|
نگارش یافته توسط محمدي
|
|
27 آبان 1386 ساعت 15:20 |
عذاب تاركين نماز
سختي دنيا و ترك نماز
به ياد خدا بودن و با ذكر و ياد او زندگي كردن موجب گشايش و آسايش حيات مادي است. ترديدي نيست كه انسان همه امور زندگي را با تدبير و اراده خود ادامه ميدهد و هر چه عاقلانهتر بينديشد زندگي بهتري خواهد داشت و هر چه از بكارگيري عقل و انديشه در زندگي فاصله بگيرد معضلات و مشكلات او در زندگي بيشتر خواهد بود. و ليكن اين نكته را نبايد فراموش كرد كه همان عقل است كه دستور به تعبد و عبوديت به انسان ميدهد به حدّي كه گفته ميشود هركس كه عاقلتر است عابدتر است يعني تكامل عقل در تعبد محض نسبت به پروردگار است.
پس عاقل كسي است كه عابد باشد و جاهل كسي استكه از عبادت و ذكر خدا اعراض كند. به همين خاطر اين گروه از افراد انساني چون عقل خود را بكار نگرفته و از نعمت عقلاني بهرهاي ندارند از ياد الهي غافلند و نتيجه اين غفلت و رويگرداني از ياد خدا، قرار گرفتن در سختيها و تنگناهاي زندگي است.
وَمَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِكري فَاِنَّ له معيشةً ضنكاً ونحشره يوم القيامةِ أعمي.
«و كسي كه از ياد من روي بگرداند معيشت و زندگي را بر او تنگ نموده و روز قيامت او را كور محشور ميكنم»(1).
و علت كوري او در روز قيامت شايد بدين دليل باشد كه در دنيا چشم حقيقت بين نداشته كه اين همه حقايق الهي را در زمين ببيند و كسي كه حقايق بارز و آشكار الهي را در طول عمر خود مشاهده نكند و اقرار به حقيقت ربوبي ننمايد در واقع در همين دنيا نابيناست و كسي كه در اين دنيا نابينا باشد در قيامت نيز نابينا محشور ميگردد. ومَنْ كان في هذِهِ اَعْمي فهو في الآخرةِ اعمي واَضَلُّ سبيلاً.
«و كسي كه در اين دنيا كور باشد پس او در آخرت كور است و گمراهتر»(2).
پس كسي كه چشم خود را ببندد و حقايق هستي را مشاهده نكند به ياد جهان آفرين و خالق نظام هستي نميافتد و وقتي كسي به ياد خالق نباشد به انحراف و بيراهه ميافتد و كسي كه به بيراهه افتد دائماً در سختي است.
در روايات وارده از معصومين(عليهم السلام) نابينايي و سختي و تنگناي زندگي به ضعف و كمبود مسائل روحي و معنوي تعبير شده است. و گفته شد كه كوري قلب بدترين كوري و نابينائي است(3).
دانشمندان امروزي هم معتقدند كه بيشتر سختيهاي زندگي نشأت گرفته از ضعف روحي و وابستگي به امور مادي است. آنكس كه اميد و ايمان به خدا دارد و به حقيقت هستي دل بسته باشد از سختيها و نگرانيها در امان است، اين نكته هم در زندگي فردي و هم در حيات اجتماعي صادق است.
برخي گمان ميكنند كه تنگي زندگي در كمبود در آمدهاي مادي است ولي اين بينش از ديدگاه دين پذيرفته نبوده و با فرهنگ اسلامي هيچ سازگاري ندارد و عقل هم چنين ديدگاهي را تأئيد نميكند. به اين دليل كه اگر نگرانيها و سختيهاي زندگي با پول و تمكنات مادي قابل حل بود پس ميبايست افراد متموّل و سرمايهدار هيچ مشكلي در زندگي نداشته و سعادتمندترين افراد جامعه باشند در حاليكه مشكلات و سختيهاي آنها به مراتب بيشتر از ديگران است. با توجه به همين نكته است كه قرآن علت اصلي اضطرابات و نگرانيها و مشكلات زندگي را در اعراض و رويگرداني از ياد خداوند يعني ترك نماز و عبادات ميداند.
علامه طباطبائي صاحب تفسير ارزشمند الميزان در تفسير آيه 124 سوره طه ميفرمايند:
«اگر خداي تعالي فرمود: كسي كه از ذكر من اعراض كند معيشتي تنگ دارد براي اين است كه كسي كه خدا را فراموش كند و با او قطع ارتباط نمايد ديگر چيزي غير دنيا نميماند كه وي به آن دل ببندد و آن را مطلوب خود قرار دهد. در نتيجه همه كوششهاي خود را منحصر در آن ميكند و به اصلاح آن ميپردازد و روز به روز آن را توسعه بيشتري ميدهد و به تمتّع آن سرگرم ميگردد و اين معيشت او را آرام نميكند چه كم باشد و چه زياد، چون هر چه بدست آورد به آن حد قانع نگشته و راضي نميشود و دائماً چشم به زيادهتر از آن ميدوزد بدون اينكه اين حرص او به جايي منتهي گردد. پس چنين كسي دائماً در فقر و سختي بسر ميبرد و هميشه علاقمند به چيزي است كه ندارد. در حاليكه اگر خداي خود را ميشناخت و به ياد او بود اين حالت را نداشت»(4).
پس براي ما مسلمانان جاي هيچ ترديدي وجودندارد كه گشايش زندگي و سعادت و آرامش دنيا و آخرت در پرتو ايمان به خداوند و ياد او نهفته و همه تنگناهاي زندگي و ناهمواريهاي آن از عدم بكارگيري عقل و دوري از تعاليم دين سرچشمه ميگيرد. و آرامترين زندگي در دنيا و نيز در آخرت نصيب مؤمنترين افراد و ناآرامترين آن براي غير مؤمنين است.
ضلالت و گمراهي نتيجه ضايع كردن نماز
آنان كه در مقابل انبياي الهي ايستادهاند و از خود مقاومت نشان داده و به سخنان حكيمانه آنان توجه نكردند افرادي بودند كه تابع هواهاي نفساني و اميال حيواني خويش بودند يعني خواهشهاي نفساني را بر خواستههاي و حياني انبياء ترجيح دادند و تسليم بت نفس خويش شدند.
قرآن كريم از اين گروه چنين ياد ميكند كه اينها اگر به ياد خدا بودند و هواي خود را خداي خود قرار نميدادند و نماز و عبادات خود را ضايع نميساختند قطعاً به اين گمراهي نميافتادند كه در مقابل خدا و رسولان الهي بايستند. اين نكته در قرآن درس بسيار خوبي است كه بدانيم هرگاه عدهاي از مردم در هر زماني در برابر تعاليم دين و دستورات الهي ايستاده و در مقابل آن موضع گرفتهاند اين گمراهي و ضلالت نتيجه غفلت از ياد خداوند و تضييع عبادت است. چون ممكن نيست كه كسي يا گروهي به ياد خدا باشند و عبادت و نماز خود را داشته باشند و در عين حال با انبياي الهي مخالفت ورزند.
هرگز اين دو امر قابل جمع نيست كه هم نماز را داشته باشند و هم با پيامبران مخالفت ورزند چون اولين و مهمترين ره آورد انبياي الهي نماز بوده است.
اين يك اصل و قاعده كلي است كه هدايت يافتگان در طول تاريخ، سجده كنندگان و نمازگزاران و عبادت پيشگان و گمراهان و ضالين، هوا پرستان و غافلان از ياد خدا و تاركين نماز بودهاند.
چنان ارتباط محكم و پيوند عميق ميان گمراهي و ضلالت با ترك و تضييع نماز برقرار است كه خداوند در قرآن كريم چنين ميفرمايد:
اولئك الذين انعم اللهُ عليهم من النبيين من ذريّة آدم و ممَّنْ حملنا مَعَ نوح وَمِنْ ذريةِ ابراهيم واسرائيل ومِمَّنْ هدينا و اجتبينا اِذا تُتلي عليهم آياتُ الرحمن خَرُّوا سُجّداً وبُكيّاً فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهم خَلْفٌ اَضاعُوا الصلاةَ واتّبعوا الشهوات فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّاً.
«آنها پيامبراني بودند كه خداوند مشمول نعمتشان قرارداده بود از فرزندان آدم و از كساني كه با نوح بر كشتي سوار كرديم و از دودمان ابراهيم و يعقوب، از آنها كه هدايت كرديم و برگزيديم آنها كساني بودند كه وقتي آيات خداوند رحمان بر آنان خوانده ميشد به خاك ميافتادند و سجده ميكردند در حاليكه گريان بودند. امّا بعد از آنان فرزندان ناشايستهاي روي كار آمدند كه نماز را ضايع كردند و پيروي از شهوات نمودند و به زودي مجازات گمراهي خود را خواهند ديد»(5).
اينكه چرا خداوند از ميان تمام عبادات روي نماز تأكيد فرموده است شايد به اين جهت باشد كه نماز مانع اصلي انسان از گناهان است و وقتي كه اين مانع برداشته شود و سد شكسته گردد گمراهي و غوطه ورشدن در شهوات نتيجه قطعي آن است يعني همانطور پيامبران ارتقا مقام خود را از ياد خدا شروع كردند و با ياد خدا به خاك ميافتادند و سجده ميكردند اين گروه نيز سقوط و انحرافشان از فراموش كردن ياد خدا شروع شد»(6).
پس توجه به شهوات و پيروي از آن وقتي كه جاي نماز و عبادت و ياد خدا را بگيرد جز گمراهي و ضلالت هيچ نتيجه و ثمره ديگري نخواهد داشت. بنابر اين با اين عمل نه فرد از گمراهي در امان قرار ميگيرد و نه جامعه.
سختترين عذاب دوزخ براي بينمازان
در مورد اوّل گفته شد كه تاركين نماز، سختترين شرايط زندگي را در دنيا دارند و هيچ راحتي و گشايشي براي آنها در حيات و زندگي مادي نيست. و چون خدا را از ياد بردهاند در نتيجه خدا هم دست لطف و رحمت خويش را از سرشان كوتاه و آنان را در تنگناي زندگي رها ساخته است. به هر سمتي كه روي ميآورند درهاي رحمت الهي را به سوي خود بسته ميبينند و در حقيقت در تمام عمر خويش تا زماني كه به درگاه الهي توبه نكنند و به سوي او باز نگردند در لجنزار زندگي حيواني و مادي خويش غرقند و دائماً در فشار روحي بسر ميبرند. اين عذاب و عقاب قبل از مرگشان است كه در اين دنيا خداوند نصيبشان كرده است و امّا بعد از حيات مادي و مرگشان، عذاب سختي آنها را تهديد ميكند. بعد از مرگ عذابي كه براي اين گروه در پيش است قطعاً قابل مقايسه با عذاب دنيوي نيست. از آيات و روايات چنين بر ميآيد كه سختترين عذاب دوزخ براي تاركين نماز است.
قرآن مناظره بهشتيان با مجرمان را چنين بيان ميفرمايد كه: يتسائلون عن المجرمين ماسلككم في سقر قالوا لم نك من المصلّين.
«اهل بهشت سئوال ميكنند از مجرمان كه چه چيز شما را به دوزخ فرستاد؟ ميگويند ما از نمازگزاران نبوديم»(7).
و يا در آيه ديگر خداوند ميفرمايند: انّ الّذين يستكبرون عن عبادتي سيدخلون جهنّم داخرين.
«آنان كه از عبادت كردن به خداوند تكبر ميورزند هر چه زودتر ذليلانه به جهنّم فرو خواهند رفت»(8).
پس قعر جهنّم جاي كساني است كه از نماز سر باز ميزنند و در برابر عظمت پروردگارشان استكبار ميورزند چنين افرادي قبل از مرگ، نامشان در ليست اهل جهنّم ثبت است. چنانچه رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه وآله وسلم)فرمودند: مَنْ ترك الصلاة متعمّداً كُتِبَ اسمه علي باب النّار ممَّنْ يدخلها.
«هر كه عمداً نمازش را ترك كند بر در جهنّم نامش جزء دوزخيان نوشته شده از كساني كه داخل آن ميشوند»(9).
هرگز از خاطرم محو نميشود زماني كه آن استاد بزرگوار در تفسير سوره واقعه كه درباره اوصاف اهل بهشت و جهنّم سخن ميگويد آن داستان زيبا را از خودش نقل كردهاند. به نظر ميرسد كه بيان آن براي خوانندگان خصوصاً جوانان مفيد و مؤثر باشد. فرمودند كه من مدتي بود كه از خدا حاجتي را طلب و درخواست نمودم و آن خواستهام اين بود كه در عالم رؤيا بهشت و دوزخ را به من نشان دهد و من قبل از مردن معرفتي نسبت به آن پيدا كنم. طوري نباشد كه قبل از رؤيت بميرم. مدّتي دعاي مخصوص در مفاتيح را ميخواندم تا اينكه بعد از رياضتهايي شبي خواب ديدم كه من مردهام، خانواده و اطرافيان جمع شده مرا غسل و كفن نموده وارد قبرستان كردند. نماز ميّت را خوانده مرا وارد قبر نمودند (همه اينها در حالتي است كه روحم بر جسم من مسلط است). بعد از اينكه تشيع كنندگان رفتند نوري از بالاي سرم ظاهر شد كه من به همراه اين نور به راه افتادم.
(يومَ تري المؤمنين والمؤمنات يسعي نورهم بين ايديهم وبايمانهم بُشريكم اليوم جنّات تجري من تحتها الانهار خالدين فيها ذلك هو الفوز العظيم.
«روزي را ميبيني كه مردان و زنان با ايمان كه نورشان پيشرو و در سمت راست آنان به سرعت حركت ميكند (و به آنان ميگويند) بشارت با دبر شما امروز به باغهايي از بهشت كه نهرها زير درختانش جاري است جاودانه در آن خواهيد ماند و اين پيروزي بزرگي است». (آيه 12 سوره حديد).
وارد باغ وسيعي شدم كه بسيار سرسبز و زيبا بود طوري كه من در دنيا
باغي به آن زيبايي نديده بودم مقداري به جلو رفتم ديدم عدهاي بر سر سفرهاي رنگين نشستهاند وقتي مرا ديدند به احترام بلند شده و مرا دعوت به پذيرائي نمودند مقداري از آن ميوههاي لذيذ را خوردم بعد بلند شدم كه قدمي بزنم. در حال قدم زدن در اين باغ بودم كه دفعةً در منطقه تاريكي افتادم ديدم سنگهاي ريزي همانند پارههاي آتش از بالاي سرمان فرود ميآيد به صورتي كه هيچ كس از آسيب آن در امان نيست فرياد و شيون زيادي به گوش ميرسيد من بخاطر اينكه از اين حادثه سالم بمانم دست به قنوت برداشته و شروع به دعا و نيايش نمودم در اين حالت هيچ يك از اين سنگها به من اصابت نميكند در حاليكه ناله و شيون آن افراد همانگونه ادامه دارد به آنها گفتم بلند شويد براي نماز و دست به دعا برداريد تا سنگها به شما اصابت نكند آنها در جواب گفتند كه ما اهل نماز نبوديم و قدرت ايستادن نماز را نداريم. اينجا بود كه از خواب بيدار شدم فهميدم كه آن باغ زيبا و وسيع بهشت بود و اين هم جهنّم.
آري آنان كه در اين دنيا تارك نماز باشند توانايي و قدرت نيايش و نماز در آخرت از آنان سلب ميگردد و آنها كه اهل نماز باشند ميتوانند دست به دعا برداشته با خداي خود راز و نياز نمايند و از نماز شفاعت طلب كنند باشد كه انشاء الله همه ما با اقامه نماز در دنيا از عذاب دنيوي و اخروي نجات يافته و نماز را بهترين توشه براي آخرت خود قرارداده و بعنوان بهترين شفاعت كننده در عالم آخرت از آن بهره گرفته و استفاده نمائيم زماني كه هيچ عملي جز عبادات و طاعات به فرياد آدمي نميرسد.
پی نوشت ها:
1 ـ سوره مباركه طه، آيه 124.
2 ـ سوره مباركه اسراء، آيه 72.
3 ـ تفسير نور الثقلين، ج3 ص196.
4 ـ الميزان، ج14 ص224.
5 ـ سوره مباركه مريم، آيه 58 ـ 59.
6 ـ تفسير نمونه، ج13 ص102 (چاپ دوّم).
7 ـ سوره مدثر، آيه 40 ـ 43.
8 ـ سوره مباركه غافر، آيه 60.
9 ـ كنز العمّال، ج7 ص19090.
|