاست و آب کشیدن بدن نیّت غسل جنابت یا حیض یا نفاس می کند و اول سر و گردن را آب می ریزد یا در آب فرو می برد بعد طرف راست. سپس طرف چپ را در آب فرو می برد یا آب می ریزد. به این ترتیب غسل انجام گردید. (اگر غسل ‏جنابت بوده‏دیگر واجب نیست وضو بگیرد با همان غسل می تواند نماز بخواند).


تیمم در عوض غسل

 

‏همان قسم که در تیمّم عوض وضو گفته شد اگر: شستشو با آب ‏برای سلامت بدن ضرر داشته باشد یا اگر بخواهیم غسل کنیم وقت ‏نماز می گذرد واجب است از غسل کردن خودداری و بجای غسل به این ترتیب تیمّم بدل از غسل کنیم:

‏با نیّت اینکه بجای غسل جنابت، یا حیض، یا نفاس دو مرتبه هر دو کف دستها را روی خاک (یا سنگ یا ماسه اگر نباشد روی غبار فرش یا لباس یا تشک ماشین و امثال چیزهای که گرد د‏ارند) می زنیم وکف هر دو د‏ست را با هم روی پیشانی از محل رستنگاه موی سر تا بالای بینی و ابروها رو به پائین می کشیم (مسح) بعد با کف دست چپ تمام پشت دست راست را (از سر انگشتها تا مچ دست) و با کف د‏ست راست تمام پشت د‏ست چپ را مسح می کنیم (می کشیم) تیمم بدل از غسل انجام گردیده.

‏بدیهی است پس از رفع عذر و د‏ست پیدا کرد‏ن به آب، تیمّم خود بخود باطل است باید وضو بگیریم یا غسل کنیم (هر چه تکلیف ‏ما است عمل کنیم).

آب و زمینی که در آنجا غسل می کنیم هم نباید مال دیگری که به زور گرفته و تصرف کرده باشیم باشد (با اجازه صاحبخانه یا ‏زمین می توان نماز خواند).


مُقارِنات: کارهائی که ضمن انجام نماز باید انجام شود

‏جمع این امور که به ترتیب یکی بعد از دیگری بیان می شود ‏حالت و وظیفه نمازگزار را تشکیل می دهد. چون با نماز خواندن قرین و هم زمان است مقارنات نماز گفته اند:

 

1. نیّت

اصولاً نیّت یعنی قصد انجام کاری داشتن، و اکنون که ما قصد انجام نماز داریم: پس از پاک بودن از آلودگیها و نجاسات ظاهری ‏بدن و لباس و داشتن وضو رو به قبله می ایستیم واجب است در ذهن و فکر خود بگذرانیم: که چند رکعت و چه نمازی می خواهیم بخوانیم: (مثلاً فرض می کنیم که قصد نماز صبح داریم) چنین نیت می کنیم: دو رکعت نماز صبح محض اطاعت فرمان و رضای خدا بجا می آورم قربتاً الی الله. و از اول نیّت تا پایان نماز باید نیّت نماز ادامه داشته باشد.

2. تکبیرة الاحرام

هر فکر و هرکس و هرجا و هرکاری را از خود دور می کنیم و ‏به کوچکی و ناچیز بودن خود در برابر عظمت و قدرت و رحمت ‏پروردگار رحیم می اندیشیم و با چشم باطن خود را در پیشگاه خدای مهربان حاضر می دانیم آنگاه پس از نیّت نماز واجب است ‏یک مرتبه بگوئیم: اَللهُ اَکبَر یعنی خدا بزرگتر است از هر چیز و ‏هرکس که به تصور آ ید. (زیرا خدا همه چیز را خلق کرده).

‏این اَللهُ اَکبَر اول نماز را تَکبیرَةُ الاِحرام می گویند. پس از گفتن اللهُ اَکبَر به حالت ایستاده داخل در نماز شده ایم و تا آخر نماز ‏حق نداریم: نماز را نیمه کاره ول کنیم یا دست روی دست بگذاریم ‏یا بخوریم و بنوشیم یا با کسی حرف بزنیم و رو از قبله برگردانیم ‏به اطراف نگاه کنیم و نباید در آخر سوره حمد آمین بگوئیم که اگر ‏عمداً مرتکب شویم نماز باطل است. (همچنان که حاجیها در ‏میقاتگاه پس از پوشیدن 2 قطعه پارچه بی رنگ (سفید) با نیّت ‏عمره یا حج لَبَیکَ می گویند و از همان وقت 24 چیز بر آنها حرام می شود که اگر مرتکب آنها شوند یا کفاره بر ذمه آنها قرار می گیرد و یا حجشان باطل می شود) نمازگزار هم با گفتن تَکبیرَةالاِحرام (همان اَللهُ اَکبَر اول نماز) داخل نماز و روبرو با خدا و داخل احرام نماز شده. حق کاری غیر ازکارهای نماز ندارد (باید دانست فقط ‏این الله اکبر اول نماز که تکبیرة الاحرام است واجب است - تمام ‏الله اکبرهایی که در جاهای دیگر نماز می گویند مستحب است اگر ‏کسی نگوید نمازش باطل نمی شود.

 

3. قیام

یعنی برپا ایستادن وقت گفتن تکبیرة‏الاحرام و خواندن حمد و سوره و پیش از رفتن به رکوع و بعد از رکوع که واجب رکنی است. کسانی که عذری ندارند باید بایستند.

 

4. قرائت

یعنی خواندن حمد و سوره واجب است به حالت ایستاده و نگاه ‏کردن به مهر نماز که حواسمان متفرق نشود و در دو رکعت اول هر ‏نماز با گفتن بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم. اول سوره حمد را که اولین سوره ‏قرآن است (فاتحة الکتاب) بخوانیم و بلافاصله بعد هم سوره (توحید) قُل هُوَ اللهُ اَحَد را صحیحاً بخوانیم. با خواندن این سوره (بلاواسطه) (شکر نعمتهای خدا را گفته و از او کمک خواسته و ‏خیرخواه عموم مردم شده و از خدا برای خود و دیگران طلب هدایت راه راست (نه بیراهه گمشدگان به گمراهی که خدا بر آنها خشم گرفته) می کنیم و اقرار می کنیم که خدا یگانه و بی نیاز است ‏نه فرزند دارد و نه فرزند کسی است و هیچکس نمی تواند هم شأن ‏و همتای او باشد).

 

5. رکوع رکعت اول

پس از خواندن حمد و سوره واجب است در هر رکعت از هر نمازی بطوری خم شویم که کف هر دو دستمان سر زانوها را مشت ‏کند و پشت و کمر هم مستقیم خم شده ‏باشد آنگاه که بدن آرام گرفت سه مرتبه بگوئیم:

سُبحانَ اللهِ

آن وقت بایستیم (قیام واجب رکنی است) وقتی بدن آرام گرفت به سجده برویم.

 

6. سجده های رکعت اول

باید (7 ‏موضع بدن): پیشانی و هر دو کف دستها و هر دو سر ‏زانوها و سر هر دو انگشت شصت هر دو پا که روی زمین قرار گرفت در این حالت سه مرتبه بگوئیم:

سُبحانَ اللهِ

پیشانی، 2 کف دستها، 2 سر زانوها، 2 سر انگشت شصت پاها، که ‏روی زمین قرار گرفت سه مرتبه می گوئیم:

سُبحانَ اللهِ

(پیشانی را که شریف ترین عضو بدن است در برابر عظمت خدایتعالی برای ‏بروز بندگی به خاک می گذاریم).

قیام رکعت دوم

آنگاه سر از سجده دوم برمی داریم قدری می نشینیم سپس بلند شده می ایستیم قدری که بدن آرام گرفت، ‏بدون گفتن تَکبیرَةُ الاِحرام (الله اکبر اول نماز) عیناً مانند رکعت اول سوره حمد و سوره قل هو الله را می خوانیم بعد اگر خواستیم قنوت بخوانیم (دستها را تا مقابل صورت می آوریم کف دستها رو به بالا باشد) هر دعائی که صحیحاً بدانیم می خوانیم وگرنه سه صلوات می فرستیم (قنوت واجب نیست) اگر نخوانیم نماز باطل نمی شود.

رکوع رکعت دوم

آنگاه مانند رکوع رکعت اول بطوری خم می شویم که کف هر دو دست سر هر دو زانوها را مشت کند و پشت مستقیم خم شود به رکوع می رویم (شکل 3‏، صفحه 115‏) بدن که آرام گرفت سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ. از رکوع بلند می شویم قدری می ایستیم تا بدن آرام بگیرد آنوقت به سجده می رویم.

سجده های رکعت دوم

مانند سجده های رکعت اول به قسمی ‏که پیشانی و کف هر دو دست و سر هر دو زانو و سر انگشت هر دو ‏شصت پاها روی زمین قرار گیرد سه مرتبه می گوئیم:

سُبحانَ اللهِ.

آنگاه سر از سجده برمی داریم کمی روی هر دو ران پاها ‏می نشینیم بدن که آرام گرفت دوباره به سجده دوم عیناً همانطور که به سجده اول رفته بودیم می رویم. پیشانی و 2 کف دستها و 2 ‏سر زانوها و 2 سر انگشت شصت هر دو پا را روی زمین قرار می دهیم، بدن که آرام شد سه مرتبه می گوئیم:

سُبحانَ اللهِ
 

7. تشهد

یعنی شهادت گفتن. همین که سر از سجده دوم رکعت دوم هر نماز برداشتیم روی ران هر دو پا می نشینیم و کف هر دو دست را ‏روی رانها بطوری که نوک انگشتها تا سر زانو باشد آنگاه که بدن آرام گرفت واجب است تشهد را چنین بخوانیم:

‏اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ. وَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ. اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد.

تا اینجا تشهد تمام شده.

 

8. سلام

در نماز دو رکعتی (مانند نماز صبح) بعد از صلوات (اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد) که در تشهد خواندیم واجب است یکبار بگوئیم: اَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلَی عِبادِاللهِ الصّالِحین اَلسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ. با خواندن سلام بعد از تشهد نماز دو رکعتی، نماز پایان می پذیرد و از حالت نماز خارج می شویم و دنبال زندگی و کار خود می رویم.

‏ولی اگر نماز سه رکعتی (نماز مغرب یا نمازهای چهار رکعتی: نماز ظهر و عصر و عشا) باشد بعد از تشهد رکعت دوم که آخر تشهد فرستادن صلوات است، نماز پایان نمی یابد بطوری باید دنباله نماز را بخوانیم.

 

9. ذکر

یعنی (غیر از حمد و سوره) خواندن سُبحانَ اللهِ که در رکوع و سجود می خوانیم و تشهد و تسبیحات اربعه در رکعتهای سوم و چهارم و صلواتهائی که در قنوت و بعد از ذکر رکوع و سجود می خوانیم و هر اَللهُ اَکبَری که غیر از (تکبیرةالاحرام) بگوئیم ذکر است.

 

10. ترتیب

یعنی چه در کارهای وضو و غسل و تیمّم (همانطور که در آداب وضو گفتیم یعنی واجب است به ترتیب اول صورت، بعد دست راست، بعد دست چپ را شست و بعد سر بعد پای راست و بعد پای چپ را مسح کرد) و چه در نماز هم واجب است به ترتیب: اول قیام، بعد نیت، بعد گفتن تَکبیرَةُالاِحرام (خواندن الله اکبر اول نماز) بعد قرائت حمد و سوره بعد رکوع بعد سجده بعد تشهد (در رکعت دوم هر نماز) سپس در آخر نماز (2 و 3 و 4 رکعتی) بعد از تشهد سلام را بخوانیم که هیچکدام از موارد گفته شده را عقب تر یا جلوتر نباید انجام دهیم).

 

11. مُوالات

‏یعنی تمام کارهای نماز را متوالیاً پشت سر هم بدون فاصله زیاد انجام دهیم (مثلاً بین نیّت و تکبیرةالاحرام و خواندن کلمات حمد و سوره و ذکر رکوع و همچنین رکوع و سجود و تشهد فاصله زیادی ندهیم پی در پی و با ترتیب اعمال بدنی و قرائت و ذکر نماز را بجا آوریم.

 

12. طُمَأنینَه

‏یعنی همچنان که در موضوع موالات اعمال وضو و غسل و ‏تیمّم و نماز بیان گردید که باید پشت سر هم و بی فاصله زیاد انجام شود همانطور هم نباید قرائت و ذکر و حرکات بدنی را حول حولکی و با عجله و ناتمام بجا آوریم. مثلاً کلمات حمد و سوره و ذکر رکوع و سجود را آرام و شمرده هر کلمه را صحیح بخوانیم بعد ‏به کلمه دیگر بپردازیم یا فرضاً حرکت رکوع را تمام انجام داده سر بلند کنیم بعد به سجده اول رفته سجده اول که کامل شد به سجده ‏دوم و اگر سجده‏ی رکعت اول است برخیزد بدن که آرام گرفت شروع به خواندن حمد و سوره کند و خلاصه آنکه هر کدام از ذکر و قرائت و حرکات بدنی را به آرامی و وقار و بی دست و پاچگی باید انجام دهد.


به چه چیز باید سجده کرد؟

در درجه اول باید به خاک پاکی که مال غیر و غصبی نباشد سجده کرد اگر خاک در دسترس نباشد به ماسه اگر به ماسه هم دسترسی نداشتیم به سنگ بعد به حصیر بعد چوب درختهائی که ‏میوه آنها خوراکی نباشد اگر به چوب هم دسترسی پیدا نکردیم به ‏کاغذی که از چوب درست شده باشد و در آخر اگر هیچ یک از این چیزها پیدا نشد ناچار می توانیم به پشت دستهای خودمان سجده کنیم. (1)

‏اما اینکه ما شیعیان مقید هستیم به مهر نماز که فقط خاک خالص و پاک است سجده کنیم منحصراً به این جهت است که: چون سجده بر خاک پاک مقدم و افضل بر سنگ و چوب و کاغذ و پشت دست است با در نظر گرفتن این فضیلت به منظور آنکه در همه جا و هر وقت به خاک پاک دسترسی داشته باشیم (مُهر نماز) را از خاک پاک درست کرده ‏که همیشه در جیب همراه خود حاضر داشته باشیم ‏(که اگر می خواستیم مقداری خاک نرم همه جا همراه داشته باشیم ذرات خاک کم کم و به مرور از بین می رفت و جیب و لباس را خاک آلود می کرد که مخالف با نظافت هم بود) اقدام به ساختن مهر نماز شده که همان خاک خالص را گِل کرده و به هم فشرده شد و آبش هم تبخیر شده آنچه مانده فقط قطعه خاک خالص است که بتوانیم در جیب و همراه خود همه وقت خاک و هرجا حاضر داشته باشیم و بس. هیچ قصدی غیر از اینکه خاک حاضر داشته باشیم و به خاک سجده کنیم نیست.

 
 

خاک کربلا بر جمیع خاکهای عالم فضیلت دارد

‏پس از رحلت رسول خدا، منافقین که بظاهر اسلام قبول کرده بودند برای محو اسلام و عقیده توحید و تجدید جاهلیت و برگشت ‏به کفر و بت پرستی و بخصوص پرعنادتر از همه معاویه آشکارا به ضد اسلام قیام کرد و یزید پسر نابکار و ظالم خود را به جانشینی خود گماشت و یزید با بی شرمی و ظلم بیشتر از معاویه کفر خود را تا آن حد آشکار کرد که در مجلس عام درباریش در حضور مسلمانان جسارت کرد و این شعر را خواند: لَعَبَت هاشِمُ بِالمُلک ‏فَلا خَبَرٌ جاء وَ لا وَحیِ نَزَل. یعنی بنی هاشم (پیغمبر) ما را بازی گرفت نه وحی بر او نازل شد و نه خبری رسیده!!! یزید منکر رسالت پیغمبر و شریعت اسلام گردید! و می خواست بقایای اسلام را هم ریشه کن کند تا آنجا که خانه کعبه را هم خراب کرد!

‏اما حضرت امام حسین سیدالشهداء (ع) پرورش یافته خاندان وَحی و تربیت یافته رسول الله و حجت خدا بر خلق و نگهبان دین ‏خدا، اعمال فاجرانه وکفرآمیز یزید را طاقت نیاورد بنا به وصیت پیغمبر (ص) و تعهد مسؤولیت خدائی به وظیفه امامت قیام کرد با 72 ‏نفر اصحاب باوفایش به منظور پایدار ماندن اساس توحید و ‏شریعت اسلام مردانه قیام کرد. با فداکردن خود و بستگانش حتی ‏طفل شیرخوار خود مانع سقوط اسلام و بروز کفر و بت پرستی گردید.

هرگاه امام حسین (ع) و یاران حق جوی فداکارش در واقعه کربلا شهید نمی شدند تبلیغات بنی امیه بدفرجام مخصوصاً یزد چنان ریشه می گرفت و پیش می رفت که در اندک زمانی بکلی خداپرستی منسوخ و کفر و بت پرستی دوباره معمول می گردید! و ‏همه احکام قرآن و رسول خدا و تقوا و مجاهدات امیرالمؤمنین علی (ع) بی اثر می ماند.

‏امام حسین (ع) با فدا شدن و تقدیم خون محترم خود و یارانش ملعنت و کفر و ظلم بنی امیه را برملا و تمهیدات نابکارانه یزید و رسوم عهد جاهلیت و شیوع بت پرستی را برای همیشه و بکلی از بین برد.

‏اگر سیدالشهداء بر ضد کفر و ظلم یزید قیام نمی کرد نامی از اسلام و خدا و قرآن و کعبه باقی نمی ماند. پس در حقیقت پرسش خدا و توحید و حرمت قرآن با قیام امام حسین (ع) تجدید و تا ‏انقراض عالم ثابت و پابرجا ماند. بنابراین مختصر توضیح چون امام حسین (ع) احیا کننده رسم توحید و دین اسلام و حرمت قرآن و شریعت محمدی بود خاک کربلا از تمام خاکهای عالم حتی خاک مدینه طیبه و مکه معظمه افضل و پرحرمت تر است.

روایت قدامةبن زید از امام زین العابدین (ع): قدامة بن زید ‏که از اصحاب و دوستان حضرت امام زین العابدین (ع) بوده از پدرش (زید) از امام زین العابدین از حضرت زینب دختر امیرالمؤمنین از اُمِّ اِیمَن از حضرت رسول حدیث مفصلی از وقایع بعد از رحلت خود از قول جبرائیل روایت کرده که این جمله از آن حدیث است: فضیلت و عظمت و شرافت خاک کربلا را روشن ‏می کند: (وَ هِیَ اَطهَرُ بُقاعِ الاَرضَ وَ اَعظَمُها حُرمَةِ وَ اَنَها لِمَن ‏بَطحاءِ الجَنَةَ) یعنی: زمین کربلا پاکترین و پر حرمت و با رفعت ترین بقعه های زمین و مساوی با بهشت است. لذا شیعه ‏سجدۀ بر تربت کربلا را که پایگاه ریشه دار توحید و نشر احکام قرآن است بر خاک های دیگر ترجیح و افضل می داند.

 

‏اما برادران اهل سنت معلوم نیست چرا به هر چیز که پیش آید بدون توجه سجده می کنند که بعضی از اشیائی که آنها به آن سجده می کنند مانند پشم و پوست حیوان که اگر عمیقانه دقت شود یک نوع پرستش حیوان و اشیاء بشمار می آید که مخالف با اصول توحید است و اگر مقصودشان غیر پرستش خدا و سجده بر خاک هم نباشد باز مبطل نماز است.


سپاهیان دلیر

‏شما که احتصاصاً کسوت افتخار آفرین سربازی را زیب و زینت پیکر مردانه خود دارید و حافظ ناموس و دین و استقلال ملیت هستید و با مشت آهنین دهان زورگو و متجاوزان را می شکنید. شیطان فریبکار بزرگ دشمن انسان را منکوب کنید و بزرگ فرمان خدا (نماز) را سرلوحه وظایف قرار دهید تا: خداوند قادر در هر ‏مشکل یاری و از هر خطر نگهتان دارد و محبت شما را در قلوب همه رسوخ دهد.

‏اگر فرمانده هستید فرمانبران، اگر فرمانبر دارید فرماندهان شما با محبت و انصاف با شما رفتار کنند و این دوره ‏تسلسل همیشه برقرار خواهد ماند.

‏به موجب آیه قرآن مجید و رسائل عملیه هم مرد و هم زن در مسافرتی که 48 کیلومتر از محل سکونتش خارج شد و تا 9 روز در محل سکونت جدیدش به شرط آنکه بیشتر از 9 روز طول نکشد بماند واجب است نمازهای ظهر و عصر و عشا را فقط 2 رکعت اول و تشهد و سلام نماز را بخواند (نماز را مطابق تکلیفشان خوانده اند).


جهاد در سازندگی

بلبل به باغ و جغد به ویرانه تاخته هر کس بقدر همت خود آشیانه ساخته

‏مسلمان نمازگزار که رو به خدا می کند، با توفیق بیشتر به نوع خود ‏یاری می دهد و بی مضایقه به کمک برادران خود می شتابد. اهدنا الصراط المستقیم.

 

‏ساده ترین راه آموختن اِعراب یعنی صدای حروف در کلمات نماز و قرآن و کلمات عربی

 
َ ِ ُ ً ٍ ٌ ْ ّ ~ ا ا
 

* ( َ ) وقتی بالای (د) باشد (دَ) خوانده می شود.

* ( ِ ) وقتی زیر (د) باشد (دِ) خوانده می شود.

* ( ُ ) وقتی بالای (د) باشد (دُ) خوانده می شود.

* 1- ( ٌ ) وقتی بالای (د) باشد (دٌ) خوانده می شود.

* 2- ( ً ) همیشه بالای حرف قرار می گیرد (دً) می خوانیم.

* 3- ( ٍ ) همیشه زیر حرف قرار می گیرد (دٍ) ولی باید برای این 3 صدا ( ٌ ) و ( ً ) و ( ٍ ) وقت خواندن ‏خودمان صدای (ن) اضافه کنیم مثلاً بخوانیم (دٌن) (دًن) (دٍن).

* ( ْ) همیشه بالای حرف قرار می گیرد اسمش ساکن ‏است هیچ صدائی ندارد مانند (ـدْ) آمَدْ.

* ( ّ ) تشدید. همیشه بالای حرف قرار می گیرد ولی باید آن حرف را سخت بخوا نیم مانند (د) مُدَّت.

* (~) مَدْ. همیشه بالای حرف قرار می گیرد بیشتر بالای ‏حرف (آ، ـآ) و (ی~، ـی~) باید به اندازه گفتن 3 (اَ...اَ...اَ) آن حرف را کشید.

* ( ا ا ) هم بالا و هم زیر حرف قرار میگیرد مانند (مُوْسیا) و (مُنشیا) و (لاا) و (لیا).

* اِعراب حروف که در بالا گفته شد از 10 بیشتر نیست که به ترتیب: زبر. زیر. پیش. دو پیش. دو زبر. دو زیر. جَزم تَشدید. مَد. اا - ایا خوانده می شود.


خودآموز یا تعلیم نماز

تا اینجا پیش گفتاری از وظایف و مقدمات نمازگزار تا حدود لازم نگاشته شد و امید چنان است که مؤثر واقع شده ‏باشد. و بطور کلی تا حداقل واجبات نماز دو رکعتی را به شکل اعم خواندیم و برای هریک از حرکات بدنی: (قیام و رکوع و سجود) و قرائت و ‏ذکر و تشهد و سلام تا آ نجا که لازم و حداقل واجب بود توضیحاً بیان گردید.

‏اکنون برای آنکه هرکس بدون پرسش از دیگری (چون بسیاری از جوانان و حتی سالمندان که ذاتاً فطرتی پاک دارند و قلباً می خواهند ابراز اطاعت و فرمانبرداری خدا کنند و نماز که اصلی ترین وظیفه مسلمانی است بخو انند) ولی بعللی که شاید: در مدرسه یا خانواده ‏یا اجتماع ترتیب و قواعد نمازگزاری را نیاموخته اند و در حال حاضر هم یا وقت ندارند یا ازکسی مقررات نماز را فراگیرند و یا اکراه ‏دارند تعلیمات نماز را ازکسی دیگر بپرسند! خودشان می توانند با خواندن و مراجعه به پنج قسمت (پنج درس) توضیحی که نگاشته می شود بطور خودآموز نمازهای واجب روزانه را از روی نوشته ها و شکل های این جزوه یاد بگیرند و ‏نماز بخوانند و به وظایف اسلامی خود عمل کنند.

توجه: هر مسلمانی تا زمانی که خود خواندن نماز را یاد ‏نگرفته واجب است نمازها را به جماعت بخواند. حال اگر نمی تواند هیچ اشکالی ندارد برای خواندن هر نماز:

با توجه به اینکه نمازگزار نباید از صورت نمازگزاری خارج ‏شود (فقط با عذر موجه آموختن نماز) تا مدتی موقت می تواند این جزوه ‏را در دست بگیرد و نماز هر وقت: صبح، ظهر، عصر و مغرب و عشا را از روی آن بخواند و هرچه زودتر دست گرفتن جزوه ‏را ترک کند تا صورت و حالت نمازگزار داشته باشد.

‏علت اصلی و تصمیم نوشتن این کتاب آن است که: من و شما در اطراف و دور کنار خود بسیار جوانان دختر و پسری را دیده ‏و می شناسیم که واقعاً و ذاتاً فطرتی پاک و خداجو دارند که تا سرحد فداکاری به هر کار خیری با شوق و بی مضایقه اقدام می کنند و هر وقت بحث های دینی و روحانی می شنوند با علاقه وافر قلبی عمیقانه توجه می کنند ولی مع التأسف بواسطه فاصله گرفتن از مجالس روحانی و گرفتاریهای روزمره ‏والدین و تمدن عصر ماشینی یا غرب زدگی اجتماع و عمیق نبودن تعلیمات دینی در مدارس از اهمیت اثرات نماز و حتی وجوب حتمی نماز بی اطلاعند!!!

‏چون د‏ر اثنای خواندن نماز واجب است:

‏همان کلمات قرآنی نماز خوانده ‏شود. در اینجا قبلاً ترجمه مختصر قرائت نماز را به ترتیب می خوانیم و یاد می گیریم که وقتی مستقیماً رو د‏ر روی خدا برای نماز می ایستیم بدانیم چه می گوئیم و چه راز و نیازی با خدا داریم:

 
 

اذان و معنی آن

- چهار مرتبه: الله اکبر - خداوند بزرگتر از آن است که در وصف آید.

- دو مرتبه: اشهد ان لا اله الاّ الله - گواهی می دهم غیر از خداوند یکتا معبود دیگری نیست.

- دو مرتبه: اشهد انّ محمّداً رسول الله - گواهی می دهم که محمد فرستاده خداست.

- دو مرتبه: اشهد انّ علیّاً ولی الله - گواهی می دهم که علی ولی خداست.

- دو مرتبه: حیّ علی الصلوة - بشتابید بسوی نماز.
- دو مرتبه: حیّ علی الفلاح - بشتابید بسوی رستگاری.
- دو مرتبه: حیّ علی خیر العمل - بشتابید بسوی کارهای نیک (نماز).

- دو مرتبه: الله اکبر - بزرگ است خدا.

- دو مرتبه: لا اله الاّ الله - هیچ معبودی جز خداوند یکتا نیست.


ارکان نماز

‏ارکان نماز 5 ‏چیز است:

1- نیت 2- تکبیرةالاحرام 3- قیام 4- رکوع 5- سجده

 
 

واجبات نماز

1- نیت 2- قیام 3- تکبیرةالاحرام 4- قرائت 5- رکوع 6- سجود

7- ذکر رکوع و سجود 8- تشهد 9- سلام 10- ترتیب 11- موالات

 
الف) ترتیب یعنی: بترتیب خواندن

‏ب) موالات یعنی: عمل پی در پی بجای آوردن اجزاء نماز (یعنی فاصله نینداختن).

‏ج) نیت یعنی: نماز را باید به قصد قربت و برای اطاعت از فرمان خدا انجام داد.

‏د) لازم است در موقع برپا داشتن نماز، کاملاً آرام و بدون حرکت ایستاد.


 

ترجمه نماز

1. ترجمه سورۀ حمد

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ: بنام خداوند بخشنده مهربان.

‏اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمینَ: سپاس مخصوص خدایی است که پروردگار جهانیان است.

‏الرَّحمنِ الرَّحیمِ: خداوندی که بخشنده و مهربان است.

مالِکِ یَومِ الدّینَ: خداوندی که صاحب روز جزا است.

‏ِاِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعینُ: خداوندا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو کمک می طلبیم.

‏اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ: ما را به راه راست هدایت فرما.

‏صِراطَ الَّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم: راه کسانی که به آنها نعمت دادی.

غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِم وَ لا الضّآلّینَ: نه راه کسانی که بر آنها غضب کردی و نه گمراهان.

 

2. ترجمۀ سوره قل هو الله

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ: بنام خداوند بخشندۀ مهربان.

‏قُل هُوَ اللهُ اَحَدٌ: بگو ای پیغمبر اوست خدای یکتا.

اَللهُ الصَّمَدُ: خداوندی که از همه بی نیاز است و همه به او نیازمند.

‏َلَم یَلِد وَ لَم یُولَد: نه کسی از او متولد شده و نه او ازکسی.

وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُواً اَحَد: و هیچ کس مانند او نیست.

 

3. ترجمه ذکر رکوع

‏سُبحانَ رَبِّیَ العَظیمِ وَ بِحَمدِهِ: پاک و منزه است پروردگار بزرگ من و او را سپاس می گویم.

 

4. ترجمه ذکر سجود

سُبحانَ رَبِّیَ الأعلی وَ بِحَمدِهِ: پاک و منزه است خداوند بلند مقام من و او را سپاس می گویم.

 

5. ترجمۀ تشهد

اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلاّ اللهُ وَحدَهُ لا شَریکَ لَهُ: گواهی می دهم هیچ کس شایسته پرستش جز خداوند نیست، یگانه است و شریک ندارد.

وَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ: و گواهی می دهم محمّد (ص) بنده و فرستاده اوست.

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ: خداوندا! درود بفرست بر محمّد (ص) و اهل بیت او.

 

6. ترجمۀ سلام

اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ: سلام بر تو ‏ای پیغمبر و رحمت خدا بر برکات او.

اَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ: سلام بر ما و بر تمام بندگان صالح خدا.

اَلسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُُهُ: سلام بر شما ای جمعیت نمازگزاران و رحمت و برکات او.

 

7. ترجمۀ تسبیحات

‏سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ وَ اللهُ اَکبَرُ: پاک و منزه است خداوند و حمد و ستایش مخصوص اوست و معبودی جز او نیست و خداوند بزرگتر از آن است که به وصف آید.

 

8. ترجمۀ قنوت

‏رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنیا حَسَنَةً وَ فِی الاخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ ‏النّارِ: خداوندا در دنیا و در سرای دیگر به ما نیکی مرحمت فرما و ما را از عذاب دوزخ نگاهدار.

تعقیب نماز
 

‏مستحب است نمازگزار بعد از نماز مشغول ذکر و دعا و قرآن شود و این را تعقیب می نامند و بهتر است پیش از آنکه از جای خود حرکت کند و وضوی او باطل شود رو به قبله بنشیند و تعقیب را بخواند، در کتابهای دعا تعقیب های زیادی از ائمه معصومین (ع) نقل شده که یکی از مهمترین آنها تسبیح حضرت زهرا (ع) است، به این ترتیب که 34 ‏مرتبه «اَللهُ اَکبَرُ» سپس 33 مرتبه «اَلحَمدُلِلّهِ» و بعد 33 ‏مرتبه «سُبحانَ اَللهِ» بگوید و فضیلت ‏و ثواب بسیار دارد.

‏دیگر از مستحبات بعد از نماز سجده شُکر است و آن این است ‏که پیشانی را به قصد شکر بر زمین بگذارند و اگر شُکر خداوند را به زبان آورد بهتر است و به قصد رجاء یک مرتبه یا سه مرتبه، یا صد مرتبه «شُکراً لِلّهِ» بگوید و مستحب است وقت نعمتی به انسان برسد یا بلایی از او دفع شود.


 
قبله
 

باید دانست یکی از آداب نماز، دانستن محل دقیق قبله است یعنی قرار گرفتن د‏ر برابر خانه خدا، گر چه همه جا خانه خداست و خداوند تبارک تعالی در همه جا وجود دارد و نیازی به خانه ندارد لکن برای اینکه همه مسلمانان در زمان برپایی نماز به یک نقطه مقدس توجه نمایند و یک نظم و هماهنگی و وحدت خاصی بین ‏تمام عبادت کنندگان در سراسر د‏نیا وجود داشته باشد، رو به قبله نماز می خوانند: یعنی روبروی کعبه، و این هماهنگی و نظم، یک وحدت کلی را نشان می دهد.

‏بنابراین رو به قبله نماز خواندن یک هدف و یک آرمان مذهبی است و باید کاملاً رعایت شود. از این رو جهت قبله برای تمام مسلمانان سراسر عالم الزامی است و باید جهت آن مشخص گردد.

دانشمندانی در این مورد تحقیقات خوبی انجام داده ‏و جهت قبله را با قبله نماهایی که طراحی نموده ‏و ساخته اند این مشکل را حل نموده اند.


 
تکبیر
 
اَللهُ اکبر شروع یک پرواز است.
آغاز نیاز به سوی خداست.

پرواز به سوی نور و روشنایی است.

با نام و یاد خدا و تکبیر او نمازمان را شروع می کنیم.

الله اکبر یعنی: خدا برتر و بزرگتر از آن است که قابل وصف باشد.

* الله اکبر یعنی اقرار می کنیم که قدرت، لطف، نعمت و علم خدا برتر است.

* با گفتن الله اکبر همه چیز را غیر از خدا از دلمان بیرون ‏می کنیم و توجه ما فقط به سوی اوست.

* الله اکبر گفتن یکی از ارکان نماز است.

* تکبیرة‏الاحرام یعنی: با گفتن الله اکبر در حریم و محدوده ای قرار می گیریم و بعضی چیزها بر ما حرام می شود. مثلاً نه می توانیم حرف بزنیم، نه به این طرف و آن طرف نگاه کنیم، نه بخندیم، نه چیزی بخوریم، نه برای دنیا گریه کنیم و نه نماز را قطع کنیم.

* چون گفتن «الله اکبر» در اول نماز جزو ارکان نماز است اگر‏آن را به جا نیاوریم و یادمان برود، چه عمداً باشد یا اشتباهاً، نماز باطل می شود.

* موقع گفتن «الله اکبر» بدن باید آرام و بدون حرکت باشد و نیز نباید آن را به طرفی خم کنیم و یا به جایی تکیه دهیم.

* پس از نیّت، دستها را تا نزدیکی گوش بالا می بریم و می گوییم: «الله اکبر» و بعد دستها را پایین آورده، شروع به خواندن سورۀ حمد می کنیم.


قرائت سورۀ حمد

با گفتن «الله اکبر» به نماز وارد شده‏و آنگاه ‏سورۀ حمد را می خوانیم:

* بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ: بنام خداوند بخشندۀ مهربان.

* ‏اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمینَ: حمد و ستایش مخصوص خدایی است که پروردگار جهانیان است.

* ‏الرَّحمنِ الرَّحیمِ: بخشنده و مهربان است.
* مالِکِ یَومِ الدّینَ: صاحب روز جزا است.

* ‏ِاِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعینُ: تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم.

* ‏اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ: ما را به راه راست هدایت فرما.

* ‏صِراطَ الَّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم: راه کسانی که به آنها نعمت دادی.

* غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِم وَ لا الضّآلّینَ: نه راه کسانی که مورد غضب تو هستند و نه راه گمراهان.

توجه: بر مرد واجب است حمد و سورۀ نماز صبح و مغرب و عشاء را بلند بخواند و بر مرد و زن واجب است که حمد و سورۀ نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند.

 
 

قرائت سورۀ توحید (اخلاص)

پس از خواندن سورۀ حمد، سورۀ توحید را می خوانیم:

* بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ: بنام خداوند بخشندۀ مهربان.

* ‏قُل هُوَ اللهُ اَحَدٌ: بگو که خدا یکتاست.
* اَللهُ الصَّمَدُ: خدا بی نیاز است.

* ‏َلَم یَلِد وَ لَم یُولَد: خداوند زاده نشده و نزاید.

* وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُواً اَحَدُ: و برای او همتایی نیست.

 
 
رکوع

بعد از خواندن حمد و سوره، خم می شویم و دستها را روی زانوها می گذاریم به این حالت، «رکوع» می گویند.

در حال رکوع می گوییم:

سُبحانَ رَبِّیَ العَظیمِ وَ بِحَمدِهِ

پروردگار بزرگ مرتبۀ من، پاک و منزّه است و من او را ستایش می کنم.

یا سه مرتبه می گوییم: سُبحانَ اللهِ پاک و منزّه باد خدا.

* خدایا: رکوع ما در برابر تو نشان تواضع و فروتنی ماست. ما در مقابل هیچ کس خم نمی شویم و سر تسلیم فرود نمی آوریم، ولی در برابر تو تعظیم می کنیم.

توجه: مستحب است قبل از رفتن به رکوع، در حالی که راست ایستاده ایم بگوییم: «الله اکبر» و سپس به رکوع برویم. همین طور مستحب است بعد از ایستادن از رکوع بگوییم: «سَمِعَ اللهُ لِمَن حَمِدَه» بگوییم الله اکبر و سپس به رکوع برویم همین طور مستحبّ است.

 
 
سجود

بعد از رکوع بلند می شویم، «الله اکبر» می گوییم و سپس به سجدۀ (اول) می رویم.

در حال سجده هفت عضو از بدن را روی زمین قرار می دهیم:

1- پیشانی 2 و 3- دو کف دست 4 و 5- دو سر زانو 6 و 7- سر انگشتان بزرگ پا

‏و آنگاه می گو ییم: سُبحَانَ رَبِّیَ الأعلی وَ بِحَمدِهِ

پروردگار بلند مرتبۀ من پاک ومنزّه است و من او را ستایش می کنم. یا سه مرتبه می گو ییم: سُبحانَ اللهِ (پاک و منزه باد خدا)

 
سجدۀ دوم:

‏پس از سجدۀ اوّل می نشینیم، «الله اکبر» می گوییم و دوباره به سجده می رویم و همان ذکرها را می گوییم.

‏باز هم سر از سجده برداشته می نشینیم.

پایان رکعت اول

مستحب است: ما بین‏دو سجده در هر رکعت، ذکر زیر را بگوییم:

اَستَغفِرُ اللهَ رَبِّی وَ اَتُوبُ اِلَیهِ.

 

سجود: روح فروتنی و بندگی را در ما زنده می کند.

رسول خدا (ص): نزدیک ترین حالت بنده به خدا سجده است.

پروردگار؛ فقط در برابر تو به خاک می افتیم، پیشانی بر زمین می گذاریم و زبان به ستایش تو می گشاییم:

 
 
رکعت دوم نماز

‏وقتی سر از سجدۀ دوم برداشتیم برای رکعت دوم برمی خیزیم و موقع برخاستن می گوییم: بِحَولِ اللهِ وَ قُوَّتِهِ اَقُومُ وَ اَقعُد با یاری و قدرت خداوند، برمی خیزم و می نشینم.

سپس ما‏نند رکعت اوّل، سورۀ حمد و بعد یک سورۀ دیگر از قرآن را می خوانیم.

 
 
قنوت

رَبَّنا آتِنا فی الدُّنیا حَسَنَةً وَ فِی الاخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النّارِ.

‏پروردگارا: در دنیا و در آخرت به ما نیکی و احسان مرحمت فرما و ما را از عذاب آتش حفظ فرما.

‏پس از قنوت، دستها را پایین می آوریم و مانند رکعت اوّل، به رکوع و سجود می رویم.

 
 
تشهد

بعد از رکوع و سجدۀ رکعت دوم می نشینیم و می گوییم:

* الحَمدُلِلّهِ: حمد و ستایش مخصوص خداوند است.

* اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا اللهُ: ‏شهاد‏ت می د‏هم که غیر از خدای یکتا خدای دیگری سزاوار پرستش نیست.

* وَحدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ: یگانه است و شریکی ندارد.

* ‏َوَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ: و شهادت می دهم که حضرت محمد (ص) پیامبر و فرستادۀ خداست.

* ‏َاللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ: ‏خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود و رحمت فرست.

توجه: در رکعت دوم نمازهای سه و چهار رکعتی و در رکعت آخر همه نمازها تشهّد می خوانیم.

* تشهد ما، شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر است.

* مستحب است در تشهد اول بعد از صلوات بر محمّد و آل محمّد (ص)، بگوییم: «وَ تَقَبَّل شَفاعَتَهُ فی اُمَّتِهِ وَ ارفَع دَرَجَتَهُ» پروردگارا شفاعت او را برای امتش بپذیر و درجه و مقامش را بالا ببر.

* مستحب است در موقع نشستن، دستها را روی رانها بگذاریم و انگشتها را به یکدیگر بچسانیم.

* مستحب است زنها در وقت خواندن تشهد، رانها را به هم بچسبانند.

 
 
مخصوص رکعت سوم و چهارم
 
تسبیحات اربعه
(شعارهای چهارگانه)

یا 4 رکعتی، پس از تشهد سلام نمی دهیم بلکه برمی خیزیم و در حالت ایستاده سه مرتبه می گو ییم:

* ‏سُبحانَ اللهِ: خداوند از هر عیب و نقصی پاک و منزّه است.

* وَ الحَمدُلِلّهِ: حمد و ستایش برای خداوند است.

* ‏وَ لا اِلهَ اِلَّا اللهُ: و هیچ معبودی به جز خداوند نیست.

* ‏َوَ اللهُ اَکبَرُ: و خداوند از هر چیز بزرگتر و برتر است.

تسبیحات اربعه را در نمازهای سه رکعتی و چهار رکعتی در رکعتهای سوم و چهارم، سه بار به صورت آهسته تکرار می کنیم و اگر یک بار هم گفته شود کافی است.

‏پس از خواندن «تسبیحات اربعه» دقیقأ مانند رکعت اول و دوم به رکوع و سجده می رویم.

‏اگر نمازمان سه رکعتی بود سلام می دهیم و نماز را به پایان می رسانیم.

‏اگر نمازمان چهار رکعتی بود دوباره یک رکعت دیگر مانند رکعت سوم می خوانیم.

بعد از رکوع و سجود و تشهد «سلام» می دهیم و نمازمان پایان می یابد.

 
 
سلام

اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ

‏درود بر تو و رحمت و برکات خدا ‏بر تو ای پیامبر.

‏َاَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ

‏درود بر ما و بندگان شایستۀ خداوند.

اَلسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ

‏درود بر شما و رحمت و برکات خدا بر شما باد.

 
 

نماز صبح: در دومین رکعت بعد از تشهد سلام می دهیم.

نماز شام: در سومین رکعت بعد از تشهد سلام می دهیم.

در نمازهای چهار رکعتی: در چهارمین رکعت بعد از تشهّد سلام می دهیم.

 
 
نمازها
نمازهای یومیه 17 رکعت
نماز شب 11 رکعت
‏نماز قضا تعداد قضا شده
نماز میت 1 رکعت
‏نماز عید فطر و قربان 2 ‏رکعت
‏نماز آیات 2 رکعت
‏نماز جمعه 2 رکعت
نماز مسافر 11 رکعت
 
 
نمازهای واجب

‏بر هر مسلمانی که به سن تکلیف رسیده ‏واجب است در شبانه روز پنج بار نماز بخواند.

نماز صبح 2 رکعت

نماز ظهر 4 رکعت
نماز عصر 4 رکعت
نماز مغرب 3 رکعت
نماز عشا 4 رکعت
جمعاً 17 رکعت
 
 
واجبات نماز

1- نیّت 2- قیام ایستادن 3- تکبیرة‏الاحرام 4- رکوع 5- سجود

6- قرائت خواندن حمد و سوره 7- ذکر رکوع و سجود 8- تشهد 9- سلام

10- ترتیب
 
 
مقدمات نماز

‏وقت نماز صبح اذان صبح تا طلوع آفتاب

وقت نماز ظهر ساعت شرعی ظهر

وقت نماز عصر بعد از نماز ظهر تا غروب آفتاب

‏وقت نماز مغرب تا قبل از نیمه شب شرعی

وقت نماز عشاء بعد از نماز مغرب تا نیمه شب شرعی

 
 
نماز جماعت

‏مستحب است نماز با جماعت خوانده شود. طبق روایات «‏بهترین مکان برای نماز مسجد است. هرکس به قصد خواندن نماز جماعت به سوی مسجدی گام بردارد برای او در برابر هر گامی که برمی دارد هفتاد هزار حسنه داده می شود».

‏در این میان احادیث فراوانی از پیامبر اکرم (ص) و جانشینان بر حق و معصوم او صلوات الله علیهم اجمعین روایت شده که در آنها سخن از فضیلت و ثواب نماز جماعت در مسجد آمده است.

 
 
نماز جمعه
‏جمعه عید مسلمین است.
نماز جمعه «‏حج فقر است».
‏نماز جمعه آمرزش گناهان است.

‏نماز جمعه دو رکعت که به جای نماز ظهر با جماعت خوانده می شود.

نماز جمعه مانند نماز صبح است با این تفاوت که در رکعت اول قبل از رکوع و در رکعت دوم بعد از رکوع باید قنوت بخوانیم.

 
 
نماز آیات
 

‏‏نماز آیات به چهار چیز بر انسان واجب می شود:

1- گرفتن خورشید 2- گرفتن ماه 3- زلزله 4- رعد و برق و بادهای سیاه وسرخ

 

نماز آیات دو رکعت است و در هر رکعت پنج رکوع دارد. بعد ‏از نیّت، تکبیر بگوید، و یک حمد و یک سوره کامل بخواند و به ‏رکوع برود و سر از رکوع برداشته دوباره یک حمد و یک سوره ‏بخواند و باز به رکوع رفته و تا پنج بار این عمل را تکرار کند. بعد از بلند شدن از رکوع پنجم دو سجده نماید و برخیزد ‏و د‏ر رکعت دوم مانند رکعت اول بجای آورد و تشهد بخواند و سلام بگوید.

 
 
توضیح

‏واجب است هم مردها و هم زنها حمد و سوره نمازهای ظهر و عصر را و همچنین تسبیحات اربعه نمازهای سه رکعتی و چهار رکعتی را آهسته بخوانند.

واجب است مرد‏ها حمد و سوره نمازهای صبح و مغرب و عشا ‏را بقدری که صدای او را نفر پهلویش بشنود بلند بخواند و خانمها بشرط آنکه صدایشان را نامحرمی نشنود می توانند آنها هم حمد و سوره نمازهای صبح و مغرب و عشا را بلندتر بخواند.

 
 

یادی از حساب سود و زیان قیامت

‏خلاصه ترجمه آیاتی از سورۀ مؤمنون قرآن کریم:

‏آیات 99 و 100 و 104 و 110 چون مرگ (نافرمانان برسد از سختی عذاب) ‏گویند: پروردگارا ما را ‏به دنیا بازگردان تا آنچه (فرمان تو را) ترک کرده ‏ایم بجا آورده ‏و عملی شایسته کنیم. ‏جوابشان گویند مگر: (پیامبران در دنیا به شما نگفتند اطاعت خدا ‏کنید؟) ‏اما شما تکذیب کردید و گروهی ا‏ز آنان که فرمان خدا را می بردند مسخره ‏می کردید! و به آنها می خندیدید! موعد شما دیگر گذشته خفه شوید.

آیه 115- مگر می پنداشتید که شما را بیهوده ‏و بی تکلیف خلق ‏کرده ‏ایم؟ و بسوی من باز نمی گردید؟


 
اکنون به درسهای خودآموز
نماز پنجگانه دقت فرمائید
‏وقت نماز صبح
از طوع فجر است تا طلوع آفتاب.
 

‏پس از د‏اشتن وضو یا غسل یا تیمم (هر چه تکلیف آن وقت ما است) رو به قبله می ایستیم. هر فکر و هر چیز و هر کس و هرجا را از افکار و تصور خود ‏بیرون می کنیم فقط و فقط به عظمت و قدرت و رحمت پرورد‏گار می اندیشیم با کمال اد‏ب و د‏اشتن امید رحمت و ترس از عذاب خدا مستقیم و بلاواسطه خود ‏را روبروی خدای رحیم را حاضر بدانیم نیت نماز می کنیم.

‏واجب است چنین نیت کنیم: 2 رکعت نماز صبح محض اطاعت ‏فرمان و رضای پرورد‏گار بجا می آورم قربتاً الی الله.

 
 
درس اوّل
نماز صبح

‏بعد از نیت واجب است تکبیرةالاحرام (اَللهُ اَکبَر) بگوئیم.

(این اَللهُ اَکبَر اول نماز ‏واجب است).

اگر این اَللهُ اَکبَر اول نماز را نگوئیم اصلاً داخل نماز نشده ایم. و وقتی اَللهُ اَکبَر اول نماز را گفتیم دیگر حق نداریم: چیزی ‏بخوریم، بنوشیم، باکسی حرف بزنیم، رو از قبله برگردانیم.

‏کاری غیر ازکارهای نماز انجام دهیم (به موجب فقه شیعه: دست بسته نماز خواندن و در آخر سوره حمد آمین گفتن) اگر عمداً باشد نماز را باطل می کند.

پس از گفتن تکبیرةالاحرام در همان حالت ایستاده واجب است با گفتن: بسم الله الرحمن الرحیم سوره حمد و سوره قل هو الله یا هر سوره ای که می توانیم صحیح بخوانیم بخوانیم.

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ.

‏اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمینَ.‏ الرَّحمنِ الرَّحیمِ. مالِکِ یَومِ الدّینِ. اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعینُ. ‏اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ. صِراطَ الَّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم. غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِم وَ لا الضّآلّینَ.

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

‏قُل هُوَ اللهُ اَحَدٌ. اَللهُ الصَّمَدُ. ‏َلَم یَلِد وَ لَم یُولَد. وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُواً اَحَدٌ.

همین که حمد سوره را تا آخر خواندیم واجب است بطوری که کف هر 2 دست سر زانوها را مشت کند و پشت و کمر کاملاً و مستقیم خم شده باشد به رکوع برویم بدن که آرام گرفت سه متبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

 

 

آنگاه از رکوع بر می خیزیم کمی می ایستیم.

بدن که آرام گرفت بطوری که 7 عضو بدن: (1) پیشانی و (2 و 3) 2 کف دستها و (4 و 5) 2 سر زانوها و (6 و 7) 2 نوک انگشت شصت هر دو پاها روی زمین قرار گرفت به سجده می رویم.

 

‏سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

‏بعد سر از سجده برمی داریم برمی خیزیم می ایستیم.

رکعت دوم

بدون گفتن الله اکبر سوره حمد و سوره قل هو الله را در حالت ایستاده می خوانیم.

قنوت

ستها را رو به بالا تا مقابل صورت می آوریم اگر دعائی بطور صحیح از حفظ باشیم می خوانیم وگرنه فقط 3 صلوات می فرستیم)

رکوع رکعت دوم نماز صبح

آنگاه عیناً مانند رکوع رکعت اول بطوری که هر 2 کف دستها سر زانوها را مشت کند و پشتمان مستقیماً خم شده باشد به رکوع می رویم ‏سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

‏بعد از کوع برمی خیزیم کمی می ایستیم.

آنگاه به سجده می رویم. به قسمی که پیشانی و 2 کف دستها و 2 ‏سر زانوها و 2 ‏نوک انگشتان شصت هر دو پا روی زمین قرار گیرد سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

بعد سر از سجده برمی داریم ‏می نشینیم.
سجده دوم

‏دوباره مانند سجده اول سر به سجده می گذاریم و سه بار ‏می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

ذکر تشهد و سلام آخر نماز صبح

‏وم رکعت دوم هر نماز برداشتیم واجب ‏است روی هر دو ران پاهایمان بنشینیم و هر دو دست را روی ‏رانها (نزد‏یک به سر زانو ها) بگذاریم و تشهد را این چنینبخوانیم:

اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَحدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ ‏َوَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ. اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ ‏َاَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ

اَلسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.

‏بعد از خواندن سلام نماز در اینجا نماز صبح پایان می پذیرد.

درس دوم
نماز ظهر

وقت نماز ظهر: چون از شرقی ترین تا غربی ترین نقاط مرزی کشور ما قریب یک ساعت تفاوت افق دارد. بعلاوه میزان ساعت رادیو ایران اخیراً متغیر شده سهل ترین راه تعیین وقت ظهر شرعی (غیر از شاخص که همه وقت و برای همه کس میسر نیست) آن است که با ساعت دقیق از اول طلوع خورشید تا غروب خورشید را محاسبه کرده نصف زمان بین طلوع تا غروب خورشید که بدست آمد اول ظهر شرعی است.

‏فضیلت وقت نماز اول ظهر است ولی تا به اندازۀ چهار رکعت نماز عصر مانده می توان نماز ظهر را اداء خواند.

‏پس از داشتن وضو یا غسل یا تیمم (هر چه تکلیف آن وقت ما ‏است) رو به قبله می ایستیم. هر فکر و هر چیز و هرکس و هرجا را از افکار و تصور خود بیرون می کنیم فقط و فقط به عظمت و قدرت و رحمت پروردگار می اندیشیم با کمال ادب و داشتن امید رحمت و ترس از عذاب خدا مستقیم و بلاواسطه خود را روبروی خدای رحیم حاضر بدانیم. نیت نماز می کنیم.

‏واجب است چنین نیت کنیم: 4 رکعت نماز ظهر محض اطاعت فرمان و رضای پروردگار، بجا می آورم قربتاً الی الله.

‏پس از گفتن تکبیرةالاحرام در همان حالت ایستاده ‏واجب است با گفتن: بسم الله الرحمن الرحیم سوره حمد و سوره قل هو الله یا هر سوره ای که می توانیم صحیح بخوانیم، بخوانیم.

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ.
‏اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمینَ.
‏الرَّحمنِ الرَّحیمِ. مالِکِ یَومِ الدّینَ.
‏ِاِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعینُ.

‏اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ. ‏صِراطَ الَّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم. غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِم وَ لا الضّآلّینَ.

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ.

‏قُل هُوَ اللهُ اَحَدٌ. اَللهُ الصَّمَدُ. ‏َلَم یَلِد وَ لَم یُولَد. وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُواً اَحَدُ.

همین که حمد و سوره را تا آخر خواندیم واجب است بطوری که کف هر 2 دست سر زانوها را مشت کند و پشت و کمر کاملاً و مستقیم خم شده باشد به رکوع برویم بدن که آرام گرفت سه مرتبه می گو ییم: سُبحانَ اللهِ.

آنگاه از رکوع برمی خیزیم کمی می ایستیم بدن که آرام گرفت ‏بطوری که 7 عضو بدن: (1) پیشانی و (2 و 3) 2 کف دستها و (4 و 5) 2 سر زانوها و (6 و 7) 2 نوک انگشت شصت هر دو پاها روی زمین قرار گرفت به سجده می رویم. سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ، سُبحانَ اللهِ، سُبحانَ اللهِ.

بعد سر از سجده اول برمی داریم قدری روی هر دو ران پاها می نشینیم. دوباره مانند سجده اول به سجده (دوم) می رویم سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ. بعد سر از سجده برمی داریم برمی خیزیم می ایستیم.

بدون گفتن الله اکبر سوره حمد و سوره قل هو الله را در حالت ایستاده می خوانیم. (قنوت واجب نیست)

 
رکوع رکعت دوم نماز عصر

‏آنگاه عیناً مانند رکوع رکعت اول بطوری که هر 2 کف دستها سر زانوها را مشت کند و پشتمان مستقیماً خم شده باشد به رکوع می رویم، سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

سجده اول

بعد از رکوع برمی خیزیم کمی می ایستیم آنگاه به سجده می رویم. به قسمی که پیشانی و 2 کف دستها و 2 سر زانوها و 2 نوک انگشتان شصت هر دو پا روی زمین قرار گیرد، سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ. بعد سر از سجده برمی داریم می نشینیم.

سجده دوم

دوباره مانند سجده اول سر به سجده می گذاریم و سه بار می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

تشهد اول

وقتی سر از سجده دوم رکعت دوم هر نماز برداشتیم واجب است روی هر دو ران پاهایمان بنشینیم و هر دو دست را روی رانها (نزدیک به سر زانوها) بگذاریم و تشهد را چنین بخوانیم:

اََشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَحدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ ‏َوَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ ‏َاللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

همین که صلوات تشهد را خواندیم واجب است برخیزیم بایستیم که رکعت سوم نماز است تسبیحات اربعه را چنین بخوانیم:

سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکبَرُ.

رکوع رکعت سوم نماز

در همین حالت به رکوع رکعت سوم برویم چنان که مانند دو رکعت پیش کف هر 2 دست سر هر دو زانو را مشت کند و پشت و کمرمان مستقیم خم شده باشد سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

سجود رکعت سوم

آنگاه از رکوع برمی خیزیم آنقدر که بدن آرام گیرد می ایستیم بعد به سجده رکعت سوم می رویم.

سجده رکعت سوم هم عیناً مانند سجده هائی است که قبلاً انجام داده بودیم: پیشانی و 2 کف دستها و 2 سر زانوها و 2 انگشت ‏شصت و هر دو پا که روی زمین قرار گرفت (شکل 3) سه مرتبه ‏می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

‏بعد سر از سجده اول برمی داریم روی ران هر دو پا قدری می نشینیم دوباره مانند سجده اول به سجده می رویم و سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

رکوع رکعت چهارم

سپس برمی خیزیم می ایستیم عیناً مانند رکعت سوم یک مرتبه تسبیحات اَربَعَه را چنین می خوانیم:

سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاّ اللهُ وَ اللهُ اَکبَرُ.

پس از آن رکوع رکعت چهارم را مانند رکوع رکعت اول و دوم ‏و سوم به رکوع می رویم همین که پشت و کمر کاملاً مستقیم خم و ‏هر دو کف دستها سر هر دو زانوهایمان را مشت کند سه مرتبه ‏می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

سجود رکعت چهارم نماز ظهر
‏آنگاه از رکوع رکعت چهارم هم برمی خیزیم می ایستیم پس از

‏کمی مکث عیناً مانند سجده هائی که بجا آورده بودیم بطوری که پیشانی و کف هر 2 دست و سر هر دو زانو و نوک هر 2 انگشتان ‏شصت پاها روی زمین قرار گیرد (شکل 3 صفحه 121) سه مرتبه ‏میگوئیم: سُبحانَ اللهِ.

‏پس از آن سر از سجده اول برمی داریم قدری می نشینیم و مجدداً مانند سجده اول به سجده می رویم و سه بار می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

تشهد و سلام آخر نماز ظهر

همین که سر از سجده دوم رکعت چهارم برداشتیم واجب است بنشینیم و تشهد آخر و سلام نماز را چنین بخوانیم:

اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَحدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ ‏َوَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ ‏َاَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ اَلسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.

درس سوم: نماز عصر

وقت نماز عصر: به اندازه خواندن چهار رکعت نماز ظهر که از ظهر گذشت تا غروب آفتاب وقت نماز عصر است.

‏نماز عصر هم عیناً مانند نماز ظهر چهار رکعت است و فقط در نیّت نماز تفاوت دارد که وقت گفتن تکبیرةالاحرام (الله اکبر اول نماز) واجب است چنین نیت کنیم: 4 رکعت نماز عصر محض اطاعت فرمان و رضای پروردگار بجا می آورم قربتاً الی الله. و بر مرد و زن واجب است حمد و سورۀ نماز ظهر و عصر را آهسته بخوانند.

جواب سؤال شما

‏کسی که در مسافرت تکلیف نمازش قصر بوده اگر در وطن هم بخواهد قضای نماز ایام مسافرت (قصر) را بخواند باید همان نماز قصر (نماز ظهر و عصر و عشا) را دو رکعتی بخواند. بالعکس کسی که در سفر است بخواهد نماز قضای ایام سکونت در وطن را بخواند باید تمام بخواند.

درس چهارم
نماز مغرب
(این نماز سه رکعت است)

وقت نماز مغرب: آن است که سرخی باقیمانده ‏شعاع خورشید (شِفَق) از بالای سرمان گذشته باشد و در فصول مختلف سال آخر وقت نماز مغرب تقریباً گاهی تا ساعت 11 شب بیشتر نیست.

پس از داشتن وضو یا غسل ‏یا تیمم (هرچه تکلیف آن وقت ما است) رو به قبله می ایستیم. خدای رحیم را حاضر بدانیم با امید رحمت و ترس از عذاب خدا واجب است چنین نیت کنیم: 3 رکعت نماز مغرب محض رضای پروردگار بجا می آورم قربتاً الی الله.واجب است تکبیرةالاحرام (اَللهُ اَکبَر) بگوئیم.

وقتی الله اکبر اول نماز را گفتیم دیگر حق نداریم: چیزی بخوریم، بنوشیم، با کسی حرف بزنیم، رو از قبله برگردانیم یا کاری غیر از کارهای نماز انجام دهیم (به موجب فقه شیعه: دست بسته نماز خواندن و در آخر سوره حمد آمین گفتن) اگر عمداً باشد نماز را باطل می کند.

پس از گفتن تکبیرةالاحرام در همان حالت ایستاده واجب است با گفتن: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ سوره حمد و سوره قل هو الله یا هر سوره ای که می توانیم صحیح بخوانیم، بخوانیم.

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ.

‏اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمینَ.‏ الرَّحمنِ الرَّحیمِ. مالِکِ یَومِ الدّینِ. اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعینُ. ‏اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ. صِراطَ الَّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم. غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِم وَ لا الضّآلّینَ.

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

‏قُل هُوَ اللهُ اَحَدٌ. اَللهُ الصَّمَدُ. ‏َلَم یَلِد وَ لَم یُولَد. وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُواً اَحَدٌ.

همین که حمد و سوره را تا آخر خواندیم واجب است بطوری که کف هر 2 دست سر زانوها را مشت کند و پشت و کمر کاملاً و مستقیم خم شده باشد به رکوع برویم بدن که آرام گرفت سه مرتبه می گوییم: سُبحانَ اللهِ.

آنگاه از رکوع برمی خیزیم کمی می ایستیم بدن که آرام گرفت بطوری که 7 عضو بدن: (1) پیشانی و (2 و 3) 2 کف دستها و (4 و 5) 2 سر زانوها و (6 و 7) 2 نوک انگشت شصت هر دو پاها روی زمین قرار گرفت به سجده می رویم. سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

رکعت دوم نماز مغرب

بعد سر از سجده اول برمی داریم قدری روی ران پاها می نشینیم. دوباره مانند سجده اول به سجده (دوم) می رویم سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ. بعد سر از سجده برمی داریم برمی خیزیم می ایستیم.

بدون گفتن الله اکبر سوره حمد و سوره قل هو الله را در حالت ایستاده می خوانیم. (قنوت واجب نیست اگر خواستیم هر 2 کف دستها را رو به بالا تا مقابل صورت می آوریم اگر دعائی بطور صحیح از حفظ باشیم می خوانیم وگرنه فقط 3 صلوات می فرستیم).

آنگاه عیناً مانند رکوع رکعت اول بطوری که هر 2 کف دستها ‏سر زانوها را مشت کند و پشتمان مستقیماً خم شده باشد به رکوع می رویم، سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ. بعد از رکوع برمی خیزیم ‏کمی می ایستیم آنگاه به سجده می رویم. به قسمی که پیشانی و 2 ‏‏کف دستها و 2 ‏سر زانوها و 2 ‏نوک انگشتان شصت هر دو پا روی ‏زمین قرار گیرد، سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ، بعد سر از سجده برمی داریم می نشینیم.

دوباره مانند سجده اول سر به سجده می گذاریم و سه بار می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

تشهد اول نماز مغرب

وقتی سر از سجده دوم رکعت دوم هر نماز برداشتیم واجب است روی هر دو ران پاهایمان بنشینیم و هر دو دست را روی رانها (نزدیک به سر ‏زانوها) بگذاریم و تشهد را ‏چنین بخوانیم:

اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَحدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ ‏َوَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

رکعت سوم نماز مغرب

همین که صلوات تشهد را خواندیم واجب است برخیزیم بایستیم در همین حالت که رکعت سوم نماز مغرب است تسبیحات اربعه را چنین بخوانیم:

سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکبَرُ.

(مستحب است تسبیحات اربعه را سه مرتبه بگوئیم).

رکوع رکعت سوم نماز مغرب

آنوقت به رکوع رکعت سوم برویم چنان که مانند دو رکعت پیش کف هر 2 دست سر هر دو زانو را مشت کند و پشت و کمرمان مستقیم خم شده باشد سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

آنگاه از رکوع برمی خیزیم آنقدر که بدن آرام گیرد می ایستیم ‏بعد به سجده رکعت سوم می رویم.

‏سجده رکعت سوم هم عیناً مانند سجده هائی است که قبلاً انجام داده بودم: پیشانی و 2 کف دستها و 2 ‏سر زانوها و 2 انگشت ‏شصت هر دو پا که روی زمین قرار گرفت سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

بعد سر از سجده اول برمی داریم روی ران هر دو پا قدری می نشینیم دوباره مانند سجده اول به سجده می رویم و سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

همین که سر از سجده دوم رکعت سوم برداشتیم واجب است بنشینیم و تشهد آخر و سلام نماز را چنین بخوانیم:

اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَحدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ ‏َوَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ ‏َاَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ اَلسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.

در اینجا نماز مغرب پایان می پذیرد.

بر مرد واجب است حمد و سورۀ نماز صبح و مغرب و عشاء را بلند بخواند.

درس پنجم
نماز عشاء
 

وقت نماز عشا: به اندازه خواندن 3 رکعت نماز مغرب که از مغرب گذشته تا نیمه شب است (بعضی از فتاوی مراجع عظام تقلید فرموده اند تا قبل از طلوع فجر هم می توان نماز عشا را اداء خواند.

پس از داشتن وضو یا غسل یا تیمم (هر چه تکلیف آن وقت ما است) رو به قبله می ایستیم. هر فکر و هر چیز و هر کس و هر جا را از افکار و تصور خود بیرون می کنیم فقط و فقط به عظمت و ‏قدرت و رحمت پروردگار می اندیشیم. با کمال ادب و داشتن امید رحمت و ترس از عذاب خدا مستقیم و بلاواسطه خود را روبروی خدای رحیم حاضر بدانیم نیّت نماز می کنیم.

‏واجب است چنین نیّت کنیم: 3 رکعت نماز عشا محض اطاعت فرمان و رضای پروردگار، بجا می آورم قربتاً الی الله.

بعد از نیّت واجب است تکبیرةالاحرام (اَللهُ اَکبَر) بگوئیم (این اَللهُ اَکبَر اول نماز واجب است) اگر این اَللهُ اَکبَر اول نماز را نگوئیم ‏اصلاً داخل نماز نشده ایم. و وقتی اَللهُ اَکبَر اول نماز را گفتیم دیگر حق نداریم: چیزی بخوریم، ‏بنوشیم، با کسی حرف بزنیم، رو از قبله برگردانیم. کاری غیر از کارهای نماز انجام دهیم (به موجب فقه شیعه: دست بسته نماز خواندن و در آخر سوره حمد آمین گفتن) اگر عمداً ‏باشد نماز را باطل می کند.

پس از گفتن تکبیرةالاحرام در همان حالت ایستاده واجب است با گفتن: بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ سوره حمد و سوره قل هو الله یا هر سوه ای که می توانیم صحیح بخوانیم، بخوانیم:

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ.

‏اَلحَمدُلِلّهِ رَبِّ العالَمینَ.‏ الرَّحمنِ الرَّحیمِ. مالِکِ یَومِ الدّینِ. اِیّاکَ نَعبُدُ وَ اِیّاکَ نَستَعینُ. ‏اِهدِنَا الصِّراطَ المُستَقیمَ. صِراطَ الَّذینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم. غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِم وَ لا الضّآلّینَ.

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ

‏قُل هُوَ اللهُ اَحَدٌ. اَللهُ الصَّمَدُ. ‏َلَم یَلِد وَ لَم یُولَد. وَ لَم یَکُن لَهُ کُفُواً اَحَدٌ.

همین که حمد و سوره را تا آخر خواندیم واجب است بطوری که کف هر 2 دست سر زانوها را مشت کند و پشت و کمر کاملاً و مستقیم خم شده باشد به رکوع برویم بدن که آرام گرفت سه مرتبه می گوییم: سُبحانَ اللهِ.

آنگاه از رکوع برمی خیزیم کمی می ایستیم بدن که آرام گرفت بطوری که 7 عضو بدن: (1) پیشانی و (2 و 3) 2 کف دستها و (4 و 5) 2 سر زانوها و (6 و 7) 2 نوک انگشت شصت هر دو پاها روی زمین قرار گرفت سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

بعد سر از سجده اول برمی داریم قدری روی هر دو ران پاها می نشینیم. دوباره مانند سجده اول به سجده (دوم) می رویم سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ. بعد سر از سجده برمی داریم برمی خیزیم می ایستیم.

رکعت دوم نماز عشاء

بدون گفتن اَللهُ اَکبَر سوره حمد و سوره قل هو الله را در حالت ایستاده (شکل 2) می خوانیم. (قنوت واجب نیست)

اگر خواستیم هر 2 کف دستها را رو به بالا تا مقابل صورت می آوریم اگر دعائی بطور صحیح از حفظ باشیم می خوانیم وگرنه فقط 3 صلوات می فرستیم.

آنگاه عیناً مانند رکوع رکعت اول بطوری که هر 2 کف دستها ‏سر زانوها را مشت کند و پشتمان مستقیماً خم شده باشد به رکوع می رویم، سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ. بعد از رکوع برمی خیزیم ‏کمی می ایستیم.

آنگاه به سجده می رویم. به قسمی که پیشانی و 2 ‏‏کف دستها و 2 ‏سر زانوها و 2 ‏نوک انگشتان شصت هر دو پا روی ‏زمین قرار گیرد سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ، بعد سر از سجده برمی داریم می نشینیم.

دوباره مانند سجده اول سر به سجده می گذاریم و سه بار می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

وقتی سر از سجده دوم رکعت دوم هر نماز برداشتیم واجب است روی هر دو ران پاهایمان بنشینیم و هر دو دست را روی رانها (نزدیک به سر ‏زانوها) بگذاریم و تشهد را ‏چنین بخوانیم:

اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَحدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ ‏َوَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

همین که صلوات تشهد اول را خواندیم واجب است برخیزیم بایستیم در همین حالت که رکعت سوم نماز است تسبیحات اربعه را چنین بخوانیم:

سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکبَرُ.

رکعت سوم نماز عشاء

آنوقت به رکوع رکعت سوم برویم چنان که مانند دو رکعت پیش کف هر 2 دست سر هر دو زانو را مشت کند و پشت و کمرمان مستقیم خم شده باشد سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

آنگاه از رکوع برمی خیزیم آنقدر که بدن آرام گیرد می ایستیم ‏بعد به سجده رکعت سوم می رویم.

سجده رکعت سوم نماز عشاء

‏سجده رکعت سوم هم عیناً مانند سجده هائی است که قبلاً انجام داده بودم: پیشانی و 2 کف دستها و 2 ‏سر زانوها و 2 انگشت ‏شصت هر دو پا که روی زمین قرار گرفت (شکل 4) سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

بعد سر از سجده اول برمی داریم روی ران هر دو پا قدری می نشینیم دوباره مانند سجده اول به سجده می رویم و سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

قیام رکعت چهارم نماز عشاء

سپس بر می خیزیم می ایستیم عیناً مانند رکعت سوم یک مرتبه تسبیحات اربعه را چنین می خوانیم:

سُبحانَ اللهِ وَ الحَمدُلِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ وَ اللهُ اَکبَرُ.

رکوع رکعت چهارم نماز عشاء

‏پس از آن رکوع رکعت چهارم را مانند رکوع رکعت اول و دوم ‏و سوم به رکوع می رویم همین که پشت و کمر کاملاً مستقیم خم و هر دو کف دستها سر هر دو زانوهایمان را مشت کند سه مرتبه می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

سجود رکعت چهارم نماز عشاء

آنگاه از رکوع رکعت چهارم هم برمی خیزیم می ایستیم پس از ‏کمی مکث عیناً مانند سجده هائی که بجا آورده بودیم بطوری که پیشانی و کف هر 2 دست و سر هر دو زانو و نوک هر 2 انگشتان ‏شصت پاها روی زمین قرار گیرد سه مرتبه میگوئیم: سُبحانَ اللهِ.

رکعت آخر نماز عشاء

‏پس از آن سر از سجده اول برمی داریم قدری می نشینیم و مجدداً مانند سجده اول به سجده می رویم و سه بار می گوئیم: سُبحانَ اللهِ.

تشهد و سلام آخر نماز عشاء

همین که سر از سجده دوم رکعت چهارم برداشتیم واجب است بنشینیم و تشهد آخر و سلام نماز را چنین بخوانیم:

اَشهَدُ اَن لا اِلهَ اِلّا اللهُ وَحدَهُ لا شَرِیکَ لَهُ ‏َوَ اَشهَدُ اَنَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ.

اَلسَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا النَّبِیُّ وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ ‏َاَلسَّلامُ عَلَینا وَ عَلی عِبادِ اللهِ الصّالِحینَ اَلسَّلامُ عَلَیکُم وَ رَحمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ.

در اینجا 4 رکعت نماز عشاء پایان می پذیرد.
 
 
‏نماز قضا

‏گاهی اتفاق می افت که شخص در خواب است یا سرگرم انجام کاری است غیر عمد وقت نمازش می گذرد و ندانسته نماز قضا ‏می شود. در این صورت واجب است در اولین فرصت قضای نماز را بجا آورد. ولی فضیلت نماز خواندن بوقت را نمی برد!

‏بدبختانه عده ای بواسطه ندانستن مسأله یا کم اعتقادی به مسئله اهمیّت وجوب نماز وقتی به کاری مشغول است و می داند وقت نماز می گذرد با این وجود می گوید حالا کارم را می کنم بعداً یا شب قضای نماز را می خوانم!!!

‏اینگونه اشخاص باید بدانند ترک عمدی حتی یک رکعت نماز مساوی با کفر است! قضای نماز را هم که بجا آورد باز شدیداً مسؤول عمدی ترک نماز و مشمول آیه (وَیلٌ لِلمُصَلّین) است و گناهی بس بزرگ مرتکب شده زیرا:

‏هیچ کار مهمی مقدم تر از فرمان خدا (نماز رکن بزرگ اسلام نیست). حضرت سیدالشهداء (ع)، در گرماگرم جنگ روز عاشورا که خود و یاراش زیر هدف باران تیر دشمن قرار داشتند نماز ظهر را تأخیر نکردند به نماز مشغول شدند که چند نفر از یارانش در حال نماز هدف تیر دشمن بی رحم قرار گرفتند!!!

 
 
اعمال و نماز عید فطر

‏خواندن نماز عید است و آن دو وکعت است. در رکعت اوّل حمد و سورۀ اعلی بخواند و بعد از قرائت پنج تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیری این قنوت را بخواند: اَللّهُمَّ اَهلَ الکِبرِیآءِ وَالعَظَمَةِ وَ اَهلَ الجُودِ وَالجَبَرُوتِ وَ اَهلَ العَفوِ وَ الرَّحمَةِ وَ اَهلَ التَّقوی وَالمَغفِرَةِ اَسئَلُکَ بِحَقِّ هذَا الیَومِ الَّذی جَعَلتَهُ لِلمُسلِمینَ عیداً وَ لِمُحَمَّدٍ صَلّیَ اللهُ عَلَیهِ وَ الِهِ ذُخراً وَ شَرَفاً وَ مَزیداً اَن تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ اَن تُدخِلَنی فی کُلِّ خَیرٍ اَدخَلتَ فیهِ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ وَ اَن تُخرِجَنی مِن کُلِّ سُوءٍ اَخرَجتَ مِنهُ مُحَمَّداً وَ الَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَ عَلَیهِم اجمعین اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُکَ خَیرَ ما سَئَلَکَ مِنهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ وَ اَعُوذُ بِکَ فیهِ مِمَّا استَعاذَ مِنهُ عِبادُکَ الصّالِحُونَ. پس تکبیر ششم بگوید و به رکوع رود و بعد از رکوع و سجود برخیزد و به رکعت دویم و بعد از حمد سورۀ والشّمس بخواند پس چهار تکبیر بگوید و بعد از هر تکبیری آن قنوت را بخواند و چون فارغ شد تکبیر پنجم گوید و به رکوع رود پس نماز را تمام کند و بعد از سلام تسبیح حضرت زهرا (ع) بفرستد و بعد از نماز عید دعاهای بسیار وارد شده است و شاید بهترین آنها دعای چهل و ششم ‏صحیفه کامله باشد و مستحبّ است که نماز عید در زیر آسمان و بر روی زمین بدون فرش و بوریا واقع شود و آنکه برگردد از مصلّی از غیر آن راهی که رفته بود و دعا کند از برای دینی خود به قبولی اعمال زیارت کند امام حسین (ع) را.

 
 
نماز غفیله

‏نماز غفیله یکی از نمازهای مستحبّی، «نماز غفیله» است که دو رکعت است و بین نماز مغرب و عشا خوانده می شود و وقت آن، ‏بعد از نماز مغرب است تا وقتی که سرخی طرف مغرب از بین برود، و در رکعت اوّل آن، بعد از «حمد» باید این آیه را بخواند:

«وَ ذَا النُّونِ اِذ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ اَن لَن نَقدِرَ عَلَیهِ فَنَادی فِی الظُّلُماتِ اَن لا اِلهَ اِلاّ اَنتَ سُبحانَکَ اِنّی کُنتُ مِنَ الظّالِمِینَ فَاستَجَبنا لَهُ وَ نَجَّیناهُ مِنَ الغَمِّ وَ کَذلِکَ نُنجِی المُؤمِنینَ».

‏و در رکعت دوم، بعد از «حمد» باید این آیه را بخواند:

«وَ عِندَهُ مَفاتِحُ الغَیبِ لا یَعلَمُها اِلاّ هُوَ وَ یَعلَمُ مَا فِی البَرِّ وَ البَحرِ وَ مَا تَسقُطُ مِن وَرَقَةٍ اِلاّ یَعلَمُهَا وَ لَا حَبَّةٍ فی ظُلُماتِ الاَرضِ وَ لا رَطبٍ وَ لا یابِسٍ اِلاّ فِی کِتابٍ مُبینٍ».

‏و در قنوت آن، این دعا خوانده شود: «اَللّهُمَّ اِنّی اَسأَلُکَ بِمَفاتِحِ الغَیبِ اَلَّتِی لا یَعلَمُها اِلّا اَنتَ اَن تُصَلِّیَ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَن تَفعَل بِی کَذا وَ کَذا»، و به جای کلمۀ «کذا و کذا»، حاجتهای خود را به زبان آورد؛ سپس بگوید: «اَللّهُمَّ اَنتَ وَلِیُّ نِعمَتِی وَ القادِرُ عَلی طَلِبَتِی تَعلَمُ حاجَتِی فَأَسأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِ وَ عَلَیهِمُ السَّلامُ لَمَّا قَضَیتَهَا لِی».

 
 
نماز شب

نماز شب، شرف مؤمن است و دیگر آنکه نماز شب باعث ‏صحت بدن و کفّارۀ گناهان روز و برطرف کنندۀ وحشت قبر است.

‏روی را سفید و بوی را پاکیزه و روزی را جلب می کند و زینت آخرت است.

‏حضرت رسول اکرم (ص) فرمود: دو رکعت نماز در دل شب، در نزد من بهتر است از آنچه در دنیاست.

‏حضرت علی (ع) فرمود: سه چیز با سه چیز دیگر جمع نمی شود ‏(طمع نکنید) پرخوری با بیداری شب، نور صورت با خوابیدن در جمیع شب، دوستی فساق با در امان ماندن از دنیا.

‏نماز شب، مجموعاً یازده رکعت می باشد که هشت رکعت آن به ‏نیّت نماز شب، چهار نماز دو رکعتی و دو رکعت آن به نیّت نماز شغع و یک رکعت هم به نیّت نماز وَتر خوانده ‏می شود.

 
مقدّمات نماز

‏زمانی که از خواب برخاست خداوند را سجده کرده و در سجده و یا بعد از آن بگوید: اَلحَمدُلِلّهِ الَّذی اَحیانی بَعدَ مآ اَماتَنی وَ اِلَیهِ النُّشُورُ اَلحَمدُلِلّهِ الَّذی رَدَّ عَلَیَّ رُوحی لِاَحمَدَهُ وَ اَعبُدُهُ.

‏و اذکاری که در مفاتیح آمده را بخواند.

 
زمان خواندن نماز شب

‏اوّل وقت آن از نصف شب است و هر چه به طلوع صبح صادق نزدیکتر باشد بهتر است و اگر صبح طلوع کند و چهار رکعت نماز را خوانده ‏باشد بقیّه نمازها را با حمد بدون سوره بخواند.

 
کیفیت نماز

‏هشت رکعت نماز شب به صورت چهار رکعت نماز دو رکعتی که د‏و رکعت اوّل مستحب است:

- در رکعت اوّل و د‏وم بعد از حمد سی مرتبه توحید بخواند.

- در رکعت اوّل سوره توحید و در رکعت دوم سوره قُل یا اَیُّهَا الکافِرونَ را بخواند. و شش رکعت دیگر بعد از حمد سورۀ توحید را بخواند کافی می باشد.

 
کیفیت قنوت نماز

‏در هر دومین رکعت گفتن سه مرتبه سُبحانَ اللهِ کفایت می کند. گر چه دعای ذیل هم گفته شده است که مستحب است: اَللّهُمَّ اغفِرلَنا وَارحَمنا وَ عافِنا وَاعفُ عَنّا فِی الدُّنیا وَ الأخِرَةِ اِنَّکَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ.

پس از اتمام هشت رکعت دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وَتر می خوانی ک در این 3 رکعت بعد از حمد سورۀ توحید را بخواند به منزلۀ ختم قرآن می باشد.

 
مستحبات نماز وَتر

‏در قنوت نماز یک رکعتی وَتر مستحب است که از عقاب الهی گریه و تباکی کند. و چهل نفر مؤمن را دعا کند و سزاوار است آنکه ‏هفتاد مرتبه بگوید: اَستَغفِرُ اللهَ وَ اَتوُبُ اِلَیهِ.

‏و هفت مرتبه بگوید: هذا مَقامُ العائِذِ بِکَ مِنَ النّارِ.

حضرت زین العابدین امام سجّاد (ع) در سحر در نماز وَتر می گفتند: اَلعَفوَ، اَلعَفوَ را 300 مرتبه و بعد از آن می فرمودند: رَبِّ اغفِرلی وَارحَمنی وَ تُب عَلَیَّ اِنَّکَ اَنتَ التَّوّابُ الغَفُورُ الرَّحیمُ.


 

شکیّات نماز

 

‏هنگامی که می گوییم «‏شک»، این واژه در برابر سه واژه یعنی یقین، ظن، و وَهم قرار می گیرد. مقصود از یقین آن است که ا‏نسان ‏بی هیچ تردید و بطور قطعی چیزی را بداند یا باور داشته باشد؛ همانند کسی که نماز را تمام کرده و الان یقین دارد که نمازش را خوانده است. مقصود از «ظن» آن است که شخص نسبت به چیزی گمان قوی تری دارد، اما در عین حال نمی تواند خلاف آن را بطور قطعی نفی کند، مثلاً کسی با گمان قوی بداند نماز خود را خوانده، ‏اما در عین حال نتواند هیچ درصدی احتمال نماز نخواندن را ‏هم ندهد. «وَهم» درست در برابر ظن قرار دارد و به احتمال ضعیف تر گفته می شود. بااین توضیح روشن می شود که مقصود از «شک» حالتی است که انسان دو احتمال را مساوی می داند و ذهنش به هیچ ‏یک از دو طرف بیش از طرف دیگر نمی کشد. در مباحث شکیات ‏نماز مقصود از «شک» ‏چنین حالتی است. هنگامی که از شک نماز ‏سخن به میان می آید، این شک به یکی از صورت های زیر می تواند باشد:

1- شک در اصل نماز
2- شک در شرایط نماز
3- شک در رکعت های نماز

‏گاهی شخص در این تردید می کند که اصل نماز را به جا آورده یا به جا نیاورده است، و هیچ یک از این دو احتمال هم نزد او از دیگری قوی تر نیست. بروز چنین تردیدی یا در هنگامی است که ‏هنوز وقت نماز باقی است و یا در هنگامی است که وقت نماز ‏گذشته است. الف) اگر تردید در به جا آوردن یا به جا نیاوردن اصل ‏نماز در هنگامی باشد که هنوز وقت برای انجام آن باقی است، باید ‏به این شک اعتنا کرد و نمازی را که در به جا آوردنش شک هست بخواند. ب) اما اگر تردید پس از تمام شدن وقت نماز باشد، نباید به این شک اعتنا کرد.

‏و امّا شک در شرایط نماز بدین صورت است که فرد در این باره شک می کند که شرایط نماز از قبیل طهارت را دارد یا نه، چنین شکی می تواند در یکی از این سه حالت بروز کند:

1- پیش از شروع نماز: در این حالت باید به شک اعتنا کرد و نگاه کرد که حکم آن چیست.

2- د‏ر حال نماز: در این حالت نیز حکم همان است که در حالت پیشین بیان شد.

3- پس از پایان نماز: در این حالت نمازی که خوانده شده از این ناحیه فاقد اشکال است، اگر چه که نماز بعد، حکم خاص خود را خواهد داشت.

شک در رکعت های نماز: معمولاً هنگامی که از شکیات نماز سخن به میان می آید، مقصود همین نوع از شک است. این نوع شک، خود به سه دسته تقسیم می شود:

1- شکهایی که نماز را باطل می کند.

2- شکهایی که نباید به آن اعتنا کرد.

3- شکهایی که صحیح است. شرح هر کدام از این موارد در مباحث بعدی خواهد آمد.

شکهایی که نماز را باطل می کند

به شکهایی که اگر در هنگام خواندن نماز پدید آیند و نماز را باطل می کنند، شکهای مُبطِل (باطل کننده) نماز گویند. این شکها هشت نوعند:

1- شک در شمارۀ رکعتهای نماز دو رکعتی.

2- شک در شمارۀ رکعتهای نماز سه رکعتی.

3- در نماز چهار رکعتی اگر شک کند یک رکعت خوانده یا بیشتر.

4- د‏ر نماز چهار رکعتی پیش از تمام شدن ذکر سجدۀ دوم، رکعت دوم شک کند دو رکعت خوانده یا بیشتر.

5- شک بین دو و پنج یا دو و بیشتر از پنج.

6- شک بین سه و شش یا سه و بیشتر از شش.

7- شک د‏ر رکعتهای نماز که نداند چند رکعت خوانده است.

8- شک بین چهار و شش یا چهار و بیشتر از شش.

شکهایی که نباید به آنها اعتنا کرد

‏این نوع شک، شش قسم است که اگر در نماز پدید آید، نباید به آنها اعتنایی کرد و باید نماز را ادامه داد و آنها عبارتند از:

1- شک در چیزی که محل به جا آوردن آن گذشته است؛ مثلاً ‏نماز گزار در حال رکوع شک کند که حمد را خوانده ‏یا نه.

2- شک بعد از سلام.
3- شک بعد از گذشتن وقت نماز.

4- شک کثیرالشک، یعنی کسی که زیاد شک می کند.

5- شک امام و مأموم در شماره رکعتهای نماز در صورتی که یکی از آنان بداند.

6- شک در نمازهای مستحبی.
شکهای صحیح
ترتیب
توضیحات
1

شک بین 2 و 3 -(در نمازهای چهار رکعتی) بعد از دو سجده، بنا را بر سه گذاشته و باقی نماز ‏را خوانده و بعد از سلام، یک رکعت نماز احتیاط ایستاده و یا دو برکعت نشسته می خواند.

2

‏شک بین 2 ‏و 4 - بعد از دو سجده، بنا را بر چهار گذاشته و باقی نماز را خوانده و بعد از سلام، ‏دو رکعت نماز احتیاط ایستاده می خواند.

3

شک بین 2 و 3 و 4 - بعد از دو سجده، بنا را بر چهار گذاشته و باقی نماز را می خواند و بعد از سلام، دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و دو رکعت نشسته می خواند.

4

شک بین 4 و 5 - بعد از دو سجده، بنا را بر چهار گذاشته و باقی نماز را خوانده و بعد از سلام، ‏دو سجده سهو انجام دهد.

5

شک بین 3 و 4 - در هر حال، بنا را بر چهار گذاشته و باقی نماز را خوانده و یک رکعت نماز ‏احتیاط ایستاده می خواند.

6

‏شک بین 4 و 5 - در حال ایستاده، بلافاصله می نشیند، بنا را بر چهار گذاشته و یک رکعت ‏نماز احتیاط ایستاده می خواند.

7

شک بین 3 و 5 - در حال ایستاده، بلافاصله می نشیند، بنا را بر چهار گذاشته، سلام نماز را ‏داده و دو رکعت نماز احتیاط ایستاده می خواند.

8

‏ ‏شک بین 3 و 4 و 5 - در حال ایستاده، بلافاصله نشسته، بنا را بر چهار گذاشته، سلام نماز را ‏داده و دو رکعت نماز احتیاط ایستاده و دو رکعت نماز احتیاط نشسته می خواند.

9

شک بین 5 و 6 - در حال ایستاده بلافاصله نشسته، بنا را بر چهار گذاشته و سلام نماز را داده ‏و دو سجدۀ سهو، بجا می آورد.

 

مقصود از شک صحیح در رکعت های نماز، شکی است که اگر د‏ر نماز رخ دهد به واسطه آن نماز باطل نمی شود‏، شکهای صحیح 9 مورد است که در این جدول ذکر شده است.

 

تاریخ بروز رسانی ( 28 مرداد 1387 ساعت 23:18 )