|
نگارش یافته توسط محمدي
|
|
27 آبان 1386 ساعت 14:47 |
برای پرداختن به اين موضوع كه نماز در ساختار شخصيت جوان، موجد چه آثاری بوده و نقش و تأثير آن تا چه حدی است به نظر میرسد كه تبيين و توضيح چند مطلب در اين باب لازم و ضروری باشد. نخست حقيقت و روح نماز است و ديگری اهميت دوران نوجوانی و جوانی و نيز روحيه انفعالی و تأثير پذيری اين نسل (نسل جوان) در مقابل عوامل خارجی است.
به نظر میرسد تا وقتی كه مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جايگاه خود را پيدا نكنند فوايد و آثار اين امر عبادی يعنی نماز در زندگی جوانان در پردهای از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جايگاه حقيقی خود را پيدا نكند. لذا به همين خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعديل و تكامل شخصيتی و ايفای نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی جوانان را بيان خواهيم كرد.
روح و حقيقت نماز
نماز لفظ و واژهای است كه در متون دينی ما بعنوان «صلاة» از آن ياد شده و دارای معانی متعدّدی بوده كه يكی از آن معانی، همين عمل مخصوصی است كه به نام «نماز» در دين اسلام تشريع شده است. اين لفظ در برخی از آيات به معنای سلام و تحيت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن میفرمايند:
إنَّ الله وملائكته يصلّون علی النّبی يا ايّها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلّموا تسليماً.
«همانا خداوند و فرشتگان بر پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم) درود میفرستند شما هم ای اهل ايمان بر او صلوات و درود بفرستيد و با تعظيم بر او سلام گوئيد»(1).
و در آيه ديگر با اشاره به همين معنی میفرمايند: هو الذی يصلی عليكم وملائكته «اوست خدايی كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحيت و رحمت میفرستند»(2).
وبه معنای دعا هم در برخی از آيات آمده است. آنجا كه به پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده میشود خداوند میفرمايد بعد از گرفتن زكات برای آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكيهم بها وصلّ عليهم إنّ صلواتك سكن لهم.
«ای رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگير تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكيزه سازی و آنها را به دعای خير ياد كن همانا دعای تو در حق آنان، موجب تسلی خاطر آنهاست»(3).
«صلاة» به هر دو معنای مزبور كه در حقيقت به معنای واحد بر میگردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نيست بلكه مراد از «صلاة» همان معنايی است كه با طريق مشخص و با اركان مخصوص و جزئيات معين از طرف شارع مقدس، حقيقت پيدا كرده است و پيامبر خاتم(صلی الله عليه وآله وسلم)آن حقيقت نازله را در عمل تشريع و خود، آن را تحقق عملی بخشيد. نه تنها شخص پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پای بند بود بلكه همه مسلمين موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجای آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الی غسق الليل.
«نماز را از زوال خورشيد تا نهايت تاريكی شب برپا دار»(4).
كه اين آيه اشاره اجمالی به نمازهای پنج گانه دارد. نماز با اين شيوه مرسوم كه مصداق آن برای همه مسلمين روشن و آشكار است چيزی نيست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلی الله عليه وآله وسلم)و اهل بيتش استفاده میشود پر واضح است كه اين تلقی از نماز يعنی اعمال مخصوصهای كه با تكبيرة الاحرام شروع و به سلام ختم میگردد. و اين است معنای ديگری كه از آيات استفاده میشود. آنچه كه مسلّم است اين است كه اين عمل ظاهری كه اصطلاحاً بدان نماز گفته میشود تمام حقيقت نماز نيست بلكه اين صورت و چهره ظاهری آن است. نماز امری است الهی كه تحقق آن همانند ساير امور دارای ظاهر و باطن است كه در متون دينی به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصوير ظاهری نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گيرد و حفظ آن نيز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظيم در مقابل او، اميد و دلبستگی به ذات ربوبی، اعتماد و ركون به وجود سرمدی و محو شدن در مقابل ذات يكتايی كه در مقابل عظمت و جلالت او قيام نموده است.
حقيقت نماز اعم از معنای ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقيقت انسان و انسانيت او به جسم مادی است. همانطور كه حقيقت انسان در اين جسم خاكی و هيكل مادی قالب گيری شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به اين شكل ظاهری وجود يافته است چنانچه خداوند فرمايد: وقد خلقتكم اطواراً «وبه تحقيق شما را به صورت گوناگون آفريد»(5).
حقيقت نماز هم چون ساير امور در باطن و روح او نهفته شده كه اين قالب و صورت را پذيرا شده است هرگاه آن حقيقت بخواهد در عالم خارج تحقق يابد قطعاً بايد در همين طور و قالب خاص باشد و در غير اين صورت نماز نبوده بلكه پديده ديگری است.
هرگاه اين قالب خاص و صورت ظاهری نماز با روح و باطن آن آميخته و قرين گردد نماز حقيقت خود را يافته و تأثير خود را میگذارد. در چنين صورتی است كه اين امر الهی، ستون دين(6)، معراج مؤمنين(7)، روشنگر چهره مسلمين(8)، مقرِّب متقين(9)، مكمّل اخلاص مخلصين، مبعِّد خصائص ملحدين(10)، مسوِّد چهره شياطين(11)، ومميّز مؤمنين از كافرين(12)، قرار میگيرد.
پس نمازی كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطی شی نخواهد بود. بنابر اين قيام به ظاهر آن، تحركی در نماز گزار ايجاد نخواهد كرد و از سوی ذات باری به اين نماز اقبال و توجهی نيست چنانچه از رسول گرامی اسلام(صلی الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمودند:
«خداوند متعال نظر نمیافكند به نمازی كه آدمی دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند»(13).
پس حقيقت نماز اعم از صورت ظاهری و معنای باطنی است و تمسك به هر يك از اين دو بدون ديگری نماز نيست در نتيجه هم كسانی كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بیخبرند از حقيقت نماز غافلند و هم آنانكه نماز نمیخوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقيقت آن رسيدهايم معرفتی از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقيقت است.
پی نوشت ها:
1 ـ سوره مباركه احزاب، آيه 56.
2 ـ سوره مباركه احزاب، آيه 43.
3 ـ سوره مباركه توبه، آيه 103.
4 ـ سوره مباركه اسراء، آيه 78.
5 ـ سوره مباركه جن، آيه 14.
6 ـ تهذيب، ج1 ص173 روايت 68. كافی، ج7 ص25 روايت 7.
7 ـ بحار الانوار، ج82 ص303 روايت 2 باب 4.
8 ـ نهج الفصاحه، حديث 1874.
9 ـ اصول كافی، ج3 ص265 روايت 6. نهج الفصاحه، حديث 1878.
10 ـ مجمع البيان، ج7 ص447 ذيل آيه 45 عنكبوت.
11 ـ نهج الفصاحه، حديث 1877.
12 ـ نهج الفصاحه، حديث 1098.
13 ـ معراج السعاده، ص668. |
|
تاریخ بروز رسانی ( 09 آذر 1386 ساعت 12:04 )
|